+
خانه / احکام / احکام اسلامی / مراجعه به عقل یا دین؟
مراجعه به عقل یا دین؟

مراجعه به عقل یا دین؟

به قلم مدیر سایت

سؤال: با داشتن عقل چرا به احکام شرعی و دینی مراجعه کنیم؟

جواب: امور جاری در زندگی انسان ها دو دسته اند: برخی از آنها مشترک میان همه ی انسان ها در همه ی زمان ها و مکان هاست و بعضی از آنها در شرایط زمانی و مکانی متفاوتند.
اسلام در تمام امور روزمره ی ما دخالت نکرده بلکه اساسا چنین چیزی امکان ندارد. اموری که اسلام به عنوان حکم شرعی دست روی آن گذاشته، در بخش اول می گنجند. مثلا اسلام می گوید: دروغ، غیبت، حقه بازی، دزدی و … حرام است و عبادت خدا، رعایت احترام پدر و مادر، رعایت حقوق دیگران، کنترل شهوت و … واجب است. مواردی از این دست مربوط به زمان و مکان و افرادی خاص نیست.
اما بسیاری امور نیز به خود انسان ها واگذار شده. مثلا کارگران روزی چند ساعت در روز کار کنند، مقررات راهنمایی و رانندگی به چه صورت باشد، در جنگ ایران و عراق جنگ تا چه زمانی ادامه یابد و …
اگر به موردی بر خوردیم که علت آن را با عقل خودمان درک نکردیم، باز هم این رفتار ما مطابق عقل است؛ زیرا وقتی حقانیت یک دین برایمان ثابت شد لازم نیست با عقل خودمان دلیل صدور همه ی احکامش را درک کنیم و آنها را مطابق با عقل خودمان بیابیم. این مثل این می ماند که وقتی دانستیم پزشکی متخصص است به دستورهای او عمل می کنیم هرچند در خیلی مواقع ندانیم چرا او می گوید: این چیز را بخور آن یکی را نخور.

تذکر: اجرای بعضی احکام شرعی در برخی شرایط ، مناسب نیست، که تعداد آنها بسیار اندک است مانند برده داری و سنگسار. اسلام در این قضایا پیش بینی لازم را کرده و آن، اختیار دادن به ولی فقیه است. او در این موارد دخالت کرده و این احکام را بطور موقت، ملغی می کند تا وقتی که شرایط فراهم گردد.

یک نظر

  1. البته باید توجه کرد که وجود احکام برخی مسایل در دین الزاما به معنای مطلوب بودن انها از نظر دین نیست و از انجا که هر دین علاوه بر بیان احکام کلی ولایتغیر به وضع جامعه زمان خود هم توجه دارد وبرخی احکام را بر پایه مقتضیات زمانی و یامعضلات اجتماعی وضع میکند. مثلا طلاق که مکروهترین حلال در اسلام خوانده شده و همچنی برده داری که بیان احکام ان بخاطر سر وسامان دادن به انست. این نکته بسیار مهمست زیرا بسیاری از شبهاتی که به ساحت ادیان مختلف وارد میشود ناشی از کج فهمی وعدم در نظر گرفتن شرایط بوجود اورنده انست. تاسیس نهاد اجتهاد در مکتب تشیع نکته ایست که باعث پویایی ان در مقایسه با اهل سنت شده است.در ادیان دیگر هم این مطلب به چشم می خورد ومیبینیم که سعی می شود برخی احکام بر اساس شرایط کنونی تغییر کنند. این را نباید به حساب ضعف یک دین گذاشت و دایم احکام منسوخ گذشته را به عنوان ابزار نفی انها بکار برد. اتفاقا هر چه یک دین قابلیت انعطاف بیشتری داشته باشد موفقترست.پروتستانیسم در مسیحیت موید این نیاز در مسیحیت است. زرتشتیت هم ازین امر مستثنا نیست و تغییرات صورت گرفته در ان بهمین شکل باید قضاوت شود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلا