خانه / شخصیت ها / زرتشت / آخرین مقاله ی چاپ شده از مدیر سایت: بازه زندگی زرتشت میان ۸۶۰۰ سال اختلاف

آخرین مقاله ی چاپ شده از مدیر سایت: بازه زندگی زرتشت میان ۸۶۰۰ سال اختلاف

مقاله ای از اینجانب در مجله دانش ها و آموزه های قرآن و حدیث، شماره ۴، بهار ۱۳۹۸. قابل توجه است که عبارت مقاله از ابتدا تا پیش از «پیش گفتار» به قلم مجله است.

چکیده

آگاهی از زمان زندگی هر پیامبر ـ هرچند تقریبی ـ به منظور پیروی از او بایسته است. در غیر این صورت، نمی توان با اطمینان، هیچ سخن و آموزۀ دینی را به او نسبت داد و در نتیجه، پیروی از وی ناممکن خواهد بود. تاکنون درباره بازه زندگی زرتشت، سخنان مختلفی گفته شده است. نگاشتۀ حاضر، فهرستی از این دیدگاه ها را تهیه کرده تا زمینۀ پژوهش های آینده را فراهم کند. برای نخستین بار است که این تعداد از دیدگاه ها درباره بازه زندگی زرتشت، گردآوری و ارائه می شود.

واژگان کلیدی

آیین ایران پیش از اسلام، زرتشتی پژوهی، پیامبران پیشین، اعتبارسنجی حدیث، کلام

درآمد

پذیرش همۀ پیامبران الهی علیهم السلام یکی از پیش نیازهای مسلمانی است. قرآن کریم به روشنی فرموده:

آمَنَ الرَّسولُ بِما اُنزِلَ اِلَیهِ مِن رَبِّهِ وَ المُؤمِنونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَینَ اَحَدٍ مِن رُسُلِهِ وَ قالوا سَمِعنا وَ اَطَعنا غُفرانَکَ رَبَّنا وَ اِلَیکَ المَصیر.[۱]

پیامبر خدا بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است ایمان آورده است و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و کتاب ها و فرستادگانش ایمان آورده اند و گفتند: «میان هیچ یک از فرستادگانش فرق نمی گذاریم.» و گفتند: «شنیدیم و گردن نهادیم، پروردگارا، آمرزش تو را خواستاریم و فرجام به سوى تو است.»

مسلمانان همۀ پیامبران را پذیرفته و گرامی می دارند. وجود بقعه ها و حرم های مختلف پیامبران علیهم السلام در ایران و کشورهای اسلامی دیگر و احترام، تبرّک جویی، توسّل و زیارت ایشان از سوی مردم، نشانه ای بر این اعتقاد است. هرآن چه از سوی پیامبران به مسلمانان رسیده باشد، نه تنها مورد احترام است بلکه اگر در اسلام نسخ نشده باشد، مورد عمل نیز واقع می شود. در حقیقت، مسلمانان آن چه از گفتار و رفتار، منسوب به پیامبران الهی است، ملحق به حدیث می دانند؛ چراکه همۀ آنها معصوم بودند و گفتار و رفتارشان، الگوست؛ مگر اینکه به صورت ویژه بخشی از گفتار آنها یا رفتار آنها متناسب با دورۀ خودشان و یا متناسب با خود ایشان شمرده شده و از الگوگیری آن نهی شده باشد.

مسلمانان برای حدیث اسلامی، سنجه هایی قرار داده اند تا بتوانند اعتبار آن را بسنجند و در میان منسوبات به معصومان علیهم السلام، نسبت های واقعی را از نسبت های غیر واقعی بازشناسند. این اعتبارسنجی نسبت به گزارش های رسیده از گفتار و رفتار پیامبران پیشین علیهم السلام که در واقع، معصومان پیشین هستند نیز ضروری است. هنگامی که انتساب سخن یا کرداری به پیامبری ثابت شود، حدیثی معتبر تلقّی شده و قابل بهره گیری خواهد بود.

یکی از محورهای اعتبارسنجی حدیث معصومان علیهم السلام بررسی و به دست آوردن بازه زندگی ایشان است. بدون رسیدن به بازه نسبتا دقیقی از زندگی معصومان، نمی توان طریق معتبری برای دستیابی به سخنان و زندگی آنها به دست آورد. اتّصال طریق گزارش ها و نیز شناخت افتادگی های سندی و یا آسیب  شناسی های متنی و محتوایی، همگی نیازمند تاریخ گذاری زندگی ایشان است.

جناب زرتشت، گویا پیامبری است که برای هدایت مردمان ایران قدیم، مبعوث شده بود. اگر گزارش های رفتارها و سخنان ایشان، پس از اعتبارسنجی، پذیرفته شود، ملحق به حدیث معتبر بوده و برای مسلمانان هم قابل اعتنا خواهد بود. امّا نمی توان هر گزارش و انتسابی را پیش از بررسی، پذیرفت. در حقیقت، شأن پیامبران الهی علیهم السلام فراتر از آن است که هر فرد شناسا یا ناشناسی سخنی را به ایشان نسبت دهد و از دیگران، توقّع پذیرش داشته باشد.

از این رو نگاشتۀ کنونی در صدد است تا گزارش های بازه زندگی جناب زرتشت را فهرست کرده و راه را برای بررسی های آینده، باز کند.[۲]

پیش گفتار

مسلمانان آن دست از آموزه های پیامبران پیشین را که از طریق قرآن و یا حدیث معتبر به دستشان رسیده باشد می پذیرند؛ خواه بازه زندگی آن پیامبر معلوم باشد یا نباشد. در غیر این صورت، هرچند امکان اعتبارسنجی گزارش های دیگر وجود دارد ولی معمولا، نتیجۀ آن به اعتبار این گزارش ها نمی انجامد. در این میان، تفاوتی بین آموزه های پیامبران مختلف اعم از اولوالعزم و غیر اولوالعزم وجود ندارد.

زرتشت، آموزه ای که از طریق قرآن و حدیث معتبر باقی مانده باشد، ندارد. از سوی دیگر، بازه زندگی ایشان، دوره ای با درازای ۸۶۰۰ سال را در بر می گیرد. این اشکال و ایراداتی از این دست، سبب شده تا حتّی برخی، منکر وجود زرتشت شوند و او را شخصیتی خیالی معرّفی کنند.[۳] این نگاشته، خیالی بودن جناب زرتشت را نمی پذیرد ولی ابهام دربارۀ او را به قدری زیاد می داند که اثبات صدور هیچ گزاره ای به او ممکن نیست.

در این نگاشته، فهرستی از دیدگاه های مختلف دربارۀ بازه زندگی زرتشت، گردآوری شده تا زمینه ای را برای پژوهش های بیشتر فراهم آورد. پیشتر، همین قلم، مجموعه ای از دیدگاه ها را گردآوری کرده و در سایت راه راستی، ارائه کرده است. اکنون با مطالعات بیشتر، بر آن فهرست، افزوده شده و به در قالب مقالۀ حاضر ارائه می شود. تاکنون نگاشته ای که این تعداد از دیدگاه ها را درباره بازه زندگی زرتشت گردآوری کرده باشد، یافت نشد. ممکن است با بررسی های بیشتر، تاریخ هایی دیگر نیز یافت شود.

تاریخ هایی که می آیند، به عنوان زمان زندگی زرتشت اعم از سال تولّد یا عصر او گفته شده اند. در برخی از این تاریخ ها تصریح به تقریبی بودن شده؛ امّا نظر به اینکه چنین ارقامی معمولا تقریبی است از تکرار واژۀ «حدود» خودداری شده است. همچنین مراد از «پ. م» پیش از میلاد مسیح است. دیدگاه ها از دورترین تاریخی که گفته شده، فهرست می شود.

  1. ۹۰۰۰ سال پ. م.[۴]
  2. ۸۶۰۰ سال پ. م.[۵]
  3. ۸۰۰۰ سال پ. م.[۶]
  4. ۶۶۰۰ سال پ. م.[۷]
  5. ۶۵۰۰ سال پ. م.[۸]
  6. ۶۴۸۰ سال پ.م.[۹]
  7. ۶۴۲۰ سال پ. م.[۱۰]
  8. ۶۳۴۸ سال پ. م.[۱۱]
  9. ۶۳۴۷ سال پ. م.[۱۲]
  10. ۶۳۱۳ سال پ، م.[۱۳]
  11. ۶۲۰۹ سال پ. م.[۱۴]
  12. ۶۱۸۴ سال پ. م.[۱۵]
  13. ۶۱۰۰ سال پ. م.[۱۶]
  14. ۶۰۰۰ سال پ. م.[۱۷]
  15. ۵۵۰۰ سال پ. م.[۱۸]
  16. ۴۵۰۰ سال پ. م.[۱۹]
  17. ۳۵۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پ. م.[۲۰]
  18. ۲۳۰۰ سال پ. م.[۲۱]
  19. بین ۲۳۰۰ تا ۲۰۰۰ سال پ. م.[۲۲]
  20. ۲۰۵۳ پ. م.[۲۳]
  21. ۲۰۰۰ سال پ. م.[۲۴]
  22. ۱۹۰۰ سال پ. م.[۲۵]
  23. بین ۱۸۰۰ تا ۹۰۰ سال پ. م.[۲۶]
  24. سدۀ ۱۸ پ. م.[۲۷]
  25. ۱۷۶۸ سال پ. م.[۲۸]
  26. بین ۱۷۵۰ تا ۱۰۰۰ سال پ. م،[۲۹]
  27. بین ۱۷۰۰ تا ۱۴۰۰ سال پ. م.[۳۰]
  28. بین ۱۷۰۰ تا ۱۰۰۰ سال پ. م.[۳۱]
  29. ۱۷۰۰ سال پ. م.[۳۲]
  30. ۱۶۰۰ سال پ. م.[۳۳]
  31. بین ۱۴۰۰ تا ۱۲۰۰ سال پ. م.[۳۴]
  32. نیمۀ دوم سدۀ ۱۳ پ. م.[۳۵]
  33. ۱۲۰۰ سال پ. م.[۳۶]
  34. بین ۱۲۰۰ تا ۱۱۰۰ سال پ. م.[۳۷]
  35. ۱۱۰۰ سال پ. م.[۳۸]
  36. ۱۰۸۰ سال پ. م.[۳۹]
  37. هزارۀ دوم پ. م.[۴۰]
  38. هزارۀ اوّل پ. م.[۴۱]
  39. اواخر هزارۀ دوم و اوایل هزارۀ اوّل پ. م.[۴۲]
  40. بین ۱۵۰۰ تا ۹۰۰ سال پ. م.[۴۳]
  41. بین سده های ۱۱ و ۶ پ. م.[۴۴]
  42. بین سده های ۱۰ و ۶ پ. م.[۴۵]
  43. بین سده های ۹ تا ۶ پ. م.[۴۶]
  44. ۱۰۰۰ سال پ. م.[۴۷]
  45. بین ۱۰۰۰ تا ۹۰۰ سال پ. م.[۴۸]
  46. ۹۰۰ سال پ. م.[۴۹]
  47. ۷۸۴ سال پ. م.[۵۰]
  48. پیش از سدۀ ۸ پ. م.[۵۱]
  49. سدۀ ۸ پ. م.[۵۲]
  50. ۶۶۰ سال پ. م.[۵۳]
  51. سدۀ ۷ پ. م.[۵۴]
  52. میانۀ سدۀ ۷ پ. م.[۵۵]
  53. نیمۀ دوم سدۀ ۷ پ. م.[۵۶]
  54. ۶۵۰ سال پ. م.[۵۷]
  55. ۶۴۰ سال پ. م.[۵۸]
  56. ۶۳۰ سال پ. م.[۵۹]
  57. ۶۲۸ سال پ. م.[۶۰]
  58. ۶۱۸ سال پ. م.[۶۱]
  59. ۶۰۰ سال پ. م.[۶۲]
  60. سدۀ ۶ پ. م.[۶۳]
  61. نیمۀ سدۀ ۶ پ. م.[۶۴]
  62. ۵۸۹ سال پ. م.[۶۵]
  63. ۵۸۱ سال پ. م.[۶۶]
  64. ۵۶۹ سال پ. م.[۶۷]
  65. ۵۶۰ سال پ. م.[۶۸]
  66. ۵۵۸ سال پ. م.[۶۹]
  67. ۵۰۰ سال پ. م.[۷۰]
  68. ۳۸۹ سال پ. م.[۷۱]

برخی از تاریخ های بیان شده قابل جمع اند؛ چراکه بعضی از آنها تقریبی و بعضی دیگر با دقّت بیشتری همراه است. زرتشتی پژوه برجسته، ابراهیم پورداوود دربارۀ بازه زندگی زرتشت می گوید: «در این خصوص (عصر زرتشت) روایات به اندازه ای مختلف است که ابداً صلح و سازشی میان آنها نمی توان داد.»[۷۲] نیز به گفتۀ او: «هیچ یک از مستشرقین و دانشمندان تاکنون موفّق نشده که زمان پیغمبر ایران را با دلایل تاریخی ثابت کند.»[۷۳] همو می گوید: «تحقیقاً نمی دانیم محلّ ولادت و زمان زندگانی زرتشت کجا و کی بود؛ چرا؟ برای آنکه زرتشت، متعلّق به یک زمان بسیار قدیم است که دست تاریخ به آستان بلند آن نمی رسد.»

نتیجه گیری

زرتشت از جمله شخصیت های کهن است که پیروی از او تا دورۀ کنونی ادامه یافته است. یکی از نشانه های نبود مدرکی معتبر دربارۀ زندگی یک شخصیت کهن، وجود اختلاف نظر زیاد نسبت به بازه زمانی حیات اوست. گاهی اختلافی اندک در حد بیست، سی سال مشکلی در بسیاری از تحلیل ها ایجاد نمی کند؛ اما اگر اختلاف دیدگاه ها، هزاران سال را در بر گرفت، دیگر زمان زندگی آن شخصیت نامعلوم بوده و امیدی برای صحّت انتساب چیزی به وی وجود ندارد.

سوگ مندانه، اختلاف نظر دربارۀ زندگی او بازه ای ۸۶۰۰ ساله را نشان می دهد. این، ابهامی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. این اشکال، به قدری اهمیت دارد که باورپذیری آموزه های این دین را زیر سؤال می برد؛ چون هیچ کتاب، سخن و رفتاری را با اطمینان نمی توان به جناب زرتشت نسبت داد.

با بررسی انجام شده، ۶۸ دیدگاه دربارۀ تاریخ زندگی زرتشت، به دست آمد. حتّی اگر با جمع برخی از این تاریخ ها، نتایج به دست آمده، نصف شود، باز هم با با بازه ای نامعلوم مواجهیم که امکان انتساب هر آموزه ای را منتفی می کند. مگر اینکه در بررسی های بیشتر، گزاره های دیگری که راه حل هایی را به دست دهد، کشف شود.

منابع
  1. اسطورۀ زندگی زردشت، ژاله آموزگار و احمد تفضّلی (م۱۳۷۵ش)، تهران، نشر چشمه و نشر آویشن، سوم، ۱۳۷۵ش.
  2. اوستا کهن ترین سرودها و متن های ایرانی، ترجمۀ جلیل دوست خواه، تهران، مروارید، دوم، ۱۳۷۴ش.
  3. تاریخ اجتماعی ایران، ج۱، ص۴۸۷، مرتضی راوندی (م۱۳۷۸ش)، تهران، نگاه، دوم، ۱۳۸۲ش.
  4. تاریخ ادبیات ایران از دوران باستان تا قاجاریه، یان ربپکا (م۱۹۶۸م)، ترجمۀ عیسی شهابی، تهران، علمی و فرهنگی، اوّل، ۱۳۸۱ش.
  5. تاریخ ایران، سِرپرسی سایکس (م۱۳۲۴ش)، ترجمۀ سید محمّدتقی فخر داعی گیلانی، تهران، دنیای کتاب، چهارم، ۱۳۶۸ش.
  6. تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسلۀ قاجاریه، حسن پیرنیا (م۱۳۱۴ش) و عبّاس اقبال آشتیانی (م۱۳۳۴ش)، تهران، خیّام، نهم، ۱۳۸۰ش.
  7. تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، تهران، دنیای کتاب، اوّل، ۱۳۷۵ش.
  8. تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، محمّدمهدی ملایری، تهران، توس، اوّل، ۱۳۷۹ش.
  9. خداشناسی زرتشتی، مانک جی نوشیروان جی دهالا، ترجمۀ رستم شهزادی، تهران، فروهر، اوّل، ۱۳۷۷ش.
  10. دانش نامۀ مَزدَیسنا، جهانگیر اوشیدری (م۱۳۸۳ش)، تهران، مرکز، پنجم، ۱۳۸۹ش.
  11. دیدی نو از دینی کهن، فرهنگ مهر، تهران، جامی، هفتم، ۱۳۸۷ش.
  12. دین ایران باستان، دوشن گیمن، ترجمۀ رؤیا منجّم، تهران، فکر روز، اوّل، ۱۳۷۵ش.
  13. راهنمای دین زرتشتی، هاشم رضی، تهران، فروهر، ۱۳۵۲ش.
  14. زرتشت مزدیسنا و حکومت، جلال الدّین آشتیانی، شرکت سهامی انتشار، اوّل، ۱۳۶۶ش.
  15. زمان زرتشت، جمشید کاووسجی کاتراک، ترجمۀ کیخسرو کشاورزی، تهران، فردوس، اوّل، ۱۳۷۳ش.
  16. زند وهومن یسن و کارنامۀ اردشیر پاپکان، ترجمۀ صادق هدایت، تهران، امیر کبیر، سوم، ۱۳۴۲ش.
  17. سرزمین زردشت (اوضاع طبیعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، تاریخی رضائیّه)، علی دهقان، تهران، ابن سینا، اوّل، ۱۳۴۸ش.
  18. فرهنگ جامع تاریخ ایران، عبّاس قدیانی، تهران، آرون، ششم، ۱۳۸۷ش.
  19. فهرست ماقبل الفهرست، پرویز اذکایی، مشهد، آستان قدس رضوی، چاپ اوّل، ۱۳۷۵ش.
  20. کنکاشی بر زندگی و اندیشۀ زرتشت، کورش نیکنام، تهران، بهجت، اوّل، ۱۳۹۳ش.
  21. گاتاها سروده های اشو زرتشت، آبتین ساسانفر، تهران، بهجت، ۱۳۹۰ش.
  22. گات ها کهن ترین بخش اوستا، ترجمۀ ابراهیم پورداوود (م۱۳۴۷ش)، تهران، اساطیر، اوّل، ۱۳۷۷ش.
  23. گاتها یا سرودهای آسمانی زرتشت، ترجمه: فیروز آذرگشسب، خط: غلامعلی عطارچیان، تهران، فروهر، چاپ دوم، ۱۳۷۸ ش.
  24. لغزش هایی در شناخت کیش زرتشتی، حسین وحیدی، ۱۳۶۱ش.
  25. مقالاتی دربارۀ زردشت و دین زردشتی، ژان کلنز، ترجمۀ احمدرضا قائم مقامی، تهران، فرزان روز، اوّل، ۱۳۹۴ش.
  26. یسنا، ترجمۀ ابراهیم پورداوود، تهران، دانشگاه تهران، سوم، ۱۳۵۶ش.
  27. مقالۀ زرتشت و دربار ویشتاسپ شاه، بهرام فره وشی (م۱۳۷۱ش)، مجلّۀ بررسی های تاریخی، شماره ۱ و۲، بهار و تابستان ۱۳۴۵ش.
  28. سایت راه راستی، http://www.raherasti.ir.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱]. البقره، ۲۸۵.

[۲]. به قلم فصلنامه.

[۳]. ن. ک: مقالاتی دربارۀ زرتشت و دین زرتشتی، ص۱۱۳؛ دین ایران باستان، ص۵۳؛ تاریخ ایران، ج۱، ص۱۳۵.

[۴]. مقدّمۀ گاتاها سروده های اشو زرتشت، ص۱۷ و۱۹.

[۵]. زند وهومن یسن، ص۱۶.

[۶]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۸۸.

[۷]. کنکاشی بر زندگی و اندیشه زرتشت، ص۱۳۰.

[۸]. همان، ص۱۲۵؛ دانش نامۀ مَزدَیسنا، ص۳۳؛ زمان زرتشت، ص۱۹؛ سرزمین زردشت، ص۲۵۷.

[۹]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۸۹؛ مقدّمۀ گات ها کهن ترین بخش اوستا، ص۲۶؛ سرزمین زردشت، ص۲۵۶.

[۱۰]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۹۰.

[۱۱]. لغزش هایی در شناخت کیش زرتشتی، ص۶۳

[۱۲]. مقدّمۀ یسنا، ج۱، ص۹۴؛ زرتشت و دربار ویشتاسپ شاه، ص۹۵.

[۱۳]. لغزش هایی در شناخت کیش زرتشتی، ص۶۴.

[۱۴]. همان، ص۶۳

[۱۵]. مقدّمۀ یسنا، ج۱، ص۹۴؛ زرتشت و دربار ویشتاسپ شاه، ص۹۵.

[۱۶]. مقدّمۀ گات ها کهن ترین بخش اوستا، ص۲۷؛ زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۹۰.

[۱۷]. تاریخ ایران باستان، ج ۴، ص۲۸۸۴؛ دانش نامۀ مَزدَیسنا، ص۳۳؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسلۀ قاجاریه، ص۲۵۳؛ سرزمین زردشت، ص۲۵۵؛ زرتشت و دربار ویشتاسپ شاه، ص۹۵؛ گاتها یا سرودهای آسمانی زرتشت، ص ۳، پیش گفتار.

[۱۸]. سرزمین زردشت، ص۲۵۵.

[۱۹]. فرهنگ جامع تاریخ ایران، ج۱، ص۴۲۱.

[۲۰]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۸۸؛ کنکاشی بر زندگی و اندیشۀ زرتشت، ص۱۲۵؛ گاتها یا سرودهای آسمانی زرتشت، ص ۵، پیش گفتار.

[۲۱]. مقدّمۀ یسنا، ج۱، ص۹۷؛ مقدّمۀ گات ها کهن ترین بخش اوستا، ص۲۷.

[۲۲]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۹۰.

[۲۳]. زرتشت و دربار ویشتاسپ شاه، ص۹۸.

[۲۴]. تاریخ ایران باستان، ج ۴، ص۲۸۸۴؛ کنکاشی بر زندگی و اندیشۀ زرتشت، ص۱۲۴؛ تاریخ اجتماعی ایران، ج۱، ص۴۸۷؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسلۀ قاجاریه، ص۲۵۳؛ سرزمین زردشت، ص۲۵۵.

[۲۵]. زرتشت و دربار ویشتاسپ شاه، ص۹۸.

[۲۶]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص ۸۳؛ کنکاشی بر زندگی و اندیشۀ زرتشت، ص۱۲۳.

[۲۷]. فهرست ماقبل الفهرست، ص۵۷.

[۲۸]. کنکاشی بر زندگی و اندیشۀ زرتشت، ص۱۲۲؛ مقدّمۀ گاتاها سروده های اشو زرتشت، ص۱۷.

[۲۹]. گاتها یا سرودهای آسمانی زرتشت، ص ۳، پیش گفتار.

[۳۰]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۸۷؛ کنکاشی بر زندگی و اندیشۀ زرتشت، ص۱۲۶.

[۳۱]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۸۷.

[۳۲]. کنکاشی بر زندگی و اندیشۀ زرتشت، ص۱۲۵.

[۳۳]. تاریخ ایران باستان، ج ۴، ص۲۸۸۴؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسلۀ قاجاریه، ص۲۵۳.

[۳۴]. اسطورۀ زندگی زردشت، ص۲۲.

[۳۵]. مقدّمۀ یسنا، ج۱، ص۸۸.

[۳۶]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۹۱؛ راهنمای دین زرتشتی، ص۳؛ اسطورۀ زندگی زردشت، ص۱۹؛ زرتشت و دربار ویشتاسپ شاه، ص۹۸.

[۳۷]. اسطورۀ زندگی زردشت، ص۲۲.

[۳۸]. همان، ص۲۱.

[۳۹]. مقدّمۀ یسنا، ج۱، ص۸۰؛ مقدّمۀ گات ها کهن ترین بخش اوستا، ص۲۶؛ راهنمای دین زرتشتی، ص۳؛ اسطورۀ زندگی زردشت، ص۱۹؛ زرتشت و دربار ویشتاسپ شاه، ص۹۹.

[۴۰]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۸۵.

[۴۱]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۸۱ و۸۲ و۸۳ و۸۶ و۸۸؛ کنکاشی بر زندگی و اندیشۀ زرتشت، ص۱۲۳.

[۴۲]. اسطورۀ زندگی زردشت، ص۲۰ و۲۲.

[۴۳]. زرتشت و دربار ویشتاسپ شاه، ص۹۹؛ سرزمین زردشت، ص۲۵۷.

[۴۴]. تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، ج۶، ص۳۰۹.

[۴۵]. تاریخ اجتماعی ایران، ج۱، ص۴۸۷.

[۴۶]. سرزمین زردشت، ص۲۵۵.

[۴۷]. خداشناسی زرتشتی، ص۱۵؛ اسطورۀ زندگی زردشت، ص۲۲؛ تاریخ ایران، ج۱، ص۱۳۷.

[۴۸]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۸۲.

[۴۹]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۸۱ و۸۶؛ کنکاشی بر زندگی و اندیشۀ زرتشت، ص۱۲۲ و۱۲۳ و۱۲۵.

[۵۰]. اسطورۀ زندگی زردشت، ص۲۰؛ زرتشت و دربار ویشتاسپ شاه، ص۹۸.

[۵۱]. مقدّمۀ گات ها کهن ترین بخش اوستا، ص۴۲.

[۵۲]. تاریخ اجتماعی ایران، ج۱، ص۴۸۹.

[۵۳]. مقدّمۀ یسنا، ج۱، ص۱۰۷؛ مقدّمۀ گات ها کهن ترین بخش اوستا، ص۲۸ و۲۹ و۳۶؛ زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۷۹؛ پیشگفتار اوستا کهن ترین سرودها و متن های ایرانی، ص۱۱.

[۵۴]. تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسلۀ قاجاریه، ص۲۵۳، تاریخ ایران باستان، ج۴، ص۲۸۸۵.

[۵۵]. تاریخ اجتماعی ایران، ج۱، ص۴۸۷.

[۵۶]. تاریخ ایران باستان، ج ۴، ص۲۸۸۵.

[۵۷]. دیدی نو از دینی کهن، ص۱۲۴؛ زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۷۹.

[۵۸]. تاریخ ایران، ج۱، ص۱۳۷.

[۵۹]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۷۹ و۸۱؛ اسطورۀ زندگی زردشت، ص۱۶.

[۶۰]. اسطورۀ زندگی زردشت، ص۱۶.

[۶۱]. همان، ص۱۶.

[۶۲]. مقدّمۀ گاتاها سروده های اشو زرتشت، ص۱۷.

[۶۳]. تاریخ ادبیات ایران از دوران باستان تا قاجاریه، ص۱۸.

[۶۴]. مقدّمۀ گات ها کهن ترین بخش اوستا، ص۲۷.

[۶۵]. تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، ج۶، ص۳۰۹.

[۶۶]. زرتشت و دربار ویشتاسپ شاه، ص۹۷.

[۶۷]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۷۹؛ اسطورۀ زندگی زردشت، ص۱۷.

[۶۸]. تاریخ ایران باستان، ج ۴، ص۲۸۸۴.

[۶۹]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۷۹؛ کنکاشی بر زندگی و اندیشۀ زرتشت، ص۱۲۲.

[۷۰]. زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۷۹ و۸۰.

[۷۱]. زند وهومن یسن، ص۱۶.

[۷۲]. مقدّمۀ گات ها کهن ترین بخش اوستا، ص۲۶.

[۷۳]. همان، ص ۴۴.

 

همچنین ببینید

از عاشورا بیشتر بدانیم

کتابی از اینجانب که در سال ۱۳۹۵ نشر یافته است. در مقدمه این کتاب آمده است: …

۶ نظر

  1. اینکه فلان نویسنده نا آشنا به نظریات نوین زبان شناسی در مورد زمان زرتشت چه حدس و گمانی زده است برای ما مهم نیست . حتی اینکه نویسنده ای نداند چگونه می شود وقتی ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد هیچ یک از زبان های نیا ایرانی متولد نشده بود زرتشت به اوستایی شعر بسراید هم برای ما عجیب نیست !! استناد به کتب عمومی تاریخ که معمولا نقش دایره المعارف را دارند هم توسط جنابعالی عجیب نیست !!
    اگر کسی به قصد و نیت آموختن و نه دشمنی آمده باشد لابد برایش همین یک علت که مثلا بیست سال پیش کتیبه ای میتانی به خط میخی و به زبان نیا هندو ایرانی متعلق به ۱۷۰۰ تا ۱۴۰۰ سال پیش از میلاد مسیح یافت شده کافی است که بداند در آن زمان هنوز زبان اوستایی متولد نشده بوده . شاید یکصد سال پیش در مورد دوره زبانی اوستایی اختلاف بود و لیکن امروزه کسی در مورد آن شک و شبهه ندارد . بر این اساس زبان نیا ایرانی در هزاره دوم قبل از میلاد و زبان اوستایی در انتهای هزاره دوم قبل از میلاد و ابتدای هزاره یکم قبل از میلاد متولد شده و تا سده پنجم قبل از میلاد نیز گویشور داشته است . از آنجا که گاهان خود متنی نواوستایی است و متون اوستایی پیشا زرتشتی بسیاری به دست ما رسیده اکثریت ایران شناسان دوره زندگانی زرتشت را بین سده های ۱۱ تا ۶ قبل از میلاد و به احتمال بالا بین سده های ۹ تا ۶ قبل از میلاد مسیح تعیین کرده اند . لذا بر خلاف ادعای شما در مورد زمان زیستن زرتشت هیچگونه ابهامی وجود ندارد و در سالهای بعد با رشد تکنولوژی دیرین شناسی این بازه زمانی کوتاه تر نیز خواهد شد . اینکه مثلا در فلان کتاب بر اساس نظر گلدنر در قرن ۱۹ یا فلان شرق شناس در قرن ۱۸ چیزی نقل شده برای شما شاید ملاک باشد . اما برای ما ملاک نیست جناب استاد فاطمی بعضی از نظراتی که شما در بالا ذکر منبع فرمودید مربوط به زمانی است که هنوز بشر متوجه وجود موجودات ریزی به نام میکرب نشده بود شاید جنابعالی و دوستانتان همچون بعضی علمای حوزه های علمیه ۱۰۰ سال قبل هنوز به وجود میکرب مجاب نشده باشید و بیماریها را از اجنه و ارواح خبیثه بدانید به حال ما فرقی نمی کند . ما به علم معتقدیم شما اگر قصد درجا زدن دارید به خودتان مربوط است .

    • مدیر سایت

      ـ از اینکه کتیبه ای میتانی به خط اوستایی نبوده، چگونه از آن بدست می آید که در آن زمان، خط اوستایی هنوز متولد نشده بوده؟ مگر در ایران و اطراف آنها فقط یک زبان رایج بوده؟
      ـ اگر منابع در مقاله را بار دیگربررسی کنید می بینید که کم نیستند کسانی که می توان روی حرفشان حساب کرد و غیر از دوره ای را که شما حدس زدید قائلند.
      ـ شما نیز دوره ی زندگی زرتشت را با سیصد الی پانصد سال اختلاف حدس زدید و این، ابهام کمی نیست در مورد شخصیتی که بناست از او پیروی بشه

      • کتیبه میتانی به زبان نیا هندو اروپایی است ، زبان هندو اروپایی نیای زبان نیا ایرانی و زبان اوستایی از نوادگان زبان نیا ایرانی است . لذا وقتی که کتیبه نیا هندو اروپایی به قدمت ۱۷۰۰ تا ۱۴۰۰ سال قبل از میلاد شناسایی شده است لزوما زرتشت که گاتها را به زبان اوستایی سروده پس از این زمان زیسته است لذا بسیاری از بازه های زمانی ذکر شده توسط شما به صورت علمی و زبان شناسانه غیر منطقی و مردود هستند .
        اختلاف چند سده ای در مورد زرتشت در قیاس با وضعیت زمانی زندگی اکثریت پیامبران ابراهیمی خود ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و موسی و … در وضعیت بهتری قرار دارد . اساسا هیچگونه شواهد تاریخی و مکتوب در خصوص زمان زندگی ابراهیم و بسیاری از پیامبران ابراهیمی وجود ندارد و این عدم قطعیت تاریخی را شما با منابع اخباری جبران می کنید که برای سایر ادیان حجیت ندارد . در گفتگوی بین ادیان می بایست بر مبانی مشترک اقامه دلیل نمود .

      • بله ، چون این کتیبه قدمتش تا ۱۷۰۰ الی ۱۴۰۰ قبل از میلاد است و زبان آن نیای زبان هندو اروپایی است و سپس چون زبان گاتها زیر مجموعه زبانهای هندو اروپایی محسوب میشود و البته بازهم چون زرتشت گاتها را سروده است پس زرتشت در زمانی بعد از این سالهاست و خال البته های ما :
        ۱ : البته قدمت کتیبه های میتانی با قطعیت ۱۰۰ درصد که معلوم است ؟ که إلا از ۱۷۰۰ قبل از میلاد شروع شده باشند و تا ۱۴۰۰ قبل از میلاد زبان گاتها ابداً بوجود نیامده باشد ؟ .
        ۲ : اینکه زرتشت گاتها را سروده است نیز ۱۰۰ درصد قطعی است ؟ .
        ۳ : در اینصورت باز زرتشت میتواند در چندین قرن سرگردان باشد چه آنکه معلوم نیست زبان گاتها در چه زمانی بوجود آمده و در چه زمانی منسوخ شده که بر فرض قبول اینکه زرتشت گاتها را سروده ، پس حیات زرتشت در این زمان بوده است، اینکه در زمان مادها زبان گاتها وجود نداشته است شاید بتوان گفت منسوخ شده بوده است پس زمان زرتشت میرسد به زمانی در قبل از مادها تا چیزی در حدود ۱۶۰۰ قبل از میلاد [ نمیتوان گفت که در قبل ترین زمان کتیبه های میتانی گاتها وجود داشته است و همچنین نمیتوان گفت در کمترین زمان این کتیبه ها هنوز زبان گاتها بوجود نیامده بوده است ، یک قرن برای پیدایش گاتها از زمان حداکثر این کتیبه ها چیزی محال نیست ] ، یعنی همان تاریخی که دکتر دوستخواه برای زرتشت بیان میکند .
        ۴ : اما اگر گاتها رونویسی شده از متنی دیگر که آن متن به زبانی قدیمی تر و متعلق به زرتشت باشد چه ؟ :
        درباره حیات زرتشت هیچ چیزی وجود ندارد و این فرد مربوط به دوره پیش از تاریخ است همچنین در گزارش دیگری غیر از گاتها از این فرد چیز دیگری نیست که بدانیم که بوده و در چه زمانی بوده است . بنابراین این فرد که شده یک شخصیت تاریخی و شایدهم خیالی نه زمانی دارد و نه مکانی ، تنها متنی است که میگویند چون قدیمی است وی سروده و این در حالیست چون زندگی این فرد سراسر در ابهام است براحتی میتوان ادعا کرد این متن گاتها از وی نیست چونانچه تاریخ زندگی زرتشت معلوم نیست و این باعث میشود نتوان گاتها را به وی نسبت داد .

        اگر گاتها هماننده بسیاری آثار که در طول تاریخ از بین رفتند از بین میرفت آیا نمیگفتند زرتشت در زمان یشت ها می زیسته است ؟ نمی گفتند

        • مدیر سایت

          هرکس هر نظری می ده، چنان کبری و صغری کنار هم میچینه که بتونه خط بطلان روی تمامی نظریات دیگر بکشه

    • نکته قابل توجه اینجاست که باستان ستای افراطی و البته نو زرتشتی میگوید :
      « ما به علم معتقدیم شما اگر قصد درجا زدن دارید به خودتان مربوط است »
      ۱ : کدام علمی گفته زبانی که زرتشت گاتها را با آن سروده است حتما و إلاً در اواخر هزاره دوم قبل از میلاد پدید آمده است ؟ .
      ۲ : کدام علمی گفته است که در مورد زیستن زرتشت هیچگونه ابهامی وجود ندارد ؟
      ۳ : آنجا که سخنی بس عجیب زد و گفت :
      « ینکه مثلا در فلان کتاب بر اساس نظر گلدنر در قرن ۱۹ یا فلان شرق شناس در قرن ۱۸ چیزی نقل شده برای شما شاید ملاک باشد . اما برای ما ملاک نیست »
      در زمانهای عهد بوق که میکروب که هیچ، سلول هم در ایران کشف نشده بود اعتقاد بر یک زمان برای زرتشت بود که همان عقاید غالب و عصر حجری زرتشتیان ساسانی بود لکن هرچه زمان گذشت و پژوهش کردند مدام اختلاف زیاد و زیادتر شد تا جایی که هم عصر ما یعنی دکتر پورداود تعیین زمان تولد زرتشت را امری غیر ممکن میخواند [ تحقیقاً نمی دانیم محل ولادت و زمان زندگانی زرتشت کجا و کی بود». (گات ها کهن ترین بخش اوستا، ص ۲۱) ابهام هم عصر ما تا این اندازه بوده که اصلا نمیداند زرتشت کی و کجا بوده و این یعنی غیر ممکن بودن تعیین زمان تولد زرتشت ] و ایضاً دانشمندانی که چندین سال در این زمینه پژوهش کردند همچون ژان کلنز ، هیچکدام [ برای تأکید : هیچ کدام ] بازه ای ولو ۵۰۰ ساله ای را برای زرتشت تعیین نکردند ، تنها دکتر دوستخواه بود که آمده و بازه تولد زرتشت را ۶۰۰ الی ۱۵۰۰ قبل از میلاد تعیین کرد . و البته :
      این کدام علم است که هرچه پیشرفت کرد ابهام ها را کمتر کرد ؟ ما که هرچه دیدیم این بود که هرچه گذشت ابهام ها بیشتر شد .

      این علم چیست ؟ از کجا درآمده است ؟ از کجا بوجود آمده است ؟ از کجا پدید آمده است ؟ این علم در نظر کدام دانشمندی در حد و اندازه پروفسور کریستین سن و … بوده ؟ این علم از کجا در آمده است ؟ از کجا؟ باستان ستایان افراطی چه کتبی میخوانند به چه چیزهایی فکر میکنند که به این نتایج عجیب میرسند ؟ این علم چیست و کجاست که نه با عقل و نه با منطق و نه با سند و نه با فکر آدمی جور در می آید ؟ .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code