کورش

خیانت کوروش!

فرستنده: حامد شادفر

شهید مطهری در کتاب آینده انقلاب اسلامی به موضوع کوروش می پردازد و به این جمله معروف که کوروش به بت پرست ها احترام می گذاشت پاسخ می دهد:

“در گذشته می‏ گفتند ببینید کوروش چقدر مرد بزرگِ بزرگواری بوده! که وقتی به بابِل رفت و آنجا را فتح کرد تمام بتخانه ‏ها را محترم شمرد. این کار از نظر یک فاتح که سیاست استعمارگری دارد و می‏خواهد مردم را بفریبد توجیه می ‏شود ولی از نظر بشریت چطور؟ آیا خود جناب کوروش به آن بتها اعتقاد داشت؟ نه. کوروش چه فکر می ‏کرد؟ می ‏گفت این اعتقاد، این مردم را بدبخت کرده یا نه؟ بله. ولی در عین حال دست به ترکیب آنها نزد، چرا؟ چون می ‏خواست که آنها در زنجیر بمانند. این خیانت بود نه خدمت.

منبع: کتاب آینده انقلاب اسلامی ایران، ص۴۱

اردیبهشت ۱۳۹۹

همچنین ببینید

اسلام از ایران چه گرفت و چه داد؟

به قلم شهید مرتضی مطهری نبود کتابخانه ای برای آتش زدن این پزشک محترم که مانند …

۸ نظر

  1. با سلام ؛ ویل دورانت درباره این بد بخت شدن مردم بت پرست توسط کاهنان سخن جالبی دارد که نشان میدهد کار کورش به ضرر مردم عادی و به نفع کاهنان پول پرست بوده است :

    آنچه قدرت شخص شاه را محدود می کرد تنها قانون و طبقه اشراف نبود، بلکه طبقه کاهنان نیز مانعی در برابر قدرت مطلقه شاه به شمار می رفت؛ چه شاه از لحاظ قانونی عنوان عامل و وکیل خدای شهر را داشت. مالیات به نام خدا گرفته می شد و به صورت مستقیم یا از راههای انحرافی، به خزانه معابد ریخته می شد. شاه هنگامی در چشم مردم عنوان حقیقی سلطنت را و صورت مردوک را، در موکب باشکوهی، با « دست بل را بگیرد » پیدا می کرد که کاهنان لباس قدرت را بر او بپوشانند و خود در خیابانهای شهر بگرداند. در این گونه جشنها، لباس روحانی می پوشید و این، خود، نشانه وحدت دین و دولت به شمار می رفت، و شاید علامت آن بود که سلطنت ریشه دینی و آسمانی دارد. گرداگرد تخت سلطنت آثار و مظاهر فوق الطبیعه مشاهده می شد؛ این، خود، سبب آن بود که خروج بر پادشاه بزرگترین کفرها باشد، و کسی که به این کار جسارت ورزد، علاوه بر آنکه سرخود را از دست می دهد، به زیان از دست دادن روح نیز گرفتار شود؛ حتی حموربی بزرگ نیز قوانین خود را از خدا گرفته بود. …

    در نسلهای متوالی، که گناهکاران، برای آسایش خاطر، مال خویش را با خدایان تقسیم می کردند، ثروت معابد پیوسته رو به افزایش بود. شاهان نیز، که خود را نیازمند آمرزش خدایان می دانستند، پرستشگاههای معتبر می ساختند و اثاثه و بنده و مواد غذایی برای آنها فراهم می آوردند؛ زمینهای بزرگی را بر آنها وقف می کردند؛ و هر ساله بخشی از درآمد کشور را به آن معابد اختصاص می دادند. هر وقت سرزمینی گشوده می شد و غنیمتی به چنگ قشون می افتاد، نخستین سهم بندگان و غنایم از آن معابد بود؛ هر وقت غنیمت سرشاری به دست شاه می افتاد، هدایای فراوانی به خدایان تقدیم می کرد. از بعضی از زمینها سالانه مالیات جنسی خرما و دانه بار و میوه به معابد پرداخته می شد؛ اگر صاحب زمین آن مالیات را نمی پرداخت، ملک به تصرف معبد درمی آمد- غالب اوقات، این ملکیت به خود کاهنان انتقال می یافت. توانگر و درویش، هر یک برحسب استعداد خود، سهمی از دسترنج خود را به معابد اختصاص می دادند. زر و سیم و مس ولاجورد و گوهرهای گرانبها و چوبهای قیمتی فراوان در معابد انباشته شده بود.
    چون کاهنان نمی توانستند از همه این ثروتها بهره برداری کنند یا آنها را به مصرف برسانند، آنها را به سرمایه های قابل بهره برداری تبدیل می کردند؛ به این ترتیب بود که امور کشاورزی و صنعتی و مالی تمام مملکت را در قبضه داشتند. علاوه بر زمینهای زراعتی پهناور، غلامان فراوان نیز در اختیار معابد بود؛ این غلامان را یا در مقابل مزد به خدمت دیگران می گماشتند، یا آنان را به حرفه های مختلف- از نواختن موسیقی تا کشیدن شراب- وا می داشتند. همچنین کاهنان بزرگترین بازرگانان و مالداران بابل بودند و، با فروختن کالاهای گوناگونی که در معابد فراهم می شد، بخش مهمی از بازرگانی کشور را اداره می کردند. چنان شهرت داشت که این دسته، در بهره برداری از سرمایه، حکمت و درایت فراوان دارند؛ به همین جهت بسیاری از مردم سرمایه های خود را برای بهره برداری به ایشان می سپردند و می دانستند که اگر بهره فراوانی نباشد، به هر صورت، اطمینان آن هست که سودی به دست خواهد آمد. کاهنان به شرایطی سهلتر از دیگر وام دهندگان به مردم قرض می دادند؛ گاهی به درویشان و بیماران، بدون درخواست فایده، وام می دادند؛ هر وقت مردوک دوباره به وام گیرنده لبخند می زد سرمایه را پس می گرفتند. از این گذشته پاره ای از کارهای عمومی به وسیله کاهنان انجام می شد: قراردادها را می نوشتند و تسجیل می کردند و امضای خود را بر آنها می گذاشتند؛ وصیت نامه ها را تنظیم می کردند؛ به مرافعات مردم گوش می دادند و رأی صادر می کردند، و از حوادث مهم و معاملات بازرگانی ثبت برمی داشتند.
    هرگاه که بحرانی پیش می آمد و مال فراوان لازم می شد، شاه قسمتی از دارایی معابد را مصادره می کرد. ولی این کار خطرناکی بود که بندرت اتفاق می افتاد، چه کاهنان کسانی را که بدون اجازه ایشان در اموال معابد تصرف کنند بشدت لعن می کردند؛ از این گذشته نفوذ ایشان در مردم بیش از نفوذ شخص شاه بود؛ گاهی می تواستند، با اتحاد کلمه و استفاده از نیرو و هوش خویش، شاه را از سلطنت خلع کنند. متولیان معابد مزیت خلود و جاودانی بودن را داشتند، چه شاه می مرد، ولی خدا جاودانی بود؛ به همین جهت مجمع روحانیان، که از تغییرات و تقلبات انتخاب و خطرهای مرض و آدمکشی و جنگ در امان بود، می توانست نقشه های درازمدت برای کارهای خود بکشد، و این همان چیزی است که سازمانهای بزرگ دینی تا امروز از آن برخوردار بوده اند. همه این اوضاع و احوال قدرت فوق العاده ای برای کاهنان ایجاد کرده بود. مقدر چنان بود که بابل به دست بازرگانان ساخته شود و سود آن به جیب کاهنان بریزد.

    منبع : کتاب تاریخ تمدن ( جلد اول ) ؛ نویسنده : ویلیام (ویل) جیمز دورانت ؛ مترجم : احمد آرام و دیگران ؛ ناشر چاپی : تهران: اقبال: فرانکلین، ۱۳۳۷ شمسی ؛ ناشر دیجیتالی : مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان ؛ صفحات ۲۷۵ الی ۲۷۷ .

    فقط فرض کنید اگر این سود سرشار و هنگفت خرج مردم بدبخت میشد چه فقر زدایی که نمیشد اما کورش معابد را احیا و کاهنان را به غارت و چپاول مردم گماشت …

  2. کلا در ادبیات اسلامی ۱۴۰۰ سالست که جای خادم و خائن عوض شده .
    کاری که کوروش کرد و شما الله پرستا از درک آن عاجزید ، نجات قوم یهودیان بابل از اسارت و بردگی
    و احترام به عقاید و خدایان آنها بود ، سیستمی که ۷۰ سال هست در اروپا اجرا میشود ،
    ملتهای گوناگون از چین گرفته تا افریقا و قلب قاره آمریکا با عقاید مختلف در کنار هم زندگی میکنند.
    ولی کاری که پیامبر شما کرد برعکس آن و شبیه بکار بخت النصر بود ؛
    قتل و غارت اموال و زمینهای اعراب یهود و اسیر و حلال کردن زنان و دختران آنها و حتی فروختن آنها بود .
    تفسیرالمیزان ؛ علامه طباطبایی جلد ۱۶ ص ۱۸۶
    رسول الله بعد از اعدام جنگجویان بنى قریظه ، زنان و کودکان و اموال ایشان را در بین مسلمانان تقسیم کرد،
    و عده اى از اسراى ایشان را به اتفاق سعد بن زید انصارى به نجد فرستاد تا به فروش برساند، و با پول آن اسب و سلاح خریدارى کند.
    الله شما هم قبل از اسلام وجود داشته و بت بزرگتر بوده ،
    خانه اش همانند بتهای دیگر اعراب ،همچنان در آن چهاردیواری کعبه ساخت انسان ست
    و جالبتر اینکه مراسم طوافش وعبادتش هم همان مراسم بتهای دیگر اعرابست .
    فرشتگان جبرییل و عزراییل و صوراسرافیل را هم که اسامی عبری دارند
    و تا قبل از اسلام یهوه خدای عبری را اطاعت میکردند، از دین یهود قرض گرفته شده
    تا بعد از اسلام از الله اطاعت کنند ………

  3. صد بار گفته اید و تا حالا کسی نبوده که جوابتان را بدهد ؟
    و چه کسی بررسی کند ؟ مسلمانان ؟
    به اندازه کافی شاهد بررسی اعدامها و تیربارانهای افراد بیگناه حقوقی و شخصی
    بعد از انقلاب و قتلهای زنجیره ایی توسط مسلمانان بدستور رهبران معزم اله شان بوده ایم .
    منطق شما یک منطق مرده و توهم فاشیستی ست چنانچه هر ایدولوژی بخواهد حق کشتن را
    صرفنظر از معیارهای انسانی بخود بدهد .
    مسلمانان حق داشته اند و دارند که دیگران را بخاطرعقایدشان و انتقادشان بکشند
    ولی اگر کسی خود آنها را بکشد ، شهید محسوب میشوند و برخوردار از لذایذ پایان ناپذیر بهشتی ؟
    اتفاقا نازیهای آلمان هم با همین تفکر حق داشته اند که هر گونه مقاومتی را نابود کنند
    ولی اگر خودشان کشته میشدند ، با بناها و مراسمهای یادبود در کلیساها از خودشان تجلیل میکردند….

  4. در کتاب‌های درسی عموم کشورها کوشش می‌شود تا چهره‌ای کریه از متجاوزان بیگانه و چهره‌ای منزّه از متجاوزان خودی نشان داده شود. در ایران عده‌ای به کوروش می‌نازند و در مغولستان عده‌ای به چنگیزخان (تموچین) و در ازبکستان به تیمور لنگ. در جاهای دیگر نیز به آتیلا و نرون و دیگران.
    اما با این حال می‌توان فارغ از تاریخ‌سازی‌ها و تبلیغات رایج، نگاهی اجمالی به کوروش و چنگیزخان نمود و مقایسه‌ای کوتاه میان آنان ترتیب داد:

    ۱. چنگیزخان و کوروش هر دو جهان‌گشا و متجاوز به سرزمین‌های دیگر بوده‌اند.
    ۲. چنگیزخان و کوروش هر دو در تجاوزات خود از قتل‌عام مردم و آتش زدن خانه آنان باکی نداشته‌اند.
    ۳. چنگیزخان قبایل مغول را با هم متحد کرد و با تجاوز به کشورهای همسایه امپراتوری مغولان را پایه‌گذاری کرد. کورش نیز قبایل پارسی را با هم متحد کرد و با تجاوز به کشورهای همسایه امپراتوری پارس را پایه‌گذاری کرد.
    ۴. چنگیزخان و کوروش هر دو از فرزندان شاهان محلی یا رؤسای قبایل ناحیه خود بوده‌اند.
    ۵. چنگیزخان استفاده از هرگونه القاب و صفات تجملاتی و تشریفاتی را ممنوع کرده بود و هر شخصی را فقط می‌بایست با نام او خطاب کرد. کورش چندین لقب افتخاری برای خود وضع کرده بود.
    ۶. چنگیزخان مردم عادی در کوچه‌های نیشابور را قتل‌عام کرد. کوروش مردم عادی در کوچه‌های نینوا را قتل‌عام کرد.
    ۷. چنگیزخان و کوروش هر دو دارای زنان متعدد بودند.
    ۸. چنگیزخان در زمان حیات خود امپراتوری‌اش را میان پسران و برادرانش تقسیم کرد. کوروش پسرش کمبوجیه را به ولیعهدی خود انتخاب کرد.
    ۹. چنگیزخان یک سلسله نظام اداری و لازمه‌های کشورداری را برای امپراتوری خود بنیان گذاشت. کوروش هیچ نظام اداری یا لازمه کشورداری بنیان ننهاد.
    ۱۰. چنگیزخان به هیچ دینی گرایش نداشت و هیچ دینی را حمایت یا تبلیغ نمی‌کرد. کوروش گرایشات دینی داشت و همواره خود را برگزیده خدا می‌دانست و اعمال نیایشی و قربانی‌های لازم را برای شکرگذاری خدایان بجای می‌آورد.
    ۱۱. چنگیزخان جهان‌گشایی و فتوحات خود را به خواست خدا نمی‌دانست و خودش را خدای روی زمین می‌دانست. کوروش جهان‌گشایی و فتوحات خود را در ظلّ الهی و به خواست خدا قلمداد می‌کرد.
    ۱۲. چنگیزخان با اینکه اعتقاد دینی نداشت، اما دخالتی در مناسک دینی دیگران نمی‌کرد و حتی مجازات‌های سختی برای آزار رسانندگان به پیروان ادیان گوناگون مقرر کرده بود. وضع چنین مجازات‌هایی از طرف کوروش دیده نشده است.
    ۱۳. چنگیزخان خط اویغوری را به عنوان خط رسمی ممالک خود برگزید و دستور داد تا مغولان و بویژه کودکان این خط را بیاموزند. در زمان کوروش تنها فنون رزمی و تربیت نظامی‌گری آموخته می‌شد.
    ۱۴. چنگیزخان دستور داد پس از مرگ، او را در جایی دفن کنند که هیچ نشانی از آن نباشد. کوروش برای خود مقبره‌ای فاخر ساخت (اگر آن بنا آرامگاه کوروش باشد).
    ۱۵. چنگیزخان یک سلسله قوانین به نام «یاسا» وضع کرد که عمدتاً دربردارنده مجازت‌های سخت و خشنی بود. اما با این حال، نظم معینی به وضعیت قوانین مدنی و جزایی و خانوادگی و اقتصادی امپراتوری داد. کوروش هیچ قانون‌نامه و مقررات مدنی یا جزایی وضع نکرده است.
    ۱۶. چنگیزخان یکی از پسرانش را به دلیل بی توجهی به قانون شخصاً مجازات کرد و او را به تعداد معین چوب زد. از کوروش رفتاری مشابه دیده نشده است.
    ۱۷. چنگیزخان برده‌داری و زنا را بین مغولان ممنوع کرد. کوروش ۱)برده‌داری را رونق داد و دختران در زمان او و در شرایط بدهکاری، وادار به ۲)بهره‌کشی جنسی می‌شدند.

    ۱.برده داری کوروش:http://ghiasabadi.com/human-sufferings-178.html
    ۲.بهره کشیhttp://ghiasabadi.com/human-sufferings-67.html:

    اعتراف دارم که چنگیز خان فرد بدی بود ولی آیا با این همه کوروش نبود؟ که شما باستانگرایان عزیز آن را به حد خدا رساندید

  5. درود
    حالا هی ما بگوییم این جماعت افراط گرای مذهبی طرفدار و شیفته گان اعراب اشغالگر ایران هستند ما را متهم به علم غیب و نیت خوانی می کنند و خودشان را بری از عاشقی و شیدایی اعراب می دانند !!!
    چقدر عقده و کینه و دشمنی نسبت به کوروش بزرگ دارند …
    به گمان خود ، از جنایتکاران تاریخ و اشغالگران سرزمین های دیگر از ایران و یونان و مغولستان و … نام برد اما از اعراب اشغالگر ایران نامی نبرد ؟؟؟
    این فراموشی عمدی بود یا سهوی !!! پاسخش سخت نیست …
    هر حمله و اشغالی را جنایت می دانند اما جنایت اعراب و اشغال ایران را مایه ی خیر و برکت می دانند !!!
    منتظر نقد سخنان روشنگرایانه ی آیت الله قزوینی درباره ی ( نظر اهل بیت نسبت به حمله اعراب به ایران ) که در همین تارنما نوشتم توسط این جماعت عرب گرا هستم …
    مایه ی خیر و برکت این جنگ را از زبان اهل بیت اعلان کنید ؟؟؟
    حدیثی ، کلامی و سخنی برای تایید این جنگ از زبان اهل بیت نداشتید سخن ، جمله و یا گفتاری از این بزرگواران در مایه ی خیر و برکت داشتن این جنگ !!!!!! را بیان کنید ؟؟؟
    پیروز

  6. آخه چرا شما دوقطبی سازی میان ایران و اسلام میکنید، به کوروش دارید توهین میکنید، به کوروش که ذوالقرنین هست، با توهین میخواین اسلام نگهدارید،اگه اسلام همون اسلامیه که با شمشیر و تجاوز و قتل و غارت و برده و اسیر کردن پابرجاست، مرده شورشو ببرن. چون این این اسلام واقعی نیست که شماها دارید معرفی میکنید، حضرت محمد نگفت برید با قتل و غارت و تجاوز اسلام ببرید یا توهین به ادیان و فرهنگ و تاریخ دیگران بکنید. لعنت پیامبر بر تفرقه اندازان باد که از یک طرف خرمقدس ها از اون ور بوم افتادن و از اون طرف نژاد پرستا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code