+
خانه / ایران / ایران باستان / هخامنشیان / کتاب ذوالقرنین همچنان ناشناخته / بازخوانی و رد نظریه ابوالکلام آزاد در باره کورش و ذوالقرنین
کتاب ذوالقرنین همچنان ناشناخته / بازخوانی و رد نظریه ابوالکلام آزاد در باره کورش و ذوالقرنین

کتاب ذوالقرنین همچنان ناشناخته / بازخوانی و رد نظریه ابوالکلام آزاد در باره کورش و ذوالقرنین

شناسنامه ی کتاب:
عنوان: ذوالقرنین همچنان ناشناخته (بازخوانی و رد نظریه ابوالکلام آزاد در باره کورش و ذوالقرنین)
نویسنده: غلامرضا نوادری
ناشر: مؤسسه آموزش تألیفی ارشدان
نوبت و تاریخ چاپ: اول / ۱۳۹۷

دانلود ذوالقرنین همچنان ناشناخته

از قرن اول هجری تاکنون بیش از بیست شخص به عنوان ذوالقرنین معرفی شده اند. حدود شصت سال پیش ابوالکلام آزاد در تفسیر خود با ارائه مستنداتی کورش را همان ذوالقرنین قرآنی دانست. اصل دیدگاه وی مبتنی بر بخش هایی از تورات است که به گمان ایشان درباره کورش است.
وی بر این بود که در رویای دانیال نبی کورش به صورت قوچی نمایانده شده است که دارای دو شاخ بزرگ است. و بر اساس همین رویا کورش نزد یهودیان به ذوالقرنین معروف بوده است.
با پیدا شدن سنگ نگاره انسان بالدار دیدگاه ایشان قوت گرفت؛ چرا که این نگاره دارای دو شاخ بود و در چند سفرنامه بالای نگاره کتیبه ای با خط میخی وجود داشت که بر آن نام کورش نوشته شده بود. او کورش را زرتشتی و سفرهای شرق و غرب و ساخت سد داریال را همان کارهای ذوالقرنین می دانست. 
کتاب «ذوالقرنین همچنان ناشناخته» بازخوانی و رد دیدگاه ابوالکلام است. کتاب مشتمل بر پنج فصل است. چهار فصل مقدماتی آن عبارت اند از: معرفی ابوالکلام آزاد، ارائه تفسیری از آیات مورد بحث، گزارشی کوتاه از زندگی و جهانداری کورش هخامنشی و خلاصه ای جامع از دیدگاه ابوالکلام.
بخش پایانی کتاب، بررسی و رد گفته های ایشان است.

ذوالقرنین همچنان ناشناخته

مهر ۱۳۹۷

۳۸ نظر

  1. بسیار عالی. خوشحالیم از رویش‌ها و از این که نسلی روی کار آمده که نه در بُعد کمّیت، بلکه در کیفیت، بر امور، حساسیت بیشتری دارد. نسلی که درد دین دارد.

    • سرتون از زیر برف بیارین بیرون
      مردم درد آب و نون و کار و مسکن و آینده فرزندانشونو دارن
      خسته نشدین از این همه سال دین فروشی ؟
      ذوالقرنین و یاجوج و ماجوج هم مثل بقیه داستانهای قرآن مبهم و نامشخصه
      و از قصه های توراتی گوگ و ماگوگ برداشت شده
      وگرنه چه لزومی داره براش اینهمه تفسیر و توضیح سرهم کنن که منظور از ذوالقرنین
      کی بوده ؟
      دوما اون اقوام وحشی که قرآن ادعامیکنه تا روز قیامت در داخل یک سد آهنی محبوس
      هستن و سپس رها میشن ، وجود خارجی ندارن

      • سلام
        اولا هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. حالا که مردم مشکل دارن تمام دانشگاه های علوم انسانی و پایگاه های نظریه پردازی و غیره را ببندید
        دوم شما در چه جایگاهی هستید که مصداق دین فروش رو مشخص می کنید.
        اینکه مصادیق چنین داستانهایی مشخص نیست به خاطر این است که هدف قرآن چیز دیگری بوده است.

        • سلام وقتی بگویید ذوالقرنین نه کوروش هست ونه پادشاه چین که دیوار چین را ساخت
          ونه اسکندر هست ونه پادشاه یمن هست ونه سلیمان هست

          خب یعنی شما میگویید ذوالقرنین یک پادشاه ناشناخته هست
          خب منتقدان اسلام هم میگویند این یک داستان افسانه ای هست
          برای شما یک پادشاه ناشناخته هست وبرای منتقدان اسلام
          یک داستان افسانه ای

          • ناشناخته ماندن یک شخصیت هرگز دلیل بر نبود آن نمیشود. تا چند قرن پیش بسیاری از چهره‌های تاریخی ناشناخته بودند.
            از طرفی فکر کنید همه بگویند کورش همان ذوالقرنین است و مستشرقی بیاید و همین ایرادها را از ما بگیرد آنوقت چه جوابی داریم؟
            نکته دیگر اینکه اگر به فرض مشکل شناخت ذوالقرنین حل شود دیگر مستشرقین به ما ایراد نمی‌گیرند؟
            اتفاقا ترس از همین ایرادها موجب ابراز نظرهای عجولانه و گاه ناروا شده است.
            موفق باشید

            • ردی برسخنان آقای نوادری

              سلام ولی اول آیه گفته شده یسئلونک
              یعنی از تو درباره ذوالقرنین سوال میکنند
              واین یعنی برای پرسشگران این اسم شناخته شده بوده است

              • ردی برسخنان آقای نوادری

                سلام اگر اول آیه نمیگفت از تو سوال میکنند حرف شما درست بود
                وقرآن داشت از یک شخصیت ناشناخته حرف میزد
                ولی وقتی گفته یسئلونک
                یعنی این شخصیت شناخته شده برای پرسشگرها بوده

  2. با سلام ؛ این کتاب برخی کاستی ها دارد که اگر بیشتر مطالعه میشد کتاب پربارتر میشد ، یکی از آنها را در اینجا بیان میکنم :
    درباره بحث داریوش مادی میگوید که والتر هینتس عقیده داشته است داریوش مادی همان کورش بوده است و به اشتباه وی را داریوش مادی نوشته اند و به این کتاب ارجاع میدهد : « نوروزی، ایمان، ۱۳۸۸ ، پژوهشی در بازشناسی هویت داریوش در روایت حضرت دانیال نبی(ع) ، ص ۹۱ »
    اما این دیدگاه بی اعتبار است و بنظر من از قول کسی چون والتر هینتس هم بعید است و سؤال اینجاست که اگر والتر هینتس گفته ، در کدام کتاب خویش و یا مقاله هایش این چنین چیزی را گفته است ؟ چه در کتاب دانیال و چه در کتبی همچون آثارالباقیه ابوریحان بیرونی ، جدا بودن داریوش مادی و کورش مشهود است اما نویسنده گویا در اینباره به آثارالباقیه رجوعی نداشته است .
    همچنین در نهایت هم میگوید :
    چرا که بنا بر آنچه گذشت داریوش مادی یا خود کورش است یا یکی از فرمانداران سفاک و خونریز وی که هیچ بویی از انسانیت نبرد است. ص ۷۴ .
    اما بررسی آقای مهرداد ایران مهر حقیقت را بهتر روشن میکند :
    به هر روی، در اینجای جدول به نام بحث‌برانگیز داریوش مادی اول می‌رسیم. اظهارات بسیار گوناگونی پیرامون این نام که در کتاب دانیال و دیگر اسناد آمده، و وی این پادشاه را همزمان با خود اعلام نموده، شده است. شگفتی پژوهشگران از این روست که، ایشان این فرد را داریوش بزرگ هخامنشی فرض نموده و متعجبند که نامش در جدول، پیش از کوروش چه می‌کند و دیگر آنکه دانیال نیز نمی‌توانسته همزمان با داریوش هخامنشی زندگی کرده باشد.
    در اینجا، مشکل یک مورد نیست که بتوان با برطرف نمودن آن، پاسخی به این معمای به ظاهر سخت داد. زیرا از یک سو، تقریبا تمامی استادان تاریخ و پژوهشگران، در پیروی از آنچه که تاکنون غربیان اعلام کرده‌اند، متاسفانه جمیع میانرودانی‌ها را سامی می‌دانند. بنابراین از نظر ایشان، شخصی با پسوند مادی نمی‌توانسته پیش از ورود کوروش، بر بابل حکومت کرده باشد. از سویی نیز، تاکنون هیچگاه شاهد اعتنا به اسناد دست‌اول ایرانی شامل اسناد دورهٔ باستان و اسلامی، در برابر اسناد پژوهشی غربی نبوده‌ایم تا گره کار به دست خودمان و از طریق درست و حقیقی آن باز شود.
    اما چون بحث این نوشتار در این باره نیست، کوتاه می‌گوییم جمعیت میانرودان به ترتیب شامل مرتوها، کاسی‌ها و مادی‌ها بوده است که حدود دو نوبت بازماندگان آب‌نشینان کوشی و التصاقی‌زبان برج بابل کهن، به نقل سِفر پیدایش از جنوبی نامعلوم (بهشت عَدن؟) بر مرتوها (یا به عکس و شاید هم چند نوبت متداخل) در شنعار وارد شده‌اند.
    توضیح آنکه، موشکافی دو گزارش ذیل خود نیازمند نوشتاری جداگانه است، و در اینجا به صرف ثبت دو سند در باب ادعای فوق، آورده می‌شود.
    در سِفر پیدایش آمده، «و تمام جهان را یک زبان و لغت بود. و واقع شد که چون از مشرق کوچ می‌کردند، پهنۀ همواری در زمین شنعار (بابل یا سومر) یافتند و در آنجا سکنی گرفتند … اکنون نازل شویم و ایشان را مشوّش سازیم تا سخن یکدیگر را نفهمند» (سِفر پیدایش١١/ بندهای ١،۲،۷) (درخشانی، ١۳۸۲: ۲۳۵).
    بیرونی نیز دربارهٔ این برخورد زبانی چنین آورده، «برخی از مورخین نقل کرده‌اند که نمرود بن کوش بن حام بن نوح پس از آنکه بیست و سه سال از تبلبل‌السن (به لکنت افتادن زبان‌ها) گذشت در بابل به پادشاهی رسید و نخستین کشوری که پیدا شد کشور بابل بود» (بیرونی، ١۳۸۹: ١۲۸) (نوح/نوآه یک نام میانرودانی است).
    اکنون بر اساس اسناد به بررسی نام داریوش مادی که در جدول بیرونی آمده، می‌پردازیم. در کتاب دانیال، پیرامون این فرد چنین می‌خوانیم، «درهمان شب، بلشصر پادشاه کلدانیان کشته شد. و داریوش مادی در حالی که شصت و دو ساله داشت، سلطنت یافت … و در سال نخست داریوش پسر اخشورش که از نسل مادیان و بر مملکت کلدانیان پادشاه شده بود، در سال نخست سلطنت او، من دانیال…» (کتاب مقدس، ۵:۳۰، ۲۹-۶:١، ۲-۹:١).
    اما با نوشتۀ ابن‌عبری در مختصر تاریخ‌الدول است که متوجه موضوع مهم دیگری نیز می‌شویم، «داریوش مادی، یونانیان او را نابونیدس گویند … در عصر پادشاهی او، دولت نبطیان کلدانی منقرض شد و پادشاهی آن قوم به پارسیان رسید» (فصل دولت پنجم، ص ۶۲).
    نام آخرین فرمانروای کلده، در مختصرالدول، آثارالباقیه و کتاب دانیال به شکل‌های داریوش مادی، داریوش ماهی اول و داریوش پسر احشیرش (خشیارشا/ با پسر داریوش هخامنشی یکی نیست) ثبت شده است، که حال دانستیم او نبونید آخرین شاه بابل نو از دودمان مادی (یازدهم) است. جالب است که نام پدر وی نیز یک نام ایرانی یعنی خشیارشا بوده است. انتخاب نام نبو-نئید نیز یک رسم کهن و بومی قلمرو میانی در نهادن نام‌های آیینی خدایان به عنوان لقب پادشاهان می‌باشد.
    این نام در جدول کتب اهل مغرب، به گونهٔ داریوش ماهی ثبت شده است. مترجمین و مصححین کنونی آن را به صورت مادی تصحیح کرده‌اند، اما این نام نیاز به بررسی دارد.
    …… ادامه کامنت بعد…..

    • درباره گفته هینتس مطمئن باشید. حتی در تاریخ جامع ایران که با دقت نوشته شده هم همین قول از وی نقل شده ج ۱ ص ۵۰۱_۵۰۲.
      درباره کتاب هم اگه اشتباه نکنم در (داریوش و ایرانیان) دیده ام ولی فعلا آدرس دقیق ندارم.
      ممنونم از توجهتون

  3. … ادامه ی کامنت قبل …..

    با نگاه به شواهد تاریخی، هیچ شکی در مادی بودن دودمان یازدهم بابل (بابل نو) وجود ندارد. اما نکته‌ای در سالنامهٔ نبونید دربارهٔ حران وجود دارد که ممکن است بدگمانی در مادی بودن شخص نبونید پدید آورد، «حرّان و (معبد) اهول‌هول که ۵۴ سال ویران بود (زیرا که) اومان‌منده‌ها معبد (ایشان را) غارت و ویران کردند و خدایان دربارهٔ آن مدت، مصالحهٔ ۵۴ مسئله‌ای مقرر داشته بودند که پس از آن (خدای) سین می‌تواند به مکان خود بازگردد».
    نکتهٔ اساسی در اینجا، نام بردن از خدای سین (ماه) است. سین خدایِ ماه بابلیان است و در حماسهٔ گیلگمش نیز از او یاد می‌شود. در استوره‌ها او را ایزدبانوی ماه می‌دانند.
    ساموآ دانگا راهبهٔ معبد سین و مادر نبونید بود. کتیبه‌ای مربوط به سال ۵۳۷ پ.م (١۸ سال پس از آغاز سلطنت نبونید بر بابل) که از معبد سین در شهر حرّان کشف گردید، این موضوع را ثابت می‌کند. این کتیبه از زبان ساموآ دانگا به هویتش و هویت پسرش و ارتباطشان با خدای سین اشاره می‌کند و بزرگی و شکوه شاهی پسرش را مدیون خدای سین می‌داند.
    اکنون آیا صفت ماهی در اسناد ایران دوره اسلامی برای نبونید (داریوش ماهی)، می‌تواند ارتباطی با خدای سین (ماه) که نبونید بعدها تلاش بسیاری نیز برای انتقال پیکرهای آن از شهرهای سومر و اکد (آگاده، اشنونه، زمبان، متورنو، دیر، سرزمین قوتو و شهرهای آن سوی دجله شامل دولت‌شهرهای آسورستان) به بابل در هنگام رسیدن سپاه کوروش به آن‌ها از خود نشان داد، داشته باشد؟
    با توجه به اسناد و شواهد تاریخی، در تبار مادی نبوپلاسار و پسرش بخت‌النصر دوم و دیگر شاهان بابل نو اطمینان داریم. بنابراین نبونید نیز که در شرایط چیرگی مادهای میانرودان بر بابل، از سوی کاهنان به شاهی برگزیده شد، نمی‌تواند از تباری غیر از شاهان پیشین دودمان یازدهم برگزیده شده باشد. درگیری‌های او با مادهای هگمتانه بر سر حران نیز می‌تواند برآمده از جاه‌طلبی‌های او در هنگام بیرون کشیدن بخشی از سپاه ماد از حران به دستور واپسین شاه ماد سوم بوده باشد. همچنین دیدیم که گزارش بای‌بل نیز او را از نسل مادیان می‌داند.
    پس این صفت، چه ماهی بوده و به خاطر پرستش خدای سین از سوی نبونید به کار رفته باشد، و چه مادی بوده و به خاطر تبار ماد او به وی نسبت داده شده باشد، در هر حال خدشه‌ای بر گزارش‌های مندرج در این نوشتار وارد نخواهد آورد. منبع : « https://www.iranboom.ir/nam-avaran/koroshe-bozorg/16827-korosh-keikhosrow-960807-001.html » نویسنده در اینباره باید بیشتر پژوهش میکرد .
    نویسنده همچنین میگوید که در رویدادنامه نبونئید ، کورش ، مادی خوانده شده است : « در پاسخ
    باید گفت که در سالنامه نبونید نیز کورش مادی لقب گرفته است . ص ۷۰ کتاب » اما در ترجمه آن : « http://ghiasabadi.com/ruydadnameh.html » این چنین چیزی ندیدم و در منبع هم نویسنده ذکر نمیکند که در کدام بخش از رویدادنامه نبونئید به کورش لقب مادی داده شده است .


    گویا این کتاب کاملتر مقاله جناب آقای نوادری در هفتمین جشنواره سال ۱۳۹۴ علامه حلی است که برگزیده هم شد :
    http://www.rasanews.ir/textversion/detail/news/262383/16

    • در آغاز از توجه و دقت حضرتعالی ممنونم.
      در مقاله‌ای که جنابعالی بدان اشاره کردید آقای ایران مهر قصد دارد کاری تازه عرضه کند که با تمام آراء گذشته مخالف است. فلذا اشکال مبنایی می‌شود. و نظر ما بر اساس دیدگاه رایج و غالب بود.
      اما درباره مبنای آقای ایران مهر؛ گفته‌ی جناب بیرونی نیز دلالتی تام بر استقلال حکومت داریوش مادی چرا که بیرونی درباره جدول مغربی ها می گوید این جدول با آنچه ما می دانیم از جهت نام و مدت پادشاهی و دیگر اخبار آنها خیلی تفاوت دارد و «آنچه بوهم سبقت می‌جوید این است که ملوک ایران را با عمال ایشان در بابل روی هم رفته نام برده‌اند»(بیرونی ص ۱۵۱). در نتیجه معلوم نیست داریوش مادی که پیش از کورش آمده عامل کورش بوده یا پادشاه مخلوع بابل. رضا آقازاده نیز گوید:« این منابع غربی که ابوریحان از آنها نام برده است مبهم و فاقد توالی تاریخی هستند و مشکلات زبان‌شناسی با روایات ایرانی دارند. »( https://www.iranboom.ir/nam-avaran/koroshe-bozorg/16828-korosh-bozorg-manabe-eslami-9607.html)
      در همین جدول بلطشاصر پیش از داریوش مادی آمده است در حالیکه اگر داریوش مادی همان نبونید باشد بلطشاصر باید پس از وی باشد آقای مهرداد ایران مهر در این باره گوید:« نام بعدی، بلطشاصر که به شکلی عجیب نامش پیش از ذکر نام نبونید در جدول آمده است. اما با توجه به تجربه‌ای که تاکنون از نوع سندنویسی کسانی که اسنادشان به دست بیرونی رسیده بوده، کسب کرده‌ایم؛ می‌توان فهمید که شاید نام بلتسر/بل-اسر (یونانی بلسوس) پسر نبونید، به خطا و به عنوان شاهی جدا پیش از او ثبت شده باشد. اگرچه با توجه به اینکه مردوک-بل-اسو-ایکبی، پیش از نبونید بوده و نام او نیز در یونانی بلسوس ثبت شده، شاید که این بلطشاصر همو باشد، اما اینجا نیز احتمالش کم است». https://www.iranboom.ir/nam-avaran/koroshe-bozorg/16827-korosh-keikhosrow-960807-001.html
      اما حرف بنده این است که در تورات آمده که بلشصر حاکم بابل شامگاهان کشته شد و سپس داریوش مادی جای او نشست. حال به فرض هم که یونانی ها گفته باشند داریوش مادی همان نبونید است باز هم اشکال به جای خود باقی است و جناب مهرداد ایران مهر بدان توجه نکرده‌اند.
      هدف بنده نشان دادن بی اعتباری رویای دانیال بود حال چه داریوش همان کورش باشد یا فرماندارش یا اصلا داستان ساختگی باشد یا به اشتباه داریوش مادی(نبونید) را قاتل پسر خود معرفی کرده باشد. مشکل روایت ابن عبری نیز این است که گوید مدت داریوش یک سال یا به قولی نه سال بود که اصلا با حکومت نبونید هماهنگ نیست.
      و اما درباره اشتباه حقیر درباره «سالنامه نبونید» باید عرض کنم که آقای نوروزی در مقاله (پژوهشی در بازشناسی هویت “داریوش” در روایت کتاب حضرت دانیال نبی (ع). چنین آورده بود:« این نظریه با این سند تقویت می¬شود که کوروش در اسناد تاریخی توسط “نبونید” ( Nabonidus) با لقب “مادی” خطاب شده است». که نمی دانم چرا دراین کتاب «سالنامه» قید شده است و نیز منبع ذکر نشده است. لذا از همگان پوزش خواهم. و حتما تصحیح خواهد شد.
      همانطور که در مقدمه آمده است این کتاب تفصیل یک مقاله است.
      باز هم ممنونم.

    • با سلام ؛ درباره دیدگاه ابوالکلام ، پیشتر در حدود یک ماه پیش هم در سلسله پستهایی درباره پادشاه بودن کورش هخامنشی در وبلاگ ، کل دیدگاه علامه طباطبایی را نقل و سخنان ابوالکلام در تفسیر المیزان را به نوعی نقد کردم ، اینرا برای این گفتم که بگویم مسئله من این نیست که کورش ذوالقرنین باشد ، درباره کورش هخامنشی به قدر کافی ابهام و مسائل دیگر وجود دارد و بعید است ذوالقرنین باشد . مسئله داریوش مادی است که بنظرم دیدگاه کتاب نادرست است و وی بیشتر می نماید نبونئید باشد [ و یا اینکه حداقل در کتاب، نبونئید بودن داریوش مادی هم در کنار دو نظر دیگر بیان میشد ] .
      هدف من این بود که یکی از قویترین مسائل این است که این فرد همان نبونئید است و در کتاب بدان اشاره نکرده اید .
      درباره آثارالباقیه برخی خطاها وجود دارد اما سخن من این بود که در این بحث به این کتاب رجوع میکردید خیلی بهتر میشد .
      درباره این سخنتان :
      « چرا که بیرونی درباره جدول مغربی ها می گوید »
      نام داریوش مادی در جدول ملوک کلده در آثارالباقیه آمده است ، جدول غربیون در آثارالباقیه چند صفحه بعد از جدول ملوک کلده است [ ملوک کلده پادشاه ایران نبوده اند و ابوریحان بیرونی کورش را بعنوان پادشاه ایران قبول نداشته است ] که ابوریحان بیرونی میگوید بجز نامهای این جدول که تنها هیئتشان را آورده است برخی اطلاعات را تصحیح کرده است و بخشی از آن بدین قرار است :
      … – داریوش مادی اول – کورش بانی بیت المقدس – قومبسوس – داریوش – اخشیرش – … .
      حال شما این جدول را که ابوریحان بیرونی به اشتباه بودن آن اشاره نمیکند و اتفاقا سخن از تصحیح آن هم میزند ، با کسانی که بر بابل حکومت کرده اند در تاریخ قیاس کنید [ در تواریخ ایرانی و عربی ، عمدتا این اشتباه را مرتکب شده اند که کورش را حاکم بابل شناخته اند که عامل شاه ایران بوده است ] :
      نبونئید – کورش – کمبوجیه – داریوش یکم – خشایار شا .
      این جدول ملوک کلده صد درصد صحیح نیست ، اما اگر داریوش مادی را نبونئید قرار دهیم که بنظر من معتبر هم است ، این قسمت از جدول کاملا صحیح میشود . درباره قومبسوس و اینکه با نام کمبوجیه یکسان است به پژوهش آقای ایران مهر در همان لینک و سخنان دکتر محمد معین با عنوان « شاهان کیانی و هخامنشی در آثارالباقیه » رجوع کنید . همچنین درباره اخشیرش نیز به سخنان دکتر معین رجوع کنید که بیان میکند وی خشایار شا بوده است . مگر اینکه بگویید سخنان دکتر معین را که نام اخشیرش در آثارالباقیه را با نام خشیرشا در سنگ نبشته ها تطبیق میدهد قبول ندارید .
      با تشکر از وقتی که گذاشتید .

      • سلام علیکم
        همان طور که گفتم بنای بنده در این بخش از کتاب پیروی از نظر رایج و حتی مفسران تورات بوده است. و اصراری هم به درستی آن ندارم هر چند دلیل مخالفش را هم چندان قوی نمی دانم.
        چرا که منابع ابوریحان و ابن عبری نیز همان منابع غربی است.

  4. سلام کوروش بزرگ ذوالقرنین مذکور در قرآن باشد ویا ذوالقرنین مذکور در قرآن نباشد پادشاهی هست محترم ویکی از افتخارات ملت ایران هست
    این نویسنده محترم هم کسی را به عنوان مصداق ذوالقرنین مذکور در قرآن تعیین نکرده اند وگفته اند ذوالقرنین همچنان ناشناخته هست
    خب این رد کاملی نیست
    رد وقتی هست که شخص مصداق ذوالقرنین را تعیین کند

    • ردیه کامل است. اصل کتاب رد نظریه کورش است و کتاب اصلا متکفل پاسخ به سوال دوم نیست. الزاما رد یک نظریه مستلزم اثبات دیگری نیست. شما می گویید فلان مایع آب است و محققین آن مایع را آزمایش می کنند و می گویند آب نیست اما هنوز علم بدانجا نرسیده بدانیم چه چیزی است.

  5. ردی برسخنان آقای نوادری

    سلام : این آقای نوادری نباید این قدر قضیه ذوالقرنین در قرآن را پیچیده کند در آیه ۸۳ سوره کهف ۱۸ سوره قرآن گفته شده است که از تو درباره ذوالقرنین سوال میکنند

    وقتی تواریخ اسلامی را میخوانید همه گفتند سوال درباره ذوالقرنین را یا یهودیان پرسیدند ویا قریش بعد از مشورت با یهودیان این سوال را مطرح کردند

    وقتی هم درکتب یهودیان ودر کتاب دانیال نگاه میکنیم اتحاد پادشاهی ماد وپارس قوچ دوشاخ هست

    خب اصلا تاریخ روهم کنار بگذاریم

    اعراب که نمی اومدند از پیامبر درباره پادشاهان یمن که هر عربی داستانشون رو میدونه سوال کنند

    یاراجع به پادشاه ناشناخته بپرسند

    • معلومه کتاب را نخوانده اید
      کتاب درباره همین پندار نادرست است.

      • ردی برسخنان آقای نوادری

        سلام هموطن گرامی : بسیاری باور دارند که کوروش ذوالقرنین مذکور در قرآن نیست واین هم رای ونظر انهاست ومحترم هست ومن هم نمیخواهم ثابت کنم کوروش ذوالقرنین مذکور در قرآن است
        اما برخی از اینکه کوروش ذوالقرنین مذکور در قرآن نیست استفاده میکنند برای کوروش ستیزی ودشمنی ومخالفت با کوروش بزرگ

        ومشکل من بیشتر با این گروه هست

        ومن کتاب شما را نخواندم اما مقاله آقای خلخالی که بنام کوروش دروغین جنایتکار بود را خوانده ام

        وآن یک مقاله کوروش ستیز بود اما بگذاریم حدس بزنم

        ادامه دارد

  6. ردی برسخنان آقای نوادری

    ادامه قبلی : سلام مجدد بگذارید حدس بزنم شما گفتید که در کتاب دانیال قوچ دو شاخ نماد پادشاهان ماد وپادشاهان پارس هست وبه یک پادشاه اختصاص ندارد

    حرف شما درست است اما توجه ندارید یک شاخ پادشاهان ماد ویک شاخ پادشاهان پارس هست

    وآن کس که این دوپادشاهی را بهم متصل میکند به وجود آورنده اتصال این دوشاخ واین قوچ هست واین کوروش هست

    ومجاز کل به جز هم میشود یعنی چی بیشتر توضیح میدهم چه کسی امپراتوری پارس وماد رو بهم متصل میکند ؟ کوروش بزرگ پس او نماد پادشاهی ماد وپارس هست

    واین قوچ شامل اون هم میشود وبه وجود اورنده این امپراتوری هست

  7. ردی برسخنان آقای نوادری

    دقت کنید در خواب دانیال پادشاهان ماد وپارس در پیکره یک قوچ واحد وبا دوشاخ نمایش داده شده اند چگونه دوپادشاهی مختلف با یک بدن حیوان ودوشاخ جدا امدند چون ان بدن که انها را به هم وصل میکند کوروش هست

    اصلا دوشاخ نماد قدرت یکی قدرت مادها ودیگری قدرت پارس هاست

  8. سلام : ببینید صد وخورده ای سال پیش باستان شناسانی که بالای مجسمه را خواندند دیدند که نوشته منم کوروش

    امروز ان نوشته پاک شده وباستان شناسان میگویند نه این کوروش نیست این فرشته نگهبان قبر هست

    خب باستان شناسان امروزی دارند حدسیاتشان را مطرح میکنند وهیچ سند قطعی ندارند که این فرشته نگهبان هست
    حدسشون رو بیان میکنند

    خب از شما میپرسم چه دلیلی دارد که باستان شناس در صد وخورده ای سال پیش دروغ بگوید؟ او دیده که این نوشته شده

    است چرا دروغ بگوید؟ چرا شهادت انها را صرفا چون امروزه ان دستخط پاک شده وباستان شناسان فقط حدس میزنند این فرشته نگهبان هست شهادت انها را نادیده بگیریم؟

  9. سلام اصلا مجسمه به کنار لقب ذوالقرنین برای کوروش کاربرد دارد چون کوروش از طرف مادری با مادها نسبت داشت واز طرف پدری با پارس ها وقرن یا همان شاخ نماد قدرت هست وصاحب دوقدرت ماد وپارس

    توجه کنید : ذوالقرنین برای اسکندر هم کاربرد دارد چون سکه هایی از او با تاج دوشاخ موجود است اساسا میتوان به افراد بسیاری لقب ذوالقرنین داد

    اما مسئله این است که کدام یک ذوالقرنین مذکور در قرآن هستند؟

    یعنی میشود با تفسیر ومعنا به پادشاهان بسیاری لقب ذوالقرنین داد اما کدام یک ذوالقرنین قرآن هست

    ان مورد بحث هست

  10. سلام علیکم
    چه جوابی می توانم به کسانی بگویم که اصلاً کتاب را نخوانده اند.

    موفق باشید

  11. کتاب در دسترس شماست آنوقت شما حدس می زنید.
    به قول فامیل دور: من دیگه حرفی برای گفتن ندارم

  12. سوال وتقاضا از آقای نوادری

    سلام بر آقای نوادری من کتاب شما را نخوانده ام وان شا الله اگر قبول کنید وتا ۲۷ اردیبهشت ۹۸ اگر من زنده بودم واین سایت هم اگر برقرار بود بعد از مطالعه کتاب درمورد کتاب شما سخن میگوییم

    من اگر اجازه بفرمایید من تا ده روز آینده اول یک نقدی بر سایر نقدهایی که بر کوروش بودن ذوالقرنین مذکور در قرآن را بیاوریم یعنی برخی افراد غیر از شما هم رد کردند که کوروش ذوالقرنین مذکور در قرآن هست

    من به طور خلاصه به نقدهای انها پاسخ میدهم وسپس چند سوال هم درباره کوروش با فرض اینکه ذوالقرنین مذکور در قرآن کوروش نیست از شما میپرسم

    وسپس به امید خدا تا ۲۸ اردیبهشت ۹۸ کتاب شما را میخوانم واگر این سایت برقرار باشد درمورد کتاب شما هم صحبت میکنیم

    • بنده مدافع دیگر نویسندگان نیستم و حتی برخی از مبانی مخالفین رو هم اصلا قبول ندارم.
      بنده نیت خوان نیستم که بدانم هدف شما چیست؟
      اصلا نمی دانم شوخی می کنید یا جدی هستید.
      به هر صورت
      موفق باشید

      • سوال وتقاضا از آقای نوادری

        سلام جدی هستم ولی مشغله دانشگاهی فعلا اجازه نمیدهد که کتاب را سریع بخوانم

        اما سایر نقدهایی که بر ذوالقرنین بودن کوروش وارد شده است را خواندم واز شما اجازه خواستم تا ۳۰ مهرماه به امید خدا خیلی کوتاه سایر نقدهای مربوط به ذوالقرنین بودن کوروش را به اختصار رد میکنم

        وسپس فرض میکنیم که کوروش ذوالقرنین مذکور در قرآن نیست وچند سوال درباره کوروش از شما میپرسم

        وسپس که تا زمانی که گفتم کتاب شما را میخوانم به امید خدا

        وراجع به ان صحبت میکنم

  13. اقای نوادری عزیز، برخی ها افرادی هستند پر از عقده‌ حقارت که از دوران کودکی در وجودشان تلنبار شده و هدفشان نیز گرفتن وقت شماست. لذا خواهش میکنم به هر سخنی پاسخ ندهید. تشکر

  14. اینکه مثلا تیتر زده اید که نظریه ابوالکلام آزاد را رد کرده اید
    و ذوالقرنین را همچنان ناشناخته میدانید ، خواسته یا ناخواسته
    یک ایراد اساسی به قرآن وارد کرده اید که از یک فرد ناشناس ولی قدرتمند صحبت میکند.
    پس آیا این الله هست که با ذکر این چنین داستانهای مبهم ، معما مطرح میکند
    یا بشریست که یکسری اطلاعات ناقصی را که یاد گرفته بصورت جسته و گریخته مطرح میکند ؟
    مشابه این داستانهای الروم و یا اقوام عاد و ثمود و غیره هستند که
    نه محل اتفاقات را بیان میکند نه زمان آنها را و نه شرح کُل ماجرا را .
    بعد هم میگوید که کافران بروند و از عذابی که برسر آنها نازل کردیم عبرت بگیرند ……

    از اظهارات غلامرضا نوادری که بگذریم علامه طباطبایی نیز در المیزان،
    نظر ابوالکلام آزاد را پذیرفته و مشخصات کوروش را بر ذوالقرنین منطبق می‌داند.
    https://www.khabaronline.ir/detail/230402/culture/book

    • تاریخ پیش از اسلام بوضوح به ما نرسیده ولی وقتی قرآن خبری از گذشته می دهد لازم نیست حتما از طرق دیگر نیز به ما نرسیده باشه. بیشتر تاریخ باستان از بین رفته یا تحریف شده بما رسیده

    • اگر قرآن کتاب تاریخ بود اشکالات شما شاید وارد بود اما هدف قرآن از اشاره به تاریخ، عبرت، تجربه اندوزی، تثبیت قلب پیامبر و… بوده است.
      در ضمن اگر کورش مصداق ذوالقرنین باشد اشکالات دو چندان می شود.
      لطفا تا کتاب را نخوانده اید اظهار نظر نکنید.

      • آنقدر کتابهای با ارزش علمی و تاریخی در لیستم زیاده
        و وقت خواندشان بندرت پیش میاید که نوبت به کتابهای بی ارزشی از این قبیل
        که از افسانه های بین النهرینی فلسفه بافی میکنند نمیرسد .
        همانطور که بینهایت کتابهای مغلطه آمیز فراوانی در باره اهل بیت و پنج تن و چهارده معصوم
        و حتی محسن که در دوران بارداری حضرت فاطمه سقط شد بچاپ رسیدند و همینجوری در حال افزایشند.
        آیا باید برای همه آنها وقت گذاشت و خواند ؟
        شاید فردا آخوندی دیگر کتابی ارائه دهد و ادعا کند آن ماهی که حضرت یونس را بلعیده ،
        یک نهنگ و یا شبیه آن نبوده بلکه یک موجودی بوده که همراه با جفتش در کشتی نوح کوچک بوده
        و بعدها بزرگتر شده و مأموریت داشته که حضرت یونس را ببلعد…….
        شما اول مکان آن سد آهنی که به ادعای قرآن ،
        اقوامی وحشی بنام یاجوج و ماجوج در داخل آن تا روز قیامت محبوس هستند را نشان دهید ،
        تا برسیم به اینکه منظور از ذوالقرنین بعد از ۱۴۰۰ سال چه کسی بوده ؟
        البته من میدانم چه کسی بوده و آن شخصیت نه ناشناخته هست و نه منظور از آن کوروش هخامنشیست .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی