+
خانه / دروغ پراکنی / گات ها کتابی نامفهوم و غیر قابل ترجمه
گات ها کتابی نامفهوم و غیر قابل ترجمه

گات ها کتابی نامفهوم و غیر قابل ترجمه

به قلم مدیر سایت
یک) یکی از مشکل ترین کتاب ها، گات ها (بخشی از کتاب آسمانی زرتشتی ها) است. با کنار هم گذاشتن معتبرترین ترجمه های گاتاها به این دشواری پی می بریم. اختلاف در ترجمه ها به قدری زیاد است که می توان گفت: نه تنها مترجمان متوجه معنا نشده اند بلکه این کتاب قابل ترجمه نیست. چه بسا در آینده با تحقیقات بیشتر بتوان به معنای آن پی برد.
به قول ژان کلنز (Jean Kellens) که بیش از چهل سال در اوستا پژوهش کرده: ما هنوز نیمی از معنا و مفهوم گات ها را نمی دانیم. مترجمان گات ها ذهنیت های خود را به این کتاب تحمیل کرده اند. (مقالاتی در باره زردشت و دین زردشتی، ص ۴۱)

دو) برای نشان دادن نامفهومی گاتها، ترجمه چند سطر نخست آن را از معتبرترین ترجمه های در دسترس را می آوریم تا متوجه تفاوت های زیاد میان آنها شویم. مثل آن است که جمله ای ژاپنی را هر مترجم معتبری به یکی از این صورت ها معنا کند: «بار کج به مقصد نمی رسد»، «عقل سالم در بدن سالم است»، «برای دفاع از وطن باید جان را فدا کرد»، «احترام آموزگار را باید داشت».
آیا همه ی این ترجمه ها از اعتبار ساقط نخواهند شد؟

سه) ممکن است گفته شود: در ترجمه ی قرآن هم اختلاف نظر وجود دارد. در جواب باید گفت که عمده ی اختلاف نظرها در تفسیر آیات است نه در ترجمه. به عنوان نمونه، اگر ترجمه های چند سطر اول از قرآن را نیز کنار هم بگذاریم، متوجه می شویم اختلاف ترجمه ها تنها در عبارت پردازی یا تفسیر آیات است اما معنای آیات یکیست. بله، بعضی آیات قرآن، متشابه هستند که با مراجعه به آیه های دیگر و سخنان اهل بیت(ع) قابل فهم خواهند بود.

چهار) یکی از مترجمان گات ها به من گفت: برای این کار، تعدادی ترجمه را کنار هم گذاشتم و با انتخاب عبارت بهتر این کتاب را نوشتم.
بنابر این هر مترجمی را نمی توان، مترجم واقعی دانست. برای عرضه ی ترجمه ی چند سطر اول گات ها، از ترجمه هایی استفاده کردیم که اطمینان دارم مترجم، با توجه به متن اصلی گاتها، معنا کرده است نه از روی ترجمه های دیگر.
عبارت مشترک در ترجمه های زیر «دست های برافراشته» است!

ترجمه ابراهیم پورداود:
خواستارم در نماز با دستهای بلند شده، نخست ای مزدا رامش از برای همه آفرینش سپند مینو، ای اردیبهشت و اینکه خرد بهمن را خوشنود توانم ساخت و گوشورون را.

ترجمه شروو:
با دست‌های برافراشته در تجلیل از او، آن حامی من، از همه شمایان نخستین حالت الهام را درخواست می‌کنم. ای مزدا، ای که به واسطه نظم کیهانی تو/ من زندگی می‌بخشی. ای که به واسطه عمل من و به خاطر آن، به پندار راهنمایی‌کنندهٔ پندار نیک من و نـَفـَسِ روحِ ماده گاو به خوبی گوش فرا می‌دهی.

ترجمه رستم شهزادی:
با دستهای برافراشته به سوی تو ای مزدا با فروتنی تمام پیش از همه چیز خواستارم که بهره ای از خرد مقدس خود را به من عطا فرمایی تا به همراهی درستی کردار و ضمیر پاک بتوانم خوشبختی روان آفرینش (مه جهان) را فراهم سازم.

ترجمه جلیل دوستخواه:
اندیشه و گفتار و کردار زرتشت پاک ، یانِش اهوراست . فراپذیرید ای جاودان های پاک ، گات ها را . درود به شما ای سروده های پاک . اینک ، ای مزدای پاک نیکی افزا ، در آغاز ، با دست های بر افراشته و خواهان شادمانی به تو نماز می آوریم . باشد که با همه ی کردارهای پاک و راست ، که با خرد و اندیشه ی نیک انجام گیرد ، روان آفرینش را خوشنود سازم.

ترجمه فیروز آذرگشسب:
پیش از هر چیز ای دانای بزرگ نیکی افزای مینوی، با دستهای برافراشته ترا نماز برده و خوشبختی کامل را خواستارم، پروردگارا، بشود که در پرتو راستی و درستی و برخورداری از خرد و دانش و ضمیر پاک، روان آفرینش را خشنود سازم.

خرداد ۱۳۹۵

۱۹ نظر

  1. ای کاش قبل از اظهار نظر در موضوعی کمی در آن باب کسب دانش کنیم . مثلا در ترجمه های بالا که یکی از نخستین تمرینات خود من در ترجمه گاتها بوده اساسا همه عبارات و گرامر بدون ابهام هستند مثلا عبارت اوستانا زستا از دو جزء زست و اوستانا تشکیل شده زست همان دست پارسی و اوستانا صفت و به معنای افراشته شده و دقیقا معنای قنوت می دهد . حالا اگر از یک زبان شناس عرب معنای قنوت را بپرسید از نظر ریشه شناسی دهها معنی به شما تحویل می دهد ولی هر بچه مسلمانی معنای قنوت را می داند . روش شروو و کلنز در ریشه شناسی زبان اوستایی گرچه واجد اهمیت علمی است اما وقتی کسی تمام معنای مصطلح عبارت را از بین ببرد و صرفا کلمات را از ریشه معنا کند هر متن فارسی و عربی و هر زبان دیگری به زبانی نامفهوم تبدیل خواهد شد . مثلا یوم الدین در قران مفهومی مشخص دارد ولی در ترجمه لفظی بی معنا می شود . یا مثلا کلمه علق و …. لذا همه ترجمه ها صحیح و ترجمه شروو بی معنا به نظر می رسد . قبلا گفته شد که کلنز یهودی است و یهودیان خود را اولین موحدین تاریخ میدانند و تمام نیت کلنز و شروو انست که با این اندیشه که اریاییها قبل از سامی ها موحد بوده اند مخالفت نماید . اگر علاقمند بودید ترجمه خود از همین متن گشایش گاتها را با تحلیل عبارت به عبارت ارایه خواهم داد تا بطلان نظر شروو و کلنز بر اهل نظر مشخص شود

    • اگر ترجمه ی دقیق بند اول از هات ۲۸ را بفرستید (بدون شرح) ممنون میشم

      • ۱. اهیا (های) یاسا (یازیدن) نِمَنگها (نماز) اوستان (ایستان) زَستو (دست) رَفِزرَهیا (یاری). ۲. مَئین یِئوش (مینوی) مزدا () پَئو اورویم (پیشاپیش) سپِنتَهیا (سپند) اشا () ویسپِنگ (سراسر) شیَ اُثََنا (شیوه). ۳. وَنگهِئوش (خوب) خ‌رَتوم (خرد) مَنَنگهو (اندیشه) یا (باشد) خشنِویشا (خشنودی) گِئوش چا(گیتی) اوروانِم (روان).

        ۱. ایا می یازم نمازی با دستان ِ ایستان و خواهان یاری
        ۲. سپندمینوی مزدا، سرآغاز شیوه ی فراگیر اشا است.
        ۳. مینوی خرد، زندگی خوب می بخشد و خشنودکننده ی روان گیتی (جان جهان) است.

        یادداشت ۱> رَفِزرَهیا : در عربی که واژگان زیادی را از زبان اوستایی به وام گرفته، «رَفد» یعنی عطا و یاری.
        یادداشت ۲> سپنتهیا (سپنت اهیا؟) که صفت اهورامزداست،

      • در باب گوشورون
        در این سایت مدیر محترم و جناب امیر شاهی بارها با تمسخر و تخفیف عبارت روان ماده گاو را بکار برده اند و آنرا نشانه خرافه گرایی ایین زرتشتی شمرده اند .
        اولا ترجمه تحت اللفظ مورد قبول اهل کلام و مفسرین نیست . من باب مثال کلمه قنوت که معنای مصطلح آن با معنای لفظی همخوانی ندارد . در ادبیات به صورت مشخص صنایع معنوی و ادبی کاربرد دوگانه لغات در ابهام وکنایه و استعاره و مثل را نمایان کرده اند . قرآن در جای جای خود از صنایع ادبی بهره برده است .
        ثانیا آیا گفتگوی جانوران و روان ایشان با خداوند و پیامبرش آنگونه که مدیر سایت و دوستان دیگرشان می خوانند نشانه خرافه پرستی است ؟ پس اشاره صریح قرآن به گفتگوی لسانی مورچگان با سلیمان نوع دیگری از گفتگو است ؟ اهل منطق می توانند گفتگوی روان گاو و شکوه او را با گفتگوی مور و سلیمان در قرآن قیاس نمایند . مطابق احادیث روایت شده از امام ششم ایشان زبان پرندگان را می دانسته و با ایشان سخن می گفته . همچنین قرآن به صراحت سخن از تسبیح خداوند توسط همه جانداران برده است و این ادعایی گزاف نیست چون همه عالم دارای روان بیداری است و هماره در ذکر و گفتگو با پروردگار است . آیا گاتها چیزی جز این گفته است ؟
        ثالثا هر ایینی بر بستر باورهای گذشته مردمان همان سرزمین شکل می گیرد و در میان قوم اریایی که زندگی شان وابسته به دامپروری بوده گوشورون ایزدی بوده که در کنار سایر ایزدان نشانه آفرینش نعمت و لطف اهور مزدا به ایشان بوده . در هارمونی میان طبیعت و انسان و خدا اشا به معنای قانون جاری خلقت مزدایی و گوشورون جنبه فرا مادی نعمتهای خدایی برای انسان بوده است .

    • ۱ :
      « اولا ترجمه تحت اللفظ مورد قبول اهل کلام و مفسرین نیست . »
      اتفاقا در قرآن است ؛ ترجمه تحت اللفظ با استناد به قراین قرآن تا منظور خداوند مشخص شود ، تمام متون همینطور اند . من میخواهم گوشورون را به روان یک حشره بگیرم آنچنان که تو به روان گیتی گرفته ای ، کار من در منطق مدیوماهی و زرتشتیان ایرادی ابدا ندارد چون اینان نیز کلمه را از اصل خود کاملا دور کردند .
      ۲ : آنجا که گفت :
      « من باب مثال کلمه قنوت که معنای مصطلح آن با معنای لفظی همخوانی ندارد . »
      من باب مثال آیا فردی به نام مدیوماه در زمان زرتشت در تاریخ وجود داشته است ؟ خیر ، انسانی با نام جعلی و دروغین . کلمه قنوت را با قراین ترجمه میکنند ، نه دلبخواهی عین روان گاو که کسی ایراد بگیرد . کلماتی با معانی مختلف کم نیستند قراین ترجمه را روشن میکنند ، اینجا جای مغالطه نیست .
      ۳ : آنجا که گفت :
      « ثانیا آیا گفتگوی جانوران و روان ایشان با خداوند و پیامبرش آنگونه که مدیر سایت و دوستان دیگرشان می خوانند نشانه خرافه پرستی است ؟ »
      جهل تا چه حد ؟ :
      http://www.adyannet.com/fa/book/25118
      خوانندگان کتابچه ای که در لینک فوق است را وقتی بخوانند خواهند فهمید چرا گاتها نمیتواند الهی باشد . و چه تفاوت فاحشی با حرف زدن با یک حیوان است .
      ۴ :
      « و این ادعایی گزاف نیست چون همه عالم دارای روان بیداری است و هماره در ذکر و گفتگو با پروردگار است . آیا گاتها چیزی جز این گفته است ؟ »
      بی مطالعه ، گاتها را میخواندی میفهمیدی زرتشت هرچه کرده برای یک روان گاو کرده . این چنین چیزی در اسلام که خیر ، در مسیحیت و یهودیت هم نیست .
      ۵ :
      « در هارمونی میان طبیعت و انسان و خدا اشا به معنای قانون جاری خلقت مزدایی و گوشورون جنبه فرا مادی نعمتهای خدایی برای انسان بوده است . »
      الف : اشا در گاتها همیشه به معنای صفت نیست بلکه در بسیاری از جاها مراد امشاسپند اردی بهشت است . بی دقتی حد و مرزی ندارد .
      ب : رابطه بین طبیعت و انسان و خدا ، باید گـــــاو بشود مراد زرتشت ؟ باید گاو از زرتشت پیش آفریننده اش اعتراض کند ؟ گاو باید در کل گاتها موج بزند ، گاو ؟ براستی که اگر هر حیوان دیگری هم بود ، اگر پشه و … هم بود ، متعصبین و جاهلینی چون تو سعی در توجیه آن داشتند .

  2. گوش اورون که در واقع روان آفرینش معنا می شود در لغت به روان ماده گاو بدل می شود . حال ببینیم چنین روشی کلمه قنوت را به چه چیزی تبدیل می کند قنوت از ریشه قنت و در لغت به معنای خواستن چیزی و ریشه خرما امده در فقه اهل سنت اصطلاحی است به معنای دعای خاضعانه در میانه نماز و در فقه امامیه شکلی خاص از دعا که به صورت برافراشتن دست در مقابل صورت و خواندن دعا در موضع خاصی در نماز است که مورد قبول اهل سنت نیست . حالا فرض کنید کسی متنی را که کلمه قنوت در آن امده ریشه خرما یا مطابق نظر اهل سنت ترجمه کند و با در کنار هم گذاشتن ان با ترجمه یک عالم شیعه مدعی شود که متون اسلامی مبهم فاقد معنی و ترجمه ناپذیر هستند . احساسی که به شما دست می دهد در مقابل چنین استنباطی مشابه احساس یک زرتشتی از خواندن متن مدیر سایت خواهد بود .

  3. وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ . سوره حجر ۲۶

    آیت الله مشکینی
    و بی تردید ما ( اولین فرد ) انسان را از گلی خشکیده نپخته صداداری ( مجسم به صورت انسان ) برگرفته از لجنی بدبو آفریدیم.

    آیت الله مکارم شیرازی
    ما انسان را از گِل خشکیده ای ( همچون سفال ) که از گِل بد بوی ( تیره رنگی ) گرفته شده بود آفریدیم!

    آیت‌الله موسوی همدانی (ترجمه‌المیزان)
    و به تحقیق ما انسان را از گلی خشکیده از لایه ای سیاه آفریدیم .

    استاد مهدی فولادوند
    و در حقیقت ، انسان را از گِلی خشک ، از گلی سیاه و بدبو ، آفریدیم.

    حجت الاسلام انصاریان
    و ما انسان را از گِلی خشک که برگرفته از لجنی متعفّن و تیره رنگ است ، آفریدیم.

    ترجمه خرمشاهی
    و انسان [/ آدم‏] را از گل خشک بازمانده از لجنى بویناک آفریده‏ایم‏

    • همه ی این ترجمه ها یکیست

      • همه ترجمه ها یکی است ؟!!!! شش نفر متشکل از ۴ عالم درس خوانده حوزه قم و دو نفر شیعه با نظر مشابه که حداقل یکی از انها یعنی خرمشاهی جز ویراست ترجمه دیگران کار متفاوتی عرضه نکرده را ردیف کرده اید و در مقابل در ترجمه گاتها ترحمه انگلیسی به فارسی شروو و موبد و دوست و دشمن زرتشتی را کنار هم چیده اید . جل الخالق !!!! و در آخر پیروزمندانه مدیر سایت هلهله سر داده که همه ترجمه ها یکی است نه خیر استاد یکی نیست بنگرید :
        من تفسیر الطبری
        القول فی تأویل قوله تعالى : ( ولقد خلقنا الإنسان من صلصال من حمإ مسنون ( ۲۶ ) )

        یقول تعالى ذکره : ولقد خلقنا آدم وهو الإنسان من صلصال . واختلف أهل التأویل فی معنى الصلصال ، فقال بعضهم : هو الطین الیابس لم تصبه نار ، فإذا نقرته صل فسمعت له صلصله .

        تفسیر طبری است که اختلاف اهل تاویل در معنی صلصال را بیان می کند و در ادامه سیزده روایت مبتنی بر سیزده معنی از صلصال
        الصلصال : فالتراب المرقق ، وإنما سمی إنسانا لأنه عهد إلیه فنسی
        والصلصال : التراب الیابس الذی یسمع له صلصله
        الصلصال : الطین الیابس یسمع له صلصله
        لصلصال : الماء یقع على الأرض الطیبه ثم یحسر عنها ، فتشقق ، ثم تصیر مثل الخزف الرقاق
        الصلصال : المرقق الذی یصنع منه الفخار
        الصلصال :هو التراب الیابس الذی یبل بعد یبسه .
        الصلصال : الذی یصلصل ، مثل الخزف من الطین الطیب .
        الصلصال : طین صلب یخالطه الکثیب .
        ( من صلصال ) قال : التراب الیابس .

        و دوازده معنی حما مسنون
        نکته : طبری دوقرن بعد از پیدایی اسلام حیات یافته در این دو قرن از یک عبارت قران ۲۵ معنی متفاوت پدید امده اما عده ای از دوستان اختلاف دو واو در ترجمه یک زبان کهن سه هزار ساله را نشان ترجمه ناپذیری و نا مفهوم بودن ان می دانند .
        محاجه : مدعی ترجمه ثابت یک جمله قران توسط چند نفر شدید و به زبان یک عالم متشخص مسلمان خلاف ان را بیان کردیم لطفا بفرمایید سخن کلنز یهودی چگونه در ترجمه نمونه گاتها توسط اینجانب ثابت می شود . کدام بخش از این هات نامفهوم و کدام بخش غیر قابل ترجمه است ؟

    • افراط این فرد حد و مرزی ندارد ، بی مطالعه ، معنای تمام ترجمه ها یک منظور را میرسانند . کسی گـــــــاو را به روان جهان ترجمه نکرده است در قران که بخواهی ایراد بگیری ، این که تا کم می آوری روی به طبری و … میکنی ایرادی نیست چون میدانی از علمای شیعه چیزی دستت را نمیگیرد ، اما زبان عربی منسوخ نشده است، هر کسی میتواند خود برود یاد بگیرد و ایضا نقل قولها را با دلایلشان ببیند تا بفهمد در میان ترجمه ها ، ترجمه فلان قسمت با استناد به کدام قاعده انجام شده است ، اما در گاتها :
      نه قواعدی و نه لغتی … در کل ، طرز تفکر مترجم در آن موج میزند .
      این یعنی نامفهومی .
      در قرآن کلماتی که معانی مختلفی دارند [ بر خلاف گاتها که اصلا معنی برخی کلمات معلوم نیست ] با استناد به قراین براحتی متوجه میشوند ، همچون واژه عقل . اما در گاتها خیر ، قرینه میگوید روان گاو ، اما تأویل و تحریف کردند عده ای و آنرا کرده اند … واعجبا از جهل . آنجا که گفت :
      « یعنی خرمشاهی جز ویراست ترجمه دیگران کار متفاوتی عرضه نکرده … »
      کسی که از زبان عربی چیزی سرش نمیشود ، بهتر نیست اظهارات گرانقدرش را برای بی سوادان نگاه دارد ؟ ، بی مطالعه ! ، قرآن گاتها نیست که نامفهوم باشد ، شباهت کاملا معلوم است چون نامفهوم نیست و در اکثر موارد ، آیه یک معنی میدهد .
      و اما انجا که گفت :
      « و به زبان یک عالم متشخص مسلمان خلاف ان را بیان کردیم … »
      لفظ « کردیم » را کسی میگوید که چیزی در مغز و حافظه اش باشد نه کسی که یک نقل قول را فقط آورده است آنهم نه اختلاف ، بلکه یک نقل قول ، دو ترجمه از قرآن را که اختلاف دو ترجمه گاتها را داشته باشند بیاور بعد حرف بزن . بیچاره ، عقل هم معانی متفاوتی میدهد هماننده همین که طبری بیان کرده است ، اما قرینه در آن آیه صراحتا معنی عقل را روشن میکند که تفکر است ، هنوز نفهمیدی که بسیارند کلماتی که معانی متفاوتی میدهند و در همه زبان ها هم هستند و باید با استناد به قراین آنرا معنی کرد ؟ چرا طبری ؟ سری به لغت نامه عربی میزدی تا ببینی بسیاری از کلمات چندی معنی میدهند ، یا سری به لغت نامه های زبان فارسی میزدی ، طبری معانی را نقل کرده است ، نه معانی مختلف کل آیه را که اختلاف آن شدید باشد ، خیر بی مطالعه ، معانی مختلف این قسمت را مشخص کرده که با استناد به قراین و … براحتی معنی اش در این آیه مشخص میشود . چیزی که تو الان مغالطه کردی این است که نه معنی آیه ، بلکه معنی قسمتی را که هماننده بسیاری از لغات و … دیگر ، معانی متفاوتی دارد را آوردی که این پوچ و جهلی آشکار است . معانی آیه اگر اختلاف داشت بله ، نه معانی یک یا دو لغت .
      کدام بچه ای آبنبات چوبی تقلبی دید و فکر کرد واقعی است و از خوشحالی ما کردیم و … براه انداخت ؟ .

  4. به نام خدا
    سورهٔ طارق آیه‌های ۵ تا ۷ می‌گویند:
    پس انسان بنگرد که از چه آفریده شده‌است؛ از آبی جهیده آفریده شده‌است؛ که از میانهٔ پشت [ستون فقرات] و سینه‌ها [استخوان‌های سینه] بیرون آید.

    این آیه‌ها محل بارآمدن منی مرد را قفسهٔ سینهٔ مرد معرفی می‌کنند. درحالی‌که انسان امروزی از مدت‌ها پیش، محل بارآمدن منی مرد را نه قفسهٔ سینه، بلکه خیلی پایین‌تر در جایی در لگن خاصره می‌داند.
    بهاءالدین خرم‌شاهی مترجم و مفسر قرآن، در پایان قرآن ترجمهٔ خود به این آیه‌ها اشاره می‌کند. وی می‌گوید: «این آیات، به ویژه آخرین کلمهٔ آیهٔ آخر، معرکهٔ آراء مفسران، خصوصاً مفسران جدیدی است که می‌کوشند آن را با علم امروز تطبیق دهند… ترائب جمع است و مفرد آن تریبه به معنی استخوان سینه یا ترقوه‌است. [اما] بعضی از مفسران آن را قفسهٔ سینه و توسعاً قسمت پیشین بدن زن گرفته‌اند و بعضی دیگر از جمله محمد اسد (یکی از مترجمان قرآن کریم به انگلیسی) آن را به لگن خاصره ترجمه کرده‌اند.»
    خرم‌شاهی با این توضیح نتیجه می‌گیرد:
    «باری اگر مترجم به لغت [لغت قرآن] وفادار باشد، ترائب را سینه‌ها یا استخوان‌های سینه ترجمه می‌کند. اما اگر به علم وفادار باشد، آن را به چیزی دیگر باید ترجمه کند.»

  5. اوستا دانان از پارسیان هند همچون نیروسنگ(و اوستا دانان بهدید خود ایران)که ۱۰۰۰سال پیش به هند رفتند هم به پهلوی و اوستایی و سنسکریت و هندی آشنایی داشته و دارند.این حکیمان زرتشتی مشعل این زبان باستانی آریایی را روشن نگاه داشتند تا به دست ما دادند.الا ایهال برخی از آنان و برای نمونه همین “نیروسنگ”چندین کتاب پهلوی را از پهلوی به اوستایی ترجمه کرده و باز به سنسکریت برده.احتمالا و مشخصا کتاب شکند گمانیک اویچار(گزارش گمان شکن = رفع ابهام)کتاب را از پهلوی به اوستایی و سنسکریت ترجمه نموده با نهایت وفاداری به متن پهلوی.حال چگونه شما میگویید که اوستا قابل درک نیست؟گاتا ها قابل فهم نیست؟شما به قول یک خارجی و شاید دشمن تمدن ما استناد میکنید.بروید به هند و پارسیان آنجا را ملاقات کنید و ترجمه انگلیسی پارسیان هند را نیز از اوستا بخوانید هر چند ما نیز در ایران چه زرتشتی زاده و چه مسلمان زاده اوستا شناس کم نداریم و همه صاحب نظر و عمر خود را مصروف این مهم داشته اند.چه اینکه امروز شرق شناسی در دست خود ایرانیان است و ما که خود ریشه ایرانی و آریایی(نژاد پرستی تلقی نشود)داریم متون ایرانی و آریایی و اوستایی را بهتر میفهمیم.نکته جالبی سی شما دارم که اکثر مترجمین مسلمان اوستا و گاتاها در مقام ستایش این آیین بر آمده اند.برخی مانند وحیدی و علی اکبر جعفری که از موبد زرتشتی کمی ندارند و برخی مانند ابراهیم پوراستاد که واقعا محو در اندیشه آسمانی اهورایی زرتشت است.جالب تر که میدانم بسی خوشحال میشوید این است که ۱۰۰۰۰نفر در برزیل زرتشتی شده اند.مورگان فری من بازیگر سیاهپوست آفریقایی نیز در آتشکده کالیفرنیا گفت باور من از زرتشتی ها زرتشتی تر است.همچنین در ژاپن نیز موبدانی دعوت شدند برای توضیح و اویچار و تفسیر گاتا ها؟؟جالب است.

  6. با سلام ؛ زبان اوستا حتی در دوره ساسانیان نیز ناشناخته و نامفهم بوده و زبانی جدا به حساب می آمد چه رسد به الآن . زبان عربی اما از زبان های قدیمی است که تا به الآن زبانی زنده مانده است .
    از خدایی که نتوانست زبان کتابش را حداقل تا دوره ی ساسانیان حفظ کند چه چیزی میتوان انتظار داشت ؟ .
    متأسفانه زرتشتیان الآن انگار از دکتر پورداود و دکتر دوستخواه بیشتر فهمیده و خود اوستا را ترجمه می کنند !!!…!!! این درحالیست که شاید نصف دکتر پورداود هم حتی موبدان الآن نیز در اوستا پژوهش نکرده باشند چه رسد به زرتشتیان تازه به دوران رسیده . هیچ کس از دکترپورداود درباره اوستا نمیتواند ادعا کند بیشتر پژوهش کرده و میفهمد ؛ حال خود دکتر به نامفهومی و تحریف گاتها اشاره میکند .
    و الله لایهدی القوم الجاهلین .
    اختلاف در ترجمه گاتها است و أحدی از انسان های عاقل نمیتواند منکر این بشود و نمونه اش نیز در این لینک موجود است. اما در قرآن … از هر آیه ای در قرآن ، در ترجمه شیعه و سنی ، تنها یک حقیقت برداشت میشود . بهتر است برخی از خوانندگان معترض و منحرف از اسلام ، ابتدا درباره ترجمه های قرآن با یک روحانی عالم مشورت کرده و بعد در این جا کامنت بگذارند .

  7. با سلام ؛ ایضا اضافه کنید جدیدترین ترجمه گاتها را که آن هم با این ترجمه ها متفاوت است :

    گاتاها، سرودهای مینویی زرتشت
    نویسندگان : نیما فرمین، فرامرز دادرس .
    اختلاف فاحش است … فاحش .

    فاتحه این آیین وقتی خوانده شد که … اصلا این آیین کی و کجا و چطور پدیدار شده که بخواهد تحریف شود ؟ کتابی که زرتشت آورد محتوای آن چه بوده که در ترجمه آن اختلاف بیافتد ؟ . الــــفــــاتـــحــــه

    • شما کی باشید که بخواهید فاتحه آیین زرتشت را بخوانید در غیراینصورت
      همچین بساط جوسازی لازم نبود براه بیاندازید .
      بین ترجمه فولادوند و الهه قمشی و آیت الله مشکینی و آیت الله همدانی هم از قرآن
      اختلاف فاحش هست : پس یا الله کم سواد بوده تا از واژگان درست و مناسب استفاده کند
      و یا بشر خود را جای الله جا زده :

      http://www.tadabbor.org/?page=tadabbor&SOID=66&AYID=1,2,3,4,5,6,7,8,9,10,11,12&TPIV=T1

      • با سلام ؛ و اما بعد :
        واعجبا ! شما این تفاوت ناچیز ترجمه ها را با گاتها مقایسه میکنید ؟ به دو صورت قابل جواب دادن است :
        ۱ : زبان عربی منسوخ نشده است و شما میتوانید آنرا یادگرفته و حتی خود نیز تا حدی ترجمه کنید . و با استناد به قواعد بفهمید مترجم با کدام استدلال این ترجمه را کرده است ، در گاتها این طور نیست چون این زبان منسوخ شده است و مترجمین ذهنیت خود را تحمیل میکنند .
        ۲ : تمام ترجمه ها یک منظور را میرسانند .
        شما چرا درست مطالعه نمیکنید ؟ اگر لغات عربی و ترجمه ها را ببینید خواهید فهمید تماما یک منظور را میرسانند و هیچ اختلافی نیست . حتی صرف نظر از متن عربی هم ، ترجمه های فارسی را به تنهایی با هم قیاس کنید بوضوح مشخص است که اختلافی نیست .
        اساتید و متخصصین صرف و نحو عربی قرآن را بطور کامل از نظر بلاغت تأیید کرده اند ، جز این قرآن ، حتی یک واژه هم در قرآن جایگزینی بهتر و یا همرده ندارد .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی