+
خانه / سایر مطالب / اجازه ی شیطان در فریب انسان ها
اجازه ی شیطان در فریب انسان ها

اجازه ی شیطان در فریب انسان ها

به قلم مدیر سایت
هاشم:
من یک سؤالی دارم: اگه الله خودش به شیطان اجازه داده که انسان هارو بفریبه پس توقع خطا هم از بنده هاش داشته باشه و این جهنم برای چیه؟ واقعا این اسلام مشکلات اساسی داره.

جواب:
همان خدایی که به شیطان اجازه ی فریب داده، به انسان هم اختیار و قدرت ایستادگی در برابر او را داده. از سوی دیگر با فرستادن پیامبران،‏ راه را نیز از چاه نشان او داده است.
در ضمن، همین ایستادگی در برابر شیطان،‏ ابزار تکامل انسان است و الا موجودی مانند حیوان یا ملائکه می شد. بخاطر همین توانایی انسان برای ایستادگی در برابر شیطان است که بشر می تواند به مقامی بالاتر از مقام ملائکه دست یابد.
شیطان بهترین ابزار برای آزمایش انسان هاست تا انسان های مؤمن شناخته شوند.

شهریور ۱۳۹۴

۲۰ نظر

  1. سیاوش امیرشاهی

    سلام آقای فاطمی
    مقاله جالب :
    مسلمانی آل شَنسَب و تلاش برای ترویج اسلام (سندی بر اسلام اختیاری ایرانیان) :
    http://www.adyannet.com/news/12732

  2. سیاوش امیرشاهی

    سلام. در پاسخ به هاشم عزیز :
    ببینید وقتی میگیم خدا به شیطان اجازه داد که انسان رو فریب بده به معنی اجازه تشریعی نیست ! بلکه اجازه تکوینی هست !
    مثلاً خدا به انسان اجازه تکوینی (یعنی قدرت و نیروی لازم) رو داده که انسانی بیگناه رو بکشه . اما اجازه تشریعی نداده. (یعنی این کار رو حلال نکرده)
    اجازه تکوینی هم داده برای اینکه انسان آزمایش بشه.
    با تشکر از آقای فاطمی به خاطر پاسخ خوبشون

    • خالق بدی همچنان مجهول است چون اگر خالق انسان باشد پس ما یک خالق نداریم اگر شیطان و انسان باشند هم همین طور دوباره یکتایی خدا زیر سوال میرود و اگر اختیار به انها داده شده باشد یارهمان اجازه تکوینی پس یعنی ماهیت بدی در دنیا وجود داشته که شیطان و انسان ان را برگزیده اند
      خالق بدی همچنان در همه ادیان مجهول باقی مانده

      • جناب پگی چون این سوال رو مکرر طرح کردید در جواب میگم
        مسلمانان در توحید به دو نظر متضاد رسیدند :
        گروهی خداوند را خالق بی واسطه همه اشیا و صفات دانستند . (اشاعره)
        گروهی خداوند را خالق ابتدایی خواندند و معتقد گشتند که در امر خلقت تفویض صورت گرفته یعنی خداوند به سایر موجودات قدرت خلق اشیا و صفات را داده (معتزله )
        از آنجا که همین تفاوت باز هم عدل خداوند را توجیه نمی کرد گروهی از معتزله همانند شیخ طوسی صراختا خلق همزمان را برای موجودات و خداوند منکر شدند چرا که ساحت قدسی را مبرا از شر و بدی می دانستد و این را خلاف عدالت
        اما گروهی از معتزله عدل الهی را نه در دوری از شر که در قرار گرفتن همه امور در جای خویش دیدند . به این ترتیب حتی اگر نتیجه قوانین و تدبیر الهی منجر به نتیجه شر شده باشد عدل الهی نقض نمی شد .

        در حال حاضر عمده فقهای شیعه بر نظر اخیرند و مانند شیخ طوسی به عدل و توحید نگاه نمی کنند .

        فکر می کنم پاسخ شما داده شده است . در حقیقت از نظر اشاعره خالق بدی مانند همه صفات و اشیا خداوند است .
        از نظر معتزله گروه اول مانند شیخ طوسی معتقدند که چون امر خلقت توسط خدا تفویض شده است .خالق بدی موجودات هستند و در خلق بدی خداوند هیچ دخالتی ندارد .
        معتزله گروه دوم معتقدند که بدی نتیجه تبعی اختیار و ازادی تفویض شده خداوند به بعضی موجودات است لذا گرچه خداوند خالق همه صفات اعم از نیکی و بدی است ولی در خلق بدی خلاف اراده و عدل و حکمت او عمل شده است .

        اما زرتشتیان بر نظر مشابه معتزله گروه نخست اند
        که خداوند پس از تفویض امر به موجودات نقشی در خلق بدی ندارد و بدی ناشی از دخالت اهریمن در خلقت است . پس زرتشتیان و گروهی از معتزله و بخشی از شیعیان به توحید افعالی باور ندارند .

        • با سلام ؛ آقای مدیوماه از فرقه منسوخ شده معتزله حرف نزن ، آنها با این که در برخی از موارد با شیعه هم نظر بودند اما به کل فرقه ای جدا بودند . در ضمن مسئله عدل فراتر از یک کامنت و … است . درباره نظر شیخ طوسی هم منبع موثقی را بگذار بعد این حرف ها را به او ربط بده . در ضمن در آیین زرتشتیان اهریمن دخالت در خلقت نمی کند بلکه خلقتی می آفریند عین یک خدا . این را اوستا صراحتا گفته است .
          آن وقتی که آیات قرآن را در مشرک خواندن زرتشتیان و مسیحیانی که تثلیث را قبول دارند گذاشتم یعنی اگر مسلمانید بدانید کسی که برای خداوند دختر و پسر قائل شود مشرک است . وجود اهریمن یعنی شرک بودن آیین زرتشت از نظر قرآن.
          به گفته موبد رشید خورشیدیان ، در دنیا کمتر از ۳ میلیون زرتشتی است و در ایران حتی به ۲۰۰ هزار نفر هم – با قبول آمار غیر رسمی – زرتشتیان نمیرسند . شرک و توهمات در این آیین باعث این اتفاق است . بازهم می گویم درباره برهان شر و … بحث نمی کنم مگر با ایمیل .

          • البته شما باید ناراحت باشید از سخن گفتن من از معتزله چون شما مدعی شدید که مسلمانان هرگز در توحید اختلافی نداشتند اما مشخص شد که مهم ترین دعوای اعتقادی تاریخ مسلمانان از قضا بر سر توحید بوده . اما اینکه شیعه به کدام گروه نزدیک بود را از دکتر کوششی در مقاله سایت مهر نقل می کنم : ” ….لذا مکتب فائق اسلامی یعنی مذاهب اهل سنت رسماً اشعری گردیدند، اما شیعیان با معتزله همدلی داشتند و به همین علت برخی از معتزله شیعه بودند”
            https://www.mehrnews.com/news/2117919/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%B2%D9%84%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%B9%D8%AF%D9%84

            اساسا نظر شیعه و معتزله در عدل یکی بود و شیعه اصل عدل را از معتزله اقتباس کرد و بسیاری از مفاهیم کلامی دیگر

            و اما در مورد شیخ طوسی
            منبع بنده
            این جمله متعلق به ایشان است :”إنما قلنا ان ما هو مقدور لنا لا یجوز ان یکون مقدورا له، لأن ذلک یؤدی إلی کونه موجودا معدوما. لأنا لو فرضنا الواحد منا دعته الدواعی إلی إیجاده وجب حدوثه من جهته، وإذا لم یرده الله تعالی یجب ان لا یوجد، فاجتمع فی فعل واحد وجوب حدوثه، ووجوب انتفائه. وذلک محال، فوجب بطلانه علی کل حال ”
            ما مى‌گوییم آنچه مقدور ماست [قدرت ما به آن تعلق گرفته است]، جایز نیست که مقدور خداوند نیز باشد

            معنی جمله کاملا مشخص است

            منبع : الاقتصاد فى ما یتعلق بالاعتقاد، ص٩٩
            و در کتاب توحید افعالی از نگاه مذاهب و فرق اسلامی نوشته حسن ترکاشوند ناشر پژوهشکده حج صراحتا این جمله ناظر بر عدم پذیرش توحید افعالی از دیدگاه متقدمین شیعه در نظر گرفته شده است .

            • با سلام ؛ والله لا یهدی القوم الجاهلین .
              به جناب آقای فاطمی هم گفتم ، جواب کسانی که دنبال حقیقت نیستند و فقط به خاطر تشویش اذهان خوانندگان کامنت میگذارند و حاضر به ادامه بحث با ایمیل نیستند را نمیدهم . این آخرین جوابی بود که میدهم :
              ۱ : در توحید ذاتی تمام فرق اسلام با هم متفق القول اند و هیچ آفریدگار دیگری(هماننده اهریمن و زروان و همینطور دختر و پسر داشتن خداوند ) قائل نیستند ، ولی در توحید افعالی ، برخی ماننده شیخ طوسی فعل شر را نه به آفریدگاری دیگر ، بلکه به مخلوقات نسبت میدهد که ربطی به توحید مد نظر من ندارد . البته اختلاف کماکان است و شیخ مفید با شیخ طوسی نظر متفاوتی داشت…

              • به دلیل طولانی بودن ادامه ی نوشته ی شما حذف شد

              • جهت خاتمه هر گونه بحث با جنابعالی به عنوان نماینده منتقدین کیش زرتشتی و ار انجا که جناب مدیر مایل نیستند مطالب شما منتشر شود که دلیل آن هم کاملا روشن است خلاصه می کنم :
                فرمودید که شیخ طوسی نظر خلاف توحید افعالی نداشته است سند خواستید که خلاف نظر شما سندش ارایه شد .
                فرمودید که اسلام از این نظر که اختلافی در امر توحید در ان وجود ندارد با دین زرتشتی بسیار متفاوت است مشخص شد که همان اختلاف ها در اسلام هم بوده .
                فرمودید که از معتزله اصلا حرف نزن کانه ایشان اصلا نبوده اند مشخص شد که نقطه ضعفتان کجاست .
                بعد از مدعای خود کوتاه آمدید که منظورتان از توحید توحید ذاتی بوده در حالیکه به گواه کتاب خدمات مقابل اسلام و ایران اختلاف توحید زرتشتیان و مسلمانان در توحید افعالی است و خود آقای مطهری معترف است به این که زرتشتیان توحید ذاتی را قبول دارند .
                مشخص گردید که شما حتی نمی توانید یکی از دعاوی خودتان را اثبات کنید و فقط در پی اتهام زنی ، توهین به عقاید دیگران و پافشاری بر تعصبات جاهلی هستید . حتی مطالب کتبی که قبول دارید را هم درست نخوانده اید کتب عقاید دیگر را که اصلا تورق هم نمی کنید .
                البته شکی نیست
                خداوند جاهلان و کسانی را که چشم بر حقیقت می بندند هرگز هدایت نخواهد کرد .

  3. آقای مدیوماه:
    امیدوارم مطلب شما رو اون اقای offer هم مطالعه کنند و مطلبی با این عنوان که مسلمانان در توحید نظر یکی دارند و مثل زرتشتیان مشرک نیستند هم ببینند ، ایشون که همه عالم ادم رو مشرک و کافر میدونند الا خودشون رو.
    خوشحالم که شخص باسوادی مثل شما در این سایت هست و از جواب صادقانه و بی طرفانه و بی حاشیه شما لذت بردم گرچه خودم هم به این دو دیدگاه رسیده بودم اما شما کاملترش رو نوشتید گرچه هنوزم معتقدم که جوابی قطعی برای این سوال در هیچ دینی وجود ندارد ،اما شما مرا از پرسیدن دوباره ان از دیدگاه اسلام معاف کردید.
    زرتشتیان همانقدر موحدند که مسلمانان که مسیحیان که یهودیان اما تفاوت در نوع نگرش انها به خلقت هست و چگونگی ان و در دین تفاوت در برخی شرایع
    چطور میشه یک مسلمان واقعی برادران و خواهران موحد خود در ادیان دیگه رو نفی کنه ؟ یا حتی خداپرستان بی دین رو !!یا پلورالیسم دینی رو ؟
    اگر خدا یکیست پس از هر راهی که به او برسیم و مقصد او باشد آیا غمگین خواهیم بود ؟

    • واژه های کافر ، کفر ، مرتد ، نجس ، مشرک ، ملحد……. واژه های خطرناک قرون وسطایی جاهلیت اعراب هستند
      که در دنیای نوین امروزی جایی ندارند که تاکنون بیش از بیماریها و قحطیها جان انسانها را گرفته …………

    • نظر دین مزدیسنی البته طرح متفاوتی از دیدگاه معتزله دارد . از نظر دین مزدیسنی پدیده های دنیا و صفات موجودات حاصل دیالکتیک بین دو نیروی خیر و شر ( انگره مئینیو و اسپنتا مئینیو ) است . لذا شر مطلق و خیر مطلق نداریم و در حقیقت هر کجا که انگیزه های اخلاقی در انجام یک رفتار بر انگیزه های اهریمنی چیرگی بیشتری دارد نتیجه رفتار یا خصلتی می شود که در مجموع نیک است و بالعکس . در اندیشه زرتشت شر یا بدی هستی ندارد که قابل خلق باشد . شر یا بدی عین نیستی است .
      علم فیزیک در قرن بیستم صحت این نظر را ثابت کرد و با کشف ماده و ضد ماده ثابت شد که ذرات بنیادی بر اثر تصادم هستی و نیستی خلق شده اند . در حقیقت پاسخ خصلت بد اشیا داده شد و اینکه تکامل انسان و کل کائنات در چیرگی بیشتر هستی (سپنتامینو ) بر نیستی (انگره مینو) است .
      نکته جالب این است که مسلمانان نیز در قرآن بارها با این حقیقت ( با تصویر سپنتا مینو به صورت نور و انگره مینو به صورت ظلمت ) مواجه شده اند ولی متاسفانه علی رغم تاکید بسیار قرآن توجه اشان به حمس و زکات بیشتر جلب شد تا ماهیت هستی . و باید اعتراف کرد که تصویر دین زرتشتی بسیار پیشرو تر بوده است .
      و نهایتا این که انگره مینو پدیده نیست. بلکه عامل موثر در ایجاد پدیده ها است و توسط اهورامزدا به عنوان هنجار هستی ایجاد شده .
      نکته جالب این است که بشر نهایتا قرنها بعد با اقتباس نیچه از زرتشت و هگل از نیچه توانست نظریه دیالکتیک را با اقتباس از این دیدگاه پیشرو زرتشت ارایه دهد . گرچه با حذف تاثیر خدا و خالق نظریه مارکس و هگل با شکست روبرو شد ولی به نظر میرسد نهایتا علم تجربی و فیزیک در حال اثبات حقانیت پیامبران است .

  4. اما با همه این اوصاف ادیان نتوانسته اند به چگونگی ماهیت بدی که از عدم هست و عامل موثر در ایجاد پدیده ها برسند ، نیرویی که باعث وجود خیر و شر هست که این دوگانگی در همه ادیان وجود دارد و در اخر تاکید این ادیان به پیروزی خیر بر شر هست ، اما انگره مینو این عامل پدید اورنده شر ماهیت وجودی خودش نامعلوم هست چرا این عامل که خودش خالق بدی هم هست بدی خلق کرده و خالق انگره مینو کیست ؟ اینها جوابهای ضد و نقیضی در همه ادیان دارد که ما هر جوابی بدهیم لنگ میزند اگر اهورمزدا خالق ان باشد یعنی خداوند موافق وجود بدی در جهان خودش بوده و دلش خواسته بدی بیافریند که بدی هنجار این جهان نیست بدی نوعی ناهنجاری در کارکرد این جهان ایجاد میکند و نوعی بی عدالتی موقتی ! ، چون هر انچه که ما با قوای چندگانه خود حس میکنیم و زندگی می کنیم پس وجود دارد لذا شر هم بدلیل حس کردن ما از وجودش و لمس با تک تک ذراتمان و رنج کشیدنمان از او ، پس وجود دارد و این عاملی که بخودی خود بوجود اورنده تیره روزیهاست مکانسیمی طراحی شده است چون انگره مینو فقط بدی را ایجاد میکند نه خوبی را و این بصورت رندم و اتفاقی نیست انگار به این کار گماشته شده است برای همین هست که مکانیسم تولید بدی و قسمت تیره این جهان مجهول باقی مانده است مگر اینکه دنباله این جهان را در جهانی دیگر جستجو کنیم

  5. البته یک موضوع متفاوت در اینجا هست :
    مطابق دیدگاه زرتشت نه سپنتا مئینو و نه انگره مئینو به تنهایی نمی توانند خلق کنند . به این نکته ظریف توجه کنید . پدیده ها و صفات را اگر معلول کنش این دو نیرو در نظر بگیریم خود این دو نیرو نه پدیده هستند و نه به تنهایی می توانند خلق کنند .
    پس هیچ پدیده و صفتی توسط انگره مئئینو خلق نخواهد شد و خلق نشده بلکه پدیده ها و موجودات مانند پرتوهایی از ذات لا یزال خداوند هستند که انگره مینو باعث می شود بخشی از اثر هستی بخشی خداوند به این پدیده ها نرسد و در نتیجه خلق این پدیده ها ناقص خواهد بود . در حقیقت دنیای ما متشکل از پدیده های فانی و میرا و ناقص است که همه این نواقص در اثر تاثیر انگره مینو در خلق ایشان بوده است .
    فرض کنید می خواهیم گیاهی پرورش دهیم و دیواری مانع نور خورشید شود . لذا گیاه با برگهایی بد شکل و ناقص پدید امده و رشد می کند . اما باز هم عامل رشد گیاه و خلق گیاه خورشید است نه دیوار .
    اشکال ما این است که این مکانیزم بنیادی را می خواهیم همانند قوانین طبیعی تفسیر کنیم در حالیکه خود قوانین طبیعی نتیجه کنش همین دو نیروی خیر و شر هستند .
    حتی نام خداوند در دین مزدیسنی هم برگرفته از چنین اندیشه والایی است : هستی بخش دانا
    اما در ادیان ابراهیمی مستقیما خداوند مسوول خلق بدی شده است توسط شیطان که مخلوق اوست و قدرتی که خداوند به او داده تا در میان انسانها فتنه بینگیزد . البته عرفای مسلمان همچون مولوی همین تفسیر عالی از توحید را ارایه کرده اند و امام علی نیز نگرشی مشابه به توحید و امر خیر و شر داشته است که در اسلام نظیر ندارد .

  6. مسلمانان عقاید مختلفی در این باره دارند مثلا شخصی دینی میگفت که خدا بد نمی افریند و صفات بد خلق نکرده است ، اما نمیدانست خالق بدی کیست ؟ بر خلاف گفته جناب offer مسلمانان دیدگاه یکسانی درباره ان ندارند . مسئله همین دیواری است که شما مثال زدید ، این دیوار مجهول است که چرا وجود دارد و ایا خالفش خداست و اگر خداست چرا خداوند مانع فیض آفریده است و آیا این نوعی بی عدالتی لااقل موقتی برای موجوداتش نیست ؟ ! این دیوار در تمامی عرصه های زندگی وجود دارد و مانع تابش نعمات به بعضی موجودات میشود و همین دیوار است که دوگانگی یین و یانگ پدید اورده است و این نظام طراحی شده است که بدین گونه باشد ، من تحلیل بدی نمی کنم چون بدی بخودی خود معنا ندارد اما حتما باید جستجوگر ماهیت و چرایی و چگونگی این دیوار یا عامل یا منع فیض بود که مجهول است .
    شیطان هم مخلوق خداست اما ایا این عامل مخلوق خدا نیست ؟ چه تفاوتی دارد که این عامل را شیطان ، دیوار ، دربسته ، انرژی منفی یا موجودی بکارگماشته بگوییم ، اسامی مهم نیستند ، عمل این پدیده همانند عملی است که شیطان انجام می دهد که قطعا سرخود و بی اجازه نیست
    اینها مبهم است !
    چرایی مکانیسم آفریده شدن این دوگانگی و تضاد مجهول است ؟ اگر خداوند را قدرت مطلق هستی بدانیم که افریننده همه چیز است چرا مکانیسمی طراحی کرده که سبب منع فیض به برخی موجوداتش میشود ؟

  7. با سلام ؛ هرکسی که گفت زرتشتیان توحید ذاتیشان درست هماننده اسلام است :
    توحید ذاتی یعنی تمام مخلوقات جهان فقط یک آفریننده دارند ، فقط یک آفریننده ، اما :

    ،…آن زورمندترین دروجی را که اهریمن برای تباه کردن جهان اشه، به پتیارگی در جهان استومند بیافرید .
    اوستا ؛ یسنه .
    به علاوه زروان که تکلیفش نامشخص و به علاوه قائل شدن پیکر برای اهورا مزدا در اوستا . برای همین حرفر ها بود که مانی ، زروان را خدای اصلی می پنداشت چون اهورا مزدا و اهریمن عین شرک در توحید ذاتی اند .
    و الله لا یهدی القوم الجاهلین
    جناب مدیر سایت کار درستی می کنند که پیام های طولانی را حذف می کنند ؛ اشتباه از من بود که طولانی نوشتم . کسانی که دین خود را معلوم نمی کنند ، نه آخرتی دارند و نه ارزش بحث کردن .
    اختلاف در توحید در هیچ یک از فرق اسلامی موجود نیست ، چون همه قرآن را قبول دارند . نظر شیخ طوسی درباره برهان شر و … بود که کل ص ۹۹ و کل کتاب را هم هرکسی بخواند اختلافی در توحید نمی بیند . توحید ذاتی یعنی سوره اخلاص قرآن ، که همه فرق اسلام متفقول قول اند .

  8. هرشخص که دیگران رو مورد پیشداوری و قضاوت قرار میدهد:
    تصمیم گیری با احدی بجز خداوند بزرگ نیست که درباره بندگانش از هر دین و مذهب و آیینی تصمیم بگیرد که مورد رحمت قرار گرفته اند یا خیر , این تصمیمی برای انسانها نیست .اوست که از زوایای پیدا و پنهان اشخاص خبر دارد و ارزش هر انسانی به اندازه تقوی اوست و بس و چه اهمیتی دارد که چه کسی و از چه روی شما را پیشداوری کند !! این آیه مصداق انهاست:
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است؛ و هرگز (در کار دیگران) تجسّس نکنید حجرات ۱۲
    و نیز درباره غرور :
    ان الله لا یحب المتکبرین : خداوند متکبران را دوست ندارد نمل ۲۲
    و نیز
    ودر زمین به نخوت گام برمدار,چرا که هرگز زمین را نمی توانی شکافت ، اسرا ۳۷
    اگر ادیان اسمانی مشرک و کافرند چرا در قران مکررا گرامی داشته شده اند ؟! حتی صابعین هم !

  9. آیین زُروانی مشتق از زُروان است که به نظر زروانیان وجودِ غایی است. زروانیان، فرقه‌ای از مزدیسنان بودند که در باورهای خود دچار انحراف شده و از مزدیسنا خارج شدند. آیین زروانی صورتی از دین زرتشتی است ولی مسلماً زرتشتی نیست.[۱] در این باور، باورمندان به تجسمِ زروان، اهورامزدا و دیگر عناصرِ اصلیِ مزدیسنا روی آورند. زُروان همچنین یکی از ایزدانِ مزدیسناست.

  10. آن زورمندترین دروجی را که اهریمن برای تباه کردن جهان اشه، به پتیارگی در جهان استومند بیافرید . اوستا
    در این ایه مشخص نیست که خداوند به او اجازه خلق و ایجاد کردن داده یا خودش به تنهایی خالق بوده است !!
    چنانکه خدا به موسی در قران هم اجازه خلق و تبدیل عصا که موجودی بیجان بود را به اژدهای جانداری داد آیا موسی کلیم الله خالق اژدها بود ؟

  11. کاش این دوستان حداقل همین کتابهایی که خیلی به آن افتخار می کنند را می خواندند که قطعا نخوانده اند :
    “برای همین حرفر ها بود که مانی ، زروان را خدای اصلی می پنداشت چون اهورا مزدا و اهریمن عین شرک در توحید ذاتی اند .”
    مقایسه کنید این ادعاهای بی سند و مدرک و غیر علمی را با نظر آقای مطهری که حداقل چند کتاب در این موضوعات خوانده بوده : ” ثنویت مانی خیلی صریحتر است از ثنویت زردشتی” مجموعه آثار شهید مطهری . ج۱۴، ص: ۲۱۵ ( خدمات متقابل اسلام و ایران)

    اما “زورمندترین دروجی را که اهریمن برای تباه کردن جهان اشه، به پتیارگی در جهان استومند بیافرید”

    معنی دروج در این جا دروغ است و اهریمن به وجود آورنده دروغ معرفی شده است ،
    مطابق آیات قرآن خالق دروغ و نخستین موجودی که دروغ گفت و به دروغ سوگند خورد شیطان بوده است . متاسفانه این دوستان در مدارس علمی چنان درگیر کلمات هستند که معنا و مفهوم برایشان گم شده است و اینکه این بخش از یسنا و قران یک سخن و یک مفهوم را بیان می کنند برایشان غریب است از نظر این دوستان برای سخن حق گفتن حتما باید دستار سیاه و سفید بر سر داشت .
    امتحانش ساده است . اگر ایشان به این جمله یسنا اعتقاد ندارد و آن را شرک می داند پس باید بگوید ” الله دروغ را آفریده است ” اگر ایشان چنین سخنی بیان کرد نشان می دهد که در مدعایش صادق است و لاجرم دیدگاه توحیدی اش به وهابیت خیلی نزدیک شده است .

    در مورد نظر شیخ طوسی هم به جای اینکه طوطی وار حرفهای قبلی را تکرار کنید بفرمایید چرا علمای هم عصرشان معتقد بودند که ایشان به توحید افعالی قایل نیست . ضمنا اینجا کلاس درس برهان شر نیست که هر چیزی از گذشته و حال و آینده را به برهان شر مرتبط می کنید . برهان شر دعوای بین بی خدایان با خدا باوران بوده به مباحث اینجا هیچ ربطی ندارد .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی