+
خانه / شخصیت ها / اسلام شناسان / امام خمینی / آیا امام خمینی زرتشتی بود؟! / در ره جُستن آتشکده سر باید باخت
آیا امام خمینی زرتشتی بود؟! / در ره جُستن آتشکده سر باید باخت

آیا امام خمینی زرتشتی بود؟! / در ره جُستن آتشکده سر باید باخت

به قلم مدیر سایت
برخی همینکه الفاظی از قبیل «آتشکده» و «مغ» در اشعار شاعران ایرانی همچون حافظ می بینند، شلوغ بازی در می آورند که: فلان شاعر و فلان شاعر زرتشتی بودند؛ بدون توجه به اینکه الفاظ اسلامی فراوان مانند «قرآن» در اشعار همان شاعران دیده می شود!
برای اینکه خیال این افراد راحت شود که با دیدن این کلمات، نمی توان داد و قال راه انداخت که این شاعران، زرتشتی اند، ابیاتی از امام خمینی را می آوریم که در آنها «آتشکده» و «مغ» به کار رفته است:

در ره جُستن آتشکده سر باید باخت
به جفاکارى او سینه سپر باید کرد
  
مژده، اى ساکن بُتخانه که پیروز توئى
یارِ آتشکده مستِ جهانسوز توئى 
  
معتکف گشتم از این پس بدر پیر مُغان
که به یک جُرعه مى از هر دوجهان سیرم کرد
  
خادم پیر مُغان باش که در مذهب عشق
جُز بُت جام به کف، حُکمروایى نبود

از نهان خانه اسرار ندارم خبرى
بدر پیر مُغان صاحب راز آمده ام 
از سر کوى تو راندند مرا با خوارى
با دلى سوخته از بادیه باز آمده ام 
صوفى و خرقه خود، زاهد و سجّاده خویش
من سوى دیر مُغان نغمه نواز آمده ام 
  
کوچک مگیر کلبه پیر مغان که من
بوى نگار زان دَر و دیوار مى کشم 
  
دلداده میخانه و قربانى شربیم
در بارگه پیر مغان پیر غلامیم 
  
بهار آمده دستار زُهد پاره کنید!
به پیش پیر مغان رفته استشاره کنید

آبان ۱۳۹۶

۲ نظر

  1. خوبه همه مثل شیوه شما خیالات را راحت کنند
    بانوی زرتشتی توران شهریاری هم در مدح امام حسین و امام رضا هم اشعاری سروده اند
    که در سایتتان هم زده اید . پس آیا ایشان مسلمان شیعه هستن ؟

    اتفاقا این شماها هستین که با تحریف و قیل و قال همه شاعران و اندیشمندان ایرانی را
    مثل زکریا رازی و خیام و فردوسی و ابن المقفّع و حافظ را مسلمان شیعه کردید
    چون نه شماها و نه قبل از شماها نتوانسید آنان را از تاریخ ایران پاک کنید.
    تا میگوییم حافظ ، داد و قال راه میاندازید که حافظ حتمأ مسلمان بود چون حافظ قرآن بود ،
    ولی او در سن ۱۲ سالگی قرآن را حفظ بود و نه در سن بلوغ و به انتخاب آزاد .
    شاید در عصر او کودکان را مجبور به حفظ قرآن میکردند همانطور که خود من را
    در سن خُرد سالگی تشویق به حفظ آن کردند و هنوز یک پنجم آنرا در حافظه ام دارم .

    ولی در خلال سالهای ۷۷۰ـ۷۷۲ برای دستگیری او اقداماتی از طرف علماء اسلام بعمل آمد
    و او را تکفیر میکنند و شاه شجاع با صلاحدید تورانشاه وزیر خود حافظ شیراز را به یزد تبعید میکنند .
    خلاصه اینکه حافظ در ﺩﺭ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﻋﻤﺮ خود فقط از مغان حرف نمیزند بلکه خود را پیرو پیر مغان میداند :

    به باغ تازه کن آیـیـن دیـن زرتـشـتـی
    کنون که لاله بر افروخت آتش نمرود
    ****************
    بـیـار سـاقـی آن آتـش تـابـنـاک
    که زرتشت می‌جویدش زیر خاک
    ***************
    به من ده که در کیش رندان مست
    چه آتش پرست و چه دنیا پرست
    *************
    بنده پیر مغانم که ز جهلم برهاند
    پیر ما هرچه کند عین عنایت باشد
    ************
    منم که گوشه می‌خانه خانقاه من است
    نیایش پیر مغان ورد بامداد من است
    ***********
    نیکی پیر مغان بین که چو ما بدمستان
    هرچه کردیم به چشم کرمش زیبا بود
    **********
    سینه‌گو شعله آتشکده پارس بکش
    دیـده‌گو آب رخ دجله‌ی بغداد ببر
    *********
    از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند
    که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
    **********
    گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت
    در هیچ سری نیست که سرّی ز خدا نیست

  2. ببخشید شمانفر بالا

    اگر حافظ به زور به حفظ کردن قران شد پس چرابه آن می بالد؟ چراتخلص خودش روگذاشته حافظ؟

    فردوسی که میگه من خاک پی حیدرم ما دروغ میگیم دیگه
    جناب متاسفانه سوادادبی چندانی ندارید
    هیچ جای کشورهم به حفظ قران زور نمیکنند

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلا