+
خانه / ایران / اسلام و ایران / اسلام آوردن ایرانیان / مسلمان ها ایران و دین ایرانیان را با سلاح معنوی فتح کردند نه با شمشیر
مسلمان ها ایران و دین ایرانیان را با سلاح معنوی فتح کردند نه با شمشیر

مسلمان ها ایران و دین ایرانیان را با سلاح معنوی فتح کردند نه با شمشیر

به قلم دکتر محمد جواد مشکور (درگذشت ۱۳۷۴ش)
فرستنده: فرشید شرفی
باری انحطاط دو دولت ایران و روم که در این زمان به منتهای خود رسیده بود کار حمله و مهاجرت عرب ها را آسان کرد.
عدم ثبات اوضاع و تعصب شدید موبدان، بی عدالتی و ظلم بی حد بزرگان و دولتیان بر مردم، و تحمیل مالیات ها و عوارض گزاف بر رعیت، پیدا شدن بحران های اقتصادی بر اثر جنگ های طولانی ایران و روم و شکستن سدهای دجله و فرات و شعب آن و شیوع بیماری های خانمان برانداز چون وبا و طاعون، اختلاف شدید طبقاتی، تفرقه بین مردم به واسطه ی اعتقاد به مذاهب و فرق گوناگون چون زردشتی، عیسوی، بودایی، مانوی، مزدکی، زروانی و غیره و مسائل دیگری امثال اینها چنان نظم اجتماعی ساسانی را به هم زده و اوضاع را آشفته کرده بود که همه ی مردم به ستوه آمده بودند و همه کس ناراضی به نظر می رسید و فرج و روزگار بهتری از خدا می خواستند.
از اتفاق روزگار عرب ها یا سامی ها ـ به معنای اعم ـ این بار با سلاح معنوی تازه ای به میدان آمده بودند که هیچ گاه در طول تاریخ مهاجرت های پیشین اقوام سامی چنین شمشیر برنده ای نداشتند. آن سلاح دین مبین اسلام بود که همه ی مردم روی زمین را به یکتاپرستی و برابری و برادری می خواند. این ندای مساوات و عدالت طبقه ی محروم و مظلوم اجتماع را که بیش از دیگر طبقات بودند جلب کرد. آنان راه نجاتی یافته، گروه گروه به آیین جدید درآمدند و طومار رسم کهن را درنوردیدند.

ایران در عهد باستان، محمد جواد مشکور، تهران، انتشارات اشرفی، چاپ چهارم، ۱۳۶۳ ش، ص ۴۷۲ ـ ۴۷۳.

ایران در عهد باستان ص 472 ـ 473

ایران در عهد باستان ص ۴۷۲ ـ ۴۷۳

شناسنامه ایران در عهد باستان

مرداد ۱۳۹۷

۱۵ نظر

  1. عجب مساوات و برادری و برابری و دین راستی
    که بعد از ۱۴۰۰ سال هنوز در ممالک اسلامی منجمله ایران موج میزند و
    هیچ دروغ و اختلاس و شکنجه و فقر و کارتن خواب و گورخوابی وجود ندارد .
    عجب معنویتی , خدا نصیب هیچ ملتی نکنه :
    در حمله به الیس، جنگی سخت بین سپاهیان عرب و ایران در کنار رودی
    که بسبب همین جنگ بعد ها به « رود خون » معروف گردید در گرفت.
    در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ی ایرانیان؛ خالد ابن ولید نذر کرد
    که اگر بر ایرانیان پیروز گردید « چندان از آنها بکشم که خونهاشان را در
    رودشان روان کنم » و چون پارسیان مغلوب شدند؛
    بدستور خالد « گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند، می آوردند
    و در رود گردن می زدند »
    مغیره گوید که بر رود آسیاب ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود؛
    قوت سپاه را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند؛ آرد کردند و
    … کشتگان پارسیان در الیس هفتاد هزار تن بود.
    تاریخ طبری؛ جلد پنجم ص ۱۴۹۱ –
    کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران؛ جلد دوم برگ ۱۲۳

    • اگر مسلمانها به اسلام عمل نمی کنن تقصیر اسلام چیه؟ کدامیک ار رفتارهای خلاف مسئولان جمهوری اسلامی مورد تایید اسلامه؟

      • امیدوارم که هیچ مسلمانی به اسلام واقعی عمل نکند و فقط به انجام نمازهای واجب و مستحب
        و روزه داری و زیارت مکه و حج و حجابش اکتفا کند .
        ولی مگر سران مملکت مسلمان شیعه ۱۲ امامی و اکثرأ تربیت شده حوزه ها نیستند
        که چنین فساد و بی عدالتی گسترده ایی براه انداخته اند ؟ ریشه در کجاست ؟
        چطور خطای یک موبد زرتشتی عصر ساسانیان برای شما مهم هست…

        • هرکس درمعرض تربیت قرار گرفت ، حتما تربیت پذیر نخواهد بود

          همانگونه که در بالای سایت آمده، این سایت برای نقد زرتشتیانه چون دسترسی به دین حقیقی زرتشتی نداریم

    • با سلام ؛ اگر تاریخ طبری را قبول دارید بگویید تا ببینیم درباره کورش چه گفته است :
      حاکم دست نشانده …
      ایضا همین است درباره کورش در گفتار بلعمی .

      https://www.adyannet.com/fa/news/15103

      ما تاریخ طبری را می بینیم و اگر سند قوی تری بر خلاف آن نبود به گفته آن استناد میکنیم اما شما همینطور روی هوا هرکجا که به نفعتان حرف زده است را برداشته و بقیه جاها را دور می ریزید . کمی منصف باشید .

      • بنقل از دو منبع تاریخی مطلب گذاشتم اونوقت میگویید که باد هواست ؟
        پس حتما سایت دروغ نتِ ادیان نت که مرتب از آن لینک میگذارید ، درسته؟
        حنایتان دیگر رنگی ندارد.
        صفحات درج شده در تاریخ تبری لینک بالا مربوط به استبداد بخت انصره .
        تاریخ بلعمی هم که همان تاریخ ترجمه شده و کپی شده تاریخ تبریست

  2. خدا طعم محبت اهل بیت رو به همه بچشونه.
    در طول تاریخ یونانی ها افغان ها مغول ها و…به ایران حمله کردند الان کی در ایران به هلنیسم یا شمنیسم معتقد هست؟ در دوران مغول حتی ایلخانانی مثل سلطان محمد خدابنده مسلمان شیعه هم شدند.این نمونه ای از جاذبه اسلامی که اگر درست معرفی بشه اون مغول وحشی شمن رو هم جذب می کنه.عملکرد این دولت اون دولت برای ما ملاک نیست.
    کیفیت حکومت واقعی اسلامی رو اگر میخوایید بدونید دستکم نامه های امیرالمومنین(جانم فدای ایشون) رو به کار گزارانشون مثل عثمان بن حنیف و مالک اشتر بخونید.
    امثال خالد و مغیره هم برای ما پشیزی ارزش ندارند و از مهاجمین به خانه حضرت زهرا سلام الله هم بودند.

    • اگر یه سَری به بیمارستانها و قبرستانها و روستاها و سفره مردم بیاندازید ،
      طعم محبت اهل بیت رو در این چهل سال گذشته به اندازه کافی مشاهده خواهید کرد.
      اعتیاد و تن فروشی و کلیه فروشی که دیگر جای خود دارند ……….

    • در زمان خلافت عثمان و علی بود که قیامهای ایرانیان بر علیه کارگزاران عرب به اوج خود رسیده بود
      و آنها هم در زمان خلافتشان کمتر از خالد و عمر در ایران جنایت نکردن ،
      ولی چون میدانستم که درج روایات تاریخی منفی از علی سانسور میشوند
      به روایتی از جنایت خالدبن ولید ملقب به سیف الله بسنده کردم تا سانسور نشود .

  3. الان قضاوت درباره یه دین بر مبنای عملکرد دولت این و اون آیا روشی علمی هست؟ چرا دانشمندان مسلمان رو نمی بینید؟
    هرچند خالد و مغیره مطرود هستن از نظر ما،،اما شاهان ساسانی چه می کردند که پشتیبانی مردم را از دست دادن و از اعراب بادیه نشین شکست خوردند؟ ایران با روم هم می جنگید چرا مردم ایین رومی ها رو نپذیرفتند؟پس این جاذبه خود اسلام بود که همه رو جذب کرد.

    لب کلام در طول تاریخ با اینکه هزاران نفر سعی در از بین بردن مکتب اهل بیت کردند و هزاران نفر رو گردن زدند و شکنجه کردن باز هم بخاطر ریشه و اصالتش باقی موند و خواهد موند تا به دست صاحبش برسه،

    • اگر کمی عمیق تر نگاه کنید می بینید که تهاجم رومیان و یا مغولان به ایران ،
      فقط لشگرکشی نظامی بود ولی اعراب مسلمان بغیر از کشتار و ویرانی و چپاول
      اموال، بدنبال تغییر اجباری فرهنگ و زبان و دین و آیین آن ملتها هم بودند .
      بهمین دلیل از ایران تا مردم سرزمینهای شمال افریقا عرب زبان شدند .
      البته ایرانیان بعد از پایان دو قرن سلطه امویان و عباسیان و بهمت سلسله صفاریان و سامانیان مجددا تشویق
      به تکلم زبان فارسی شدند ولی در هر جمله آن چند کلمه عربی شنیده میشد و هنوز هم میشود
      و با زبان پارسی قبل از تهاجم اعراب بسیار تفاوت داشت .

      در ضمن مردم ایران باستان آنقدر ابله نبودند که خودشان را از چاله به چاه بیاندازند
      و زنان و کودکان خود را بدست اعرابی که به بیابانگردی و راهزنی شهرت داشتند بسپارند .
      اگر خیانتهای سلمان فارسی و برملا کردن نقاط ضعف تاکتیکی ایرانیان نبود ،
      اعراب رویای چنگ انداختن به ثروت تیسفون و به کنیزگرفتن زنان ایرانی را هم نمیدیدند.

  4. خونین ایرانیان در قادسیه
    سپاه عرب به فرماندهی سعدبن ابی وقاص درزمینهای مرزی ایران اردو زده بود ودر روستاهای مرزی
    تاخت و تاز می کرد . رستم فرخزاد سپهسالارارتش ایران نیزدرپادگان نظامی منطقه بلاش آباد اردو زده
    بود واز آنجا حرکات سپاه عربان را زیر نظر داشت تا جلوی پیشروی عربها به داخل ایران را بگیرد .
    رستم جهت جلوگیری از جنگ و برگرداندن عربان به سرزمینشان حجاز، با عربها گفتگو کرد که خاک
    ایران را ترک کنند ولی آنها قبول نکردند . ایرانیها می دانستند عربان آدمهای گرسنه وفقیری هستند لذا
    فکر کردند که اگر به آنها ؼذا بدهند و آنها را سیر کنند شاید به حجاز برگردند . پیشنهاد آذوقه به عربان
    داده شد ولی آنها به آن رضایت ندادند. رستم از اوضاع ایران به خوبی آگاه بود و خوب میدانست که
    درگیری های داخلی، ارتش ایران را ضعیؾ کرده است . بنابراین یزدگرد شاهنشاه ایران را در جریان
    خطرعربها قرارداد .
    رستم فرخزاد در محرم سال ۱۶ هجری با سپاهی ۶۰ هزار نفری از فرات عبور کرد و درکنارشعبه ای
    ازرودخانه فرات اردو زد. آن سرزمین قادسیه نام داشت .
    به گفته طبری، رستم چندین مذاکره با فرماندهان عرب کرد ولی آنان تنها سه راه را پیش ایرانیان
    گذاشتند :
    - یا مسلمان شوید.
    - یا خراج بدهید )ایران باج گذار و زیرنظرعربان شود(
    - یا بجنگید .
    ۱۰
    بعد از این پیشنهادات رستم با فرماندهان ارتش و شاهنشاه گفتگو نمود . ولی هیچ کدام حاضر به باج
    دادن به عربها نشدند . یزدگرد در فکر شکوه و جلال گذشته ایران بود از طرفی روحیه ملی و وطن
    پرستانه اش اجازه این را به او نمیداد که تن به خواستهای عربهای وحشی بدهد . او میدانست که عربها
    ملتی بدبخت و گرسنه هستند و ایران چندین بار به آنان کمک نموده و آنان را از قحطی بیرون آورده
    است و همیشه از آنان در برابر کشورهای متجاوز محافظت نموده . لیکن هرگز تصور نمی کرد روزی
    آنان قصد تجاوز به امپراتوری ایران را داشته باشند . طبری میگوید : رستم از رود حیره عبور کرد و
    دربرابر لشکر اعراب صؾ آرایی نمود . فریادهای لشکر عرب از دور به گوش میرسید که سپاه را
    تشویق نموده تا اگر پیروز شوید زمینها – ثروتها – پسران و دختران مجوسان )ایرانیان( از آن شما
    خواهد شد و اگر شکست بخورید بهشت و پاداش اخروی در انتظار شما خواهد بود . به گفته طبری در
    نبرد قادسیه ۳۳ قبیله عرب با لشکر سعد ابی وقاص همراهی نمودند . عرب چیزی برای از دست دادن
    نداشت . او آمده بود تا یا به سرزمینهای پر نعمت ایران دست پیدا کند و یا در راه خدا کشته شود . جنگ
    آؼاز شد و روز نخست ایرانیان ۵۰۰ تن از عربان را کشتند . بیشترین کشته شدگان از قبیله بنی سعد بود
    عده ای ازایرانیان نیزکشته شدند . روز دوم ایرانیان بر عربها چیره شدند و بیش از ۲۰۰۰ تن از آنان
    را کشتند . روز سوم نیز همین گونه بود و عربها دست به شگردی نطامی زدند و چشم فیلهای سپاه
    ایران را کور کردند و فیلان به حالت رمیده شدند و تعداد کثیری از ایرانیان در زیر دست و پای فیلان
    کشته شدند . روز چهارم نبرد تا پاسی از شب ادامه داشت . پس از فرارسیدن شب ایرانیان به اردوگاه
    های خویش بازگشتند و سلاحها را بر زمین نهادند و استراحت کردند.بعد از نیمه شب هنگامیکه ایرانیان
    خواب بودند، شبیخون بزرگی از لشکر عرب به سوی ایرانیان وارد شد و نبرد خونینی شروع گشت و
    عده کثیری از ایرانیان و عربها کشته شدند . به گفته طبری در همین شب رستم توسط یک عرب
    سربریده شد و شالوده ارتش ایران با کشته شدن رستم فرخزاد از هم پاشید . در این نبرد ۴ تن از
    سرداران بزرگ ایران به نامهای پیروزان – بندوان – بهمن جازویه – بزرگمهرهمدانی کشته شدند و
    ارتش ایران شکست خورد

    • یکی از مهم‌ترین و سنگین‌ترین ضرباتی که رستم فرخزاد بر پیکره‌ی ایران وارد نمود، کودتای وی علیه آزرمیدخت (ملکه‌ی وقت ساسانیان) بود. بدین صورت که رستم فرخزاد به خاطر مسائل شخصی، با ارتش تحت امر خود به تیسفون حمله کرده؛ آزرمیدخت را کور کرد و سپس او را کشت.

  5. سقوط پایتخت ایران وؼارت کاخ سلطنتی
    با کشته شدن رستم سپاه ایران به حالت متزلزل در آمد و خود یزدگرد)شاهنشاه( در راس ارتش قرار
    گرفت و آماده مقابله با هجوم اعراب به پایتخت ایران گشت . به گفته طبری جنوب عراق بعد از فتح
    تازیان، ویران و روستاها و شهرهای آنجا دچار قحطی شد و در سال ۱۷ هجری بخش زیادی از مردم
    آنجا از گرسنگی تلؾ شدند . وبا و بیماریهای مرگبار روانه آنجا شد . درطول ۹ ماه بعد از رخداد
    قادسیه سعد ابی وقاص چندین لشکر روانه ماورای فرات کرد . در این هنگام یزدگرد در منطقه بابل
    عراق بر کرانه فرات مستقر شده بود تا سد راه لشکر تازیان از ورود به پایتخت ایران شود . مهران – هرمزان – نخویرگان که از سرداران ایران بودند وی را یاری دادند . فیروزان در جنگی از سعد ابی
    وقاص شکست خورد و لشکرش کشته شدند و بابل به تصرؾ سعد در آمد . این فتح اعراب را نزدیک
    به تیسفون کرد و خطر حمله جدی شد . هرمزان برای جمع آوری لشکری از مردم راهی اهواز گشت .
    فیروزان به همین قصد راهی نهاوند شد . شهریار درکوتی به نزدیکی تیسفون رفت و در انجا مستقر شد
    نخویرگان در ؼرب تیسفون در ناحیه شرقی بابل مستقر شد . فرخان و پیهومان هر کدام در نواحی از
    جنوب ؼرب تیسفون مستقر شدند . ولی باز این لشکر آرایی های ایرانی ها در برابر عربهای جنگجو و
    قبایل متعدد عربستان ناچیز بود و از طرفی دیگر کشور در مرحله بحران قرار داشت.
    ۱۱
    به گفته طبری شمار لشکر عرب بیش از ۱۰۰ هزار مرد جنگجو بوده است لشکر ایران بعد از
    مقاومت هایی شکسته شد و عربان تیسفون ؼربی را محاصره کردند . در نتیجه یزدگرد از ناحیه ؼرب
    پایتخت به شرق تیسفون منتقل شد . شهر تیسفون یکی از آبادترین – پررونق ترین – زیباترین و
    متمدن ترین شهرهای خاورمیانه بود . ثروتهای ۱۲۰۰ سال شاهنشاهی ایران درآنجا اندوخته شده بود .
    مجسمه های طلای پادشاهان گذشته – مجمسه طلای حیوانان – تاج های شاهنشاهی نوشیروان و
    خسروپرویز – جامهای زرین چندین هزار ساله و . . . از طرؾ دیگر خبر شکست ایران به گوش
    مردمان عربستان رسید و به گفته تاریخ نویسان عرب بیش از نیم میلیون نفربرای بدست آوردن این
    جواهرات و طلاها روانه تیسفون شدند . مدافعان ایرانی بیش از دو ماه مقاومت نمودند . در همین حین
    هیئتی از ایران جهت صلح و پیشنهاد واگذارکردن جنوب عراق به عربها راهی لشکر عربان شد . ولی
    مسلمانان آن را رد کردند و محاصره شهر را ادامه دادند . در نتیجه مردمان از گرسنگی گربه ها و
    سگان شهر را خوردند و به تدریج از روی ناچاری شهر را تخلیه کردند . تیسفون ؼربی در سال ۱۹ سقوط کرد . چند ماه بعد کل پایتخت به تصرؾ عربها در آمد . تازیان پایتخت ایران را ؼارت کردند . کاخ سلطنتی را تسخیر کردند . فرشها،جامهای طلا،پرده های
    زربفت را به تاراج بردند . خزانه کشور در پایتخت مملو از طلاوجواهرات بود . تازیان خزانه را خالی
    کردند . عربهای وحشی وبی تمدن به جان ناموس شهر افتادند….

  6. ارسال کاروان ؼنائم و اسرای ایرانی به مدینه -■
    بعد از فتح پایتخت وچند شهر دیگر ایران وؼارت آنها، عربان تصمیم گرفتند ؼنایم را برای عمر و
    خانواده هایشان به مدینه بفرستند . کاروانی شامل سه هزار شتر بار طلا و جواهرات، چندین هزار شتر
    بار ؼنایمی که از خانه های مردم ؼارت کرده بودند،به همراه حدود شصت هزار دختر و زن جوان
    ایرانی، وده ها هزار پسربچه ونوجوان ایرانی را پیاده راهی مدینه کردند . سواران شلاق بدست عرب
    در طول راه مواظب آنها بودند که فرار نکنند . در طول مسیر که ماهها طول کشید مردان عرب با ناموس
    ایرانی چه ها که نکردند . خیلی از پسر بچه ها و دختر بچه ها در راه تلؾ شدند . در نهایت کاروان به
    مدینه رسید ودر بیرون مدینه اردو زد . عمر خلیفه دوم برای دیدن اسرا و ؼنایم آمد . با دیدن آن همه زن
    ایرانی، گفت : به الله پناه می برم از شر بچه های این زنان ) چون به همه تجاوز شده بود ( عمر دستور داد مردان عرب مدینه و شهرها و قبایل اطراؾ در روز مشخصی در اردوگاه جمع شدند . او
    دختران و زنان ایرانی را به عنوان کنیز، و پسران ایرانی را به عنوان ؼلام بین مسلمانان تقسیم کرد .
    عربان پسرهای ایرانی را اخته کردند.این پسرها و دخترهای ایرانی تا آخر عمر نوکری ،کلفتی و….
    عربها را می کردند خیلی از آنها هنگام فرار کشته شدند عده ای خودکشی کردند عده ای هم که زنده
    ماندند تا آخر عمر خانواده های خود را ندیدند ودر ؼربت مردند

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی