ذوالقرنین کورش نیست

به قلم دکتر علیرضا شاپور شهبازی (درگذشت: ۱۳۸۵ش)
در سال ۱۹۵۰ مولانا ابوالکلام آزاد کوشید تا ثابت کند که این انسان بالدار، نشان دهنده ی ذوالقرنین ـ که به عقیده ی او همان کورش بزرگ بوده است ـ می باشد.
از آنجا که فرضیه ی وی، با همه ی محبوبیتی که یافته، از پشتیبانی مآخذ تاریخی و باستان شناسی یکسره بی بهره است، ناچاریم در اینجا از مرحله بیرون افتیم و گفتگویی دیگر پیش آوریم…

باید دانست که هیچگونه «مجسمه ای»، آن هم در «استخر» از کورش بر جای نمانده است. البته نقش کمی برجسته ی بالدار «بنای دروازه» در پاسارگاد، رخسار کورش را نشان می دهد، اما بر سر وی تاجی است مصری، که بر دو مار پیچان استوار شده، و هیچگونه بستگی و رابطه ای با «دو شاخ قوچ» ندارد. بال های آن نقش، نماینده ی «فر شاهی» می باشد، و یأجوج نیز از یوئه چی، که قومی بودند در مرزهای باختری چین، و در سده ی دوم ق. م. رو به سوی خاور سرازیر شدند، نمی آید، و مأجوج هم با مغول هیچ پیوندی ندارد.
مولانا آزاد را استاد سامی به پاسارگاد دعوت کرده بودند، اما وی بیمار شد و بدانجا نتوانست رفت، و هرگر آن نقش را ندید. بنابر این تعبیر نادرستی از آن کرد، و نتیجه هایی گرفت که پذیرفتنش بی اندازه دشوار است. با این همه باید افزود که اندیشه و خواست او خدمت به ایران بود، و روانش شاد باد که از مردان بزرگوار بود».

منبع:
زندگی و جهانداری کورش کبیر، علیرضا شاهپور شهبازی، ص ۲۵۲ ـ ۲۵۶.

زندگی و جهانداری کورش کبیر ص 252

زندگی و جهانداری کورش کبیر ص ۲۵۲

زندگی و جهانداری کورش کبیر ص 256زندگی و جهانداری کورش کبیر ص ۲۵۶

آبان ۱۳۹۷

همچنین ببینید

هخامنشیان زرتشتی نیستند/ روایت آتش زدن اوستا جعلی است

به قلم عبدالحسین زرین کوب فرستنده :حامد شادفر آیین خاندان هخامنشی ممکن نیست با عقاید …

۴۴ نظر

  1. سلام و تشکر. این مطلب در سایت ادیان‌نت منتشر شد:
    https://www.adyannet.com/fa/news/29137

  2. با این حساب ، من اگر جای شما بودم تیتر میزدم که قرآن کلام خدا نیست
    چون مشکل لاینحلتان چهار تا شد .
    ذوالقرنین که کوروش نیست و همچنان ناشناخته ست.
    قوم یاجوج که از اقوام چینی محسوب نمیشوند .
    قوم ماجوج هم که با یک قوم مغول نسبت داده میشدند ، پیوندی ندارند .
    هیچ سرنخی هم که از آن سد آهنی که آن دو قوم باید در آن محبوس باشند ، وجود ندارد .
    ” پس از این یک نمونه نتیجه میگیریم که قرآن گفتار خدا نیست ”
    که داستانهای گنگ و مبهمی را بدون شرح کامل و زمان و مکان آن واقعه بیان میکند
    و آیندگان را هنوز بعد از ۱۴ قرن، در پی کشف معماهای افسانه ایی بزحمت و اختلاف میاندازد .
    و اما باید به این دکتران نوپا گفت که اگر بدنبال نقش بالدار در پاسارگاد
    برای اثبات ذوالقرنین بودن کوروش میگردند ، در بالای کاخ ورودی پاسارگاد
    نقش فروهر با دو بال گسترده قابل رؤیت هست که بمعنای دربرگیرنده آفریده‌های اهورامزدا
    از مشرق تا مغرب هست …….
    ولی اگر در پی پادشاهی با دو شاخ قوچ کُلاهخودی هستند ،
    میتوانند آنرا در افسانه های بابلی و یونانی جستجو کنند ……

    • مدیر سایت

      وقتی که یک ماجرای تاریخی گفته میشه، مگر باید تمام جوانبش معلوم باشه؟
      مثلا وقتی کورش در تاریخ ذکر شده باید نام همه ی خواهر و برادرها و عمه و خاله هاش و… معلوم باشه؟
      قرآن قطعه ای از تاریخ را بیان میکنه که هدفش از بیان آن به دست آید اما موارد جنبی دیگر اگر معلوم نباشد، در نتیجه گیری تاثیری نداره
       

    • با سلام ؛ اولا که بیشترین احتمال برای ذوالقرنین بودن اسکندر کبیر است که دکتر شهبازی در ادامه سخنانشان در همین کتاب اسکندر را محتمل ترین گزینه برای ذوالقرنین میدانند .
      دوما که ذوالقرنین میتواند برای دوران پیش از تاریخ باشد ، هماننده کسانی چون کیخسرو .
      سوماً که دکتر شهبازی از سران و مشاهیر باستانگرایان بوده است ، باستانگرایی را مطرح تر از ایشان ندیده ام . متوجه باشید که مظورتان از دکتر نوپا چیست .
      چهارما ، نه شما و نه هیچ یک از باستان ستایان نتوانستید شرک کورش را حتی خدشه ای ساده به آن وارد کنید . پیشتر هم گفتم که با سایت باستان ستای [بی] خر…ان بحث داشته ام و نتوانستند جوابی بدهند .
      چنانچه دیده شد ، دکتر شهبازی بیان کرد که تاج روی سر نقش پاسارگاد مصری است ، درباره این نقش و تاجش بنگرید :
      http://jscenter.ir/slave-jews/cyrus/3827

      همچنین درباره نقش فروهر :
      https://www.adyannet.com/fa/news/28651
      https://www.adyannet.com/fa/news/15723

      بت پرستی در ایران وجود داشته است در زمان هخامنشیان ، بنگرید :
      https://www.adyannet.com/fa/news/1183
      بیان میشود :
      امروزه از لحاظ علمی وباستان‌شناسی ثابت شده است که مردوک در لغت به معنی گوساله است. یعنی اصالتاً مردوک، یک گوساله بود که در باور بت پرستان، به شکلِ یک انسان که روح خدا در او حلول کرده، شناخته می‌شد. این واژه به صورت‌های مختلفی همچون Solar calf (گوساله خورشیدی) یا Bull calf of the sun (گوساله‌ی خورشید) ترجمه می‌شود.

      هخامنشیان به خورشید و ایزد مربوط به ان در ایران یعنی میترا بها میداده اند [ ستایش میترا بهمراه اهورامزدا و آناهیتا در کتیبه اردشیر دوم در خرابه های شوش ] همچنین نقش فروهر هم بیانگر اهمیت خدای خورشید در نزد هخامنشیان است .
      باستان ستایان متعصب با علم بیگانه اند همچون شما و … که بجای جواب دادن به سخنان علمی با سند ، روی به سخنان خود که ساخته ذهن خود است می آورید .
      ایضا در کتیبه های انوما الیش ناچیزی مردوک نشان داده میشود که خدای قادری در نزد بابلیان نبوده است و خالق کل هم هیچ گاه نشد و در خلقت مردوک گوساله شریک داشته است جز اینکه خود نیز زاده پدر و مادر خود است ، مردوک گوساله ، تنها ویژگی هایی را از برخی خدایان دیگر بابل به ارث برد [ تأکید : به ارث برد و از خود چیزی نداشته است ] مثل سرور خدایان بودن که در حقیقت ویژگی آنو [ خدای آسمان ] بوده است نه مردوک گــــوســـاله .
      ایضا همواره وجود معابد در بابل بیشترین نفع را برای کاهنان داشته است نه مردم عادی که در کامتتی بدان اشاره کردم .

    • چطور میشه که هم در تورات و هم در قرآن عده ای از مسلمانان متعصب و … ذوالقرنین رو اسکندر میدونن ؟
      این فرضیه دو اشکال دارد :
      ۱. وضعیت زندگی شخصی اسکندر در کتابهای مختلفی آمده او چندگانه پرست بوده و از نظر جنسی هم وضعیتش عادی نبوده چطور میشه که خداوند این آدم رو متقی و موحد و پاک و مصلح معرفی میکنه ؟ اسکندر مقدونی چندگانه پرست بوده و این کتب یونانی مشهوده اما کوروش کبیر از سبک زندگیش میشه به درونیات و اعتقاداتش پی برد
      از همه عزیزان پژوهنده سوال میکنم
      اگر کوروش کبیر یکتاپرست نبوده چرا قوم یکتاپرست بنی اسراییل را از چنگال بابلیان بت پرست نجات نداده؟
      اگر کوروش کبیر یکتاپرست نبوده چرا قوم حضرت موسی رو سالها در کشورش پذیرا شده ؟
      اگر او یکتاپرست نبوده چرا سالها مخارج این قوم یکتاپرست رو تامین کرده ؟
      اگر او یکتاپرست نبوده چرا هزینه ساخت معبد یکتاپرستان را داده ؟
      آیا اسکندرمقدونی هم با ایرانیان یکتاپرست اینچنین کرد ؟
      در اینصورت به این آیات در تورات و قران باید شک کرد که کلام خدا بوده چون این تعاریف از ذوالقرنین با اسکندرمقدونی همخوانی ندارد
      ۲. چطور میشه که پیامبر از وحی خداوند که بر او شده بی اطلاع باشه یا برایش سخت باشه که وحی خدا رو شناسایی کنه که اون شخص در زمین چه کسیست
      درصورتیکه پیامبر در حدیثی (اسراییلیات ) بوضوح کوروش هخامنشی رو موحد معرفی شده که با خلقیات و سکناتی و نشانه های ذوالقرنین قران همخوانی دارد
      در کتبیه های انوماالیش که مفص هم هست مردک خدای آفریننده آسمان و زمین و جانبخش موجودات هستی معرفی شده
      جنابان پژوهنده میتوانند درباره اش فکر و تحقیق کنند
      چرا اینقدر دشمنی با کوروش هخامنشی ؟
      حداقل بگویید ما نمیدانیم ذوالقرنین کیست فقط پیامبر میدانسته و بس این به راستی نزدیکتر است تا اسکندری رو که نه موحد بوده و بسیار هم در حق ایرانیان یکتاپرست بدی کرده بخواهید ذوالقرنین قران بدانید

    • با سلام ؛ سلام ما را اگر خود مجید خالقیان نیستید به ایشان برسانید ، سخنان شما عمدتا کپی حرفهای سایت [بی] خر…ان است .
      ۱ : « وضعیت زندگی شخصی اسکندر در کتابهای مختلفی آمده »
      الف : آنقدر که سند در شرک کورش هست یک دهمش برای اسکندر نیست . شرک اسکندر به محکمی کورش نیست و با قطعیت در کجا بیان شده است ؟ گزنفون در کورش نامه در چند جا صراحتا به شرک کورش اشاره میکند که به خدایان باور داشت ، حال برای اسکندر به این محکمی استوانه کورش و کورش نامه گزنفون است ؟ .
      ۲ : « اگر کوروش کبیر یکتاپرست نبوده چرا قوم یکتاپرست بنی اسراییل را از چنگال بابلیان بت پرست نجات نداده؟ »
      این ربطی به یکتاپرست بودن فرد ندارد ، با این استدلال ، برای ارسطو آموزگار اسکندر است که یکتاپرست بوده است ، حال آیا یکتاپرستی اسکندر محتمل تر از کورش نیست ؟ .
      درباره این کار کورش شما را به گفته دکتر شروین وکیلی [ از مدافعین کورش و باستانگرایان ] ارجاع میدهم :
      کوروش به هیچ دینی باورمند نبود. باید پذیرفت کوروش یا به همهٔ خدایان به یک اندازه باور قلبی داشته، و یا اینکه به هیچیک باورمند نبوده است. اینکه کوروش در داستان‌های ایران خاوری [ همچون اوستا ، کتب پهلوی ، شاهنامه و … ] به فراموشی سپرده شده، از آن روست که او نه پهلوانی دین‌گرا، که قهرمانی میهن‌گرا بود.
      منبع : وکیلی، شروین، تاریخ کوروش هخامنشی، تهران، نشر شورآفرین، ۱۳۸۹ ، ص ۱۵۰ .
      دلیلی نداشته است کورش بخواهد به یهودیان سخت بگیرد . کورش یکبار هم خدای یکتا را نستاییده است و همواره سخن از خدایان زده است ، در استوانه اش هم نام سه خدا را می آورد و باز مکررا لفظ خدایان را بکار میبرد .
      ایضا کورش آنان را نجات داد اما بخاطر آنان بابل را فتح نکرد که بگویید چرا اینکار را کرد ، بنابراین این سخن شما باطل است ، چرا که کورش بخاطر یهودیان به بابل لشکر نکشید .
      ۳ : « اگر کوروش کبیر یکتاپرست نبوده چرا قوم حضرت موسی رو سالها در کشورش پذیرا شده ؟ »
      اولا که در سرزمین کورش هم بت پرست بوده است ، من جمله خود مردم بابل ، حال اگر کورش بت پرست نبود چرا قوم بت پرست را سالها در کشور پذیرا شد ؟ . در سرزمین کورش مغان زرتشتی نیز بودند ، حال اگر کورش زرتشتی نبود پس چرا قوم زرتشتی را سالها در سرزمینش پذیرا شد ؟ .
      ۴ : « اگر او یکتاپرست نبوده چرا سالها مخارج این قوم یکتاپرست رو تامین کرده ؟ »
      سند ؟ .
      ۵ : « اگر او یکتاپرست نبوده چرا هزینه ساخت معبد یکتاپرستان را داده ؟ »
      اگر او بت پرست نبوده چرا معبد بت پرستان را احیا کرد ؟
      این هزینه ساخت معبد یکتاپرستان در متون یونانی و آثار باستانی نیست ، گویا شما روی به منابع دیگری آورده اید ، منبع را ذکر کنید .
      ۶ : « آیا اسکندرمقدونی هم با ایرانیان یکتاپرست اینچنین کرد ؟ »
      آیا اسکندر بت خانه آباد کرد و خدایان را ستایید و گوساله ای را سرور خدایان خواند ؟ .

    • ۷ : « در اینصورت به این آیات در تورات و قران باید شک کرد که کلام خدا بوده چون این تعاریف از ذوالقرنین با اسکندرمقدونی همخوانی ندارد »
      اولا که در تورات الآن یک کلمه هم راجع به ذوالقرنین و کورش نیست .
      دوما که گفته قرآن طبق گفته دکتر شهبازی با اسکندر تا حدی مطابقت دارد .
      سوما ، مشاهیری چون ابوعلی سینا نیز اسکندر را بعنوان ذوالقرنین ستاییده اند .
      چهارما ، در برخی منابع ایرانی اسکندر یکتاپرست خوانده شده است [ منابعی که از هخامنشیان سخنی نمیزنند ] .
      ۸ : « چطور میشه که پیامبر از وحی خداوند که بر او شده بی اطلاع باشه یا برایش سخت باشه که وحی خدا رو شناسایی کنه که اون شخص در زمین چه کسیست »
      اسکندر کبیر یا برای دوران پیش از تاریخ ، در این دو فرض ایرادی نمی بینم .
      ۹ : « درصورتیکه پیامبر در حدیثی (اسراییلیات ) بوضوح کوروش هخامنشی رو موحد معرفی شده »
      تمام روایات که ربط به ذوالقرنین دارند را علامه طباطبایی همه را بیان کرده اند و من نیز خدا را شکر در پستی در وبلاگ [ بحث صفر تا صد پادشاهی کورش هخامنشی ] تمام را نقل کردم ، بلا استثنا در روایات اگر بخواهید به یک شخصیت تاریخی برسید و گفته های متناقض و … را حذف کنید به اسکندر میرسید نه کورش .
      ۱۰ : « در کتبیه های انوماالیش که مفص هم هست مردک خدای آفریننده آسمان و زمین و جانبخش موجودات هستی معرفی شده »
      کذب محض است ، کتیبه های انوما الیش را دکتر شروین وکیلی به فارسی ترجمه کرده اند و در آن مردوک تنها خالق هستی ابدا خوانده نشده است ، شما با استناد به یک کتاب یا لینکهایی همچون بریتانیکا و ایرانیکا سخن بگویید نه لینک مبهم و مجهول الهویه ای در اینترنت . ایضا ویکی پدیای انگلیسی نیز درباره مردوک تا حدی با سند سخن گفته است اما لینکی که شما در وبلاگ نیز آنرا ارائه میدادید مجهول الهویه بوده و استناد به آن بی اعتبار است ، کتاب ترجمه انوما الیش را بخوانید و بگویید در کجایش مردوک تنها خالق هستی خوانده شده است ؟ تنها + خالق + هستی . به لطف خدا مردوک و خدایان بابل را کامل بررسی کردم ، ابدا مردوک ربطی به خدای یکتا نداشته است که اشاره کردم .
      ۱۱ : « چرا اینقدر دشمنی با کوروش هخامنشی ؟ »
      ما کاری با کورش نداریم ، با کورش پرستان که سعی در تطهیر کورش مشرک دارند کار داریم که روی هوا سخن میگویند بدون استناد به یک منبع معتبر .
      ۱۲ : « تا اسکندری رو که نه موحد بوده و بسیار هم در حق ایرانیان یکتاپرست بدی کرده »
      اولا که اگر اسکندر موحد نبوده ، پس کورش از کافر هم کافرتر بوده است ، اسناد شرک کورش چندین برابر اسکندر اند.
      دوما یکتاپرست بودن ایرانیان را از کجا آوردید ؟ سند برای وجود بت در زمان هخامنشیان ارائه دادم که نتوانستید ردش کنید . زرتشتیان زمان هخامنشیان نیز با استناد به یشت ها چندگانه پرست بوده اند نه یکتاپرست .
      کورش جای دفاع ندارد ، عقایدش در استوانه و کورش نامه گزنفون مشهود است . همچنین هرودوت نیز یکبارهم به یکتاپرست بودن کورش اشاره نمیکند .
      اگر کورش برای همان مردوک هم لفظ خدا را بکار میبرد [ که البته بازهم مردوک ربطی به خداوند ندارد ] آنوقت ارزش کامنت گذاشتن را شاید داشت ؛ اما بعلاوه فرزند قائل شدن برای مردوک ، کورش همواره لفظ خدایان را بکار میبرد .

      • آقای offer:
        ۱. دین اسکندر چندخدایی یونانی بود ، در زمان حمله اسکندر ایرانیان زرتشتی بودن و داریوش سوم هم همینطور
        همینجا مشکل پیش میاد که چطور اسکندرادعایی ذوالقرنین شما به ایرانیان یکتاپرست حمله کرد و چنین کشتاری راه انداخت کوروش چند خدا با ایرانیان یکتاپرست بدترین کار را کرد .درصورتیکه که کوروش قوم حضرت موسی را از چنگ مشرکان نجات داد و سالها آنها و پیامبرانش را پذیرفت .
        ۲. شرک اسکندر آشکار بوده و علنی و به دینش افتخار میکرده اما کوروش کبیر اعتقاد شخصی اش را هرگز بیان نکرده
        پس هرگز اسکندر نه موحد بوده نه ذوالقرنین قران
        ۳. اگر کوروش کبیر از خودش بتخانه میساخت میگفتم تمایلی به بت پرستی دارد اما او هرگز بتخانه نساخت او خراب شده های مردم بابل را آباد کرد همانطور که معبد یکتاپرستلن را در اورشلیم آباد کرد
        ۳. سرزمینهای فتح شده توسط کوروش ساتراپهای او بودند از جمله بابل فتح شده بت پرستان هم بهمین شکل
        قوانین خودمختاری ساتراپها در زمان او موجود بوده و یاتراپها مانند هر ایالت امروزی یا استان امروزی بودند که فقط توسط دولت مرکزی اداره میشدند اما قوانین محلی خودشان را داشتند
        در این ساتراپها یک نژاد یک دین یک قوم نبوده اما هسته مرکزی ایرانشهر دولت مرکزی بوده که در انجا بت خانه ای وجود ندارد .
        ۴.علمای مسلمان بسیاری با احتمال بسیار بالا کوروش بزرگ را همان ذوالقرنین میدانند
        ۵. کتبه های باستان بابل را به انگلیسی سرچ کنید همه میتوانند بخوانند
        ۶. علامه طباطبایی شخصیت کمی در دین اسلام نیست اگر ایشان با احتمال بالا کوروش را ذوالقرنین میدانند شما چرابا احتمال بالا او را نمی دانید ؟
        ۷. کسی بغیر از کوروش برای کاندیدای ذوالقرنین نیست
        ۸. کوروش تمامی ادیان را در سرزمینش پذیرا شد حتی بابلیان بت پرست . و صد البته مغان زرتشتی همانطور که پیامبر اکرم مشرکان را در جوارش پذیرفت .
        هرگز اسکندر ذوالقرنین ذکر شده در قران نیست چون اولین مشخصه قرانی را که یکتاپرستی ندارد و این را علنی داشته است
        کسی کوروش پرست نیست
        کوروش را دوست دارم چون خدمات بی اندازه ای به وطنم کرده و او را دوست خواهم داشت . او دوست داشتنی است .
        مدارک برای ذوالقرنین بودن کوروش کم نیست .
        ۹. لوح کوروش توسط او نوشته نشده چون او بابلی بلد نبوده ، قوانین او را کاهنان بابلی به شیوه بابلیان برای ساتراپ جدید بابل ( سرزمین فتح شده بابل که حالا استانی از امپراطوری هخامنشی بود ) نوشتند تحت قوانین محلی خودشان همین .

    • با سلام ؛ سخنانی بی اعتبار از فردی که علاقه ای به اسناد و خواندن تاریخ ندارد :
      « دین اسکندر چندخدایی یونانی بود ، در زمان حمله اسکندر ایرانیان زرتشتی بودن و داریوش سوم هم همینطور »
      بقلم دکتر علیرضا شاهپور شهبازی از مدافعین کورش و مشاهیر باستانگرایی :
      فراموش نباید کرد که سرچشمه سنت های یهودی وعربی در مورد اسکندر ، او را بهمان اندازه ی کورش ، خردمند پیروزگر و دادگستر وخدا پرست می نموده است ، و از این جهت روایات کهن در مورد یکسانی اسکندر مقدونی با ذوالقرنین، خدشه پذیر نیست .
      ص ۲۵۵ همین کتاب . اضافه : اسکندر فردی موحد و خدا پرست است ، کورش نیز در کنابع ایرانی و عربی یهودی است اما شاهی دست نشانده و بدون افتخارات خاص . در منابع یونانی اما کورش چند گانه پرست و مشرک ولی در عوض شاه هخامنشیان است . کسی نمیتواند این دو منبع را با هم خلط کند .
      « همینجا مشکل پیش میاد که چطور اسکندرادعایی ذوالقرنین شما به ایرانیان یکتاپرست حمله کرد و چنین کشتاری راه انداخت »
      ایرانیان یکتاپرست سند معتبری ندارد . ســــنــــد ؟ .
      کشتار مردم ایران توسط اسکندر نیز سند ؟ . اینکه اسکندر هماننده کورش مردم اپیس را قتل عام کرده باشد و اسکندر نیز مردم شهری را قتل عام کرده باشد ، سند ؟ .
      « درصورتیکه که کوروش قوم حضرت موسی را از چنگ مشرکان نجات داد و سالها آنها و پیامبرانش را پذیرفت . »
      این دیگر چه انسانی است !!!! اولا که کورش آنها را نجات داد کاهنان پول پرست و معابد و بتهایشان را نیز نجات داد ، این به آن . دوما : سالها آنها و پیامبرانش را پذیرفت … سند ؟ من راجع به کورش هخامنشی حرف میزنم نه کورش یهودی که شاه نبوده و در برخی منابع وجود خارجی هم ندارد جدای از اینها ، برخی منابع بهمن بن اسفندیار را نجات دهنده یهودیان دانسته اند نه کورش زیر دست وی را .
      « شرک اسکندر آشکار بوده و علنی و به دینش افتخار میکرده اما کوروش کبیر اعتقاد شخصی اش را هرگز بیان نکرده »
      اینها از کجا در آمده است ، خودش میداند . این شرک علنی اسکندر سندش کجاست ؟ .
      اتفاقا استوانه کورش صراحتا عقیده کورش را نشان داده و هیچ سندی نیست که بگوید اعتقاد کورش چیزی جز استوانه بوده است چه تواریخ یونانی و چه اسناد باستان شناسی ، کورش در استوانه از عقیده خود به خدایان و مردوک گوساله سخن میگوید . قرینه ای در استوانه نیست سخنان بی اعتبار شما را تأیید کند .
      « پس هرگز اسکندر نه موحد بوده نه ذوالقرنین قران »
      بقلم پروفسور علیرضا شاهپور شهبازی :
      اما این سخنان و استدلال ها را نمی توان پذیرفت.«ذوالقرنین» یعنی «خداوند دو شاخ» و مقصود از آن،به همان گونه که بسیاری از دانشمندان ایران هم دریافته اند، کسی جز اسکندر مقدونی نمی تواند بود.هر کس به سکه های وی بنگرد، بدین عقیده، یقین می آورد.زیرا در آن جا اسکندر را به صورت مردی با کلاهی چون سر شیر ول با شاخ قوچ نموده اند.توضیح این مطلب را همه می دانند.
      [ وی کمی پایین تر در همان صفحه می نویسد: ]
      … روایات کهن در مورد یکسانی اسکندر مقدونی با «ذوالقرنین» خدشه پذیر نیست.
      ص ۲۵۵ کتاب .

    • « اگر کوروش کبیر از خودش بتخانه میساخت میگفتم تمایلی به بت پرستی دارد اما او هرگز بتخانه نساخت او خراب شده های مردم بابل را آباد کرد »
      آباد کردن بتکده ها هیچ فرقی با ساختن ندارد که این یعنی زنده کردن بت پرستی .
      برگرداندن بتها به بتکده ها نیز هیچ فرقی با ساختن بت ندارد که این یعنی زنده کردن بت پرستی .
      چه بت پرستی را زنده کنید و چه ایجاد کنید ، فرقی هست ؟ عین این می ماند که اعراب جاهلی را که بتی را از منطقه ای دیگر آورده و پرستش کردند [ عین کورش که بتها را از جایی دیگر بازگرداند و روی به آباد کردن آنان و ستایش خدایان آورد ] مشرک ندانیم و بگوییم ایشان فلان بت را نساختند و ایرادی ندارد !!! چه سخن کذبی که البته خلاف نص صریح قرآن و تورات و البته آیین زرتشت است . [ ر.ک : الاصنام ، قسمت پیدایش بت پرستی در میان اعراب ] .
      « همانطور که معبد یکتاپرستلن را در اورشلیم آباد کرد »
      سند ؟ برخی منابع بهمن بن اسفندیار را عامل اینکار دانسته اند و همان منابع هم که کورش را عامل دانسته اند اما :
      فرمان بهمن بن اسفندیار به کورش باعث اینکار بوده است چراکه کورش زیر دست وی بوده . در هر صورت کورش با اختیار خود اینکار را نکرده است .
      « قوانین خودمختاری ساتراپها در زمان او موجود بوده و یاتراپها مانند هر ایالت امروزی یا استان امروزی بودند که فقط توسط دولت مرکزی اداره میشدند اما قوانین محلی خودشان را داشتند »
      این هیچ ربطی به بت پرستی کورش و ستایش خدایان ندارد .
      « در این ساتراپها یک نژاد یک دین یک قوم نبوده »
      هیچ ربطی به این ندارد که کورش بت و خدایان را بستاید .
      « اما هسته مرکزی ایرانشهر دولت مرکزی بوده که در انجا بت خانه ای وجود ندارد . »
      وجود نقش مردوک در فروهر و پرستشگاه آن در تخت جمشید و نقش پاسارگاد که به گفته پروفسور والتر هینتس نقش بت بعل است یعنی بت پرستی در خود سرزمین پارس . شما با پژوهش بــیــگـانه اید .
      « علمای مسلمان بسیاری با احتمال بسیار بالا کوروش بزرگ را همان ذوالقرنین میدانند »
      اولا این بسیاری از کجا آمده است ؟ دوما ابوعلی سینا و ملاصدرا عالم مسلمان نیستند که ذوالقرنین را اسکندر میخوانند ؟ سوما چه شد که اینجا علمای مسلمان شدند سند ، اما چرا به سخنی که با قطعیت بیان میکنند یعنی حقانیت شیعه و … ایمان ندارید ؟ شما مصداق یک بام و دو هوایید . آیت الله مکارم شیرازی بعنوان یکی از همین عالمان مسلمان که نظر ابوالکلام را در تفسیر نمونه نقل کرده است و کورش را با احتمال زیاد ذوالقرنین میخواند ، اما درباره استوانه کورش میگوید :
      که او همان ذوالقرنین است که فردی صالح و خداپرست بود و حکومتی وسیع تشکیل داد. بر این اساس، صحت انتساب کتیبه موجود به کورش – که مطالب شرک آلود دارد – زیر سوال می رود.

      در اینجا این سوال پیش می آید که کتیبه کورش و انتسابش به او چه می شود؟ پاسخ اینست که با توجه به خصوصیاتی که در قرآنبرای ذوالقرنینبیان شده است، محتویات این کتیبه ـ که مطالبی شرک آلود نیز در آن آمده است ـ نمی تواند متعلق به او باشد؛ و از آنجا که از نظر تاریخی نیز به دلیل عدم وجود شواهد قطعی، شک و تردیدهایی در این انتساب وجود دارد، ممکن است گفته شود این کتیبه متعلق به پادشاه دیگری می باشد.
      منبع : سایت معظم له ، استفتائات مربوط به ذوالقرنین .

      واضح است که عالم اسلام به شرک در استوانه کورش اشاره میکند و انتساب آن به کورش را کاملا مغایر ذوالقرنین بودن وی میداند . یک بام و دو هوای باستانگرایان .

    • « کتبه های باستان بابل را به انگلیسی سرچ کنید همه میتوانند بخوانند »
      با زبان فارسی از یک انسان که بظاهر فارسی متوجه میشود سند خواستم دال بر اینکه مردوک آفریننده زمین و آسمان خوانده شده است ؟ . در کدام یک از هفت کتیبه انوما الیش و در کدام بندش مردوک آفریننده آسمان و زمین خوانده شده است ؟ من لینک و … نمیخواهم ، تنها بگویید در کدام کتیبه و در کدام بندش ، خودم متن آن بند را در اینجا قرار میدهم . #فرار از پاسخ باستانگرایان
      « علامه طباطبایی شخصیت کمی در دین اسلام نیست اگر ایشان با احتمال بالا کوروش را ذوالقرنین میدانند شما چرابا احتمال بالا او را نمی دانید ؟ »
      ابوعلی سینا شخصیت کمی در دین اسلام نیست اگر ایشان با قطعیت اسکندر را ذوالقرنین میدانند شما چرا حداقل با احتمال بالا او را نمی دانید ؟ .
      « کوروش تمامی ادیان را در سرزمینش پذیرا شد حتی بابلیان بت پرست . »
      این هیچ ربطی به خود کورش نداشت و کذب محض است چرا که عین این می ماند که بگوییم چون در ایران زرتشتی است پس یعنی رهبری و رئیس جمهور و … همه زرتشتی اند !!! چقدر این سخن بی اعتبار است . عقیده کورش همانی است که در استوانه اش وجود دارد مگر اینکه آنرا بی ربط به کورش بدانیم .
      « و صد البته مغان زرتشتی همانطور که پیامبر اکرم مشرکان را در جوارش پذیرفت . »
      پیامبر اکرم (ص) نه بتی را ستایید نه بتکده ای را آباد کرد که بتکده را برانداخت و نه یکبار هم لفظ خدایان را بکار برد .
      « هرگز اسکندر ذوالقرنین ذکر شده در قران نیست چون اولین مشخصه قرانی را که یکتاپرستی ندارد و این را علنی داشته است »
      پروفسور شاهپور شهبازی جواب شما را داده است .
      « کوروش را دوست دارم چون خدمات بی اندازه ای به وطنم کرده و او را دوست خواهم داشت . او دوست داشتنی است . »
      کدام خدمت ؟ بقلم ویل دورانت :
      پارسیها، در دوره دویست ساله شاهنشاهی خود، کاری نکردند که
      از تباین و اختلاف میان ملتهای زیر فرمان ایشان بکاهد، یا از تأثیر بد نیروهای گریز از مرکزی که سبب از هم پاشیده شدن شاهنشاهی بود جلوگیرد؛ به این قانع بودند که برآمیخته ای از ملتها حکومت کنند، و هرگز در صدد آن بر نیامدند که از آنها دولت حقیقی واحدی به وجود آورند.
      ویل دورانت ، تاریخ تمدن ، مترجم : احمد آرام و دیگران، جلد یکم ، صفحه ۴۴۲ .

      پس از اشغال بابل (بدست کورش) مردم آن دیار چنان بدبخت شدند که دختران خود را به روسپی گری وا میداشتند .
      تاریخ هرودوت ، ترجمه دکتر سنگاری ، ص ۱۲۶ .
      کورش اگرهم به مردم ایران خدمت کرد [ که نکرد ، برای خود و طایفه خویش کار میکرد ] مردم بابل را بدبخت کرد – مردم اپیس را قتل عام کرد – در بین النهرین نیز کشتار براه انداخت .
      « مدارک برای ذوالقرنین بودن کوروش کم نیست . »
      در تاریخ کمبریج میخوانیم :
      ادعای ذوالقرنین بودن کورش کبیر برای اولین بار ، با دلایلی سراسر جعل و دروغ وزیر فرهنگ هندوستان [ منظور ابوالکلام است ] مطرح شد .
      تاریخ کمبریج ، ص ۲۴۱ .
      « لوح کوروش توسط او نوشته نشده چون او بابلی بلد نبوده ، قوانین او را کاهنان بابلی به شیوه بابلیان برای ساتراپ جدید بابل ( سرزمین فتح شده بابل که حالا استانی از امپراطوری هخامنشی بود ) نوشتند تحت قوانین محلی خودشان همین . »
      خوب کورش متنش رو قبول داشته یا نه؟ اگر قبول داشته باید عواقبش رو پذیرفت. اگر هم قبول نداشته پس دیگه چرا به این منشور افتخار میکنند؟ .
      ۱ : یا خود کورش نوشته است . ۲ : یا کورش دستور به نوشتن آن داده و زیر نظر وی بوده است و سخنان وی را به زبان بابلی حک کردند . ۳ : یا یک روحانی همینطوری روی هوا آمده و نوشته و به کورش منتسب کرده است .
      در حالت اول و دوم به شرک محض کورش و بت پرستی وی میرسیم و در حالت سوم این کتیبه از اساس باطل میشود.

  3. بیان وقایع تاریخی از زبان الله که هیچ مجهولی از گذشته و آینده
    در ذاتش نیست با تاریخی که انسان در اثر پژوهش کسب و بیان میکند ،
    باید تفاوت داشته باشند یا نه ؟
    هر چند که بر خلاف ادعای شما ، مسلمانان هیچکدام از داستانهای قرآنی را
    تا زمان حاضر نتوانسته اند ثابت کنند که در تاریخ اتفاق افتاده
    که شامل داستان تمام پیمبران هم میشود.
    دوما ، پس این یک تناقض واضح در قرآن هست
    که در سوره نور آیه ۱ ادعا میکند که آیاتش به روشنی نازل شده ،
    و یا در سوره اسراء آیه ۱۲ که باز میگوید ؛ وَ کُلَّ شَیْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِیلا
    هرچیزی را بروشنی بیان کردیم .

    • مدیر سایت

      وقتی قرآن میگه آیاتش روشنه معناش اینه مقصود خودش را با آیات بروشنی بیان کرده. اگر آنطور که شما میگی هیچ حرف واضحی وجود نداره. مثلا وقتی پدر به پسرش میگه: از مغازه یک کیلو پیاز بخر. این جمله معناش روشنه اما یکی مثل شما میگی نه واضح نیست. چون نگفته از کدام مغازه بخره. اگر مغازه را تعیین کنه باز از نظر شما واضح نیست چون نگفته: پیاز سفید یا قرمز. اگر این را هم تعیین کنه بازم واضح نیست چون نگفته درشت یا کوچک. بازم از نظر شما واضح نیست چون معلوم نیست کیلویی چندی بخره و…….

  4. جناب استاد فاطمی با سلام فراوان. مدتی است برایم این سئوال بسیار پیش می آید که دلیل نژاد پرستی و افراط گرایی افراد چه در خصوص امور قومی و چه در خصوص امور دینی چیست و چرا برخی چنین می شوند ؟ متاسفانه در منطقه محل زندگی من این جریانات هم زمان در مباحث دینی و نژادی به شدت به چشم می خورد و آتش جهل از هر سو زبانه می کشید و هیچ تریبونی در جهت نجات مردم از این منجلاب خطرناک کاری نمی کند.

  5. استان محل زندگی من سیستان و بلوچستان است و من خودم از مردم بلوچ. البته شیعه هستم. در استان ما متاسفانه مباحث قومی و فرقه ای به شدت در جریان است و هر از گاهی شاهد زبانه کشیدن این آتش زیر خاکستر و بر هم خوردن اتحاد مردم می شویم. شاید شما در مورد گروه های خطرناک پان ترک و پان عرب مطالبی خوانده باشید ولی در مورد پان سیستانی ها کمتر مطلبی نوشته شده.

  6. دوستان با همه احترامی که برای برخی از آنها قائلم به شدت غرق در مسائل نژاد پرستانه و توهمات ذهنی خود می باشند. مثلا به این نوشتارها که از سوی این افراد دریافت کردم دقت بفرمایید :
    سیستانها اصیل ترین مردم قوم سکاها هستند و بازماندگان نسل رستم.
    بحث من با این دوست گرامی در مورد همین قوم به اصطلاح سکایی بود که کار به اینجا رسید. شما راهنمایی بفرمایید با این آتش جهل که نه تاریخ را می داند و نه ادبیات را چه کنیم ؟

    • مدیر سایت

      چطور ثابت میکنن از نسل رستم هستن؟

      • جناب آقای دکتر ایرج افشار سیستانی کتابی نوشتن در وصف تاریخ سیستان در این کتاب از تاریخچه قوم سکایی تا دوران معاصر به زعم نویسنده بحث شده. کتاب با نام تاریخ سیستان سرشار از آلاف و علوف و گزافه گویی های به شدت متعصبانه قوم گرایی و نژاد پرستانه ناشی از افکار و ذهن بیمار نویسنده که می کوشد با دروغ پردازی عقده های حقارت خود رو فرو بنشاند.

      • نام مرکز سیستان شهری است که رضاخان آن را ساخته و زابل نام نهاده. از همین رو و با توجه به اینکه فردوسی در شاهنامه رستم را از زابلستان معرفی می کند و پس از کشف تمدن شهر سوخته دوستان معتقد اند ، دیگر دوستان معتقد اند از همان نسل رستم و بازماندگان تمدن قدیمی شهر سوخته اند و قدیمی ترین ، اصیل ترین و با فرهنگ ترین مردم ایران هستند. پس از انقلاب با سر کار آمدن دو نماینده از شهرشان زابل احساسات نژاد پرستی چنان در میان شان برانگیخته شد که زمانی که نظام به دلیل شیعه بودن آنها را حاکم بر امور استان گمارد جنگ برادر کشی سیستانی با بلوچ و دیگران چنان راه افتاد که نمونه کوچکش ظهور عبدالمالک ریگی و جریانات پشت پرده اش برای احیای حقوق مردم بلوچ از دست این حضرات به ظاهر شیعه و نژاد پرست شد که تا امروز ادامه یافته و همچنان ادامه دارد

      • متاسفانه استان به شدت در مسایل تربیتی و اخلاقی دچار فقر و محرومیت است. جهل ، تعصب فکری و پرخاشگری از ویژگی های بارز مردم این استان می باشد که به شکل بارزی در برخوردهای مردم شیعه و سنی استان نهادینه شده و عامل تحریک خارجی شده آتش بیار معرکه و کسی هم نیست جهت تربیت مردم کاری کند.

      • در کتاب تاریخ باستان به صراحت از شجاعت و جنگجویی قوم سکها که اقوام فعلی سیستانند تعریف و تمجید شده طوری که سربازان شجاع این قوم با رشادت ها خود قوت قلب سپاه هخامنشی بوده اند

  7. از سیستانی ها و افکار نژاد پرستانه دوستان که بگذریم. مردم اهل سنت بلوچ ، به شدت درگیر افکار و اوهام مردم افکن وهابیت و سلفی گری هستند. و متاسفانه علما و بزرگان منطقه که خاموش و بی صدا خفته اند. گروهی غرق در توهمات نژادی آنچنان پیشرفته اند که هموطن همزبان و هم مذهب خود را بیگانه می دانند و در آزارش سنگ تمام می گذارند و گروهی هم در مسائل دینی.

  8. از شما استاد بزرگوار استدعا دارم در خصوص رستم ، محل تولد و زندگی و اینکه آیا نسلی از او باقی مانده برایمان روشن گری فرمایید و به بفرمایید چگونه در دام افراط گرایی قومی و دینی نیافتیم ؟

  9. اگر ذوالقرنین کوروش نیست .
    کوثر هم در سوره کوثر حضرت فاطمه نیست .
    امام مبین در آیه ۱۲ سوره یس هم حضرت علی نیست .
    حضرت مریم در سوره مریم آیه ۲۸ ، خواهر هارون نیست
    چون با او صدها سال فاصله زمانی دارد.
    هامان هم در آیات ۶ و ۸ سوره قصص و چند جای دیگر ، وزیر فرعون نیست
    بلکه قرآن او را با هامان وزیر خشایارشاه در عهدعتیق اشتباه گرفته ……
    و آسمان هم در سوره انبیاء ۲۳ سقف زمین نیست .
    ستارگان هم در سوره ملک آیه ۵ ، چراغهای آسمان اول نیستند .
    این تصورات بدوی مردم بین النهرین بوده که وارد قرآن هم شده

  10. بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام بر جناب استاد فاطمی و دیگر برادران مسلمان
    در این چند کامنت متن مصاحبه ای با حجت الاسلام علی عزیزی
    که از محققین در حوزه باستانگرایی و تاریخ ایران هستند که
    با خبرگزاری رسا انجام شده است را خواهم گذاشت
    که ایشان به دیدگاه متفاوتی به کوروش و فتح بابل پرداخته است
    و کوروش را در قامت حامی جریان انبیای الهی در قوم بنی اسرائیل قرار نمی بیند
    بلکه اقدامات کوروش را در نفع جریان علمای مخالف پیامبر زمانشان یعنی
    حضرت دانیال نبی (ع) می بیند و ایجاد مشکل در مسیر رسالت الهی این پیامبر الهی !

    منبع :

    https://www.entekhab.ir/fa/news/443458/%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%D9%85%D9%88%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85-%D8%B1%DB%8C%D8%AE%D8%AA-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AA%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D8%AD%D9%85%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C%D8%AF

  11. قسمت اول مصاحبه
    حجت الاسلام علی عزیزی

    وقتی جغرافیا سر به ایدئولوژی بگذارد، نگاه‌های تند متعصبانه ایجاد می‌شود.
    توجه به تاریخ قبل از اسلام، تکیه بر این تفکر بوده است و تلاش می‌کند
    تا اسلام را در مقابل ایران قرار دهد. در نتیجه با گسترش و شیوع این اندیشه
    در میان گروهی از افراد جامعه باعث شد تا بر یک تاریخ موهوم بدون سند باور پیدا کنند.

    از این رو گفت‌وگویی با حجت الاسلام علی عزیزی، کارشناس باستان‌گرایی و تاریخ ایران ترتیب دادیم
    تا در این زمینه به بحث و گفت‌وگو بپردازیم.

    به عنوان سؤال اول امروز جریان باستان‌گرایی در کشور ما با چه بهانه‌ای فعالیت می‌کند؟

    ابتدا به مناسبت هشتم آبان به شیراز می‌رفتند که البته به تازگی به روز هفت آبان منتقل کرده‌اند.
    دلیل این کار هم روز آزادسازی یهودیان است. هفت آبان سالروز ورود کوروش به بابل و صدور منشور است، چون به محض ورود به بابل دستور آزادسازی یهودیان داده شد و تاجگذاری هم کردند.

    ناصر پورپیرار که به خاطر مواضع خاصش او را به عنوان یک ایران‌ستیز مطرح کردند و حتی به او پان ترکیست هم می‌گویند، با جریان باستان پرست مخالف است. او کتاب‌های زیادی منتشر کرده است و بنده با توجه به جلد اول، دوم و سوم کتاب ایشان، معتقدم که باستان‌پرستی تا کجای تاریخ رفته است.

    هفده مهرماه روز فتح بابل است و قبل از این اتفاق، از بیست شهریور به مدت یک ماه آب را بر روی مردم می‌بندند، هرودوت نیز این مسئله را نقل می‌کند. شهریور ماه، اوج خرماپزان تابستانی در جنوب عراق با چه وضعیتی روبرو هستند. رزمندگان دفاع مقدس خودمان می‌گفتند که وقتی در جنوب و خوزستان، صبح برایمان یخ می‌آمد، این یخ دیگر برای یک ساعت هم نمی‌ماند و تا زمانی که شب شود و کمی خنک شویم، می‌مردیم و زنده می‌شدیم.

  12. قسمت دوم مصاحبه حجت الاسلام علی عزیزی

    یعنی قبل از ورود کوروش به بابل یک ماه آب را بر روی مردم بسته بودند؟

    بله. در این بیست روزی که بابل فتح می‌شود، یهودیان از داخل نیز خیانت می‌کنند و نقش بسزایی دارند. مطالبی وجود دارد که از کشتار اوپیس خبر می‌دهد. در کتاب تورات این نقل بیان شده است که به حیواناتشان نیز رحم نکردند و حمام خون به راه انداختند. شما یک بار درباره فتح بابل صحبت می‌کنید و یک بار از ورود کوروش سخن می‌گویید. مشخص است که کوروش با مهربانی و دوستی وارد شد ولی بعد از بیست روز کشتار و پاکسازی در منطقه اوپیس که نهایت جنایت را در این شهر می‌توان مشاهده کرد.

    کشتار وسیع اوپیس قبل از ورود کوروش به بابل

    یکی از مشکلات تاریخ این است که بر روی تبعیدی‌ها، نام اسیر می‌گذارند. بعضی از نکات باید اصلاح شود و در تاریخ اینها اسارت بابلی می‌گویند، در حالی که تبعید بابل شکسته شد. وقتی در منشور می‌بینیم که می‌گوید: مردوک به من گفته است و اینجا را گرفتم. همه می‌دانیم که سنگ حرف نمی‌زند و به وحی نیز وصل نیست، پس مسئله چیست؟ او با همکاری کاهنان آمد و مردم را قتل عام نمود و این شهر را گرفت. مردوک به او گفته است. مردوک به یهودی یعنی مردوخ که همان گوساله سامری بود و پسر خورشید نیز به او می‌گفتند.

    وقتی به گذشته تاریخ نگاه می‌کنیم، برخی تفکرات اعتقاد دارند که ما باید به گذشته احترام بگذاریم. بعضی در این میان به افراط رفته‌اند و برخی دیگر نیز تفریط کرده‌اند. اما باید در نظر داشت که روز هفت آبان را چرا باید جشن گرفت و برخی چرا جشن می‌گیرند؟ وقتی ما با درگیری اوپیس مواجه هستیم، آیا واقعا خوشحالی دارد؟

    در واقع مرکز امپراتوری مدافع ایران از بین رفت، دشمنان ایران آزاد شدند و جریان دشمن به قدرت دست پیدا کرد. ایرانیان را در فاجعه دیگری قتل عام کردند و جمعیت و تمدن ایرانی رو به سقوط رفت. مشکلی که برخی از راویان و سخنرانان دارند و نسبت به این شخصیت ذوالقرنین لقب می‌دهند و از تورات سند می‌آورند که بله؛ او یهودیان را نجات داده است و یهود دین خدا بود و قوم خدا را می‌خواست نجات بدهد، که با توجه به همان تاریخ، این نگاه غلط است.

    در تاریخ بزرگترین مشکل از جایی شروع می‌شود که جای خوب و بد عوض می‌شود. همانطور که رهبر انقلاب فرمودند گاهی جای شهید و جلاد را عوض می‌کنند

  13. قسمت سوم مصاحبه حجت الاسلام علی عزیزی

    منظورتان از این مسئله چیست و در واقع چه اتفاقی در تاریخ افتاد که جای خوب و بد تغییر کرد؟

    در تاریخ شخصیتی به نام بختیار یا بخت النصر داریم که در کتاب یهودیان از او تمجید کرده‌اند و از او به عنوان کسی که مامور انتقام الهی است، یاد می‌کنند. بخت النصر وقتی یهودیان را قتل عام می‌کند، به مومنین آنها کاری ندارد. این مسئله همان نکته‌ای است که برخی بدان توجه ندارند، مثلا وقتی ارمیا برای ترور بخت‌النصر می‌رود، البته او را برای این کار فرستاده بودند.

    هر دو نوجوان هستند و ارمیا از طبق نشانه‌های الهی بخت‌النصر را پیدا می‌کند، جبرئیل نازل می‌شود و از او می‌پرسد که چه می‌کنی؟ پاسخ می‌دهد که می‌خواهم کسی را بکشم که می‌خواهد قوم خدا را بکشد. در واقع ایشان می‌خواهد تا قصاص قبل از جرم کند و به قولی دفاع قبل از وقوع حتمی یک اتفاق را صورت دهد. جبرئیل از او سوال می‌کند که از کجا می‌دانی، قومی را که می‌کشد، قوم برگزیده خدا است؟

    ارمیا از این سخن جبرئیل به تردید می‌افتد و برمی‌گردد. این مطلب یکی از آن مطالبی است که ریشه تاریخی دشمنی یهودیان با جبرئیل به حساب می‌آید. البته همین مسئله نشان از اهمیت شخص ارمیا دارد و از طرفی با بخت‌النصر دوستی می‌کند و با هم پیمان و قرارداد می‌بندد.

  14. قسمت چهارم مصاحبه با حجت الاسلام علی عزیزی

    یهودیان به دنبال قتل ارمیا

    بعد از اینکه یهودیان متوجه می‌شوند که ارمیا کار را تمام نکرده است، با او نیز دشمن می‌شوند و در ماجرایی همین یهودیان شورش می‌کنند و ارمیا را به زندان می‌اندازند. بخت النصر نیز او را از زندان بیرون می‌آورد و به عنوان ریاست اورشلیم منصوب می‌کند.

    بخت‌النصر یهودیان را تبعید می‌کند و پیامبران را از زندان بیرون می‌آورد. بخت النصر مردان را کشته است و زنان و کودکان را به تبعید می‌آورد. برخی پیامبرزادگان من جمله حضرت دانیال را نیز به آنجا می‌آورد. شهرکی را درست می‌کند و در کنار پایتختش که اوپیس نام دارد، آنها را سکنی می‌دهد و نام آن را بابل می‌گذارد. بابل یک منطقه کاملا یهودی نشین است که در خود اوپیس قرار دارد.

    کوروش هم به اینجا حمله کرد و یهودیان را نجات داد، این مطلب غیر از آن چیزی است که در تاریخ بیان می‌شود؟

    کوروش مرکز شهر و مرکز سیاسی حکومت یعنی اوپیس را قتل عام می‌کند و به مرکز یهودیان با افتخار وارد می‌شود. البته بابل منطقه‌ای است که بخشی از آن بابل معروف قرار دارد. بابل نامی یهودی است که معنای آن دروازه خدا (باب ایل) می‌باشد.

    آرام آرام با حضور برخی پیامبران و مومنین در حکومت نفوذ کردند و پادشاه نیز به آنها ایمان آورد. اینها جریان توحیدی به راه می‌اندازند و نکته مهم اینجاست که به دست حضرت دانیال می‌رسد. شهر اوپیس به این دلیل شهر موحدان شد که پنجاه سال حضرت دانیال صدراعظم این شهر بود و کارهای اجرایی در دست او قرار گرفت. پادشاه عملا مشغول کار خودش شد و چون مورد اعتماد پیامبر هم بود، چند تا اعجاز اتفاق می‌افتد که حضرت دانیال در آنها حضور داشت.

  15. قسمت پنجم مصاحبه حجت الاسلام علی عزیزی

    حضرت دانیال دقیقا چه برنامه‌ای را جلو برد تا بتواند حکومت موحدان را در بابل ایجاد نماید؟

    حضرت دانیال با صدراعظم دست به یکی می‌کند تا دین را نگاه دارد. چند جوان که در معبد برای گرفتن درجه نظامی حاضر می‌شوند، رسم سجده بر بت‌ها را زیر پا می‌گیرند و سجده نمی‌کنند. از اینجا اختلاف بختیار با کاهنان روشن می‌شود و کاهنان فشار می‌آورند تا اینکه این جوان‌ها را به آتش بیاندازند. یعنی حکم اعدامشان در یک مراسم جدی برای انداخته شدن در آتش برگزار ‌شود.

    اما این سه نفر از آتش زنده بیرون می‌آیند و حضرت دانیال در کنار چند پیغمبر دیگری که همراهشان بودند، از این اتفاق استفاده می‌کنند و بلایی بر سر معبد می‌آورند که کار به جایی می‌رسد تا معبد درخواست اعدام همه آنها را می‌دهد و شورش می‌کنند، آنها شهر را به هم می‌ریزد و نیروهایشان را جمع آوری می‌کنند. این طرف هم جناب دانیال و پیامبران حاضر می‌شوند.

    بختیار زرنگی می‌کند و با اینکه دلش به سمت حضرت دانیال بود، ولی این اتفاقات را بهانه می‌کند تا به طریقی بت پرستی را جمع نماید، تصمیم می‌گیرد که هر دو طرف را اعدام می‌کند و هر طرف که زنده ماند، دین آنها را به عنوان دین رسمی معرفی کند.

    آتش بر جان دشمنان بت‌پرستی به کار نمی‌آید

    دفعه قبل آتش بر افراد حضرت دانیال اثر نکرده بود، به همین خاطر راه دیگری را پیشنهاد کردند و آن قفس شیرها بود. کاهنان فشار می‌آورند تا ابتدا حضرت دانیال وارد قفس شیرها شود که در پائین یک گودالی بود. بختیار نیز تا صبح حضرت دانیال را در قفس نگه می‌دارد، در تورات هست که او نخوابید و صبح اول وقت در سحر بلند شد و به دنبال دانیال رفت و حضرت دانیال سالم ماند، بعد از آن کاهنان را به پائین فرستاد و به لحظه‌ای در مقابل شیرهای گرسنه نتوانستند مقاومت کنند و همه‌شان توسط شیرها خورده شدند.

    نتیجه این اتفاق مشخص است، با از بین رفتن سران بت‌پرست، معابد به کلی نابود شدند و بت پرستی در بابل رسما از هم گسسته می‌شود تا زمانی که پسر بخت النصر با توطئه بر سر قدرت می‌آید، حضرت دانیال در کنار شاه به فعالیت خودش ادامه می‌دهد

  16. قسمت ششم مصاحبه حجت الاسلام علی عزیزی

    پس سوال مطرح می‌شود که کوروش کدام حکومت را به هم ریخت؟

    دقیقا سوال ما هم همین است که کوروش کدام حکومت را به هم ریخت؟ مردوک به کوروش دستور داد تا به حکومت حضرت دانیال حمله کند. یعنی با کاهنین و بت‌پرستان دست به یکی کرده بود تا علیه حضرت دانیال کاری را پیش ببرد. ما در ادامه این داستان عاقبت را هم می‌دانیم که واقعه پوریم رخ می‌دهد و قتل عام دیگری در اواخر عمر کوروش اتفاق می‌افتد که حضرت دانیال هم در این قتل عام به شهادت می‌رسد و اینجاست که کوروش حکومت توحید را به هم زد

  17. قسمت هفتم مصاحبه حجت الاسلام علی عزیزی
    سوال ما درباره آزادی چیست؟

    آنها به آزادی ادیان اعتقاد دارند، البته باید درباره کدام آزادی ادیان توضیح بدهند؟ شما دروازه‌های معابد توحید را بستید و معابد بت پرستی را بازگشایی نمودید، بت‌پرستی را آزاد اعلام کردید. این نوع نگرش دقیقا همان نگاهی است که الان در غرب حاکم می‌باشد، مدام می‌گویند که همه طرف آزاد هستند و در عمل به اسم آزادی حجاب، با حجاب‌ برخورد می‌کنند و در عمل آزادی بی حجابی شعار اصلی اینهاست.

    شعار آزادی که از منشور درآمده است و برخی اعتقاد دارند که شعار قرن بیستمی است. سوال داریم که تعبیر آزادی در اینجا چه بود؟ یهودی‌ها که اسیر نبودند تا آزاد بشوند. یهودیان کار می‌کردند، ثروت داشتند، زن و بچه برای خودشان دست و پا کرده بودند و وقتی کوروش آنها را بر می‌گرداند، تورات می‌نویسد که نزدیک به پنجاه هزار برده با خود بردند و از خودشان طلا و ظروف بسیاری همراه داشتند.

    کوروش با خداپرستی مقابله کرد و معابد بت‌پرستان را بازگشایی کرد

    کوروش در واقع حکومت مومنان را به هم ریخت. حضرت دانیال کاری کرده بود که با بت پرست‌ها درگیر ‌شود ولی یهودیانی را به سرکار می‌آورد که مومن بودند، البته در آن دوران همه یهودیان توبه کردند و راه پیامبران را پیش گرفتند. در زندگی کوروش و واقعه پوریم عکس ماجرای ایمان یهودیان را متوجه می‌شویم و در منشور هم می‌گوید که در معابد را باز می‌کند و جریان بت‌پرستی که حضرت دانیال به هزار زحمت و با دو بار اعدام از بین برده بود، دوباره کوروش رسمیت می‌بخشد

  18. قسمت نهم مصاحبه حجت الاسلام علی عزیزی

    یعنی ابتدا واقعه اوپیس و کشتار وسیع در این شهر رخ می‌دهد و بعد منتج به کشتار پوریم می‌شود؟

    پوریم در اواخر حکومت کوروش رخ می‌دهد و کتب یهودیان از هفتاد هزار تا هفتادوهفت هزار نفر گفته‌اند. البته می‌تواند این عدد بیشتر هم باشد، چرا که کتاب تورات یک دفاعیه نامه از یهود بت پرست است و نه یهود به معنای جریان دینی که پیامبران بنی اسرائیل در آن حضور داشتند. کتاب تورات فعلی نیز به دست بت پرستان ویرایش شد و در این کتاب از هیچ پیامبری نگذشتند و برای همه عیبی تراشیده‌اند

    • داستان پوریم مربوط به زمان اخشورشه که هویتش معلوم نیست و اصلا نویسنده نام پادشاهنان ایران نمیدانسته اما تاریخش به زمان خشایارشاه میخوره ، اقای عزیزی چطور میگن پوریم مربوط به اواخر حکومت کورشه ؟
      خیلی جالبه که سنگ حرف نمیزد و به وحی هم وصل نیست اما ان جوانان از داخل اتش زنده بیرون امدند و دانیال هم از قفس شیرها زنده بیزون امد ، اینجا دیگه نمیگه همه میدانیم کسی از داخل اتش زنده بیرون نمی اید!
      اساسا استناد به تورات به عنوان یک منبع تاریخی درست نیست ، تورات کتابی به سبک تاریخ رستگاری و نجات است ، در تورات یهودیان خود را کشورها و حکومت های مختلف جا میکنند و با کمک خداوند قهرمان داستان های خود میشوند ، پیامبران که در تورات ذکر انها شده شخصیت های تاریخی نیستند ، مثلا در هرودوت اشاره به شخص مهمی چون دانیال و واقعه پوریم نشده است ، دانیال فقط در تورات وجود دارد و همانند استر و مردخای و جشن پوریم زایده تخیل یهودیان است .

      • بسم الله الرحمن الرحیم
        آقای ارسطو اینکه جوانان به اذن الله متعال
        زنده بیرون می آیند برای پیروان ادیان ابراهیمی عجیب نیست
        چون از معجزات الله متعال است و معجزات انبیای الهی
        بخشی مهمی از اعتقادات پیروان ادیان ابراهیمی را تشکیل می‌دهد
        و یکی از نشانه های نبوت پیامبران است
        مثلا خود حضرت ابراهیم (ع) به آتش انداخته شد
        ولی به اذن الله متعال آتش بر او گلستان شد و زنده ماند
        دیگر اینکه بحث انبیای بنی اسراییل را نباید در
        منابع تاریخی مانند هرودت جستجو کرد
        چون آنها حکمران نبوده اند که شما انتظار دارید
        از آنها در منابع تاریخی اسم برده شده باشد

  19. قسمت دهم مصاحبه حجت الاسلام علی عزیزی

    ایرادتراشی علیه پیامبران در کتب مقدس یهودیان

    برای هر پیامبری ایرادی پیدا می‌کند تا به گردنش بگذارد. حضرت آدم به خدا خیانت می‌کند، زنش با شیطان هم دست می‌شود و از درخت می‌خورد. سلیمان بت‎پرست است و داود به زن مردم خیانت می‌کند. موسی بدون لباس زیر و عریان مادرزاد در خیابان‌ها می‌گردد و مهمترین نکته در کوبیدن تمام پیامبران است.

    این کتاب از جریان بت پرستی تمجید می‌کند و از عیسو که برادر حضرت یعقوب بود، دفاع می‌کند. این کتاب از کوروش تمجید می‌کند، تمام پیامبران را می‌کوبد و خودتان تا انتهای داستان را بخوانید. این جماعت پانصد سال است که خاورمیانه را به خاک و خون کشیده‌اند و ایرانیان آنها را به زور سرجای خودشان نشانده‌اند. اینها بعد از کوروش توبه نکردند بلکه جریان جنایتشان اتفاق افتاد و داخل حکومت نفوذ کردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code