+
خانه / اعتبار دین زرتشتی / نمادها و آیین ها / سایر / ترک آداب و رسوم زرتشتی و کمرنگ شدن آنها در دهه های اخیر
ترک آداب و رسوم زرتشتی و کمرنگ شدن آنها در دهه های اخیر

ترک آداب و رسوم زرتشتی و کمرنگ شدن آنها در دهه های اخیر

به قلم مدیر سایت
دکتر کتایون مزداپور ـ پژوهشگر برجسته ی زرتشتی ـ در کتاب "چند سخن"، از صفحه ۳۷ به بعد، دوری گزیدن زرتشتی ها از آداب رسوم کهن یا کمرنگ کردن آنها به ویژه از سال ۱۳۳۰ش را برشمرده است. این بخش از کتاب، در سال ۱۳۸۳ ش در مجله ی فرهنگ چاپ شده بود و چه بسا امروزه، رسوم بیشتری به فراموشی نهاده باشد. البته گاهی رسمی را تغییر داده اند یا نوپدید است. برخی از آن موارد از کتاب چند سخن:

مراسم آتشکده ها
آداب و مراسم آتشکده ها بسیار ساده شده اند یا از اساس برچیده شده اند. گاهنبارخانه و اماکنی که خاص برگزاری یزشن و خواندن وندیداد و دیگر نیایش های طولانی قدیمی بوده اند، اغلب متروک و خالی است.

جَشَن خوانی
تا سال ۱۳۳۰ ش جشن خوانی به مناسبت کارهای خوب مثل خرید و ساخت خانه ی نو معمول بود. جشن خوانی در واقع مجلس مهمانی بود که با مشارکت موبدان و خواندن نیایش برگزار می شد. امروزه خواندن جشن کمتر به شکل سابق معمول است. در واقع میهمانی می دهند اما اغلب نیایش و دعایی در آن خوانده نمی شود.

یَشتِ رَپَتوَن
سابقاً در پنج روز اول سال، مردم از نیمروز تا سه ساعت بعد از ظهر، در گاهنبارخانه جمع می شدند و بی وقفه و در سکوت کامل به خواندن نیایش می پرداختند با آدابی خاص.
امروزه فقط موبدان در آتشکده این نیایش قدیمی را برگزار می کنند و مردم عادی آن را نمی شناسند.

موبدی موبدزاده ها
بسیاری از موبدزادگان حاضر نشدند به کسوت موبدی در آیند و با شکسته شدن این سنت، افرادی از خاندان های عادی به نام "موبدیار" به این شغل رو آوردند.

دخمه گذاری
زرتشتی ها در گذشته اجساد را با آدابی خاص مثل سگدید کردن (نشان دادن جسد به سگ) بر فراز کوه و در دخمه می گذاشتند تا خوراک پرندگان شود. اما در سال های اخیر ترک شد و به دفن اموات رو آوردند.

تلاوت ها برای بهبود وضع گرفتار
خواندن بهرام یشت و آتش نیایش و افسون شاه فریدون برای بیماران یا به امید بهبود کسی که گرفتاری داشته باشد تا سالهای ۱۳۳۰ کاملا رواج داشت. امروزه این رسم اگر برگزار شود رونقی ندارد.

احکام قاعدگی و زایمان
پرهیز زن دشتان (حائض) از نگریستن به ماه و خورشید و ستارگان، حبس زن دشتان در اتاقکی تا سه روز و پوشیدن لباسی مخصوص همان روزها، استعمال نکردن آب برای شستشوی بدن بلکه تماس نداشتن با آب، فراموش شده است بلکه بعکس، قبل از سال ۱۳۳۰ش رسم شد که زن حائض فورا با آب غسل کند.

مراسم و نیایش های فردی
مراسم قدیمی جشن تولد و مراسم ازدواج، رنگ فرنگی به خود گرفته اند. آیین سدره پوشی تغییراتی یافته است. امروزه نیایش های بلند در نماز روزانه، چندان خوانده نمی شود.
بَرِشنوم یا نُشوه نام غسلی است که در نه شب و ده روز انجام می گرفت و هرکس دست کم در طول زندگی خود یک بار آن را انجام می داد اما امروزه ترک شده است.
پَتِت هم اعتراف به گناه است و هم دادن تاوان و جبران کردن گناه. رسم اعتراف به گناه حتی قبل از سال ۱۳۳۰ فراموش شده بود.
دعاهای چَمِش (ادرار کردن و اجابت مزاج) و انواع افسون های ناخن چیدن و غیره، حتی قبل از ۱۳۳۰ فراموش شدند یا حد اکثر به جای آنها دعاهای اشم وهو و یتا اهووَیریو را می خواندند.

سکوت هنگام غذا خوردن
نیایش هنگام شروع و پایان طعام و در سکوت خوردن، از آداب غذا خوردن بود که امروزه اثری از این رسم بر جای نمانده است و به ندرت خانواده ای را بتوان یافت که به کودک یاد دهند که هنگام خوردن طعام، سکوت کند.

کمرنگ شدن و تغییر در جشن ها
در گذشته جشن های فراوان مرسوم بوده که بخشی از آنها کنار گذاشته شده و در بخشی تغییر در برگزاری دیده می شود. از جمله ی این جشن ها عبارتند از: نوروز، خردادروز، فروردین ماه، تیرگان، مهرگان، چهارشنبه سوری و خرم روز.

نهادن بوی خوش بر آتش
نهادن بوی خوش بر آتش مانند اسفند و کندر تا قبل از سال ۱۳۳۰ رواج بیشتری داشته اما امروزه کمتر اجرا می شود.

شستن دست و روی در بامداد
خواندن دعای اَشَم وُهو به هنگام شستن دست و صورت کمتر امروزه به عمل در می آید و به بچه ها یاد می دهند. قطعا رسم تطهیر دست و روی و دهان با گُمیز گاو حتی قبل از ۱۳۳۰ کاملا فراموش شده بوده است و فقط زنان دشتان و کسانی که به نشوه می رفتند، با گمیز گاو دست می شستند و نه هرگز دهان را. اینک همه ی این شستشوها از بین رفته است.

شناسنامه کتاب: چند سخن، کتایون مزداپور، به کوشش ویدا نداف، تهران، انتشارات فروهر، چاپ اول، ۱۳۹۱ش.

شناسنامه چند سخن

۱۷ نظر

  1. تکامل و پییشرفت علم طبیعی است که بر همه چیز اثر میگذارد.انتظار دارید مردم در عهد بوق زندگی کنند.علم و دین عمود بر هم اند با پیشرفت علم دین روز به روز به پستو پس زده میشود.البته شامل اسلام نیز میشود.جوان های متولد ۶۰ .و ۷۰ به بعد اکثرا نماز را بلد نیستند که حتی بخوانند.بی اعتقادی در بین مسلمانان بویژه در ایران در حد اعلی است.کس پیش حاج آقا نمیرود که مسئله بپرسد.وکسی دیگر غسل نمیکند.جنابت یا جمعه.طبیعی است روزه کسی نمیگیرد.زکریای رازی فرمود با وجود عقل از نیاز وحی بی نیازیم وعلم و فلسفه از دین بهتر است دین موجد ایجاد جنگ هاست.دت کن به کار خودت اگر جای این دری وری ها شکم گرسنه ای را سیر میکردی درخت گردویی کاشته بودی بهتر نبود؟البته میدانم که از وزارت اطلاعلت پول میگیری و این دری وری ها تلاوت میکنی.هی میخوای بزنی تو سر آیین زرتشتی چی گیرت میاد؟مدرک تحصیلی ات چیست و تالیفاتت؟بابا اگر بگیم زرتشت پیغمبر هم نبوده فقط یک روش فلسفی از آن در خصوص راستی و درستی میخواهیم داشته باشیم ولمان میکنی؟مثل کنفوسیوس و بودا .پیغمبر و خدا و بهشت و دوزخ سی خودتان.عقل ما دینمان است و عشق مذهب ما.این دلیل ترس حاکمیت از زرتشت است که به لاک تهاجم و دفاع رفته.خبر خوشی که سی شما دارم این که ۱۰۰هزار کم و بیش از مردم اقلیم کردستان زرتشتی شده اند آتشکده هم ساخته اند.کف کردی ها؟ببین عمر دین تو هم به سر میاد و آمده.بخصوصو با جنایات اسلام در قرن حاضر و گذشته مردم آگاه تر شده اند.

    • باید زرتشتی ها تکلیف خود را با آداب و رسوم قدیمی میان زرتشتی ها معلوم کنند. اگر اینها جزء دینشان نیست و صرف رسوماته، چرا موبدها در اجرای آنها دخالت می کنند و اگر جزء دینه کنار رفتن آنها نشانه ی کنار گذاشتن دین زرتشتی به مروره

      http://www.raherasti.ir/10359

  2. چون در آئین زرتشت هر کسی تنها با اندیشه نیک خود پاسخگوی رفتار خود می‌باشد از سوی دیگر اندیشه نیک بیشتر با فرهنگ وابستگی دارد، پس هر گاه پیروان او اگر هم گفته‌ای از زرتشت یافتند که با دانش روز ناهمگون بود، باید از انجام آن خودداری کنند و این یکی دیگر از فروزه‌های پرارج کیش زرتشت می‌باشد.گاتاها سرود چهارم (۳۱) بند ۱۱
    ای خداوند خرد،
    هنگامیکه در آغاز برای ما جسم و جان و وجدان آفریدی
    وبما همچنین نیروی اندیشیدن وتوان کارکرد ن وسخن گفتن بخشیدی،
    تاهرکس بد لخواه خویش وبا کمال آزادی کیش خود را بر گریند. فرید گار او داد و ستد گر و فروشنده و خریدار نیست و نیازی به چاپلوسی بندگان خود ندارد. پروردگار زرتشت اندیشه ساز و رهنمای آفریده ‌گان خود برای برپایی یک زند گی نیک و سرشار از مهر و مهرورزی است. پس به همین انگیزه زرتشت پایه و بن‌مایه آئین خود را بر اندیشه نیک، گفتار نیک (راستگویی) و کردار نیک نهاده است. و نیز باید دانست که چون هر کسی در این کیش باید با آزادی کامل به دستیاری اندیشه نیک خود، راه نیک را انتخاب کند و چون فرهنگ و خرد انسان بخش بیشتر اندیشه نیک را در بر می‌گیرد، از این رو پیروان این کیش باید در آموزش دانش و فرهنگ زمان خود از هم پیشی گیرند. و بدین ترتیب فلسفه و کیش زرتشت پیوسته پیشرو و پویا بوده و در گذشت زمان د چار واپسگرایی و عقب افتاد گی نخواهد شد.

  3. اگه دل تو با این چیزا خوش میشه بزار بشه

  4. یکی از اصلی ترین رویکردهای مدیر سایت و بخشی از مخالفین ایین مزدیسنا استفاده از تعابیر و مفاهیم معتبر در فقه و اصول تشیع در استدلال ها است . این روش یکی از شناخته شده ترین مغالطات رایج است . در حقیقت اگر در صغری و کبرای استنتاجی نتیجه نهایی مستقیما یا به واسطه وارد شود مغلطه رخ داده .

  5. مدیر محترم با ارایه تعریف از بدعت مطابق اموزه های شیعی انرا خلاف و اشتباه می شمرد . هیچ دلیل منطقی مستقلی در رد بدعت مبتنی بر خرد ارایه نمی کند و صرفا به دلیل وجود بدعت در کیش زرتشتی این دین را نقد می کند . از نظر ایشان و هم فکرانشان برداشت اسلامی و شیعی ایشان قالب ایده ال و مبنای ارزش گذاری سایر تفکرات است . لذا بدعت را از لحاظ اصول مذهب شیعه تعریف و از لحاظ احکام فقهی محکوم می کند غافل از این که شاید تعریف بدعت در دین دیگری متفاوت باشد و از نظر ایشان بدعت گناه و خطا نباشد .

    • با کلمه ی «بدعت» و «زرتشتی» و «اسلام» کاری نداریم. آیا عقلاً درسته چیزی که جزء یک دین نیست، جزء دین قرار دهیم؟ اگر اینطور شد به مرور اثری از آن دین باقی خواهد ماند؟ وقتی که هرچه را خواستیم وارد دین کردیم و هرچه را خواستیم از آن دین برداشتیم، آیا باز هم می توانیم دین باقیمانده را به پیامبری خاص نسبت دهیم؟ آیا نمی تونیم بگیم این دین، ساخته و پرداخته ی پیروان آن دینه نه پیامبرش؟

      • پاسخ شما بله است . با استدلال هایی بر اساس اعتقاد حوزوی شیعه دوازده امامی ثابت می کنم که اولا
        بنا بر اعتقاد شما ابوبکر و عمر هرچه خواستند از اسلام برداشتند و هرچه خواستند افزودند . اما اسلام نه تنها در دوران ایشان از بین نرفت بلکه بالعکس دهها برابر قلمرو زمان پیامبر گسترش یافت . پس بدعت ایشان به زعم شما باعث نابودی اسلام نشد .
        پاسخ سوال دوم
        بازهم با اعتقاد شما پاسخ می دهم . به زعم شما خلفای سه گانه انواع بدعتها را در اسلام وارد کرده اند اما تمام مراجع شیعه اهل سنت را از امت اسلام و پیامبرشان را حضرت محمد می دانند . تمام مردم دنیا هم در این ارتباط اهل سنت با حضرت محمد شکی ندارند .
        متاسفانه بازهم روش شما در طرح سوال جدید به جای پاسخگویی و مغالطات جدیدی که طرح شد را شاهدیم که ناشی از خالی بودن انبان دانش و توان تحلیلی شماست

        • نوعی گندم سمی است که برای مرگ موش استفاده می کنند. بنده می گم: اگر انسان هم این گندم را بخوره می میره. شما می گی: فلانی یک دانه از این گندم را خورد اما نمرد.

          اما توجه ندارید که منظور من، خوردن به اندازه ی زیاده نه یکی دو دانه گندم. در قضیه ی بدعت، اگر حجم آن زیاد شد سبب نابودی آن دین میشه. خلفایی که در اسلام بدعت گذاشتند، آنقدر گسترده نبود که اساس اسلام را نابود کنه هرچند ما معتقدیم که اسلامی که قابل دفاعه اسلام شیعیه

      • متاسفانه چون در پاسخ به بن بست می رسید حتی از عدول از میانی فقه شیعه هم ابا ندارید و می کوشید مبنای فقه را از چهار مرجع به دو مرجع همچون اهل سنت کاهش دهید . اما واقعیت آن است که هنوز در حکم شطرنج اجماعی بین علما وجود ندارد . سوال اینجاست که اگر حکمی در فقه بنابر شرایط روز عوض شد این تغییر بدعت است یا نه و چرا رقتاری که در شیعه ستودنی است برای دین دیگر مایه ننگ است . شما چگونه به این نتیجه رسیدید که احکام جدید در فقه شما ناشی از تفحص عمیق و در سایر ادیان من در اوردی است ؟ چطور این تغییر در دین شما موشکافانه و در سایر ادیان ناشی از نقص ان دین است .

  6. حال به مقایسه دو دیدگاه از منزلگاه خرد بپردازیم
    ایا بدعت در دین بد است دیدگاه ایشان مجموعه احکام و فقه و اصول را در تشیع ثابت و لا یتغیر فرض می کند لذا بارها به زرتشتیان کنایه می زند که با تغییر در اداب و رسوم دینی و قوانین لابد قوانین قبلی و دینشان ناقص بوده است که انرا تعویض کرده اند . این در حالیست که به سادگی از تغییرات مشابه در فقه و اصول شیعه می گذرد و انرا نشان پویایی فقه میداند . به این ترتیب تغییر قوانینی مانند تحریم شطرنج برای ایشان چون منطبق بر روال فقهی حوزوی است بدعت به حساب نمی اید و دلیل ضعف قوانین قبلی نیست .

    • حکم شطرنج تغییر نکرد؟ مسئله ای که دیگران نمی دانستند و امام خمینی مطرح نکرده بود، مطرح کرد.

      البته ممکنه حرفی نو در فقه زده بشه که سابقه نداشته اما این به معنای این است که با بررسی بیشتر آیات و احادیث، به نکته ای نو رسیده اند نه اینکه حکمی جدید از خودشان در آورده اند. مانند خیلی از نظریات تاریخی که ممکنه محققی با بررسی موشکافانه ی بیشتر در آثار باستانی حرف تازه ای بزند

  7. ببینید اگر پی خردمندترین دین میگردید همانا کیش مزدیسنی است.فرعیات مهم نیست و نظر یک بانو دکتر زرتشتی زاده نیز تنها نظر اوست.این دین ۱۴۰۰ سال است با همه دشمنی ها و تعصبات خشک دوام آورده.طبیعی است که در قرن ۲۱ ام بسیاری باور ها رنگ باخته مثلا با اثبات تئوری داروین دیگر افسانه آفرینش در ادیان ۳گانه ابراهیمی نقض کامل شده است.و توجه کنید که داروین خود کشیش زاده و از خاندان روحانیون مسیحی بوده اند.باور های اسلامی نیز چنان به چالش کشیده شده اند .جن و وجود این موجود برای نمونه،خنده دار است و از دید آدمی آزاد اندیش و دانشی و خردورز جای خنده بسیار دارد.اما هموطن ۲نمونه از خرد زرتشتی ان باستان نقل میکنم که شصت به دندان گزی.در دینکرد در پرشس و پاسخی آشکار علنا به کرویت زمین اشاره شد.آنجا که پرشسگر پرسید چرا در ۷کشور زمین همزمان جاهایی شب و دگر جایی روز است که موبد فرمود این به علت گردی زمین است.نمونه ای دیگر محاسبه فاصله مرداری از بالای درخت با روش تشابه هندسی و قضیه سینوس هاست.سراسر خرد سراسر دانش.عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی و بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد.شما از سادات هم که باشی به هر حال از مادری ایرانی هستی و این چهره و رنگ شو آورنده شما بیشتر به ایرانی رفته تا عرب روانیست به این بزرگان و بخردان خرده گیری.روایت ۳ ام از شاهنامه را نقل میکنم که خراد برزین در حضور قیصر روز صحبت از مقنیاطیس کرد و راز گشایی از پرسشی داشت که میدانست تعلیق مغناطیسی چیست.آری اینچنین چدران و نیاکانی داشتیم.زرتشت روشی است جهانی برای همه دوران ها.و ما باید به فرهنگ و دین و خرد و رسوم نیاکانمان احترام گزاریم و در روشن نگاه داشتن آن بکوشیم.

    • شما نباید موضوعات مختلف را در یک پیام بذارید تا نشه جواب داد

      در عمل می بینیم که برخی با جن ها ارتباط دارند و تازه وقتی حقانیت قرآن ثابت شد هرچه بگه می پذیریم حتی اگر درک نکنیم. مگر کسی می تونه ادعا کنه که علم بشر کامله؟

      حدس می زنم در مورد کروی بودن زمین، قضیه را خلط کردید با گردش زمین به دور خورشید. 

  8. اخه دینی که براساس اسطوره و موجودات افسانه ای و خیالی شکل گرفته دین نیست مثل دین مردم رم قبل از مسیحیت میمونه که خدایان متعدد ساختگی را می پرستیدند با این تفاوت که یکتا پرستند و به منجی اعتقاد دارند و یک داستانی شبیه حضرت نوح دارند که می گن جمشید بوده

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتقالب وردپرسسئوسرویس و تعمیر کولر گازی