+
خانه / احکام / احکام اسلامی / چرا تقلید از علما؟
چرا تقلید از علما؟

چرا تقلید از علما؟

به قلم مدیر سایت
«تقلید» یعنی پیروی از دیگری بدون اینکه دلیل گفته های او را بدانیم؛ خواه اسم آن را «تقلید» بگذاریم یا نه.
آیا ما فقط از مراجع تقلید، تقلید می کنیم؟ وقتی که بیمار می شویم و به پزشک متخصص مراجعه می کنیم، به دستورهای او عمل می کنیم هرچند دلیل دستورهای او را ندانیم (مگر او را متخصص ندانیم).
در صورت خراب شدن ماشینمان به مکانیک مراجعه می کنیم. اگر او را متخصص و قابل اعتماد بدانیم، وقتی که می گوید: فلان قطعه را بخر، حرف او را می پذیریم و آن قطعه را خریداری می کنیم بدون اینکه از کار او سر در بیاوریم. اگر خودمان سر در می آوردیم به میکانیک و پزشک مراجعه نمی کردیم.
اینگونه نمونه ها در زندگی ما فراوان است بدون اینکه آن را «تقلید» بنامیم.

در مورد تقلید در احکام شرعی نیز قضیه به همین صورت است. از آنجا که ما نمی توانیم خودمان احکام شرعی را از قرآن و روایات، به دست آوریم، به کسی مراجعه می کنیم که این تخصص را دارد. اما در اینجا چون اسمش را «تقلید» گذاشته ایم، پذیرفتن آن برای عده ای سخت است.
بله، اگر دانش ما به حدی رسید که خودمان توانستیم احکام را به دست آوریم، تقلید از دیگری حرام است. در اسلام باب علم به روی همگان باز است. مثل عصر ساسانیان نیست که علم در انحصار افرادی خاص باشد.
بنابراین مراجعه ی ما به علما برای دریافت احکام شرعی، به خاطر نداشتن «عقل» نیست بلکه به خاطر نداشتن «علم»و «تخصص» است.

اسفند ۱۳۹۱

۴۲ نظر

  1. به نظر من آدماهایی که حداقل دیپلم دارند میتوانند خودشان مسائلشان را حل کنند. متاسفانه آدمهایی هستند با تحصیلات دکترا ولی تقلید میکنند.فکر میکنم معنی تقلید را نفهمیدن آنها فکر میکنند تقلید تکلیف است مثل نماز و روزه.

    • سیاوش امیرشاهی

      کسی که در رشته اقتصاد دکترا دارد، میتونه در زمینه دندانپزشکی نظر بده ؟ نمیتونه. درسته که دکترا داره ولی رشته ش و زمینه ش چیزی دیگه س. مسائل دینی هم همینه. بعضیا در مهندسن و یا در رشته ی خاصی دکترا دارن ولی در زمینه مسائل دینی اطلاعاتشون خیلی کمه.
      پس داشتن دکترا در یک زمینه علمی نمیتونه سبب بشه که شخصی تقلید نکنه. تقلید به معنی رجوع به متخصص نه تنها بد نیست بلکه لازمه.

  2. علوم دینی با علوم پزشکی و مهندسی قابل قیاس نیست .

    • اگر دین را به عنوان صرفاً یک امر شخصی بدانیم ، بله قابل قیاس نیست.
      اما اگر اون رو یک امر اجتماعی بدونیم که قدرت ظهور در عرصه های مختلف رو داره، اون موقع باید متخصص داشته باشه. اسلام داعیه دار حکومت جهانی هست. و حقاً هم هینطوره امروزه یک سر تحولات مهم اجتماعی و سیاسیِِ دنیا، اسلام هست. بیشترین تمرکز غرب هم روی اسلام (اسلام شیعی) هست. و اصلاً نبرد آخرالزمان که شروع هم شده بین اسلام و غرب هست. در این نبرد هیچکی نمیتونه بگه من هرجور دلم میخواد رفتار میکنم !! باید فرماندهی واحد وجود داشته باشه. دین هم قانون و قاعده داره. قوانین شخصی اسلام هم در درون خودش وجهه اجتماعی داره (یعنی وحدت رویه). (س. امیرشاهی)

  3. یعنی شما اختلاف فاحش بین علم و دین را نمی بینید ……..
    واضح هست که علوم پزشکی و یا مهندسی در تمام کشورهای دنیا علوم یکسان با محتوای همتراز
    و دارای فرمولهای اثبات شده هست که بشر سالها آنرا با آزمایش و تجربه کسب کرده .
    داروی دلدرد و یا واکسن آبله چه در ایران و چه در ژاپن یا برزیل یکیست
    بهمین دلیل عمل کردن به نسخه یک پزشک بدون تعقل کاری منطقیست .
    ولی آیا در تمام دنیا یک دین و اعتقاد همسو وجود دارد که بدون فکر و تعقل ،
    گفته یک شیخ سنی یا شیعه یا بودایی یا زرتشتی یا …….. را بپذیریم ؟؟
    آیا احکام اسلامی که ساخته ذهن بشر برای شاخ و برگ دادن به ماهیت آن هست
    و یا آیات قرآنی که از وجود فرشتگان بالدار و یا حوریان و غلامان بهشتی و هفت آسمان
    حرف میزند ، اثبات شده و مورد تایید همه مردم دنیا و دانشمندان هستند ؟

    • آنطور که میگید علوم پزشکی و مهندسی در تمام دنیا یکسانه درست نیست حتی در ایران نیز یکسان نیست. اگر دانش پزشکی اینقدر یک دسته چرا برای یک بیماری وقتی نزد چند پزشک می رویم، راه های درمان متفاوت تجویز می کنند؟ چرا خودشان همدیگر را قبول ندارند؟

      امور دینی دو دسته است: اعتقادات و احکام
      نباید این دو دسته را خلط کرد. در بخش عقاید، تقلید جایز نیست و باید خود تحقیق کرد اما وقتی حقانیت دین یا مذهبی مثل تشیع ثابت شد، در عمل به احکام شرعی یا باید خودش شخص توان استنباط از قرآن و حدیث داشته باشه و اگر چنین توانایی نداره باید تقلید کنه.

      وقتی که حقانیت قرآن اثبات شد، هرآنچه بگوید مثل هفت آسمان را می پذیریم حتی اگر بشر نتونه درک کنه. مگر بشر همه چیز را تونسته درک کنه؟ مگر بشر می تونه بگه به هرآنچه در آسمانها است دست پیدا کرده؟

  4. چرا بجای پاسخ مغلطه میکنید ؟ یعنی باید سفسطه های عامیانه تان را هم جواب داد ؟
    مگر تمامی مراجع تقلید همدیگر را قبول دارند ؟
    پس چرا آیت الله شریعتمداری و منتظری و بروجردی در زمان حیات آیت الله خمینی منزوی شدند ؟
    مگر دروس و اصطلاحاتی را که دانشجویان پزشکی در ایران با دانشجویان در استرالیا میخوانند تفاوت دارند ؟
    فقط ممکن هست کیفیت آنها و یا کیفیت داروها بنابر میزان رشد اجتماعی اقتصادی آن کشور کمی توفیق داشته باشد ولی هدف درمان بیماریهاست که هر پزشکی بسته به تخصص و تجربه و تشخیص خود درمانی را تجویز میکند .
    اگر علم و دانش اشتباه کند ، آنرا میپذیرد وگرنه پیشرفتی نمیتوانست داشته باشد
    ولی پیروان ادیان هزاران سال هست که هیچ اشتباه و توهمی را در اعتقادات خود نمی بینند
    و هر کدام سنگ حقانیت بر سینه میزنند .
    حقانیت شیعه و قرآن کی و کجا ثابت شد ؟
    پس چرا مسلمین به ۷۲ فرقه با اختلافات بزرگ تقسیم میشوند که هر کدام مراجع تقلید خودشان را دارند ؟
    مگر وقتی نیم میلیارد انسان گاو را مقدس میدانند ، دلیلی بر حقانیت پرستش گاو هست ؟

    • اگر گفتیم خیلی از پزشکها تشخیص یکدیگر را قبول ندارند به این معنا نیست که مراجع تقلید همدیگر را قبول دارند

      هم فقیهان با یکدیگر اختلاف نظر دارن و هم پزشکان. 

      همانطور که هنگام بیماری سعی میکنیم به پزشکی مراجعه کنیم که در رشته ی خودش بیشتر می داند، در مورد فقیهان نیز چنین می کنیم تا احتمال خطا کمتر باشه.

      چاره ی دیگر نداریم. آیا شما در عمل به احکام شرعی، راه بهتری سراغ دارید؟

      • پس چرا پیروان این مراجع رو متهم میکنن؟
        چند صد دستگی در بین پیروان این مراجع شیعه پیش میاد که گاهی نظراتشون فرسنگها با هم فاصله داره
        باید قبول کنیم که منسجم نیستیم ، فقها در مورد همه چیز نظر میدن نه یک چیز یا یک تخصص خاص
        بنظرم یک بازنگری کلی باید بشه یا لااقل به عمل پیروان هر کدوم کسی خرده نگیره

  5. جناب آقای فاطمی

    آیا جنابعالی و سایر قایلین به تقلید هیچگونه گواهی و سندی از قرآن و سنت پیامبر و امامان در تایید تقلید می توانید ارایه دهید . منظور از سند البته سفسطه و استنباط نیست چنین موضوع مهمی که امروز اصل بنیادین حوزه های علمیه است لابد انقدر اهمیت داشته که در قرآن و یا احادیث و سیره پیامبر از آن نام برده شود .

    این پاسخ کلیشه ای که تقلید از مجتهد در امر دین مشابه تقلید از پزشک در امور پزشکی است سفسطه ای واضح است . وقتی شما در مورد تقلید صحبت می کنید هرگز منظور نظرتان امری کارشناسی و خبرگی نیست . شما دین را ظرفی میدانید که شامل همه چیز است از پزشکی و اقتصاد گرفته تا روانشناسی و امور زناشویی .
    مغالطه فقها در این امر واضح است . چرا که استقرای از جزء به کل باطل است .
    بلا تشبیه این پاسخ کلیشه ای شما به درد کتاب دینی کلاس سوم ابتدایی میخورد .
    اما همین شاهدی که اوردید خود دلیل بطلان ادعای دیگر شماست . چون شما دین را حاکم بر همه امور و علوم میدانید و جهل علمای فقه بر اکثر علوم از جغرافی و پزشکی و تاریخ و روانشناسی و حتی فلسفه و منطق … اظهر من الشمس است . لذا اگر دین را موضوعی قابل تقلید میدانید پس این موضوع محصور است به حد علم و کارشناسی فقها و چون حد علم و میزان کارشناسی علما از بسیاری از نخبگان سایر علوم تک به تک و به میزان فاحشی در کل علوم کمتر و محدودتر است ان دینی که شما اعتقاد دارید حدش از یک شاخه فرعی علوم بشری هم محدودتر است .
    اما دینی که ما به آن معتقدیم و دین الهی میدانیم و حاکم بر تمام زندگی و زیست خود میدانیم محصور به علم علما و فقها نیست .

  6. یعنی واقعا جنابعالی با خواندن این صفحه موضوع تقلید برایتان اثبات شد . پس دیگر دهها کتاب در رد و تایید این نظر از فقها همه هجو بوده اند .
    اما نگاهی کنیم به دعاوی مطرح شده در این صفحه که شما آن را پاسخ ساده سوال من دانسته اید

    دلایل قرآنی :
    آیه ۴۳ سوره نحل
    وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلاَّ رِجالاً نُوحی‏ إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
    آیه ۷ سوره انبیا
    وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ إِلاَّ رِجالاً نُوحی‏ إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ

    اگر اهل تفسیر و شان نزول باشید می دانید که این ایه در پاسخ شبه مشرکان که چگونه بشری مانند شما می تواند پیامبر نازل شده است . و اهل ذکر در این جا به منزله علمای تذکره و آگاهان از کتب آسمانی قبلی و به عنوان سند و شاهد و دلیل آمده

    حتی اگر شان نزول را در نظر نگیرید آیه معنای ساده وروشنی دارد که می فرماید اگر در موردی چیزی را نمی دانید از عالمان به ان موضوع سوال کنید .
    ترجمه ایت الله مکارم که شان نزول هم در آن مستتر است :
    آیت الله مکارم شیرازی
    و پیش از تو ، جز مردانی که به آنها وحی می کردیم ، نفرستادیم! اگر نمی دانید ، از آگاهان بپرسید ( تا تعجب نکنید از اینکه پیامبر اسلام از میان همین مردان برانگیخته شده است ) !ی

    بنده به غیر از ترجمه اقای مشکینی که عملا تصرف در معنی کرده اند در جمیع تراجم و تفاسیر معنی خلاف این موضوع و موید تقلید مشاهده نکردم .

    اما ایه اصلی ن احکام
    وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ

    این ایه که معنای کلی آن دستور به مسلمانان است که در زمان جهاد همگی ترک وطن نکنند و برخی از ایشان جهت اموختن احکام به مدینه و نزد پیامبر رفته و در بازگشت به شهر خود احکام و اصول و فروع را به دیگران بیاموزند

    اولا به نظر عامه مفسرین این آموختن شامل اصول و فروع دین بوده .
    ثانیا منظور آیه مشخصا اموختن احکام از پیامبر و بیان احکام برای دیگران بوده هیچ سخنی از اجتهاد در این ایه نیست .

    به فرض که بتوان از این آیه چنین استنباطی هم برای تقلید در آورد . لاید موافقان نظر شما در حوزه شک و شبهه ها در این مورد را شنیده اند که مثلا در تفسیر نمونه اقای مکارم چند پاراگراف برای توجیه این برداشت آن هم به استناد اینکه شاید اصحاب پیامبر در ان زمان اجتهاد هم میکرده اند ارایه داده .

    در المیزان هم چنین تفسیری که مطابق نظر شما باشد ارایه نشده

    • دوست عزیز، شما پرسیدی آیا تقلید ریشه در قرآن و حدیث داره یا نه؟
      جواب دادم ریشه داره و این نمونه هاش اما بحث اجتهاد و تقلید از مباحث مفصل و دشواره که اینجا جای بحث از آن نیست و در حد تخصص من و شما  نیست. ما فقط می تونیم بگیم احادیثی در این زمینه داریم اما بحث دقیق آن را به اهلش باید سپرد. بحث از اینکه آیا راویان احادیث ثقه هستند یانه، ملاکه وثاقت چیست؟ محدوده ی معنایی الفاظ عربی احادیث چیست؟ با احادیث معارض چه کنیم؟ و… در محدوده ی فعالیت این سایت نیست

  7. قصد پاسخگویی و بازکردن بحث دلایل روایی تقلید از مجتهد را ندارم

    اما جنابعالی که مدعی هستید پاسخ ساده سوال من در این چند خط اینترنت امده

    ۶ بند به عنوان دلایل روایی در این صفحه مشاهده شد

    در این شش بند تنها یک حدیث مستقیما ارایه شده است . که حدیث و اما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا علی هواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه
    می باشد .
    سند این روایت شدیدا ضعف دارد که اگر اهل علم باشید بهتر از من میدانید و گرنه در مطلب جداگانه خدمتتان عرض می شود .

    یک حدیث هم با ذکر توقیع امام دوازدهم امده گویا منظور نویسنده توقیع اما الحوادث الواقعه می باشد

    این توقیع با وجود اشکال در سند مورد تایید برخی علمای شیعه قرار گرفته که از قضا همگی از اصولیون می باشند و اخباریون بر اشکال بر این توقیع نظر دارند .

    سایر بندهای این مقاله اینترنتی بدون ذکر اصل هیچ سندی با عباراتی مانند
    احادیثی که طبق آنها، امامان(ع) پیروان خویش را برای احکام دینی به اشخاص معینی با ذکر نام، ارجاع داده‌اند
    موضوع را از سر خود باز فرموده اند . حالا نمی دانم چگونه سند جنابعالی می تواند این عبارت باشد و اگر کسی از شما سندی روایی درخواست کرد و شما ایشان را به مثلا به عبارت مجهول “احادیثی که در آنها امامان(ع) یاران خود را به فتوا دادن برای مردم ترغیب یا فتوای آنها را تأیید کرده‌اند” حواله دادید به نظر خود شما پاسخ بدیهی و واضح و آشکار به ایشان داده اید ؟
    ز مجتهد
    خیر جناب استاد بسیار از فقهای بنام قدیم و جدید شیعه به تقلید از مجتهد قایل نبوده اند و اگر سالها درس در مدارس علمیه و صدها کتاب و رساله نتوانسته ایشان را قانع کند لاجرم این چند خط سایت اینترنتی هم ایشان را قانع نخواهد کرد .

    • عرض کردم. اینها بحث های اجتهادی دشواره که جایش اینجا نیست. فقط خواستم بگم حدیث درمورد تقلید داریم
      درضمن بعضی مواقع لازم نیست حدیث خاص داشته باشیم در مورد تقلید، اگرمسلمانی نتونه از قرآن و حدیث، وظیفه ی دینی خود را بدست بیاره، چه کنه؟

      نباید اصول دین را با فروع دین خلط کرد

  8. نگاهی به عنوان مطلبتون بندازین ….
    از نظر عقل ساده عموم مردم هم یک مثال به روز میزنم

    پزشکان متخصص گوش و حلق و بینی و متخصص جراحی پلاستیک به دلیل منافع جراحی زیبایی بینی سالهاست که جهت انجام این نوع عمل هر یک خود را صاحب صلاحیت میدانند .

    حال فرض کنید در این اختلاف داور و قاضی از یکی از این دو گروه انتخاب شود . نتیجه معلوم است .
    در بحث تقلید و اجتهاد نیز داستان همین است .
    مجتهدین عزیز مبحث تقلید و اجتهاد را نخستین بندهای رساله های عملیه قرار داده اند . ایشان در امر اجتهاد خود ذینفع هستند فلذا با توجیهاتی سعی در اثبات این موضوع به نفع خود کرده اند و اگر کسی منتقد به اجتهاد و تقلید باشد به او پاسخ میدهند که تو مجتهد نیستی و مقلد دانش و صلاحیت اعلام نظر در امر تقلید را ندارد و البته هیچ بنی بشری نمی تواند از این سفسطه و دور باطل نجات یابد

    • شرط مرجع تقلید آن است که هواهای نفسانی را زیر پا گذاشته باشه و اگر کسی چنین شرطی را نداشته باشه صلاحیت مرجعیت تقلید را نداره

      شما جواب ندادی که تکلیف مسلمانها در عمل به احکام شرعی اسلام چیه؟ وقتی نتوانند احکام را از دل قرآن و حدیث در بیارن چه کنن که بهتر از تقلید از شخص متخصص اعلم و عادل باشه؟

      • چه کسی گفته که احکام را باید استنباط کرد ؟
        در شرع برای هر موضوعی دو حالت وجود دارد
        یا حکم شرعی به صورت مشخص در قران و احادیث امده فلذا تکلیفش مشخص است و کسی نمی تواند این حکم را با توسل به استنباط تغییر دهد یا جابجا کند .
        یا خکمش در شرع نیامده که به ان مشتبه می گویند . در امر مشتبه به جای اینکه انسان عقلش را به دست کس دیگری بسپرد به عقل خودش رجوع می کند . البته هر امری قطعا جنبه های دینی و اخلاقی در آن مستتر است که حکم دین در آن بخش مشخص است ولی کلیت بعضی امور مشتبه است .
        وظیفه فقها نیز نه استنباط که استخراج حکم از متن قران و روایات و سنت و ارایه به دینداران است نه اینکه با توسل به عقل خودشان حکم خدا را تغییر دهند یا در دین بدعت کنند و به حکم خودشان نام حکم خدا دهند در حالیکه خداوند در یک موضوع دو حکم ندارد یا خداوند حکم احتیاطی و مشکوک ندارد که متاسفانه مجتهدین به نام خدا احکامی صادر می کنند که با یکدیگر متفاوت است
        مشخص است که فقها دانش دخالت در همه امور بشری را ندارند و دخالتشان در همه امور خصوصا اموری که کارشناس ان نیستند به نفع بشر نیست .

        • فراوان در احادیث ، تناقض می بینیم. یک حدیث در موضوعی می گه: حرام است و حدیث دیگر می گوید: حلال یا واجب است. در این موارد چه باید کرد؟

  9. در خصوص شرط هوای نفس بفرمایید که از کجا می شود فهمید که مرجع تقلید هوای نفس نداشته ؟ مرجع تشخیص این امر مبهم چیست ؟ اگر مثلا شرایط دیگری بود مانند صداقت یا پاک دستی و امانت ، رد و اثباتش امکان داشت ولی متابعت یک نفر از هوای نفس چگونه قابل اثبات است ؟ اینکه کسی در ترجمه آیات قرآن هم دخل و تصرف می کند تا نظز غلط فقهی اش را ثابت کند متابعت از هوای نفس نیست ؟
    اما عدم متابعت هوای نفس هم رفع یک شبهه مهم را نمی کند و آن جایز الخطا بودن و غیر معصوم بودن مجتهدین است .
    به عنوان مثال ایت الله مرعشی نجفی به استناد علم و تشخیصشان تابوتهای زیر سرداب مشهد اردهال را بقایای یاران علی ابن امام باقر تشخیص دادند در حالیکه این اجساد متعلق به کشتگان جنگ فتحعلیشاه با برادرش حسین قلی خان بود . ایشان با توصیف اجساد این امر را معجزه خواندند .
    همین موضوع ساده اگر به شخصی مثل شما ارجاع شود و با ازمایش علمی هم نظز مجتهد رد شود شما به نظر مجتهد عمل می کنید یعنی استنباط مجتهد را بر اصول مسلم علمی برتری می دهید .
    اگر مجتهدی بگویذ ۲+۲ پنج میشود مقلد باید بپذیرد و این خطاست .

    • منظور از زیر پا گذاشتن هواهای نفسانی اینه که اهل گناه نباشه. صداقت و پاکدستی و امانت داری نمونه های آن هستند و از اینگونه رفتارها پی به عدالت شخص می بریم.

      کسی نمیگه مجتهدی خطا نمی کنه بلکه تقلید از مجتهد اعلم، سبب میشه درصد خطا کمتر بشه

      اگر مقلد در موضوعی یقین کرد که مجتهد اشتباه میکنه در آن مسئله نباید از آن مجتهد پیروی کنه

      مثالی که از آیت الله مرعشی نجفی زدید (به فرض درست بودن صحت آن) ربطی به تقلید نداره. سخن ایشون صرفا یک گواهیه. گواهی ایشان در این زمینه با گواهی فلان انسان بی سواد اما راستگو فرقی نمی کنه

  10. منظور من بعضی صفات اخلاقی مثل کبر و خود پسندی است .
    متاسفانه همین امر حودش به رشد یکی از رذایل اخلاقی یعنی دورویی و ریا کمک کرده .
    فقط خداوند است که از باطن مردمان خبر دارد . فلذا سپردن دین خدا به دست انسان و امکان تغییر در حکم خدا به استناد اجتهاد به لحاظ عقلی مردود است
    سپردن بار سنگین مسوولیت اجتماعی امور دینی با عواید بسیارش مانند شهرت و ثروت و قدرت به اتکای زهد و تقوی به روجانیت موجب گردیده است کسانی با دورویی و در لباس زهد و تقوا مردم را فریب دهند . تاریخ بشر مملو است از این جکایت همیشه تلخ . کاهنان یهود و ارباب کلیسا و موبدان و مغان زرتشتی تا خلفای اموی و عباسی مردم را به نام دین فریفته اند .
    معاویه هم ادعای زهد و تقوی داشت و امروز هم اگر از اهل سنت بپرسید چرا معاویه را از راویان و ثقات و اهل عدالت میدانند بر عدم پیروی او از هوای نفس و عدالتش استناد می کنند و اگر ساعتها با ایشان مجادله کنید نخواهید توانست هوای نفس او را بر ایشان اثبات کنید در حالیکه فقط یک دلیل و ان هم انتخاب یزید به جانشینی موید هوای نفس و بی عدالتی اوست ولی تعصب مذهبی چشمان انسان را بر حقیقت می بندد .

  11. اینکار شما مانند آن است که از میان چند فروشگاه برای خرید اجناس مورد نظرتان به فروشگاهی مراجعه کرده اید که ترازو ندارد .
    عجیب است که بشر برای امور کم اهمیت روزانه مبنا را بر اعتماد نمی گذارد و در داد و ستد روزانه اش همه چیز را کنترل می کند . اما در سپردن سرنوشت و اعتقاداتش به دست مجتهدین و علما بنا را بر اعتماد می گذارد . علمایی که خود عمیقا به یکدیگر بی اعتمادند .
    حذف بخش پایانی نظرم را به حساب بی پاسخ بودن این مساله می گذارم . چگونه علمایی که به سادگی بر علیه بکدیگر حکم نکفیر صادر می نمایند می توانند به استناد عدم متابعت از هوای نفس مرجع انسان باشند .
    تفاوت عقیده من با شما در این است :
    شما از چنین مجتهدانی حتی احکام مخالف نص قرآن و سنت را هم می پذیرید
    در حالیکه از نظر من هیچ مجتهدی به استناد احکام اولیه و ثانویه و توجیهات من دراوردی نمی تواند حکم خدا را عوض کند

    • کسی اعتقاداتش را به دست مجتهدین نمیده بلکه احکام را از آنها می گیره. شما برخی مسائل را باهم خلط می کنید

      شما در حالی وارد بحثهای اجتهادی میشید که معنای «استنباط» را نمی دونید چیه

      نگفتیم هرکس مرجع تقلید شد، هوای نفسانی را حتما زیر پا گذاشته بلکه باید اینطور باشه و باید چنین کسی را پیدا کرد

      یک مقدار دوز اعتماد بنفس شما بالاست

      • البته اینکه اعتماد به نفس چه کسی بالاست را مخاطبان شما باید قضاوت کنند . این که بدون کمترین دانش در زمینه های زیر :

        زبان های باستانی ایران
        اسطوره شناسی
        تاریخ مطالعات ایران شناسی
        ادبیات فارسی

        مدتهاست خود را صاحب نظر در امر دین زرتشتی میدانید لابد از اعتماد به نفس بالای شما نیست .

        اما در مورد احکام متناقض :

  12. منیت در جامعه ما زیاد هست از دکتر و پزشک و نقاش و بنا و هنرمند و کارمند و بیزنس من گرفته تا آرایشگر و نویسنده و وکیل و قاضی و حتی برخی علما و دانشجویان و طلاب
    حرف حق مهم هست حال از هر شخصی میخواهد زده شود آنگاه که به دل نشیند و دردی از ما دوا کند و آنگاه که عقل بصیر حکم به تایید آن کند و وجدان تاب تحمل غیر ان بر نیاورد ، وجدان و عقل به همه انسانهای سالم داده شده است و میزانی است برای سنجش، حتی خداوند بزرگ در قران بطور موکد بنده اش را به عقل و تدبر فرا میخواند ، پس از این گوهر گرانیها میبایستی استفاده نمود و آنرا آک بند رها نکرد حتی آنهایی که عقل کمتری دارن خداوند به انها وجدان هم داده
    خدلوند بندگانش را بی نصیب نگذاشته
    قران کتابی است برای همه که بخوانند و تفکر کنند و اصولا اگر برای همه نباشد که وحی و سخن مستقیم خدا با بنده محسوب نمیشود

  13. اما در مورد احکام متناقض و مختلف در احادیث
    وظیفه فقیه تشخیص صحت روایت و درستی و نادرستی و ناسخ و منسوخ روایات و ایات قران است . ضمن اینکه مبنا در نظر این فقها قران است و جهت استخراج حکم از قران به روایات استناد می شود .

    اینکه فرمودید معنای استنباط را نمی دانم و وارد بحث های اجتهادی می شوم :
    اولا بازهم اشتباه از شماست چرا که مثل منی که اصلا اجتهاد را قبول ندارد قاعدتا وارد بحث اجتهادی نمی شود و این مباحث مباحث کلامی هستند .

    ثانیا استنباط احکام را بنده قبول ندارم . ان چه هم که از استنباط احکام میدانم همانی است که فقهای اصولی در مقدمات اصول فقه خود گفته اند و بنا بر دلایل عقلی و کلامی همه اش رد است . استنباط احکام و اجتهاد در اسلام شما نهایتش به ولایت فقیه و احکام اولیه و ثانویه رسیده و تا جایی پیش رفته که ولی فقیه شما می تواند جلوی اجرای حکم مسلم قران و سنت مانند نماز و روزه را هم بگیرد .

    ثالثا : دلیل طرح این مسایل ذیل موضوع و سوالی است که خودتان طرح کرده اید . اگر کسی پاسخ شما که بارها در کتابهای دینی ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان طوطی وار بیان کرده اید که تقلید از مجتهد مانند رجوع به متخصص است را تایید کند لاجرم دانشمند است و اگر کسی از شما دلیل قوی تر خواست لابد بی سواد است ؟!!!

    رابعا : در مورد تقلید در عقاید هم مطابق نظر فقهای خودتان نظر اینجانب صحیح و نظر شما اشتباه است . شما فرموده اید که کسی عقایدش را از مجتهد نمی گیرد .
    ملاحظه بفرمایید :
    “تقلید در فروع دین ، نه تنها رواست ، بلکه براى کسانى که خود در «علم فقه» ، صاحب نظر نیستند و نمى توانند بدون مراجعه به متخصّصان فقهى ، رفتار خود را به اقتضاى عقاید دینى به جا آورند ، لازم است.”

    منبع :دانش نامه عقاید اسلامی ۱ سال انتشار : ۱۳۸۵ از صفحه ۲۹ تا صفحه ۵۲
    http://www.hadith.net/post/47433/%D8%AA%D9%82%D9%84%D9%8A%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AF%D9%8A%D9%86/

    البته اگر بازهم بخواهید تحاشی کنید لاجرم باید بگویید فروع دین بخشی از اصول عقاید دینی نیستند !!!! گرچه نویسنده موکدا بازهم عبارت عقاید دینی را تکرار کرده است .
    مشاهده میفرمایید که جنابعالی هنوز به عقاید خودتان هم اگاهی و وقوف کامل ندارید .

    • در ابتدای این پیام برای بیرون رفتن از مشکل تعارض و تنافی میان روایات، این راه را پیشنهاد کردید که: «وظیفه فقیه تشخیص صحت روایت و درستی و نادرستی و ناسخ و منسوخ روایات و ایات قران است» اما بدون اینکه بدانید این کار یعنی استنباط احکام، در ادامه، استنباط را می کوبید! وقتی میگم شما معنای استنباط احکام را نمی دونید ناراحت میشید!
      قسمت «رابعا» نشون میده شما تفاوت فروع دین و اصول دین را هم نمی دونید. فروع دین یعنی احکام شرعی اما عقاید یعنی اصول دین.
      جمله ای که از سایت دارالحدیث نقل کردید درسته و میگه: اگر کسی بمقتصای عقاید دینی خود (بعنوان هماهنگی با عقاید شیعی خود) بخواهد به احکام شرعی عمل کنه اگر صاحب نظر نیست، باید تقلید کنه.

      • اجتهاد به معنای تلاش برای استنباط احکام به استناد منابع چهار گانه است . گروهی از علما مخالف اجتهاد و استنباط احکام بوده اند . تحقیق و تلاش برای شناخت روایات و گرد اوری نام راویان و تشخیص صحت یا عدم صحت سند روایت می تواند دو نتیجه داشته باشد
        اول عین روایت صحیح و شناخته شده به عنوان حکم الهی به مردم ارایه شود که گویا جنابعالی به دلیل عدم پذیرش این روش در مدارس علمی فعلی می خواهید واقعیت تاریخی آن را هم انکار کنید .
        دوم روایت در کنار سه منبع دیگر برای استنباط احکام مورد استفاده قرار گیرد و فقیه پس از اجتهاد و استنباط حکم ، حکم شرعی را برای مقلدینش اعلام نماید

        مدارس علمی و حوزه های علمیه امروزین بر اساس نظر دوم و روش فقهای اصولی اداره می شود و به ایشان اصول فقه اموزش داده می شود که نهایتا هدفش پرورش مجتهدین برای استنباط احکام شرعی است .
        نبودن یا اقلیت بودن علمایی که به روش اول اعتقاد دارند در حوزه به این معنی نیست که ایشان هیچگاه وجود نداشته اند . این علما معتقد بودند که مردم باید مستقیما احکام را از روایات و قران دریافت کنند و استنباط احکام از روایات را قبول نداشتند .

        در قاموس عربی برای کلمه استنباط سه معنی امده
        آداب ) استخراج المعانی من النصوص بفرط الذِّهن وقوَّه القریحه
        ( الفلسفه والتصوُّف ) عملیَّه استنتاج تنشأ فیها النتیجه حتمًا من المقدِّمه المنطقیَّه
        ( الفقه ) استخراج المجتهد المعانی والأحکام الشرعیَّه من النصوص ومصادر الأدلّه الأخرى

        تصویق بفرمایید که در فقه کلمه استنباط همیشه در کنار اجتهاد و مجتهد امده است و موضوعش احکام است نه روایات جناب آقای فاطمی اگر جنابعالی سندی دارید در کتب قاموس و معانی که کلمه استنباط به معنی تشخیص روایات صحیح از ناصحیح یا روایات ناسخ و منسوخ امده لطفا ارایه بفرمایید .

      • در مورد این که آیا فروع دین بخشی از اعتقادات دینی است یا نه :
        مطابق نص بیان مجتهدین در رساله های عملیه تقلید در فروع دین است و در اصول دین نمی توان تقلید کرد .
        سوالی دارم
        ولایت فقیه از اعتقادات است یا خیر ؟ مشخصا در بسیاری از قوانین به عبارت اعتقاد به ولایت فقیه برخورده اید یعنی از نظر فقهای قانون گزار ولایت فقیه بخشی از اعتقادات دینی است .
        حال بفرمایید این اعتقاد از اصول دین است یا فروع دین
        مطابق نظر اکثریت فقها ولایت فقیه بخشی از احکام اسلام و از فروع دین است .

        همچنین مراجعه بفرمایید به
        http://www.wikifeqh.ir/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D9%86#%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%87 %D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AA %D8%AF%DB%8C%D9%86

        در این مقاله با موضوع ضروریات دین مشخصا اعتقادات دینی به دو بخش اصول دین و فروع اصول دین تقسیم شده است
        ” . ….. بقیه اعتقادات را در ضروری دین خلاصه کرده، در تعریف مرتد به کار گرفته‌اند. ضروریات دین تمام عقاید و احکام را در بر می‌گیرد ”

        ملاحظه می فرمایید که در این نوشته تمام احکام به عنوان ضروری دین و به عنوان فروع اصول دین و بخشی از اعتقادات اعلام شده اند .

        اینکه به شما گفتم اعتقادات مردم دست مجتهدین است به همین معنا است . عدم اعتقاد به ضروریات دین مانند حجاب و حج حتی از نظر فقها موجب ارتداد میگردد .

        در عرف عامه هم اعتقادات دینی حصر به اصول دین نمی شود و مثلا نماز و روزه و خمس و زکات از اعتقادات مردم دانسته می شود . اگر شک دارید از چند نفر مخاطبان این سایت که اعتقاد به اسلام دارند بپرسید که نماز و روزه و …. را از اعتقادات خود می دانند یا نه ؟

        • اقای مدیوماه شما مشکلات اساسی دارید ، اگر مرجع تقلید و امام و سنت پیامبر نمیخواهید مشکلی نیست ، اما سگ را نجس ندانید ، هشت پا و کوسه را بخورید ، نماز خواندن تان هم معلوم نیست ، اگر فقط سنت معصوم و پیامبر را قبول دارید پس حلیه المتقین را به تمامی احادیثش عمل کنید و یا به تمام احادیث صحیحین ، [در حلیه المتقین روایت داریم که روایت دیگری را نقض میکند ] اگر هم علم رجال دارید و عربی بلد هستید و مکاسب خواندید و در درس خارج رفتید تا بدانید در مواردی همچون برخی از احکام حج [ اختلاف در این مورد تا حدی است که مراجع معمولا کتابی جدا با عنوان مناسک حج مینویسند ، این بخاطر نبود روایات موثق و یا بعضاً اصلا نبود هیچ روایتی است ] که روایتی نیست چطور عمل کنید … شما دیگر مجتهدید و از خود میتوانید تقلید کنید .
          آقای مدیوماه شما بیشتر به کسی می مانید که هیچ چیزی از اسلام نمیداند و مدام سعی در شبهه وارد کردن است ؛ آنهم چه شبهه هایی .

          • کسیکه مطابق اعتقادش بر خلاف فرمان خدا می توان حتی نماز را هم حرام کرد شما هستید . مطابق نظریه ولایت فقیه که بر اساس نظر صریح بانیانش هیچ حجت روایی و قرآنی ندارد ولی فقیه می تواند حتی نماز و روزه را هم تعطیل کند . حلال را حرام و حرام را حلال کند . پس اگر نگران احکام الهی هستید در دیدگاه های انحرافی خودتان تجدید نظر کنید . اسلام شما تمامش بدعت و عقاید غلو آمیز است . دوم اینکه اعتقادات در اصول تابع عقل آدمی و نیازمند تحقیق است . شما مدعی هستید در تمام عقاید تحقیق می کنید اما بر خلاف حکم اسلام که ظاهر قرآن است در قرآن تاویل می کنید و حکم خدا را تغییر می دهید . غنیمت جنگی را به دسترنج مردم تغییر می دهید و بر خلاف حکم خدا از مال مردمان خمس می گیرید .

            • ولی فقیه در برهه ای از زمان با توجه به شرایط موجود، گاهی از اجرای برخی احکام جلوگیری میکند مثلا در جنگ ایران و عراق اجازه نداد اسیر عراقی به بردگی گرفته بشه. این چه ایرادی داره؟

              . یادمان باشه ولی فقیه کیست؟ او فقیه عادله نه هر ننه قمری. به محضی که او از هوای نفس پیروی کنه از ولایت می افته

              احکام خمس فقط از قرآن گرفته نشده بلکه احادیث نیز مصادر حکم شرعی هستند. امامان بویژه پنج شش امام آخر که این همه وکیل در جاهای مختلف داشتند و برای آنها اموال فراوان می آوردند، آیا از غنائم جنگی بوده؟ 

              به کتاب سازمان وکالت مراجعه شود

  14. در بین چند نوع تقلید فقط تقلید حاهل از عالم جایز هست و بقیه مردود هست گرچه ملاصدرا تقلید را حرام میداند اما سوال اینجاست
    چه کسی جاهل است ؟ آیا افرادی که موضوعات را به روش خودشون تحلیل و ارزیابی میکنن جاهل محسوب میشن؟
    تعریفی از یک جاهل وجود ندارد چون با حکم صریح قران در مورد احکام مواجه نیستیم حتی برداست ایات هم در نظر بسیاری متفاوت هست
    تمام این مباحث حول محور این سوال میماند
    جاهل کیست ؟

    • جاهل به معنای کسی است که نسبت به چیزی علم ندارد. نسبت به علم پزشکی، ما جاهل هستیم اما پزشک عالم است. در برج سازی، ما جاهل هستیم اما مهندس مربوط، عالم است. همه ی انسان ها از جهات فراوان جاهلند اما از یک یا چند جهت عالمند. به عبارت دیگر همه ی انسان ها از جهات گوناگون مقلدند.
      جاهل معنای توهین آمیز نداره

      هرکس از هر راه اطمینان بخش بتونه حکم خدا را از قرآن و حدیث بدست بیاره، در حق او حجت خواهد بود. بشرطی که شخص دچار جهل مرکب نباشه.

  15. سلام بر شما ، مدیر محترم توضیح شما کلی است
    ۱. اگر شخصی متونی را بخواند و به نوشتار ان اگاه باشد ، باز هم جاهل هست یا خیر ؟
    ۲. اگر شخصی مدرک و دوره ای را طی نکرده و لقبی در ان علم نگرفته باشد اما خودش کتب مربوط به ان را خوانده باشد او جاهل هست یا خیر ؟
    ۳. آیا اگر شخصی که متونی را خواند و نظری غیر از کلیت نظرات داشت ، ایا ان شخص جاهل هست ؟
    با شما هم عقیده ام که جاهل معنی بدی نداره اما این سوال بزرگ همیشه مطرح هست که دامنه خواندن جاهل از کجا تا کجاست ؟
    ایا به صرف لقب یک عالم میشود در اموری به او اعتماد کرد چون فقها هم انسان هستن نه خدا و نظراتشون هم وحی خدا نیست پس احتمال خطا هم کم نیست ، لذا باز هم همین سوال مطرح هست
    از کجا بفهمیم که جاهل هستیم ؟ اگر دوستان هم مطلبی میدانن عنوان کنن چون سوال منم هست

    • اگر کسی بتونه متون دینی را بخونه و بفهمه، نسبت به آن متن، عالم خواهد بود اما اگر با اصول استنباط و استخراج احکام شرعی از متون دینی آشنا نباشه، از جهت اجتهاد، جاهل خواهد بود.

      کسی که متون روایی را بتونه بخونه و اختلاف میان آنها را بتونه حل کنه، احادیث صحیح را از نادرست بتونه تشخیص بده، تعارض و تنافی آنها با قرآن را بتونه حل کنه و با مواردی از این دست آشنا باشد، مجتهد خواهد بود و حق نداره از کسی تقلید کنه. اما این امور بزبان ساده است ولی بسیار دشواره

      • ممنون جوابتون قانع کننده بود اما آیا نیاز به دانستن همه آنها برای مسایل روزمره لازم هست ؟فکر نمی کنید اموری مانند طرز نشستن در مثلا دستشویی یا اموری که واقعا از نظر عقلانی فرقی برای خدا نمی کند نیازی به احکام ندارد؟
        یا مثلا اگر در موضوعی در قران با خواندن ان و احادیث مربوط به ان موضوع یا حول محور ان با عقل سلیم نتیجه بگیریم که جور دیگری هم میشود برداشت ایه را کرد و به ان معتقد باشیم چه میشود؟

        • در مورد مستحبات و مکروهات، احادیثی داریم که میگن لزومی نداره بررسی دقیق بشه و اگر کسی به آنها عمل کنه به ثواب میرسه حتی اگر نادرست باشه و شاید حکمتش اینه که مهم نیستند و میشه عمل نکرد

          در مورد پرسش دوم اگر شخص از تخصص لازم برخوردار باشه و گرفتار هوای نفس نباشه ایرادی نداره

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار