+
ذوالقرنین کورش نیست

ذوالقرنین کورش نیست

به قلم دکتر علیرضا شاپور شهبازی (درگذشت: ۱۳۸۵ش)
در سال ۱۹۵۰ مولانا ابوالکلام آزاد کوشید تا ثابت کند که این انسان بالدار، نشان دهنده ی ذوالقرنین ـ که به عقیده ی او همان کورش بزرگ بوده است ـ می باشد.
از آنجا که فرضیه ی وی، با همه ی محبوبیتی که یافته، از پشتیبانی مآخذ تاریخی و باستان شناسی یکسره بی بهره است، ناچاریم در اینجا از مرحله بیرون افتیم و گفتگویی دیگر پیش آوریم…

باید دانست که هیچگونه «مجسمه ای»، آن هم در «استخر» از کورش بر جای نمانده است. البته نقش کمی برجسته ی بالدار «بنای دروازه» در پاسارگاد، رخسار کورش را نشان می دهد، اما بر سر وی تاجی است مصری، که بر دو مار پیچان استوار شده، و هیچگونه بستگی و رابطه ای با «دو شاخ قوچ» ندارد. بال های آن نقش، نماینده ی «فر شاهی» می باشد، و یأجوج نیز از یوئه چی، که قومی بودند در مرزهای باختری چین، و در سده ی دوم ق. م. رو به سوی خاور سرازیر شدند، نمی آید، و مأجوج هم با مغول هیچ پیوندی ندارد.
مولانا آزاد را استاد سامی به پاسارگاد دعوت کرده بودند، اما وی بیمار شد و بدانجا نتوانست رفت، و هرگر آن نقش را ندید. بنابر این تعبیر نادرستی از آن کرد، و نتیجه هایی گرفت که پذیرفتنش بی اندازه دشوار است. با این همه باید افزود که اندیشه و خواست او خدمت به ایران بود، و روانش شاد باد که از مردان بزرگوار بود».

منبع:
زندگی و جهانداری کورش کبیر، علیرضا شاهپور شهبازی، ص ۲۵۲ ـ ۲۵۶.

زندگی و جهانداری کورش کبیر ص 252

زندگی و جهانداری کورش کبیر ص ۲۵۲

زندگی و جهانداری کورش کبیر ص 256زندگی و جهانداری کورش کبیر ص ۲۵۶

آبان ۱۳۹۷

۲۸ نظر

  1. سلام و تشکر. این مطلب در سایت ادیان‌نت منتشر شد:
    https://www.adyannet.com/fa/news/29137

  2. با این حساب ، من اگر جای شما بودم تیتر میزدم که قرآن کلام خدا نیست
    چون مشکل لاینحلتان چهار تا شد .
    ذوالقرنین که کوروش نیست و همچنان ناشناخته ست.
    قوم یاجوج که از اقوام چینی محسوب نمیشوند .
    قوم ماجوج هم که با یک قوم مغول نسبت داده میشدند ، پیوندی ندارند .
    هیچ سرنخی هم که از آن سد آهنی که آن دو قوم باید در آن محبوس باشند ، وجود ندارد .
    ” پس از این یک نمونه نتیجه میگیریم که قرآن گفتار خدا نیست ”
    که داستانهای گنگ و مبهمی را بدون شرح کامل و زمان و مکان آن واقعه بیان میکند
    و آیندگان را هنوز بعد از ۱۴ قرن، در پی کشف معماهای افسانه ایی بزحمت و اختلاف میاندازد .
    و اما باید به این دکتران نوپا گفت که اگر بدنبال نقش بالدار در پاسارگاد
    برای اثبات ذوالقرنین بودن کوروش میگردند ، در بالای کاخ ورودی پاسارگاد
    نقش فروهر با دو بال گسترده قابل رؤیت هست که بمعنای دربرگیرنده آفریده‌های اهورامزدا
    از مشرق تا مغرب هست …….
    ولی اگر در پی پادشاهی با دو شاخ قوچ کُلاهخودی هستند ،
    میتوانند آنرا در افسانه های بابلی و یونانی جستجو کنند ……

    • وقتی که یک ماجرای تاریخی گفته میشه، مگر باید تمام جوانبش معلوم باشه؟
      مثلا وقتی کورش در تاریخ ذکر شده باید نام همه ی خواهر و برادرها و عمه و خاله هاش و… معلوم باشه؟
      قرآن قطعه ای از تاریخ را بیان میکنه که هدفش از بیان آن به دست آید اما موارد جنبی دیگر اگر معلوم نباشد، در نتیجه گیری تاثیری نداره
       

    • با سلام ؛ اولا که بیشترین احتمال برای ذوالقرنین بودن اسکندر کبیر است که دکتر شهبازی در ادامه سخنانشان در همین کتاب اسکندر را محتمل ترین گزینه برای ذوالقرنین میدانند .
      دوما که ذوالقرنین میتواند برای دوران پیش از تاریخ باشد ، هماننده کسانی چون کیخسرو .
      سوماً که دکتر شهبازی از سران و مشاهیر باستانگرایان بوده است ، باستانگرایی را مطرح تر از ایشان ندیده ام . متوجه باشید که مظورتان از دکتر نوپا چیست .
      چهارما ، نه شما و نه هیچ یک از باستان ستایان نتوانستید شرک کورش را حتی خدشه ای ساده به آن وارد کنید . پیشتر هم گفتم که با سایت باستان ستای [بی] خر…ان بحث داشته ام و نتوانستند جوابی بدهند .
      چنانچه دیده شد ، دکتر شهبازی بیان کرد که تاج روی سر نقش پاسارگاد مصری است ، درباره این نقش و تاجش بنگرید :
      http://jscenter.ir/slave-jews/cyrus/3827

      همچنین درباره نقش فروهر :
      https://www.adyannet.com/fa/news/28651
      https://www.adyannet.com/fa/news/15723

      بت پرستی در ایران وجود داشته است در زمان هخامنشیان ، بنگرید :
      https://www.adyannet.com/fa/news/1183
      بیان میشود :
      امروزه از لحاظ علمی وباستان‌شناسی ثابت شده است که مردوک در لغت به معنی گوساله است. یعنی اصالتاً مردوک، یک گوساله بود که در باور بت پرستان، به شکلِ یک انسان که روح خدا در او حلول کرده، شناخته می‌شد. این واژه به صورت‌های مختلفی همچون Solar calf (گوساله خورشیدی) یا Bull calf of the sun (گوساله‌ی خورشید) ترجمه می‌شود.

      هخامنشیان به خورشید و ایزد مربوط به ان در ایران یعنی میترا بها میداده اند [ ستایش میترا بهمراه اهورامزدا و آناهیتا در کتیبه اردشیر دوم در خرابه های شوش ] همچنین نقش فروهر هم بیانگر اهمیت خدای خورشید در نزد هخامنشیان است .
      باستان ستایان متعصب با علم بیگانه اند همچون شما و … که بجای جواب دادن به سخنان علمی با سند ، روی به سخنان خود که ساخته ذهن خود است می آورید .
      ایضا در کتیبه های انوما الیش ناچیزی مردوک نشان داده میشود که خدای قادری در نزد بابلیان نبوده است و خالق کل هم هیچ گاه نشد و در خلقت مردوک گوساله شریک داشته است جز اینکه خود نیز زاده پدر و مادر خود است ، مردوک گوساله ، تنها ویژگی هایی را از برخی خدایان دیگر بابل به ارث برد [ تأکید : به ارث برد و از خود چیزی نداشته است ] مثل سرور خدایان بودن که در حقیقت ویژگی آنو [ خدای آسمان ] بوده است نه مردوک گــــوســـاله .
      ایضا همواره وجود معابد در بابل بیشترین نفع را برای کاهنان داشته است نه مردم عادی که در کامتتی بدان اشاره کردم .

    • چطور میشه که هم در تورات و هم در قرآن عده ای از مسلمانان متعصب و … ذوالقرنین رو اسکندر میدونن ؟
      این فرضیه دو اشکال دارد :
      ۱. وضعیت زندگی شخصی اسکندر در کتابهای مختلفی آمده او چندگانه پرست بوده و از نظر جنسی هم وضعیتش عادی نبوده چطور میشه که خداوند این آدم رو متقی و موحد و پاک و مصلح معرفی میکنه ؟ اسکندر مقدونی چندگانه پرست بوده و این کتب یونانی مشهوده اما کوروش کبیر از سبک زندگیش میشه به درونیات و اعتقاداتش پی برد
      از همه عزیزان پژوهنده سوال میکنم
      اگر کوروش کبیر یکتاپرست نبوده چرا قوم یکتاپرست بنی اسراییل را از چنگال بابلیان بت پرست نجات نداده؟
      اگر کوروش کبیر یکتاپرست نبوده چرا قوم حضرت موسی رو سالها در کشورش پذیرا شده ؟
      اگر او یکتاپرست نبوده چرا سالها مخارج این قوم یکتاپرست رو تامین کرده ؟
      اگر او یکتاپرست نبوده چرا هزینه ساخت معبد یکتاپرستان را داده ؟
      آیا اسکندرمقدونی هم با ایرانیان یکتاپرست اینچنین کرد ؟
      در اینصورت به این آیات در تورات و قران باید شک کرد که کلام خدا بوده چون این تعاریف از ذوالقرنین با اسکندرمقدونی همخوانی ندارد
      ۲. چطور میشه که پیامبر از وحی خداوند که بر او شده بی اطلاع باشه یا برایش سخت باشه که وحی خدا رو شناسایی کنه که اون شخص در زمین چه کسیست
      درصورتیکه پیامبر در حدیثی (اسراییلیات ) بوضوح کوروش هخامنشی رو موحد معرفی شده که با خلقیات و سکناتی و نشانه های ذوالقرنین قران همخوانی دارد
      در کتبیه های انوماالیش که مفص هم هست مردک خدای آفریننده آسمان و زمین و جانبخش موجودات هستی معرفی شده
      جنابان پژوهنده میتوانند درباره اش فکر و تحقیق کنند
      چرا اینقدر دشمنی با کوروش هخامنشی ؟
      حداقل بگویید ما نمیدانیم ذوالقرنین کیست فقط پیامبر میدانسته و بس این به راستی نزدیکتر است تا اسکندری رو که نه موحد بوده و بسیار هم در حق ایرانیان یکتاپرست بدی کرده بخواهید ذوالقرنین قران بدانید

    • با سلام ؛ سلام ما را اگر خود مجید خالقیان نیستید به ایشان برسانید ، سخنان شما عمدتا کپی حرفهای سایت [بی] خر…ان است .
      ۱ : « وضعیت زندگی شخصی اسکندر در کتابهای مختلفی آمده »
      الف : آنقدر که سند در شرک کورش هست یک دهمش برای اسکندر نیست . شرک اسکندر به محکمی کورش نیست و با قطعیت در کجا بیان شده است ؟ گزنفون در کورش نامه در چند جا صراحتا به شرک کورش اشاره میکند که به خدایان باور داشت ، حال برای اسکندر به این محکمی استوانه کورش و کورش نامه گزنفون است ؟ .
      ۲ : « اگر کوروش کبیر یکتاپرست نبوده چرا قوم یکتاپرست بنی اسراییل را از چنگال بابلیان بت پرست نجات نداده؟ »
      این ربطی به یکتاپرست بودن فرد ندارد ، با این استدلال ، برای ارسطو آموزگار اسکندر است که یکتاپرست بوده است ، حال آیا یکتاپرستی اسکندر محتمل تر از کورش نیست ؟ .
      درباره این کار کورش شما را به گفته دکتر شروین وکیلی [ از مدافعین کورش و باستانگرایان ] ارجاع میدهم :
      کوروش به هیچ دینی باورمند نبود. باید پذیرفت کوروش یا به همهٔ خدایان به یک اندازه باور قلبی داشته، و یا اینکه به هیچیک باورمند نبوده است. اینکه کوروش در داستان‌های ایران خاوری [ همچون اوستا ، کتب پهلوی ، شاهنامه و ... ] به فراموشی سپرده شده، از آن روست که او نه پهلوانی دین‌گرا، که قهرمانی میهن‌گرا بود.
      منبع : وکیلی، شروین، تاریخ کوروش هخامنشی، تهران، نشر شورآفرین، ۱۳۸۹ ، ص ۱۵۰ .
      دلیلی نداشته است کورش بخواهد به یهودیان سخت بگیرد . کورش یکبار هم خدای یکتا را نستاییده است و همواره سخن از خدایان زده است ، در استوانه اش هم نام سه خدا را می آورد و باز مکررا لفظ خدایان را بکار میبرد .
      ایضا کورش آنان را نجات داد اما بخاطر آنان بابل را فتح نکرد که بگویید چرا اینکار را کرد ، بنابراین این سخن شما باطل است ، چرا که کورش بخاطر یهودیان به بابل لشکر نکشید .
      ۳ : « اگر کوروش کبیر یکتاپرست نبوده چرا قوم حضرت موسی رو سالها در کشورش پذیرا شده ؟ »
      اولا که در سرزمین کورش هم بت پرست بوده است ، من جمله خود مردم بابل ، حال اگر کورش بت پرست نبود چرا قوم بت پرست را سالها در کشور پذیرا شد ؟ . در سرزمین کورش مغان زرتشتی نیز بودند ، حال اگر کورش زرتشتی نبود پس چرا قوم زرتشتی را سالها در سرزمینش پذیرا شد ؟ .
      ۴ : « اگر او یکتاپرست نبوده چرا سالها مخارج این قوم یکتاپرست رو تامین کرده ؟ »
      سند ؟ .
      ۵ : « اگر او یکتاپرست نبوده چرا هزینه ساخت معبد یکتاپرستان را داده ؟ »
      اگر او بت پرست نبوده چرا معبد بت پرستان را احیا کرد ؟
      این هزینه ساخت معبد یکتاپرستان در متون یونانی و آثار باستانی نیست ، گویا شما روی به منابع دیگری آورده اید ، منبع را ذکر کنید .
      ۶ : « آیا اسکندرمقدونی هم با ایرانیان یکتاپرست اینچنین کرد ؟ »
      آیا اسکندر بت خانه آباد کرد و خدایان را ستایید و گوساله ای را سرور خدایان خواند ؟ .

    • ۷ : « در اینصورت به این آیات در تورات و قران باید شک کرد که کلام خدا بوده چون این تعاریف از ذوالقرنین با اسکندرمقدونی همخوانی ندارد »
      اولا که در تورات الآن یک کلمه هم راجع به ذوالقرنین و کورش نیست .
      دوما که گفته قرآن طبق گفته دکتر شهبازی با اسکندر تا حدی مطابقت دارد .
      سوما ، مشاهیری چون ابوعلی سینا نیز اسکندر را بعنوان ذوالقرنین ستاییده اند .
      چهارما ، در برخی منابع ایرانی اسکندر یکتاپرست خوانده شده است [ منابعی که از هخامنشیان سخنی نمیزنند ] .
      ۸ : « چطور میشه که پیامبر از وحی خداوند که بر او شده بی اطلاع باشه یا برایش سخت باشه که وحی خدا رو شناسایی کنه که اون شخص در زمین چه کسیست »
      اسکندر کبیر یا برای دوران پیش از تاریخ ، در این دو فرض ایرادی نمی بینم .
      ۹ : « درصورتیکه پیامبر در حدیثی (اسراییلیات ) بوضوح کوروش هخامنشی رو موحد معرفی شده »
      تمام روایات که ربط به ذوالقرنین دارند را علامه طباطبایی همه را بیان کرده اند و من نیز خدا را شکر در پستی در وبلاگ [ بحث صفر تا صد پادشاهی کورش هخامنشی ] تمام را نقل کردم ، بلا استثنا در روایات اگر بخواهید به یک شخصیت تاریخی برسید و گفته های متناقض و … را حذف کنید به اسکندر میرسید نه کورش .
      ۱۰ : « در کتبیه های انوماالیش که مفص هم هست مردک خدای آفریننده آسمان و زمین و جانبخش موجودات هستی معرفی شده »
      کذب محض است ، کتیبه های انوما الیش را دکتر شروین وکیلی به فارسی ترجمه کرده اند و در آن مردوک تنها خالق هستی ابدا خوانده نشده است ، شما با استناد به یک کتاب یا لینکهایی همچون بریتانیکا و ایرانیکا سخن بگویید نه لینک مبهم و مجهول الهویه ای در اینترنت . ایضا ویکی پدیای انگلیسی نیز درباره مردوک تا حدی با سند سخن گفته است اما لینکی که شما در وبلاگ نیز آنرا ارائه میدادید مجهول الهویه بوده و استناد به آن بی اعتبار است ، کتاب ترجمه انوما الیش را بخوانید و بگویید در کجایش مردوک تنها خالق هستی خوانده شده است ؟ تنها + خالق + هستی . به لطف خدا مردوک و خدایان بابل را کامل بررسی کردم ، ابدا مردوک ربطی به خدای یکتا نداشته است که اشاره کردم .
      ۱۱ : « چرا اینقدر دشمنی با کوروش هخامنشی ؟ »
      ما کاری با کورش نداریم ، با کورش پرستان که سعی در تطهیر کورش مشرک دارند کار داریم که روی هوا سخن میگویند بدون استناد به یک منبع معتبر .
      ۱۲ : « تا اسکندری رو که نه موحد بوده و بسیار هم در حق ایرانیان یکتاپرست بدی کرده »
      اولا که اگر اسکندر موحد نبوده ، پس کورش از کافر هم کافرتر بوده است ، اسناد شرک کورش چندین برابر اسکندر اند.
      دوما یکتاپرست بودن ایرانیان را از کجا آوردید ؟ سند برای وجود بت در زمان هخامنشیان ارائه دادم که نتوانستید ردش کنید . زرتشتیان زمان هخامنشیان نیز با استناد به یشت ها چندگانه پرست بوده اند نه یکتاپرست .
      کورش جای دفاع ندارد ، عقایدش در استوانه و کورش نامه گزنفون مشهود است . همچنین هرودوت نیز یکبارهم به یکتاپرست بودن کورش اشاره نمیکند .
      اگر کورش برای همان مردوک هم لفظ خدا را بکار میبرد [ که البته بازهم مردوک ربطی به خداوند ندارد ] آنوقت ارزش کامنت گذاشتن را شاید داشت ؛ اما بعلاوه فرزند قائل شدن برای مردوک ، کورش همواره لفظ خدایان را بکار میبرد .

  3. بیان وقایع تاریخی از زبان الله که هیچ مجهولی از گذشته و آینده
    در ذاتش نیست با تاریخی که انسان در اثر پژوهش کسب و بیان میکند ،
    باید تفاوت داشته باشند یا نه ؟
    هر چند که بر خلاف ادعای شما ، مسلمانان هیچکدام از داستانهای قرآنی را
    تا زمان حاضر نتوانسته اند ثابت کنند که در تاریخ اتفاق افتاده
    که شامل داستان تمام پیمبران هم میشود.
    دوما ، پس این یک تناقض واضح در قرآن هست
    که در سوره نور آیه ۱ ادعا میکند که آیاتش به روشنی نازل شده ،
    و یا در سوره اسراء آیه ۱۲ که باز میگوید ؛ وَ کُلَّ شَیْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِیلا
    هرچیزی را بروشنی بیان کردیم .

    • وقتی قرآن میگه آیاتش روشنه معناش اینه مقصود خودش را با آیات بروشنی بیان کرده. اگر آنطور که شما میگی هیچ حرف واضحی وجود نداره. مثلا وقتی پدر به پسرش میگه: از مغازه یک کیلو پیاز بخر. این جمله معناش روشنه اما یکی مثل شما میگی نه واضح نیست. چون نگفته از کدام مغازه بخره. اگر مغازه را تعیین کنه باز از نظر شما واضح نیست چون نگفته: پیاز سفید یا قرمز. اگر این را هم تعیین کنه بازم واضح نیست چون نگفته درشت یا کوچک. بازم از نظر شما واضح نیست چون معلوم نیست کیلویی چندی بخره و…….

  4. جناب استاد فاطمی با سلام فراوان. مدتی است برایم این سئوال بسیار پیش می آید که دلیل نژاد پرستی و افراط گرایی افراد چه در خصوص امور قومی و چه در خصوص امور دینی چیست و چرا برخی چنین می شوند ؟ متاسفانه در منطقه محل زندگی من این جریانات هم زمان در مباحث دینی و نژادی به شدت به چشم می خورد و آتش جهل از هر سو زبانه می کشید و هیچ تریبونی در جهت نجات مردم از این منجلاب خطرناک کاری نمی کند.

  5. استان محل زندگی من سیستان و بلوچستان است و من خودم از مردم بلوچ. البته شیعه هستم. در استان ما متاسفانه مباحث قومی و فرقه ای به شدت در جریان است و هر از گاهی شاهد زبانه کشیدن این آتش زیر خاکستر و بر هم خوردن اتحاد مردم می شویم. شاید شما در مورد گروه های خطرناک پان ترک و پان عرب مطالبی خوانده باشید ولی در مورد پان سیستانی ها کمتر مطلبی نوشته شده.

  6. دوستان با همه احترامی که برای برخی از آنها قائلم به شدت غرق در مسائل نژاد پرستانه و توهمات ذهنی خود می باشند. مثلا به این نوشتارها که از سوی این افراد دریافت کردم دقت بفرمایید :
    سیستانها اصیل ترین مردم قوم سکاها هستند و بازماندگان نسل رستم.
    بحث من با این دوست گرامی در مورد همین قوم به اصطلاح سکایی بود که کار به اینجا رسید. شما راهنمایی بفرمایید با این آتش جهل که نه تاریخ را می داند و نه ادبیات را چه کنیم ؟

    • چطور ثابت میکنن از نسل رستم هستن؟

      • جناب آقای دکتر ایرج افشار سیستانی کتابی نوشتن در وصف تاریخ سیستان در این کتاب از تاریخچه قوم سکایی تا دوران معاصر به زعم نویسنده بحث شده. کتاب با نام تاریخ سیستان سرشار از آلاف و علوف و گزافه گویی های به شدت متعصبانه قوم گرایی و نژاد پرستانه ناشی از افکار و ذهن بیمار نویسنده که می کوشد با دروغ پردازی عقده های حقارت خود رو فرو بنشاند.

      • نام مرکز سیستان شهری است که رضاخان آن را ساخته و زابل نام نهاده. از همین رو و با توجه به اینکه فردوسی در شاهنامه رستم را از زابلستان معرفی می کند و پس از کشف تمدن شهر سوخته دوستان معتقد اند ، دیگر دوستان معتقد اند از همان نسل رستم و بازماندگان تمدن قدیمی شهر سوخته اند و قدیمی ترین ، اصیل ترین و با فرهنگ ترین مردم ایران هستند. پس از انقلاب با سر کار آمدن دو نماینده از شهرشان زابل احساسات نژاد پرستی چنان در میان شان برانگیخته شد که زمانی که نظام به دلیل شیعه بودن آنها را حاکم بر امور استان گمارد جنگ برادر کشی سیستانی با بلوچ و دیگران چنان راه افتاد که نمونه کوچکش ظهور عبدالمالک ریگی و جریانات پشت پرده اش برای احیای حقوق مردم بلوچ از دست این حضرات به ظاهر شیعه و نژاد پرست شد که تا امروز ادامه یافته و همچنان ادامه دارد

      • متاسفانه استان به شدت در مسایل تربیتی و اخلاقی دچار فقر و محرومیت است. جهل ، تعصب فکری و پرخاشگری از ویژگی های بارز مردم این استان می باشد که به شکل بارزی در برخوردهای مردم شیعه و سنی استان نهادینه شده و عامل تحریک خارجی شده آتش بیار معرکه و کسی هم نیست جهت تربیت مردم کاری کند.

      • در کتاب تاریخ باستان به صراحت از شجاعت و جنگجویی قوم سکها که اقوام فعلی سیستانند تعریف و تمجید شده طوری که سربازان شجاع این قوم با رشادت ها خود قوت قلب سپاه هخامنشی بوده اند

  7. از سیستانی ها و افکار نژاد پرستانه دوستان که بگذریم. مردم اهل سنت بلوچ ، به شدت درگیر افکار و اوهام مردم افکن وهابیت و سلفی گری هستند. و متاسفانه علما و بزرگان منطقه که خاموش و بی صدا خفته اند. گروهی غرق در توهمات نژادی آنچنان پیشرفته اند که هموطن همزبان و هم مذهب خود را بیگانه می دانند و در آزارش سنگ تمام می گذارند و گروهی هم در مسائل دینی.

  8. از شما استاد بزرگوار استدعا دارم در خصوص رستم ، محل تولد و زندگی و اینکه آیا نسلی از او باقی مانده برایمان روشن گری فرمایید و به بفرمایید چگونه در دام افراط گرایی قومی و دینی نیافتیم ؟

  9. اگر ذوالقرنین کوروش نیست .
    کوثر هم در سوره کوثر حضرت فاطمه نیست .
    امام مبین در آیه ۱۲ سوره یس هم حضرت علی نیست .
    حضرت مریم در سوره مریم آیه ۲۸ ، خواهر هارون نیست
    چون با او صدها سال فاصله زمانی دارد.
    هامان هم در آیات ۶ و ۸ سوره قصص و چند جای دیگر ، وزیر فرعون نیست
    بلکه قرآن او را با هامان وزیر خشایارشاه در عهدعتیق اشتباه گرفته ……
    و آسمان هم در سوره انبیاء ۲۳ سقف زمین نیست .
    ستارگان هم در سوره ملک آیه ۵ ، چراغهای آسمان اول نیستند .
    این تصورات بدوی مردم بین النهرین بوده که وارد قرآن هم شده

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی