+
خانه / شخصیت ها / مستشرقان / آرتور کریستن سن / خیالی و داستانی بودن وجود زرتشت از نظر یک پژوهشگر
خیالی و داستانی بودن وجود زرتشت از نظر یک پژوهشگر

خیالی و داستانی بودن وجود زرتشت از نظر یک پژوهشگر

به قلم آرتور کریستن سن
فرستنده: سید محمد ناطقی
پروفسور کریستن سن در کتاب خود چهار نظریه را راجع به مولد زرتشت بیان می کند. نظریه چهارم را در پاورقی این چنین بیان کرده است:
«نظریه چهارم مبنی بر آنکه زرتشت وجود خیالی و داستانی محض است، در زمان ما بوسیله G. Hussing در :
Mitteil. D. Geograph. Gesellschaft. 1919, p. 409 spp.
از سر گرفته شده است».
منبع : مزدا پرستی در ایران قدیم (مأخوذ از دو رساله آرتور کریستن سن)، آرتور کریستن سن، ترجمه: ذبیح الله صفا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم ۱۳۴۵ش، ص ۱۷.

یادآوری:
یک) ممکن است گفته شود که هوسینگ ناشناخته است و معلوم نیست بتوان روی حرف او حساب باز کرد. اما باید توجه داشت که شخصیتی مانند کریستن سن از هر شخص در کوچه و بازار نقل مطلب نمی کند آن هم به عنوان یک نظریه.
دو) نقل این سخن در این سایت به معنای تأیید این نظریه نیست. هدف آن است که نشان دهیم همه ی پژوهشگران در مورد وجود زرتشت، اتفاق نظر ندارند.

17

مزدا پرستی در ایران قدیم، ص ۱۷

تیر ۱۳۹۷

۹ نظر

  1. اول : کریستنسن به صراحت از سه فرضیه در متن اصلی سخن می گوید و نظریه چهارم در پاورقی ذکر شده است . اگر این نظریه به اندازه کسری و درصدی هم اعتبار نظرات سه گانه را داشت در متن اصلی آورده می شد . اتفاقا ذکر این نظریه در پاورقی توسط کریستنسن نشانگر ان است که جای این نظریه بی اساس و اشتباه در همان پاورقی هاست
    دوم : در همین کتاب در صفحات بعد در سه جا در متن اصلی از هوسینگ و نظراتش یاد می کند . هوسینگ معتقد است که ایران شرقی یعنی افغانستان و خوارزم امروزین هرگز سکونتگاه آریایی ها نبوده و این بیان یکی از مبانی استدلال او در غیر واقعی بودن زرتشت است اما کریستنسن در صفحه ۳۰ همین کتاب با قاطعیت نظر او را رد می کند .
    سوم : قبلا مشاهده فرمودید که نویسنده این مقاله حتی مدعی بود کسانی چون دارمستتر هم زرتشت را غیر واقعی می دانند !! اگر به اندازه یک درصد هم چنین احتمالی درست بود کریستنسن به جای فرد گنامی مثل هوسینگ نظر دارمستتر را ارائه می کرد .
    چهارم : در صفحه ۲۰ این کتاب کریستنسن می گوید قریب به اتفاق ایران شناسان مغتقدند گاتها اثر شخص زردشت است و یا به دوره نزدیک او تعلق دارد . البته نویسنده مقاله این نظرات را بیان نمی کند . سوال این است که چرا به جای بیان نظرات اکثریت شرق شناسان ، این سایت و نویسندگان مقالاتش به دنبال نظریات اقلیت و به جای متن به سراغ پاورقی رفته اند ؟ جواب روشن است هدف آگاهی بخشی و بیان حقیقت نیست بلکه هدف تبلیغات بر علیه زردشت و دین اوست . مثلی است در عربی که الغریق یتشبث علی کل حشیش این سخن مصداق گشت و گذار این دوستان در ترجمه های فارسی شرق شناسان است .
    پنجم: در کتب شیعه بسیار خوانده اید که نظرات اهل سنت و دیگران بیان می شود و سپس نقد می گردد . بیان هر سخن به معنای تاییدش نیست در اینجا کریستنسن نظریه را در پاورقی ارایه کرده و در متن ردش کرده است .
    ششم : گفته شده است که این شخص کوچه و بازاری نیست و …. بله حدودا ۱۰۰ سال پیش ( در زمان احمدشاه قاجار ) استاد زبان ایلامی در آلمان بوده و اعتبارش هم در همین بخش است .کسانی چون هوسینگ ممکن است سالها در شناخت ایران مطالعه و تتبع کرده باشند ولی وقتی نظراتشان با اکثریت در تضاد باشد و توسط دیگران با دلیل و سند رد شود اعتبار خود را از دست می دهند . به همین دلیل در کتب مطالعات ایران شناسی نام هوسینگ و مقالاتش به ندرت به چشم می خورد چرا که نویسندگان تاریخ مطالعات ایرانی او را معتبر نمی دانند .
    تقریبا فقط یک کتاب شناخته شده از هوسینگ در تتبعات ایرانی چاپ شده و مابقی مقالات او در مجلات شرق شناسی آلمانی است .
    هفتم : ۱۰۰ سال از زمان هوسینگ و کریستنسن می گذرد . عجیب است که در این سایت خبری از دوشن گیمن ، هنینگ و دومناش ، مری بویس نیست . کسانی که دانش و اعتبار افزون تری از امثال هوسینگ دارند و در قرن بیستم هم زندگی کرده اند .

    • با سلام ؛ این فرد بازهم تحریف کرد و دورغ گفت :
      « که جای این نظریه بی اساس و اشتباه در همان پاورقی هاست … »
      بقلم پروفسور کریستین سن :
      «نظریه چهارم مبنی بر آنکه زرتشت وجود خیالی و داستانی محض است،…
      کجا پروفسور ، بی اعتباری محض این نظریه را بیان کرده است ؟ شبیه به سه نظریه دیگر اما در پاورقی ، این نظریه را نقل میکند .
      آنجا که ادعای شگفتی کرد و گفت :
      « اما کریستنسن در صفحه ۳۰ همین کتاب با قاطعیت نظر او را رد می کند . »
      خوانندگان ، آقای فاطمی به این حرف بنده خوب دقت کنید :
      سر دخمه گذاری در وندیداد و میان زرتشتیان ساسانی ، از نظر این فرد ، پروفسور کریستین سن پشیزی ارزش ندارد ، آنوقت اینجا پروفسور کریستین سن ارزشمند شد ؟ معتبر شد ؟ یک بام و دو هوا … .
      و آنجا که گفت :
      « معتقد است که ایران شرقی یعنی افغانستان و خوارزم امروزین هرگز سکونتگاه آریایی ها نبوده و این بیان یکی از مبانی استدلال او در غیر واقعی بودن زرتشت است »
      اولا که هیچ کس نمیتواند بگوید زرتشت در کجا بوده و یا اصلا در ایران بوده یا مهاجرت به ایران کرده است ، بنابراین نه کسی میتواند این نظرزیه را با قاطعیت رد کند و نه بپذیرد ، در همین ابتدای کتاب که صفحه اش موجود است ، پروفسور کریستین سن هیچ یک از نظریه ها را با قاطعیت رد نمیکند .
      « قبلا مشاهده فرمودید که نویسنده این مقاله حتی مدعی بود کسانی چون دارمستتر هم زرتشت را غیر واقعی می دانند !! اگر به اندازه یک درصد هم چنین احتمالی درست بود کریستنسن به جای فرد گنامی مثل هوسینگ نظر دارمستتر را ارائه می کرد . »
      چرا دارمستتر ؟ سری به زمانه حال بزنیم : دکتر ژان کلنز با بیش از چهل سال سابقه پژوهش در اوستا و آیین زرتشت و تدریس در یکی از معتبر ترین مؤسسات علمی دنیا [ بخصوص در زمینه اوستا و آیین زرتشت ] یعنی کلژ دو فرانس . و جدای از این ، پروفسور کریستین سن نگفته است که تنها این فرد وجود نداشتن زرتشت را قبول دارد بلکه گفته است این نظریه توسط این فرد از سر گرفته شده است . و این یعنی قبلاً بوده است و این فرد یعنی هسینگ هم تنها مدعی این نظریه نیست … دقت بیشتر .
      (ادامه کامنت بعدی)

    • (ادامه کامنت قبل)
      آنجا که بازهم حرفی شگفت زد و گفت :
      « این سایت و نویسندگان مقالاتش به دنبال نظریات اقلیت و به جای متن به سراغ پاورقی رفته اند ؟ »
      ببخشید ، دکتر ژان کلنز در پاورقی گفته است یا در متن صریح کتاب ؟ در کجا گفته است ؟ هسینگ در پاورقی کتابش گفته است یا اینرا در متن کتابش مطرح کرده است ؟ آیا شما میتوانید یکبارهم که شده است حرفی صحیح بزنید ؟ .
      ادامه گفته های این فرد را در پرانتز می آوریم :
      « بلکه هدف تبلیغات بر علیه زردشت و دین اوست »
      https://www.adyannet.com/fa/book/25118
      خوانندگان کتابچه فوق را بخوانند تا بدانند این خود زرتشتیان و کتابشان است که بر علیه آنهاست .
      « قریب به اتفاق ایران شناسان مغتقدند گاتها اثر شخص زردشت است »
      دکتر ژان کلنز – دکتر گیگر – دکتر قدیانی – پروفسور انتوان میه ، اینان گاتها را سروده یک نفر نمیدانند .
      یوهانا نارتن نیز یسنه هفت هات و گاتها را باهم از زرتشت میداند [ در اثری که در سال ۱۹۸۶ ارائه داد ] .
      « ولی وقتی نظراتشان با اکثریت در تضاد باشد و توسط دیگران با دلیل و سند رد شود اعتبار خود را از دست می دهند . »
      ۱ : نشان دادیم که فرد مطرح و معتبری دکتر ژان کلنز نیز وجود زرتشت را قبول ندارد .
      ۲ : بیان کردیم که نظر هوسینگ ابداً بی اعتبار نیست و هیچ کس نمیتواند بگوید زرتشت مهاجر بوده است یا ایرانی الاصل [ ر.ک : ترجمه اوستای دکتر دوستخواه ، انتهای بحث درباره منطقه دعوت زرتشت در مقدمه ] .
      کدام تضاد ؟ چه کسی نظر دکتر ژان کلنز را با دلیل رد کرده است ؟ پروفسور کریستین سن در کجا گفته است قائل بودن به وجود نداشتن زرتشت غیر واقعی است و اینرا کاملا رد کرده است ؟ در کجا ؟ .
      « بله حدودا ۱۰۰ سال پیش ( در زمان احمدشاه قاجار ) … »
      باز خوب است این فرد برای ۱۰۰ سال پیش است ، شما که با نامتان اصلا معلوم نیست برای چه زمانی هستید ، مدیوماه که در گاتها نامش آمده است و هیچ نسبی هم با زرتشت ندارد [ طبق گاتها عبارتی نیست که نسب وی را با زرتشت نشان دهد ، ر.ک مقالاتی درباره زردشت و دین زردشتی ، بخش مربوط به کسان در گاتها ] ، معلوم نیست اصلا وجود داشته یا نه ، چه رسد به زمان وجود داشتنش .
      « چرا که نویسندگان تاریخ مطالعات ایرانی او را معتبر نمی دانند . »
      به ندرت به چشم میخورد ، نه اصلا ، جدای از این ، دکتر ژان کلنز چطور ؟ این فرد که اتفاقا بشدت به چشم میخورد .
      « ۱۰۰ سال از زمان هوسینگ و کریستنسن می گذرد . عجیب است که در این سایت خبری از دوشن گیمن ، هنینگ و دومناش ، مری بویس نیست . کسانی که دانش و اعتبار افزون تری از امثال هوسینگ دارند و در قرن بیستم هم زندگی کرده اند . »
      آخرین جواب به آخرین ادعا :
      ۱ : صد سال که سهل است ، دکتر ژان کلنز هنوز زنده است ، متوجه میشوید ؟ .
      ۲ : اسم هنینگ و پروفسور مری بویس آمد ، من هم یاد این دو مطلب افتادم :
      ۱ : ثنویت در گاتها به فلم هنینگ .
      ۲ : قبول نداشتن توحید گاتها به قلم پروفسور مری بویس .
      حرفی باقی مانده است ؟ .

  2. جناب مدیر سایت
    بارها متذکر شده ام وقتی می توان بر بالای یک متن نوشت به قلم : کریستن سن که تمام متن اصل یا ترجمه نویسنده باشد . این روش شما که بخش تقطیع شده ای از یک کتاب را در کنار چند خط نوشته که به قلم خودتان یا یکی دیگر از مخالفان دین زردشتی است با عنوانی که فرسنگ ها از مقصود مولف اصلی به دور است را به نام و به قلم کس دیگری منتشر می نمایید مصداق بارز تحریف و جعل به حساب می آید . عجیب است که جنابعالی که در مواردی بسیار نکته بین و حساس هستید کماکان بر این رویه اصرار دارید .
    این نوشته مجموعا ۱۴ و نیم خط است . سه خط و نیمش از کریستنسن است و یازده خط آن از جمله عنوانی که با فونت بزرگ هم منتشر کرده اید نوشته شخصی است که خود را ارسال کننده مطلب جا زده در حالیکه تمام ۱۱ خط به قلم او است .

    ضمنا این مطلب در هیچ کتاب منتشر شده کریستنسن نیامده بلکه از یکی از مقالات او نقل شده است . کتابی که در ایران چاپ شده ترجمه و ترکیب چند مقاله کریستنسن است . عموما از مطهری گرفته تا شما و هم فکرانتان وابسته به ترجمه های فارسی هستید . امیدوارم لا اقل روزی یک منتقد دین زردشتی پیدا شود که دانش و علاقه و توان مراجعه به اصل کتب و مقالات را داشته باشد .

  3. در باره هر شخصیت باستانی و هر فرد نامی از ادوار کهن گفتگو بسیار میشود.

    محققان بجهت آنکه مدارک و مأخذ کافی و یکدست در باره این اشخاص وجود ندارد، در تحقیق و نتیجه گیری راههای گوناگونی را پیموده و هریک یا هر چند تنی به مقتضای نتایجی که مطابق سلیقه خود اخذ میکنند، نظراتی بیان میدارند.
    زرتشت از جمله این مردان روزگار باستان هست که در باره اش به اندازه ایی گفتگو و تحقیق و کاوش شده
    و آراء و نظرات گوناگون متفاوت و متناقض ابراز شده ……

    حتی محققانی وجود تاریخی عیسی و محمد و پیامبرانی دیگر را نیز منکر شده اند .

    اما انکار شخصیت تاریخی زرتشت مطابق تحقیقات بسیاری از دانشمندان طراز اول ، نظری افراطی و بدون مأخذ
    شناخته شده چون امارات و مدارک قابل توجهی در دست هست که این نظریه را رد میکند .

    هاشم رضی در کتاب ادیان بزرگ جهان ، برگ ۹

  4. مدیر محترم سایت
    بنده در مدتی که مخاطب سایت جنابعالی بوده ام گرچه اساسا روش فکری و نوع تبلیغات این سایت را نمی پسندم و با آن مخالف هستم ولیکن همواره به لحاط اخلاقی روش و منش جنابعالی را ستوده ام . تایید کرده ام که در سایت شما بر خلاف دیگر سایتهای مخالف زرتشتیان تحریف عمدی وجود ندارد و تحریف های معنایی نیز برگرفته از اعتقادات شماست و به لحاظ اخلاقی خرده ای بر شما نتوان گرفت .
    اما با این روش و منش متاسفم که فضای سایت شما در کنار مطالب افرادی چون جناب یاغش منتشر دهنده دیدگاه افراد دیگری هم هست که :
    - اساسا به لحاظ اخلاقی هر نوع برخورد غیر انسانی با مخالفین نظر خود را شرعی و درست می پندارند و در این راه دروغ و تحریف در کارشان کوچک ترین ذنب است .
    - توهین به دیگران را شایسته و مناسب می دانند و فارغ از اینکه مدعی پوشیدن لباس پیامبر هستند ، در این لباس بیشترین بی اخلاقی و جفا به پیامبر و اهل بیتش را روا می دارند .

    نقل از وبلاگ ایشان در پاسخ بنده که گفته ام “این دوستان اگر راست می گفتند می بایست صحت ادعایشان را با همان سندی که در مطلب اورده بودند نشان می دادند ”
    پاسخ ایشان :

    “اولاً ما دوست ادرار گاو خوران آتش پرستی که با محارم خود ازدواج میکنند نیستیم و نیز بر مزار منتسب به کورش سجده میزنند ، و دوماً سند ما متن الکامل است که ارائه دادیم ، سند شمای دروغگو چیست ؟ .”

    “این جاهل ادامه متن الکامل را نمیخواهد ببیند ، چقدر کور است ”
    “آدم جاهل و احمقی که وقتی از ترجمه ایران در زمان ساسانیان نقل میکنیم میگوید متن اصلی را بگو و از متن اصلی تاریخ آگاثیاس بگو …”
    “ادعای آقای سامان را کاملا تأیید کرده است ، آن وقت این دروغگو به چه جرئتی سخن از تحریف میزند ؟ جواب این سؤال را یا باید بدهد و یا باید خود را سجده کنان به مزار کورش رسانده و طلب بخشش کند چرا که آبروی هرچه باستان ستا است را برده .”
    “بخشید ، تو راست گو هستی ؟ تویی که حتی شرم داری نام واقعی ات را بگویی ؟ خب بچه جان ، به چه دلیل دروغ است ؟ جواب بده ، به چه دلیل ؟ روی هوا حرف زدن کار جاهلین است . … دیگر به یک کدام از حرفهایش میتوان اعتماد کرد ؟ دیگر اصلا میتوان اسم این فرد را انسان گذاشت ؟ . حال که نمیتوانی پس لیاقتت لقب کذاب است ، باستان ستای کذاب . برای اثبات اینکه ابن اثیر دروغ گفته است ، سیف دروغ گفته است، سند ؟ یعنی باستان ستایی بی آبروتر از این فرد تابحال ندیدم.”
    “ای بنده خدا ، ای بیچاره ، چند خط بالاتر تصویر متن الکامل را هم گذاشته ایم ، چشمهایت می بیند ؟ کور که احیاناً نیستی ؟ .”
    “یچاره دروغگو . این نمیشود یک انسان یک قسمتی از تاریخ را قبول کند و قسمت دیگر را بی هیچ دلیلی زیر سؤال ببرد ، اما اگر انسان نباشد میتواند اینکار را بکند که گویی تو انسان نیستی .”
    “ادم کور و کر ، ما تنها گفتیم حمیری اصالتا یمنی بوده است و در تاریخ طبری هم به اینکه حمیر از قبایل ساکن یمن بوده اند تصریح شده است ، حرف ما را عوض میکنی ؟ اینقدر پستی که حرف ما را عوض میکنی ؟ .”
    “این افرادی که توی بیچاره گفتی ، ساکن قم بودند و کسی نگفته است اصالتاً قمی بوده اند که ادعای ما رد شود ، می فهمی یا نه ؟ بدبخت ؟ .”
    “یکی نیست بگوید آدم جاهل کثیف ، جاذبه را نمیتوانی بفهمی که وجود دارد ؟ اینقدر کوری ؟ ”
    اصل مطلب
    http://offer13.blog.ir/post/137
    اصل مطلب بنده
    http://maidiomah.blogsky.com/
    که با این جملا ت شروع می شود :
    تکمله : پس از انتشار این مطلب به همت و لطف بنده خدا جناب آفر که بنده تلاش ایشان را برای دفاع از عقاید هرچند اشتباه و باطل می ستایم پاسخی در سایت ادیان درج شده است به شرح زیر :

    پاسخ به کامنت جناب offer و دفاع از مقاله “نقش انوشیروان در حوادث تلخ یمن”. ….
    در سرتاسر این پاسخ جناب آفر با ضمیر ایشان یا خطاب جناب آفر نامشان رفته
    گرچه خطاب و توهین های ایشان به بنده گزندی نمی رساند و با خطاب بنده هم به ایشان چیزی عایدشان نمی شود جز اینکه هرکس شخصیت و نوع تفکر خود را با کلماتی که بیان می کند نمایش می دهد .

    اما اینکه مقالات ایشان که آن هم عاری از توهین به دیگران نیست ” مقاله ایشان در بررسی کتاب خودتان را مشاهده فرمایید ” در سایت شما منتشر شود به نوعی تایید چنین روش اخلاقی است که وقتی از پاسخ دادن درمی ماند و تحریف ها و اکاذیب اش رو می شود آنقدر عصبانی می شود که تمامی تربیت و اخلاق و آموزش خود را یکجا ارایه می دهد .

    این کامنت برای نشر نیست که برای مخاطب شما شخصیت ایشان روشن است و هرکس که یکبار به وبلاگش مراجعه کند در می یابد با چه کسی مواجه است . از این بابت است که درخواست دارم :
    - حداقل کامنت های ایشان ذیل کامنت های بنده منتشر نشود چرا که ایشان به دنبال گفتگو و مباحثه منطقی نیست و توهین را هم پاسخی نیست .
    - در کامنت های بسیاری ایشان به جای پاسخ لینک به سایت ادیان می دهند که این سایت هم جز فحاشی و توهین و تحریف عمدی کار دیگر ندارد . اگر یکبار به کامنت های سایت ادیان مراجعه فرمایید نوع مخاطب این سایت را از کامنت ها در خواهید یافت که متاسفانه مکانی است برای عقده گشایی جدایی طلبان ترک و عرب در پوشش دفاع از تشیع . بنده بارها قصد ارایه مطالبی از سایت خردگان و مشابه آن داشته ام ولی این کار را صحیح نمی دانم که ذیل مطالب یک سایت مطالب سایت دیگری با موضوع مشابه کامنت شود . درخواست دارم این رویه را متوقف فرمایید .

    متشکرم

    • در سایتها و وبلاگهای دیگر به شما توهین می کنن کاری از من ساخته نیست

      اگر در این سایت در کامنتی بشما توهین شده، عبارتش را بنویسید تا آن کامنت را حذف کنم

    • اولین کسی که روی به توهین به من و شیعه و نظام و علما آورد فردی بود با نام مستعار مدیوماه !!! بحث موحد بودن اجداد پیامبر و بحثهای دیگر که انواع و اقسام توهین ها را کرده اید بر خوانندگانی که توهین های شما را دنبال کنند هویدا بوده است که همواره تا چیزی برای گفتن نداشتید روی به توهین می آوردید و از آنجا که دیدم با هرکسی آنطور که خودش میخواهد رفتار کرد، رفتار کردم که پس از مدتی جناب آقای فاطمی توصیه ای مفید به من کردند و دیدم راست میگویند . کسی که ابایی از توهین کردن و توهین شنیدن ندارد را بازهم باید به روش پژوهشی با وی حرف زد . کافی است کامنتهایی از شما که بخاطر توهین های زیاد و شدید حذف شدند پخش شوند تا دیگر آبرویی برای این نام مدیوماه در این سایت باقی نماند .
      الین فرد تا جوابی برای گفتن نداشت سریعاً من و علما و نظام و شیعه را متهم به غالی گری و … میکرد .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی