+
خانه / سایر مطالب / مدیر سایت / نقد ذریعه با ذریعه
نقد ذریعه با ذریعه

نقد ذریعه با ذریعه

اینجانب طی مقاله ای کتاب ارزشمند الذریعه الی تصانیف الشیعه را نقد کردم البته انتقادها را از خود کتاب ذریعه استخراج کردم و در مجله «کتاب ماه دین»، شماره ۴۹، آبان و آذر ۱۳۸۰ به چاپ رسید.

متن مقاله
هدف ‌‌‌ایـن‌ مقاله نه نشان دادن نقاط ضعف امام کتابشناسان شیخ آقا بزرگ تهرانی ـ اعلی الله فی‌ غرف‌ الجـنان‌ رتـبته ـ است و نـه به تعبیررایج و خودمانی«اظهار لحیه». اساسا در نقد هر کتاب،جهاتی چند بایدمد نظر‌ باشد؛از جمله:شرایط مکانی و زمانی و اجـتماعی‌ای که آن کتابپدید آمده است.با توجه‌ به این نکته،چه بسا‌ کتابی‌ امروزه و با تـوجه بهشرایط ما،نقاط ضعفی داشـته بـاشد اما در ظرف زمانی خود واقعا شاهکارمحسوب می‌شده است.

نقد ذریعه با ذریعهچه بسا شخص کم اطلاعی چند نقص در کتاب ارزشمند الذریعهالی تصانیف الشیعه بیابد‌ و چنین پندارد که شق القمر کرده است و بهمولف آن نسبت کم اطلاعی و کـم دقتی دهد ولی از سر انصاف بنگریددر دورانی که هیچ یک از فهرست‌های نسخه‌های خطی‌ شیعه‌ به شکلامروزی ـ به جز مجلد فهرست رضوی ـ وجود نداشت و بسیاری ازکتاب‌های رجال و تراجم و تذکره چاپ نشده بود یا در صورت چـاپ،مغلوط و غـیر قابل اعتماد بود و از سوی‌ دیگر‌ فاقد فهرست‌های راهنما وبلکه بعضا فاقد شماره صفحه بود و وسایل ارتباطی و بسیاری از ابزار معدتحقیق هرگز در اختیار ایشان و امثال ایشان نبود،چاپ و نشر کتاب از«نقل‌ و الصخر عـن قـلل الجبال»مشکل‌تر و طاقت فرساتر بود،از سویدیگر این گونه کارها در آن زمان نه خریداری داشت و نه مروجی بلکه زخم زبان و رمی به بی‌سوادی و مانند‌ آن‌ را‌ نیز در پی داشت،ولی اوضرورت‌ کار‌ را‌ درک و کاری را که باید دهـ‌ها نـفر انجام می‌دادند یک تنه انجام داد و بیش از نیم قرن از‌ عمر‌ عزیزش را روی این کتاب گذاشت.

ولی در زمان ما که شرایط دگرگون شده و وسایل کار مهیا وفهرست‌های گوناگون‌ خـطی‌ آنـ‌ دورهـ ـ همراه با فهرست‌های راهنما ـ چاپ شده و ابـزار کـامپیوتر در اخـتیار‌ قرار گرفته،طبیعی است که انساندر ذریعه لغزش‌هایی بیابد و این نباید مایه تنقیض ذریعه یا کوچک جلوهدادن کار‌ این‌ محقق‌ پر تلاش شود.۱

در عـین حـال کـه آن مرحوم با مشکلات فراوان‌ و تلاش گستردهاین اثر کـم مـانند را نگاشت نه تنها مدعی بی‌عیب بودن کار خود نیستبلکه متواضعانه‌ بارها‌ به‌ لغزش‌های خود در مجلدات قبل تصریح می‌کندو از کـسانی کـه ایـرادات ذریعه‌ را‌ تذکر‌ داده‌اند تشکر می‌کند.به عنواننمونه به بخشی از عبارت ایـشان در پایان جلد ۶،صفحه ۳۹۹‌ اکتفامی‌کنیم:

کر و رجاء
الی الذین آزرونا فی ملاحظاتهم القیمه حول کتابنا هذا من رجالالعلم و الادب،الی الذین‌ تبهونا‌ علی غـفلاتنا و اخـطائنا مـن اساتذه الفنسواء کان ذلک فی نشریاتهم فی المجلات‌ و الجرائد‌ او فی کتاباتهم لنـافی رسـائل،الی اولئک الافاضل اقدم جزیل شکری و امتنانی،اقدر لهمجهودهم الجباره‌ و عملهم الصادق و مساعدتهم الثمینه و اخص منهماولئک الذین ثابروا عـلی عـملهم و بـذلوا‌ جهودهم‌ اکثر من غیرهم…

نگارنده با جستجو در مجلدات مختلف ذریعه به وسیله رایانه(برنامه مـعجم فـقهی ـ نسخه سـوم)متوجه‌ شد‌ گاهی شیخ آقا بزرگ باقطع،مطلبی را ثابت یا ترجیح می‌دهد اما در‌ قسمت‌های‌ دیگر‌ خـلافآن را مـی‌نویسد.روشن اسـت که علت اصلی این است که این دوره ۲۵جلدی در طول‌ شصت‌ سال‌ گرد آمده و طـبیعی اسـت که تحقیق دقیقیرا که چند سال پیش‌ درباره‌ مثلا تاریخ وفات شخص یـا نـام کـتابی انجامداده فراموش کند.

در خور توجه است که گاهی صاحب‌ ذریعه‌ تصریح می‌کند که درمجلدات قـبل فـلان مطلب را اشتباه نوشته یا اشتباه‌ چاپ‌ شده است.دراین مقاله از ذکر این قبیل‌ لغـزش‌ها‌ خـود‌ وی تـذکر داده خودداریمی‌کنیم.

نویسنده ترجمان البلاغه
در ج ۹،ص‌ 819 آمده است که وطواط در مقدمه حدائق السحر،فرخی سیستانی(م ۴۲۹)را مولف ترجمان‌ البلاغه‌ معرفی کـرده اسـت.شیخ آقا بزرگ‌ این‌ ادعا را‌ غلط‌ می‌شمرد.در‌ پاورقی هم آمده کهنویسنده ترجمان البـلاغه،محمد‌ بـن‌ عـمر رادویانی است.در عین حال درج۴،ص ۷۲ و ج ۶،ص ۲۸۶ ـ ۲۸۷ ترجمان‌ البلاغه‌ را به فرخی سیستانینسبت داده است.

سال وفات امیر رفیع‌ الدیـن‌ مـحمد بـن حیدر حسینی طباطبایی

درج ۶،ص‌ 184 آمده که در الفیض القدسی سال وفات وی ۱۰۹۹ذکر شده کـه قـطعا‌ غلط‌ چاپی است اگر چه سید‌ حسن‌ صدر‌ در تکملهامل الامل‌ این‌ تاریخ را صحیح دانسته‌ است.با‌ ایـن حـال می‌بینیم در ج۶،ص ۱۷ و ۱۳۲ و ج ۱۵،ص ۱۹۲ سال وفات‌ او‌ 1099 است.

در ج ۸،ص ۲۳۰ میان‌ 1099‌ و ۱۰۸۲‌ و در‌ ج ۱۲،ص ۲۴۹ میان۱۰۹۹‌ و ۱۰۸۱ و ۱۰۸۰ اظهار تردید شده است.

وفات راغب اصفهانی،صاحب مفردات

در ج ۵،ص ۴۶ سـال‌ 565‌ بـه عنوان تاریخ وفات راغب در‌ روضات،جز‌ ما‌ از‌ غـلط‌ نـسخه دانـسته شده‌ است؛زیرا‌ در همان کتاب وفات راغبرا پیـش از وفـات جار الله زمخشری نقل کرده و با توجه‌ به‌ این‌ کهزمخشری در ۵۳۸ وفات شد تاریخ ۵۶۵‌ غـلط‌ است.

در عـین‌ حال‌ در‌ ج ۱۰،ص ۲۸ و ج ۲۱،ص ۳۶۴ سال ۵۶۵ و در ج۷،ص ۷۳ و ج ۲۰،ص ۱۲۸ سال ۵۰۲ ذکـر شـده است.

وفات کمال الدیـن مـیثم بـن علی‌ بحرانی،صاحب الدر المنثور

شیخ آقا بزرگ در ج ۸،ص ۷۷ کشکول شـیخ بـهایی را مورد انتقادقرار داده؛زیرا تاریخ وفات میثم بن علی در آن ۶۷۹ ضبط شده است.تاریخ صـحیح را یـا‌ 699‌ می‌داند.چنان که در کشف الحجب آمده ـ یا۶۸۹بنابر احـتمالی؛زیرا وی در سال ۶۸۱ شرح صغیرش بـر نـهج البلاغه را بهاتمام رسانده است.

اما آقا بـزرگ در ج ۱۵،ص ۳۱۶ مـیان ۶۷۹ و ۶۹۹‌ تردید می‌کند ودر موارد فراوان تنها ۶۷۹ را ذکر می‌کند؛از جمله:ج ۱،ص ۱۴؛ج ۲،ص ۲۸ و ۳۲ و ۳۳۸؛ج ۳،ص ۳۷ و ۳۵۲؛ج‌ 12،ص‌ 211؛ج ۱۳،ص۹۱ و….

وفات علامه مجلسی

در ج ۳،ص ۱۶ ـ ۱۷ در مـعرفی بـحار الانوار تصریح شده که تـاریخصحیح وفـات عـلامه مجلسی ۱۱۱۰ است نـه ۱۱۱۱ چـنان که در ماده تاریخوفات او گفته‌اند:

«ماه رمـضان‌ چـه بیست و هفتش‌ کم‌ شد / تاریخ وفات با قرا علم شد» ولی در موارد فراوان سال وفات عـلامه مـجلسی ۱۱۱۱ نوشته شده؛از جمله:

ج ۴،ص ۳۳۳ و ۳۶۸؛ج ۵،ص ۱۸۷ و ۲۳۲ و ۳۸۷؛ج ۷،ص ۱۰۳؛ج ۷،ص‌ 122؛ج‌ 8،ص ۱۵ و ۱۸۰؛ج ۱۱،ص ۱۴ و ۱۸۹؛ج ۱۲،ص۱۱؛ج ۱۶،ص ۳۴۷؛ج ۱۸،ص ۸۶ و…

نام ابـو احـمد جلودی،صاحب اخـبار ابـی الطفیل

در ج ۱،ص ۳۱۵ و ۳۱۷ و ۳۱۹ و ۳۲۰ و ۳۲۲‌ و ۳۲۳‌ و ۳۲۵ و ۳۲۶و ۳۲۷ و…نـام وی به صورت«ابو احمد عـبد العزیز بن یحیی جلودی»آمده اما در‌ ج ۱،ص ۳۱۶ به صورت«ابو احمد بن عبد العزیز بن یحیی(به‌ تصویر‌ صـفحه‌ مـراجعه شود)جلودی»است.

درک قاسم انوار توسط برهان کرمانی

آقا بزرگ در ج ۲،ص ۴۶۲ ضـبط ۸۷۳ بـه عـنوان تـاریخ ‌‌وفـات‌ قاسم انوار در کشف الظـنون را اشـتباه می‌خواند و ۸۳۷ را صحیح می‌شمرد؛چنان که‌ در‌ مجالس‌ المومنین آمده؛زیرا وی در عصر الغ بیگ(م ۸۵۳)از دنیا رفته است.در ج ۹،ص ۸۹ و ۴۰۹ و ۴۴۶ و ۸۶۱ نیز سال ۸۳۷ضبط شـده است.

در ج ۹،ص ۱۳۴‌ مـی‌خوانیم بـرهان کرمانی در‌ سال‌ 847 تولد یافت و قاسم انوار را درک کـرد.چگونه مـمکن اسـت بـرهان کـرمانی کـسی رادرک کند که ده سال پیش او وفات کرده باشد.

درخور توجه است که قرینه دیگر نشان می‌دهد سال‌ 837 ترجیحدارد؛زیرا قاسم انوار در ۷۵۷ تولد یافت و بعید است وی ۱۱۶ سال عمرکرده باشد و اگر این مـقدار عمر کرده بود معمولا در تراجم به معمر بودنانی قبیل افراد‌ اشاره‌ می‌کنند.

نام درست مهج السداد فی شرح واجب الاعتقاد،فاضل مقداد

در ج ۲،ص ۲۳۰ ـ ۲۳۱ نام درست کتاب فوق«الاعتماد فی شرحواجب الاعتقاد»دانسته شده اما در ج ۲۳،ص ۲۸۷ می‌نویسد که ظـاهرا«نهج السـداد»اصح است.

وفات شیخ‌ بهایی
گاهی سال ۱۰۳۰ به عنوان سال وفات شیخ بهایی ذکر شده:ازجمله:ج ۱۲،ص ۱۹؛ج ۱۳،ص ۲۲۷ و ۲۹۸؛ص ۲۶؛ج ۱۵،ص۲۵۲ و ۳۶۹؛ج ۱۶،ص ۳۳۹ و ۳۴۵؛ج ۱۷،ص ۲۰۷ و….

گاهی سال‌ وفات‌ وی ۱۰۳۱ نوشته شده؛از جمله:ج ۲،ص ۷۹؛ج۵،ص ۶۲ و ۲۰۲ و ۲۱۸ و ۲۴۲ و ۳۰۱؛ج ۶،ص ۱۱ و ۳۹ و ۸۰ و ۸۴ و۱۰۲ و ۱۲۳؛ج ۱۵،ص ۸۸؛ج‌ 16،ص‌ 373‌ و….

آقا بزرگ در ج ۳،ص‌ 340‌ سال‌ 1031 را به این دلیل ترجیح می‌دهدکه شاگرد شـیخ بـهایی،نظام الدین محمد قرشی ساوجی در آغاز تتمیمجامع عباسی سال وفات استاد‌ خود‌ را‌ با روز و ماه چنین ذکر کرده:دوازده شوال سال‌ 1031.

اما در ج ۲۱،ص ۵۰ ـ ۵۱ دلیل ترجیح ۱۰۳۰ را این ذکر کرده کـه شاگرد شـیخ بهایی،شیخ هاشم تصریح کرده وی در‌ دهـه‌ وسـط‌ شوال۱۰۳۰ وفات یافته و نیز ابراهیم شیروانی کتاب مشرق الشمسین‌ تالیفشیخ بهایی را در رجب ۱۰۳۱ به پایان می‌رساند و مصنف را چنین وصفمی‌کند:«العلامه الواصل الی اعلی فرادیس‌ الجنان…»این‌ عبارتصراحت‌ دارد کـه شـیخ بهایی پیش از این تـاریخ در گـذشته است[و‌ پیشاز‌ شوال ۱۰۳۱].

تاریخ وفات وحید بهبهانی

شیخ آقا بزرگ در ج ۱۰،ص ۱۸۴ بیان می‌دارد که مشهور این‌ است که‌ وحید‌ بهبهانی در سال ۱۲۰۶ وفات یافت اما ۱۲۰۵ درست است.درعین حال در‌ موارد‌ فراوان‌ سال وفات وحید بهبهانی را ۱۲۰۶ ضبط کـردهاست؛از جـمله:ج ۱،ص ۷۰ و ۸۶ و ۱۴۷؛ج‌ 2،ص‌ 24 و ۱۱۳ و ۱۱۶ و۱۷۷؛ج ۴،ص ۲۱۲ و ۲۲۳ و ۳۷۱؛ج ۵،ص ۸۱‌ و ۱۳۵ و ۱۳۶؛ج ۶،ص ۵۱ و ۶۵ و ۷۶؛ج ۷،ص ۴۸ و ۵۳‌ و ۱۲۷‌ . 182؛ص ۲۶۳و….

در ج ۱۱،ص ۱۳۰ و نیز ج ۲۲،ص ۲۵۶ با تردید میان‌ 1206‌ و۱۲۰۵ ذکر شده است.

وفات امیر محمد صالح بن عبد الواسع حسینی خاتون آبادی،صاحب تفسیر‌ سوره‌ اخلاص

از سوی آقا بزرگ در ج ۴،ص ۳۳۵ فیض قدسی و روضات موردانتقاد قرار گرفته‌اند که‌ وفات‌ وی را ۱۱۱۶ ثـبت کـرده‌اند و سال ۱۱۲۶ را،کـه در مشجر خواتون‌ آبادی‌ آمده،صحیح‌ دانسته است.اما در ج ۱،ص۱۹۹ و ج ۲،ص ۴۸ و ۱۹۸ و ۴۴۰ و ۵۱۶‌ و ج ۳،ص ۴۴۷ و ج ۶،ص۲۷۲ و ج ۱۰،ص ۳۲ و ج ۱۱،ص‌ 41‌ و ج ۱۴،ص ۹۴ و…سال ۱۱۱۶به عنوان تاریخ وفات محمد صالح خـواتون آبادی نوشته شده است.

وفات حکیم‌ سنایی

سال وفات حکیم سنایی مختلف نقل شده؛از جـمله ۵۵۵،۵۵۰،۵۲۵.شـیخ آقـا بزرگ در‌ ج ۶،ص ۳۸۲ ـ ۳۸۳ سال ۵۲۵ را ترجیحمی‌دهد؛زیرا محمد‌ بن‌ علی‌ رقا که پس از وفات سنایی مسودات‌ حدیقهالحقیقه‌ را به امر بهرام شاه غـزنوی ‌جـمع کرده به این تاریخ گواهی دادهاست.

در ج ۱۲،ص ۲۷۶ نیز سال ۵۲۵‌ را‌ صحیح دانسته‌ است.در‌ عینحال‌ می‌بینیم کـه در ج ۲،ص ۳۵۹‌ و ج ۱۴،ص ۲۲۲ و ج ۱۵،ص ۱۶۵سـال وفـات حکیم سنایی ۵۵۵و در‌ ج ۴،ص ۲۸۲ سال ۵۴۵ضبط نشدهاست.

قرینه‌ای در‌ ذریعه ج ۶،ص ۳۸۳‌ نشان‌ می‌دهد که حکیم سنایی دست کم‌ تا‌ سال ۵۲۶ حیات داشـته است.سنایی نظم حدیقه الحقیقه رااز آذرماه ۵۲۴ شروع و در‌ دی ماه ۵۲۵ در ده‌ هزار‌ بیت‌ به پایان رسـاند؛چنان‌ که‌ خود می‌گوید:

«شد تمام ایـن‌ کـتاب‌ در مه دی / که در آذر فکندم آن را پی / پانصد و بیست و چار رفته‌ زعام / پانصد‌ و بیست و پنج گشت تمام» سنایی‌ پس‌ از اتمام، تعداد‌ 1001‌ بیت‌ آن را ـ به تعداد نام‌های‌ خداوند ـ انتخاب کرد و انتخاب در مرداد ماه به پایان رسید؛چنان که خود گوید: «بود نیمی گـذشته‌ از‌ مرداد / که از این گفته‌ها بدادم داد» با‌ توجه‌ به‌ این‌ که‌ اصل کتاب در‌ دی‌ ماه ۵۲۵ به اتمام رسیده منتخب آن باید در مرداد سال بعد یا سال‌های بعد پایان یافته‌ باشدبنابراین‌ دست‌ کم در سال ۵۲۶ زنده بـوده است.

از سـوی‌ دیگر‌ شیخ‌ بارها‌ بیان‌ می‌کند که سنایی حدیقه الحقیقه رادر ۵۳۸ به پایان رساند.(ر.ک:ج ۳،ص ۱۶۵ و ج ۱۶۰،ص ۱۶۳،و ج۱۵،۱۶۵ و ج ۱۲،ص ۲۷۷)

در ج ۱۲،ص ۲۷۷ در یک عبارت‌ تناقض گویی آشکاری دیده می‌شود:

قد نظم له(بهرام شاه)الحدیقه الموسوم فخری نامه و فرغ مننظمه ۵۳۸ و ارخ فی الروضات وفاته فـی ۵۵۰ بـه پایان رساند.در رواضت وفات سنایی۵۵۰ ضبط شده امام‌ صحیح‌ 525 است.

تمام حدیقه الحقیقه

چنان که گفتیم حکیم سنایی در دو بیت تصریح کرده کهحدیقه الحقیقه را در سال ۵۲۵ به پایان رسانده است.اما پایان تالیف آندر ج ۳،ص ۱۶۵‌ و ج ۱۶،ص ۱۶۳ و ج ۱۵،ص ۱۶۵ و ج ۱۲،ص۲۷۷ سـال ۵۳۸ ذکـر شده.

وفات عز الدوله سعد بن منصور،صاحب التنقیحات فی شرح التلویحات

در ج ۴،ص‌ 468 سال ۶۸۳ که در‌ الحوادث‌ الجامعه آمده به عنوانسال وفات سعد بن منصور صحیح دانسته شده نه ۶۹۰ که درتذکره النوادر مذکور است.اما می‌بینیم در ج ۲،ص ۹۷ و ۳۸۵‌ و ج ۲۲،ص ۱۹۶‌ سـال‌ 690 ذکـر شـده و در ج ۱۳،ص ۹۴ میان ۶۸۹ و ۶۹۰ تردیدشده است.

وفات ابراهیم شـبستری نقشبندی
در ج ۳،ص ۲۰۱ ـ ۲۰۲ آمـده کـه ظاهرا تاریخ صحیح وفات او ۹۱۵می‌باشد؛چنان که‌ بنا‌ به نقل شذرات الذهب در کواکب سائره تالیفنجم الدین محمد آمده است نه سال ۹۱۷ در کـشف الظـنون،اما در ج ۹،ص ۵۰۶ سـال وفات او ۹۱۷ ثبت شده است.

وفات علی‌ نقی‌ بن ابی‌ العـلا مـحمد هاشم،صاحب همم الثواقب

در ج ۹،ص ۱۱۲۳ می‌خوانیم:همه تذکره‌های شعرا مثل خزانهعامره،ص ۴۴۰ و آتشکده آذر،ص‌ 208 و مجمع الفصحا وفات او را ۱۰۳۱نوشته‌اند که غلط است؛زیرا‌ وی‌ همم‌ الثـواقب را در ۱۰۴۴ بـرای شـاهصفی نوشت و نسخه آن در سپهسالار به شماره ۱۸۴۵ نگهداریمی‌شود.

در ج ‌‌10،ص‌ 219 به عکس مطلب فـوق،سال وفات علی نقی رایا ـ طبق نقل تذکره نصر آبادی،ص‌ 235 ـ ۱۰۳۰‌ می‌داند‌ یا ـ طبق نقلسرو آزاد،ص ۴۳ ـ سال ۱۰۳۱ می‌داند سپس تذکر می‌دهد که سـال ۱۰۶۰در ریـاض درسـت نیست.

مناظره سائر فرق الشیعه مع الامامیه الاثنی عشریه فی الامامه،شیخ مفید

در ج ۲۲،ص ۲۹۴‌ آغاز رسـاله فـوق را‌ چنین‌ نقل می‌کند:«اتفقتالشیعه العلویه من الامامیه و الزیدیه و الجارودیه…»

عنوان فوق نشان می‌دهد که آقا بزرگ به نام کـتاب دسـت نـیافتهاست اما آغاز رساله نشان می‌دهد که این رساله همان المسائلالجارودیه است.عبارت‌ فـوق بـه عـنوان آغاز المسائل الجارودیه در ج ۲۰،ص ۳۵۱ آمده است.

وفات ابو محمد هشام بن حکم کوفی،نویسنده الاستطاعه والثمانیه الابواب

مرحوم شیخ آقـا بـزرگ در ج ۲،ص ۱۶۷ ثـابت کرده که‌ سال‌ درستوفات هشام ۱۷۹ می‌باشد؛چنان که کشی ضبط کرده است؛زیرا ویکمی بعد از نـکبت بـرامکه در ایام حکومت هارون الرشید از دنیا رفت و درفهرست آمده که واقعه برامکه پیش از‌ 190‌ اتـفاق افـتاد و وفـاتهارون الرشید ۱۹۳ است و وی سال ۱۷۰ به حکومت رسید. بنابراین ثبت۱۹۹ در کتاب نجاشی به عنوان تاریخ وفـات هـشام اشتباه است و منشاآن،تصحیف«سبعین»به«تسعین»است.

با این‌ که‌ آقا بزرگ بدون هیچ تردیدی ۱۹۹ را اشتباه می‌خواند،درج ۲،ص ۲۶ و ج ۱۰،ص ۱۸۳ و ۱۸۴ و ۱۸۵ و ۱۹۹ و ۲۰۳ و ۲۲۵ و ۲۳۷وفات هـشام را‌ بـا‌ تـردید‌ میان ۱۷۹ یا ۱۹۹ می‌نویسد.همچنین‌ در‌ ج ۲،ص ۲۹۰ و ۲۹۱ و ج ۵،ص ۱۱ و ۸۶ و ج ۸،ص ۲۵۴ و ج ۱۷،ص ۴۹وفات هشام را تنها‌ 199‌ نوشته‌ است.

حلبی نه حلی

در ج ۱،ص ۴۹ به نسخه‌ ریاض‌ اشکال شده که در اثـر اشـتباه ناسخ،«تقی الدین عبد الله حلبی»نویسنده الدر الثمین به صورت«حلی»نوشتهشده.اما در ذریعه،ج ۲۲،ص ۴۳۵‌ نیز«حلی»نوشته‌ شده‌ است.

وفات ابـو احـمد جـلودی،صاحب اخبار ابی الطفیل

در ج ۱،ص‌ 345 تاریخ ۳۰۲ به عنوان سال وفات جلودی غلطدانسته و ۳۳۲ را درست خوانده است؛چنان کها بـن طـاووس‌ در‌ مـحاسبهالنفس‌ نوشته است.اما در موارد زیر وفات جلودی ۳۰۲ ضبط شده است.

ج ۱،ص‌ 315 و ۳۱۶ و ۳۱۷ و ۳۱۹ و ۳۲۰ و ۳۲۲ و ۳۲۳ و ۳۲۵ و۳۲۶‌ و ۳۲۷‌ و ۳۲۹ و….

حتی در ج ۱،ص ۳۱۹ سال ۳۰۲ از محاسبه النـفس‌ ابـن‌ طاووس‌ نقل شده است.

لقب محمد بن شاه ابو تراب حسینی گلستانه(م ۱۱۱۰)،صاحب روضه العرفاء و دوحه العلماء

در ج ۲،ص‌ 67 و ج ۱۱،ص ۵۲ و ۳۰۰ و ج ۱۳،ص ۸۹ لقب ویرا«علاء الدیـن»ذکر‌ مـی‌کند‌ اما در ج ۱۷،ص ۲۳۵«عماد الدین»آمدهاست.

نام درست الدراری الثمین

در ج ۸،ص ۵۲ عنوان«الدراری‌ الثمین‌ فی‌ الرسائل الاربعین»تالیف سید حسین بن ابـراهیم قـزوینی غلط دانسته شده بلکه«الدرالثمین»را درست می‌داند.اما در‌ ج ۲۴،ص ۳۰۱ از کـتاب فـوق بـه صورت«الدراری الثمین»یاد شده است.

نام درست نجاح المطالب‌ تـالیف‌ مـحمد‌ بن رضا قمی

در ج ۲،ص ۳۶۳ کتاب‌های امل الامل و روضات مورد انتقاد قرارگرفته‌اند که‌ نام‌ کتاب فـوق را«نـجاح المطالب»ضبط کرده‌اند و احتمالداده شده کـه مـنشا آن استنساخ‌ کـنندگان‌ بـاشند.آقا‌ بـزرگ«انجاح المطالب»را درست می‌داند؛زیرا نسخه‌ای از آن را دیده کـهنویسنده در آغـاز،اثر خود را«انجاح المطالب»نامیده‌ و در‌ نسخه‌ای دیگردر آستان قدس رضوی نیز این گونه است.

اما در ج۲۴،ص ۶۴‌ عـنوان‌ کتاب به صورت«نجاح المطالب»است و ظاهر عـبارت این است که ایـن کـتاب غیر از«انجاح المطالب»می‌باشد.

نام درست‌ ارتیاد‌ ذهـن النـبیه تالیف عبد الله بن صالح سماهیجی بحرانی(م ۱۱۳۵)

در ج ۱،ص ۴۳۷ ـ ۴۳۸‌ و ۵۱۴ کشف الحجب مورد انتقاد قرارگرفته که‌ عنوان‌ فـوق‌ را بـرای کتاب ذکر کرده در حالی‌ کـه‌ نـویسنده دراجـازه‌ای به ناصر جـارودی از کـتاب خود به صورت«ارشاد ذهـن النـبیه»نامبرده است.

اما در‌ ج ۱۰،ص ۱۲۸ و ج ۱۳،ص‌ 82 از‌ کتاب‌ با‌ عنوان«ارتیاد ذهنالنبیه»یاد می‌کند.

نام درست کاشف الاسماء،سید‌ امیر‌ علاء الدین محمد گلستانه

در ج ۱۱،ص ۵۲ و ۲۹۹ و ج ۱۷،ص‌ 235‌ عـنوان فـوق برای کتاب،با این مضمون‌ مورد انـتقاد قـرار گرفته‌ کـه‌ اگـر چـه این کتاب به‌ صـورتناقص‌ در ۱۲۹۶ با عنوان«کاشف الاسماء فی شرح اسماء الحسنی»چاپشده اما نسخه خطی کامل‌ آن‌ به دست حـاج مـولی علی‌ محمدنجف‌ آبادی‌ می‌رسد و نقایص‌ مـتن‌ چـاپی را بـرطرف مـی‌کند.در‌ دیباچه خطی ـ که گـسترده‌تر از چاپی است ـ نویسنده آن را«روضـه العـرفاء ودوحه العلماء»نامیده است.

با این حال در ج ۲،ص‌ 67 نام کتاب را«کاشف الاسماء»ذکرمی‌کند.

نام درست‌ الدرر‌ الفرید تالیف‌ محمد‌ طاهر‌ حافظ اصفهانی

در ج ۸،ص‌ 68 عـنوان صـحیح«الدر الفـرید»خوانده شد نه«الدررالفرید».اما در ج ۱۸،ص ۱۵۸ و ج ۲۵،ص ۱۴۲«الدرر الفرید»آمدهاست.

نام درست‌ حدیقه الصالحین،تالیف شیخ بـهاییشیخ آقـا بـزرگ‌ در‌ ج ۶،صـ‌ 387‌ تـصریح مـی‌کند که‌ نام‌ درستکتاب«حدائق الصالحین»است.اما در ج ۲۰،ص ۲۸۶ کتاب«حدیقه الصالحین را به شیخ بهایی نسبت می‌دهد.

کتاب جوابات المسائل‌ السرویه‌ نه‌ المتعهدر ج ۵،ذیل معرفی جوابات المسائل السرویه‌ تالیف‌ شیخ‌ مفید‌ درص‌ 222 ـ ۲۲۳‌ عبارت پایانی جـواب مساله یازدهم را چنین نقل کردهاست:«قد املیت فی هذا المعنی کتابا سمیته الموضح فی الوعد و الوعیدان وصل السید الشریف…»

در ج ۱۹،ص ۶۶ ـ ۶۷ همان‌ عبارت فوق را به عنوان عبارت پایانیکتاب متعه شیخ مفید نقل می‌کند.

طبق تحقیق آقـای عـلی اکبر زمانی نژاد کتاب المتعه از آثار مفقودشیخ مفید است و به دست ما نرسیده‌ است‌ و در واقع کتابی که به عنوانکتاب المتعه معرفی شود همان جوابات المسائل السرویه است؛زیراآغاز و انجام آن در فـهرست‌ها بـا آغاز و انجام جوابات المسائل السرویهتطبیق می‌کند.۲

کتاب الجمل‌ و کتاب النصره لسید العتره فی حرب البصره

در ج ۵،ص ۱۴۱ دو کتاب فوق از شیخ مفید را یک کتاب معرفیمی‌کند اما در ج ۱،ص‌ 295 و ج ۵،ص ۱۴۲‌ و ج ۲۴،ص ۱۷۷ آن دورا دو کتاب جـداگانه می‌شمرد.

وفات شـرف الدین علی یزدی تفتی معمایی

در ریـاض سـال وفات او ۸۳۰ نقل شده اما این‌ نقل‌ توسط شیخ اقابزرگ در‌ ج ۷،ص ۷۷ ـ ۷۸ مورد انتقاد قرار گرفته و وفات او را بعد ۸۵۰می‌داند؛زیرا میر علی شیر نوایی(م ۹۰۶)در مجالس النفائس هنگامشرح حـال مـعمایی می‌گوید:من در شش سالگی در تـفت بـه خدمت‌ اورسیدم.با‌ توجه به این که بنا به نقل خواند میر تولد میر علی شیر رمضان۸۴۴ بوده شش سال بعد یعنی سال ۸۵۰ معمایی را ملاقات کرده است.

آقا بزرگ سال صحیح را‌ 858‌ می‌داند؛زیرا مـعاصر‌ او سـلطان حسینبایقرا در مجلس پنجم مجالس العشاق این سال را ذکر کرده است.درج ۹،ص ۶ نیز‌ سال وفات او را ۸۵۸ ذکر می‌کند.

اما می‌بینیم سال وفات معمایی‌ در‌ ج ۲،ص ۲۹۶ و ج ۴،ص ۵۱۸و ج ۱۴،ص ۶ و ج ۱۷،ص ۱۸۶ و ج ۲۲،ص ۹۵ ‌‌سال‌ 930 ذکر شده.

در ج ۱۵،ص ۲۰۰ دو تاریخ ۸۳۰ و ۸۵۰ نقل شده‌ و در‌ ج ۱۸،ص۱۷۶ میان این دو تاریخ تردید شده.

الکشف یـا النـکت فی مـقدمات الاصول،شیخ مفید

در ج ۱۸،ص ۶۴«الکشف فی مقدمات الاصول»ضبط شده اما درج ۲۴،ص ۳۰۲ به نقل‌ از نجاشی«النکت فی مقدمات‌ الاصول»ضبطشده‌ است.

خاکی کسوئی
در ج ۹،ص ۲۷۷ آمده که نام شـاعر فوق در ترجمه مجالس النفائس توسط قزوینی،مجلس ۲،ص ۲۲۳ به اشتباه«خاتمی»ضبط شده.اما شیخ آقا بزرگ در چـند صـفحه بـعد(ص ۲۸۳) نوشته که در ترجمه مجالس النفائس‌ توسط قزوینی مانند اصل ترکی کتاب،«خاکی»ضبط شده.

نسبت مجالس النفائس به شاه محمد قزوینی

مجالس النـفائس ‌کـتابی ترکی به قلم میر علی شیر نوایی است(ر.ک:ج ۱۹،ص ۳۷۲)و شیخ آقا بزرگ با عـلامت اخـتصاری«مجن»بهآن‌ اشـاره‌ می‌کند.شاه محمد قزوینی مترجم آن است(ر.ک:ج ۱۹،ص۳۷۲)و شیخ با«قزمج»به آن اشاره می‌کند.

شیخ آقا بزرگ در ج ۹،ص ۲۸ و ۳۵ و ۵۰ و ۵۲ و ۵۹ و ۶۸ و…بیان می‌دارد‌ که‌ شـاه محمد قزوینی در مجالس النفائس می‌گوید.ظاهراین گونه عبارات این است که نویسنده کتاب،قزوینی اسـت.البته درموارد متعدد بیان مـی‌دارد کـه میر علی شیر نوایی در مجالس النفائسمی‌گوید.از جمله:ج ۹،ص‌ 36‌ و ۴۴ و ۶۲ و ….

وفات ابو علی فضل بن حسن طبرسی،مجمع البیان

تاریخ وفات طبرسی به صورت‌های مختلف آمده است:

سال ۵۴۸ در ج ۱،ص ۱۸؛ج ۲،ص ۴۱ و ۲۴۱‌ و ۴۳۱؛ج‌ 7،ص۳۰ و ….

سال ۵۵۲ در‌ ج ۲۱،ص‌ 182.سال ۵۴۸ یا ۵۵۲ در ج ۵،ص ۲۴۸و ۲۵۷؛ج ۱۵،ص ۲۳۰ و ۳۳۳ و….سال ۵۴۸ یا ۵۵۳ در ج ۱۳،ص۵.

وفات سید‌ محمد‌ مهدی‌ بـن ابی القاسم موسوی شهرستانی

سال ۱۲۱۵ در ج ۱،ص‌ 253؛ج ۱۰،ص ۲۰؛ج ۱۱،ص ۲۷.

سال ۱۲۱۶ در ج ۲۱،ص ۸۱.

وفات محمد بن زکریای رازی

سال ۳۲۰ یا ۳۱۱ در ج ۱،ص‌ 6.

سال ۳۱۱ در ج ۲،ص ۲۳۷ و ۳۱۹ و ۳۴۸ و ۴۸۹؛ج ۱۰،ص ۲۲۲و ۲۲۴ و …

سال ۳۲۰ در ج ۶،ص ۲۳۵؛ج ۱۷،ص ۲۰۲.

حدود ۳۲۰ در ج ۱۶،ص ۳۸۱.

وفات احمد‌ بن‌ محمد بن یعقوب بن مسکویه رازی

سال ۴۲۱ در ج ۱،ص ۳۸۷؛ج‌ 2،ص‌ 105 و ۲۷۲ و ۳۶۷؛ج ۳،ص ۱۲۹ و ۳۴۷ و….

سال ۴۲۰ یا ۴۲۱ در ج ۱،ص‌ 25؛ج‌ 4،ص‌ 66.

سال ۴۲۷ در ج ۴،ص ۳۵۱.

سال ۴۲۰ در ج ۱۸،ص ۳۳۹.

وفات‌ شریف‌ العلمای‌ مازندرانی

سال ۱۲۴۵ در ج ۲،ص ۶۰؛ج ۳،ص ۱۹۴؛ج ۴،ص ۳۷۲؛ج ۱۰،ص ۲۵۵؛ج ۱۵،ص ۱۱۹؛ج‌ 24،ص‌ 361.

سال ۱۲۴۶ در ج ۵،ص ۲۴۲؛ج ۲۰،ص ۳۰۹؛ج ۲۲،ص ۱۰۶؛ج۲۴،ص ۱۴۷.

۱۲۴۶ یت ۱۲۴۵ در ج ۳،ص‌ 337.

یادآوری:
تاریخ درسـت ۱۲۴۶ اسـت؛زیرا در حاشیه صفحه اول نسخه خطیکتاب مشارع الانوار نوشته‌ صاحب‌ فصول،ناسخ‌ آن شیخ کجائی گیلانیمی‌نویسد:

الیوم ۲۴ شهر ذی قعده الحرام سنه ۱۲۴۶ روزی بی‌دروغ تخمینا‌ درکربلای‌ معلی دویست[و]پنجاه تا سیصد هزار نفر از طاعون می‌میرندو جناب شریف العلماء الیـوم‌ وفـات‌ کرد‌ و زنش و دخترش و پسرش،وبغداد یکجا تمام شدند؛اقلا دویست هزار خلق داشت….

در حاشیه برگ‌ چهار‌ می‌نویسد:

الیوم ۲۴ شهر ذی قعده سنه ۱۲۴۶ احوالم بحمد الله خوب استلکن‌ خلق‌ بسیار‌ مردند و جناب شریف العلماء ملا شریف مـازندرانی مـلقببه آخوند مطلق،الیوم مرد با یک زنش‌ و یک‌ دختر و یک پسرش به چندیوم قبل،خدا رحم کند انشاء الله تعالی.

این کتاب‌ جزء نسخه‌های خطی مرحوم آیت الله زنجانی است واین یادداشت‌ها در خاتمه فهرست نـسخ خـطی آنـ‌ مرحوم‌ در کتابآشنایی با چند نـسخه خـطی،دفتر اول،ص ۲۵۲ و ۲۵۳ بـه چاپ‌ رسیدهاست.۳

وفات فاضل هندی
سال ۱۱۳۷ در ج ۳،ص ۴۹؛ج‌ 4،ص‌ 423؛ج‌ 5،ص ۳۱۱.

سال ۱۱۳۵ در ج ۶،ص ۱۳۹؛ج‌ 10،ص‌ 257؛ج ۱۳،ص ۲۳۴؛۱۴،ص ۱۱ و ۲۹.

مردد میان ۱۱۳۷ و ۱۱۳۵ در ج ۱،ص‌ 232؛ج‌ 4،ص ۲۹۶.

یادآوری:
ظاهرا هیچ کدام از‌ تاریخ‌های‌ فوق،صحیح نیست؛زیرا‌ شیخمحمد‌ علی‌ حزین که با فـاضل هـندی دوسـت‌ بوده‌ و خود در حصر اصفهانتوسط افغان‌ها به سال ۱۱۳۴ گـرفتار آمـده در‌ کتاب‌ تاریخ حزین،ص ۶۴می‌گوید که او چندی‌ قبل از حادثه اصفهان‌ درگذشت.

این کلام بر سخن شرح حال‌ نگاران‌ و غیر آنها مقدم است.۴

عنوان لبـاب الالقـاب فـی القاب الاطیاب،میرزا حبیب الله شریفکاشانی(م‌ 1340)

در ج ۱۳،ص ۳۰۰ و ج ۱۸،ص‌ 277‌ و ج ۲۳،ص‌ 69«لبابالالباب»آمده‌ اما در ج ۴،ص‌ 461؛جـ‌ 7،ص ۹۶؛ج ۹،ص ۴۱۹؛ج ۱۰،ص ۱۰۸؛ج ۱۱،ص ۸۹؛ج ۱۳،ص ۵۲ و ۱۴۸ و ۲۹۶؛۱۴،ص‌ 55‌ و ۶۰و ۹۹؛۱۷،ص ۱۷۲ و…«لباب الالقاب»است.

نویسنده مقلاد‌ الکنوز
در ج ۲۲،ص‌ 119‌ و ج ۲۱،ص ۳۳۱‌ نام نویسنده«حسن زاهدکرمانی»است اما در ج ۲۱،ص ۳۳۱ چند سطر بعد«حسن بن زاهدغریب کرمانی»با«ابن»است.ظاهرا یکی‌ از‌ آنها اشتباه چـاپی است.

وفات جـعفر بـن‌ محمد‌ بن‌ قولویه

وفات ابن‌ قولویه در ج ۱،ص‌ 391 و ج ۲،ص ۶۴ و ۱۰۵ و ج ۴،ص ۳۰۵ و ج ۱۰،ص ۹۰ سال‌ 369‌ است.در‌ ج ۲،ص ۵۱۶ و ج ۳،ص۲۶۰ مردد‌ بین‌ 368‌ و ۳۶۹‌ است.

در ج ۲۴،ص ۳۲۵ و ج ۲۰،ص ۱۲ و ج ۱۱،ص ۲۳۹ و ج ۱۱،صـ۲۳۹ و ج ۱۰،ص ۲۴۹ و ۲۴۱ سـال ۳۶۸ و در ج ۱۴،ص ۲۵۶‌ مردد بین۳۶۷ و ۳۶۸ نقل شده است.

بر اساس تحقیقی که در مجله نور علم،ش ۱۹،ص ۷۴ ـ ۷۵صورت گرفته،سال ۲۶۹ وفات ابن قولویه است.

وفات سـلار بـن عـبد العزیز(ابویعلی حمزه)،التذکره فی حقیقهالجوهره

در نظام‌ الاقوال‌ وفات سلار سال ۴۶۳ ذکر شده است.اما شـیخ آقـابزرگ در ج ۴،ص ۲۴ و ۳۶۵ ایـن تاریخ را اشتباه می‌خواند و منشا اشتباهرا این می‌داند که سلار با ابویعلی‌ محمد‌ بن حـسن بـن حـمزه ـ جانشینشیخ مفید ـ اشتباه شده است و سال وفات سلار را ۴۴۸ می‌داند.

اما در ج ۲،ص ۸۳ سال وفات او ۴۶۳ ذکر‌ شده‌ است.

نویسنده هدایه العاملین فی اصـول‌ الدین

در ج ۲۵،ص ۱۸۴ نـام نویسنده«میرزا عزیز الله بن محمد تقیالماسی بن میرزا کاظم بن میرزا عزیز الله بن مـحمد تـقی مـجلسی»نوشته شده اما در‌ پایین‌ صفحه قبل هنگام معرفی‌ نویسنده،«میرزاکاظم»افتاده‌ است.

نویسنده الدر النظیم فی تسهیل التقویم

در ج ۳،ص ۳۸۳ نام او چنین اسـت:«تقی الدیـن محمد بن معروفراصد».

در ج ۸،ص ۸۲ آمده:«تقی الدین محمد معروف به راصد».

نام شهید ثانی

نام شهید ثانی‌ در‌ ج ۱۳،ص ۱۲۴ و ج ۱۱،ص ۲۹۰«زین الدین عـلیبن احـمد»است امـا در ج ۱،ص ۲۲ و ۱۲۵ و ۲۷۳ و ج ۲،ص ۴۵ و ۵۹و ۱۲۳ و ج ۳،ص ۵۸‌ و ج ۴،ص‌ 4 و ۴۳۳ و…«زین الدین بن علی بناحمد»است.

یادآوری:
«زین الدین بن علی بن احمد»درست است زیرا خود شهید‌ بـه خـطخود بارها به این گونه نوشته است.۵

وفات محمد حسین اصفهانی‌ معروف‌ به‌ صاحب فصول

سال ۱۲۵۴ در ج ۱۱،ص ۲۰۵؛ج ۲۴،ص ۴۳۸؛ج ۲۶،ص ۲۳۵.

سال ۱۲۵۰ در ج ۱۶،ص ۲۴۱.

در ج ‌‌15،صـ‌ 190 مـیان ۱۲۵۴ و ۱۲۵۵ تـردید شده است.

یادآوری:
تاریخ صحیح ۱۲۵۵ می‌باشد؛زیرا در پایان‌ نسخه‌ای‌ از‌ کتابفصول به خط شاگرد مولف،میر سید عبد الوهاب همدانی سـال وفـات اورا روز دوشـنبه دهم‌ جمادلی الاولی ۱۲۵۵ نوشته است!۶

وفات محمد علی هزار جریبی

در ج ۱،ص ۱۳۸ سال‌ وفات او در اثر‌ اشتباه‌ چاپی ۱۱۴۵ نـوشته شـدهاما در سطر بعد و در ج ۶،ص ۱۷۷ تارخی اجازه میرزای قمی به او ۱۲۲۸است؛یعنی ۸۳ سال بعد.

تاریخ درست وفات او ۱۲۴۵ است چنان که در ج ۱،ص ۱۶۷ و ۳۰۲و ج ۲،ص ۴۶۶ و ج ۳،ص ۳۹ و…آمده است.

وفات ابـو جـعفر احمد بن محمد بن خالد برقی

سال ۲۷۴ در ج ۲،ص ۲۵۶؛ج ۷،ص ۲۴۵؛ج ۱۰،ص ۲۴۹؛ج۱۶،ص ۲۶۲‌ و….

سال ۲۷۴ یا ۲۸۰ در ج ۲،ص ۳۸۰؛ج ۱،ص ۲۹ و ۳۱ و ۳۲۱؛ج۳،ص ۱۴۵ و ۲۴۱؛ج ۴،ص ۱۷۷ و ۲۰۷ و….

سال ۲۸۰ در ج ۲۰،ص ۵۱.

وفات میرزا محمد بن شـیروانی(داماد‌ عـلامه‌ مجلسی)

سال ۱۰۹۸ یا ۱۰۹۹ در ج ۱،ص ۳۵ و ۹۷ و ۲۸۱؛ج ۶،ص ۱۰؛ج۱۴،ص ۲۱۲ و….

سال ۱۰۹۸ در ج ۱،ص ۱۰۲ و ۱۰۷ و ۲۳۲ و ۲۷۰؛ج ۲،ص ۱۱۵‌ و۱۹۲‌ و….

سال ۱۰۹۹ در ج ۶،ص ۶۹؛۱۳،ص ۱۵۷ و ۲۰۰؛۰۲،ص ۳۶۵؛۵،ص ۱۹۱ و….

تولد هبه الدین محمد علی بـن حـسین مـعروف به شهرستانی

سال ۱۳۰۱ در ج ۶،ص ۴۰۴.

سال ۱۳۰۰ در ج ۱۱،ص‌ 257.

وفات محمد باقر بن اسماعیل رضـوی‌ مـشهدی،رساله‌ فی‌ نسبالساده الرضویه

شیخ آقا بزرگ در ج ۲۴،ص ۱۳۹ بیان می‌کند که تاریخ وفاتصحیح وی ۱۳۴۲ می‌باشد و تاکید می‌کند کـه تـاریخ‌ وفات‌ وی‌ را درنقباء البشر[ج ۱]،ص ۱۹۷ اشـتباه نـوشته است.

به نقباء‌ البـشر مـراجعه کـردیم.هنگام چاپ افست،تاریخ به صورت۱۳۴۲ اصلاح شـده.ظاهرا قـبل ۱۳۴۳ بودها ست.در ذریعه،ج ۱۲،ص۵۳ و ج ۱۸،ص ۲۶۴‌ سال‌ وفات‌ رضوی ۱۳۴۳ ضبط شده و در ج ۴،ص۱۰۳ تقریبا ۱۳۴۳‌ است.

وفات مـحمد بـن علی حرفوشی حریری،نهج النجاه فی مـا اختلف فیهالنجاه

در ج ۲۰،ص ۲۱۷ وفات او ۱۰۵۱ است‌ و در‌ ج ۲۴،ص ۴۲۶ سـال۱۰۵۹ می‌باشد.

وفـات محمد تقی بن عبد الوهـان‌ اسـتر‌ آبادی،شرح الفصوص

شیخ آقا بزرگ در ج ۱۴،ص ۱۰۸ چاپ امل الامل را مورد انقاد قرارداده که‌ در‌ آن‌ وفات اسـتر آبـادی ۱۵۸ ضبط شده و ظاهر عبارت ایـن اسـتکه سـال‌ 1110‌ را‌ ترجیح داده است.اما در ج ۱،ص ۳۷۳ سـال ۱۰۵۸ را ازامـل الامل نقل و کشف‌ الحـجب‌ را مـورد انتقاد قرار می‌دهد که ۱۱۱۰ضبط کرده و ضبط امل الامل را ترجیح‌ می‌دهد.در‌ ج ۱۳،ص ۳۸۱ نیزسال ۱۰۵۸ را از امل الامـل نـقل می‌کند.

نام درست الفوائد‌ البهیه‌ فی‌ شرح الفـوائد الصـمدیه،سید امیربهاء الدیـن مـحمد مـختاری(م ۱۱۴۰)

در ج ۱۶،ص ۳۲۸ آقا بزرگ می‌گوید‌ کـه‌ گاهی«الفوائد البهیه»می‌نویسند اما«الفرائد»درست است؛چنان که نویسنده در مقدمه کتابش،می‌نویسد.۷اما در ج ۱۷،ص ۳۰‌ و ۲۱۲‌ از نویسنده به عنوان صاحب«الفوائد البهیه»یاد می‌کند.

نام درست الفـوائد الطـریفه فی شرح الصحیفه،تقی الدین ابراهیم کفعمی(م‌ 905)

در ج ۱۶،ص ۳۴۳ آمـده اسـت کـه مـشهور نـزد شرح حال نـگاران«الفوائد الطـریفه»است‌ اما‌ خود‌ نویسنده در البلد الامین کتابش را«الفوائدالشریفه»نامیده است.(ر.ک:ج ۱۶،ص ۳۴۷)

اما در ج ۱۳،ص ۳۴۶ می‌خوانیم که‌ مصنف،کتاب‌ خود‌ را«الفوائدالطریفه»نامیده است.

وفات حسین بن جـمال الدیـن مـحمد خوانساری،رساله فی مقدمهالواجب و نفی‌ وجوبی

در ج ۲۱،ص ۱۰۶ کشف الحجب را مـورد انـتقاد قـرار داده کـه وفـاتاو را۱۱۳۱ ضـبط کرده؛زیرا وی‌ در‌ عصر شاه سلیمان می‌زیسته.جامعالرواه ولادت او را ۱۰۱۹ و فوتش را ۱۰۹۸‌ ضبط‌ کرده است.اما در ج ۷،ص ۱۱۶ و ج ۲۲،ص‌ 106 سال ۱۱۳۱ به عنوان سال وفات‌ حسین‌ بنجمال الدین آمده است.

پاورقی
(۱).ر.ک:آینه پژوهش،س ۱۸ ـ ۱۷،ص ۵۸.
(۲).ر.ک:همان،ش ۱۸ ـ ۱۷،ص ۶۴.
(۳).ر.ک:مجله نور علم،ش ۱۹،ص ۸۰.
(۴).نور علم،ش‌ 21،ص ۶۷.
(۵).ر.ک:مقدمه منیه المرید،تحقیق رضـا‌ مختاری،چاپ‌ اول،۱۳۶۸ ش،ص‌ 17.
(۶).نور علم،ش‌ 21،ص ۷۲ به نقل از فهرست‌ نسخه‌های‌ خطیکتابخانه آیت الله نجفی،ج ۹،ص ۲۱۰.
(۷).با توجه به این که کتاب در‌ شرح«الفوائد‌ الصمدیه»است عنوانشرح باید«الفرائد البهیه»باشد تا دو‌ بار«الفواء»در عنوان تکرار نشود.

شهریور ۱۳۹۷

۲ نظر

  1. مسلمانها هم از گزند و نیش قلم آقای فاطمی در امان نیستند!!
    کار آقای فاطمی نیش زدن و انتقاده چه به مسلمان چه به زرتشتی و چه …

    • نقد مایه ی پیشرفت است و لذا نقد مسلمانان نیز (اگر مغرضانه نباشه) پسندیده است

      تاکنون چند بار برخی زرتشتیان بمن گفته اند که انتقادهایت به زرتشتی ها سبب میشه آنها برخی کارهای نادرستشان را کنار بذارن و سخنان و باورهایشان را اصلاح کنند. لذا کار من را خدمت به دین زرتشتی می دانستند

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی