+
خانه / احکام / احکام زرتشتی / اموات زرتشتی / بهترین رفتار با جنازه ی انسان / سوزاندن؟ دخمه گذاری؟ دفن؟
بهترین رفتار با جنازه ی انسان / سوزاندن؟ دخمه گذاری؟ دفن؟

بهترین رفتار با جنازه ی انسان / سوزاندن؟ دخمه گذاری؟ دفن؟

به قلم مدیر سایت
در برخورد با جنازه ی انسان، چند راه قابل بررسی است:

سوزاندن
برخی قائلند که با سوزاندن، تمام بدن به سرعت از بین می رود و آتش آن را ضدعفونی می کند.
به فرض که ادعای بالا درست باشد و هیچ آلودگی باقی نماند، یک ایراد اساسی این است که انسان با حضور بر سر مزار عزیزش تسکین می یابد اما با سوزاندن، چنین امکانی از دست می رود.

دخمه گذاری
کم نیستند انسان هایی که در اثر بیماری های واگیردار از دنیا می روند. میکروب ها از جسد متلاشی، بیشتر پراکنده می شوند. پرندگان، اعضای بدن را به جاهای دیگر می برند. حشرات در اثر تماس با اجساد، آلودگی را می پراکنند. مأموران دخمه نیز آلودگی را با خود به پایین کوه آورده، در اثر تماس با دیگر انسان ها، آلودگی را به دیگران منتقل می کنند. چه بسا هوا نیز آلوده شود و باد، آلودگی را انتقال دهد. به دلیل غیر بهداشتی بودن این روش، رژیم سابق دخمه گذاری را ممنوع کرد.
مادری که می بیند، پرندگان در رفت و آمد به دخمه، سراغ فرزندش می روند و چشمان و اعضای بدن او را تکه پاره می کنند، آسیب روحی می بیند.
به علاوه، همان ایرادی که در سوزاندن، مطرح کردیم در اینجا نیز وجود دارد.

دخمه یزد

دو دخمه کنار هم در یزد

دفن
دفن، مدت زمان بیشتری را می طلبد تا جنازه تجزیه شود اما پوشش ضخیم خاک اجازه نمی دهد، آلودگی جسد، به بالا برسد. در دفن، این امتیاز وجود دارد که افراد زنده، با حضور بر مزار عزیزشان، تا حدی تسکین می یابند. برای درک بهتر، مادری را فرض کنیم که فرزند جوانش از دنیا رفته است. حضور بر مزار فرزند، برای او خیلی اهمیت دارد.
اسلام برای انسان، کرامت بالا قائل است و تا آنجا که امکان دارد به جسد او نیز اهمیت می دهد؛ لذا دستور به غسل و کفن می دهد و اگر غسّال، عیبی در جسد دید که دیگران خبر ندارند، حق ندارد به دیگران بگوید و نیز نمی توان به جنازه ی انسان، آسیب زد.
اینکه ادعا که دفن باعث می شود مقدار زیاد از زمین صرف مرده ها شود و با کمبود زمین مواجه می شویم، نادرست است؛ زیرا پس از گذشت چند سال از دفن مرده، وقتی مطمئن شدیم جسد از بین رفته می توان دوباره در آنجا مرده ای دیگر دفن کرد و تجربه نشان داده که پس از گذشت صدها سال از دفن مرده، با کمبود زمین مواجه نشده ایم.

یادآوری
وقتی که حقانیت اسلام برای ما اثبات شد، به دستورها و قوانین آن احترام می گذاریم حتی اگر فلسفه ی آنها را ندانیم و این کاملا معقول و منطقی است؛ چنانکه وقتی پزشکی متخصص، دستوری را برای درمان به ما می دهد، حرف او را می پذیریم هرچند دلایل دستور او را کامل ندانیم.

فروردین ۱۳۹۵

۲۷ نظر

  1. دخمه گزاری در هیچ یک از کتب پهلوی نیامده و سنت دخمه ساختن توسط پارسیان هند بنا شده و در زمان ناصر الدین شاه به ایران امده . متاسفانه زرتشتیان ایران به دلیل فقر و ایزولاسیون اجتماعی در زمان قاجار در وضعیت بدی بودند به طوریکه حتی موبدان ایشان دیگر پهلوی نمی دانستند و دانش انها نقصان یافته بود در حالیکه چهار قرن قبل تر ایشان برای هندیان معلم و دستور می فرستادند رویه باژگونه شد و تحت تاثیر پارسیان قرار گرفتند .
    اما ریشه اصلی دخمه گزاری در سنت اسمان سپاری اریایی هاست . دخمه گزاری مزایایی هم دارد به صورت عرفانی معنای جدا شدن روح و از بین رفتن جسم عیان است و نیز در زمان قدیم که تشخیص مرگ به سختی ممکن بوده از بی هوشی
    بعضی از افراد از هوش رفته بعدا در دخمه به هوش می امده اند و ایشان طبق سنت زرتشتی تمام عمر در دخمه خدمت می کرده اند .
    هر روش تدفین بنابر رسم مردم مزایا و معایبی دارد و هیچ کدام را بر دیگری ترجیح نیست اما امروزه اجرای رسم اسمان سپاری به دلیل از بین رفتن فاصله طبیعت و زندگی انسانی و نبود حیات وحش واقعی دیگر ممکن نیست .

  2. رجوع فرمایید به کتب پهلوی مثل بندهش مینوی خرد شایست ناشایست و دینکرد . لغت دخمه در این کتب نیست و اصلا دخمه لغت پهلوی نیست . مراجعه شود به فرهنگ پهلوی یونکر و مکنزی و فره وشی . در زندهای اوستا و کتب پهلوی در اداب دفن مرده از کلمات هززان و گور و جان آکن استفاده شده . دخمه در اصل لغت زبان اریایی قدیم است و تنها در وندیداد امده اما درزند وندیداد همین لغت به گور و هززان ترجمه شده . هززان به جایی که بقایای مرده را بنهند گویند . در یک جا از کلمه دخمکستان استفاده شده که از متون جدید یعنی پهلوی بعد از اسلام است و مشخصا مقبره معنا می دهد . لذا در زمان ساسانیان به شهادت کتب موجود از لغت دخمه استفاده نمی شده .همچنین تمام مکانهای مقدس ساسانی مثل اتشکده ها و نیز کاخها و حتی پلها موجودند چگونه بنای عظیمی مانند دخمه انگونه که در یزد می بیند در هیچ کجای ایران آثارش باقی نمانده بالعکس مقبره های انسانی از انزمان کشف شده . زرتشتیان ایران دخمه نداشتند و هم کیشان هندی انها برایشان دخمه هایی در کرمان و یزد و تهران ساختند . شاهد دیگر عدم وجود بقایای دخمه در اصفهان و نایین است که قبل از قاجاریه از بزرگترین زرتشتی نشین های ایران بودند

    • ممنون می شم اگر مقاله ای کوتاه بنویسید تا بنام شما در سایت بذارم و در آن نشان دهید که دخمه گذاری از آداب جدید است که میان زرتشتی ها راه یافته و سابقه ی کهن ندارد و نیز ثابت کنید که پیش از آن، مرده هایشان را دفن می کردند.

  3. ضمنا البینه علی مدعی . اگر شما دلیلی برای وجود دخمه قبل از قاجاریه دارید ارایه دهید .
    متذکر می گردد بعضی مترجمین زرتشتی کتب پهلوی هززان را به دخمه ترجمه کرده اند ولی قطعا طبق نظر یونکر و مکنزی و …. هززان به معنای دخمه نیست و در تمام کتب پهلوی محل دفن مردگان را گور و اکثرا هززان گفته اند در حالیکه لغت مذهبی و اوستایی دخمه موجود بوده .

  4. اما واژه دخمک اوستایی فقط در اوستای نو یعنی وندیداد امده و از ریشه دخ به معنای محل سوزاندن و برامدن دود از جسد می باشد و وندیداد توصیه به تخریب دخمه ها کرده
    وندیداد فرگرد هفتم بخش ۴۹ زرتشت از اهورمزدا می پرسد . اگر زمان درازی جسد مرده در دخمه دفن شده باشد ایا ان زمین پاک می شود

    اهورمزدا در بخش ۵۰ پاسخ می دهد
    خیر تا زمانی که جسد و خاک یکی نشوند زمین پاک نیست . ای زرتشت به مزدیسنان بگو دخمه ها را ویران کنند
    مشخصا دخمه در اینجا معنی قبر و گور می دهد .
    در ادامه در بند ۵۲ اهورمزدا مژده رستگاری و بهشت به تخریب کنندگان دخمه می دهد .
    در بند ۵۶ اهورمزدا دخمه ها را جایگاه دیوان می خواند که بی شمار در دخمه ها گرد هم می ایند .
    در بند های ۵۷ و ۵۸ دفن مردگان در دخمه ها را عامل بیماری و مرض نام می برد
    در فرگرد دو بندهای ۱۶ و ۱۸ زرتشت در ستایش اهورمزدا اورا کسی می خواند که اب را بر جسد و دخمه و پلیدی و استخوان روان می کند و بدین وَسیله ناپاکیها را به دریای پوتیک می راند و در بند ۱۴ باز دخمه در کنار کلمه نسا و پلیدی به جهت پاک شدن ذکر شده که نشان از باور وندیداد به ناپاکی دخمه دارد .
    موارد فوق تمام موارد کاربرد کلمه دخمه در اوستایی است .
    مجددا ذکر می شود در اداب مردگان در کتب پهلوی هم کلمه هززان به کار رفته . حالا اینکه عده ای نادان و فاقد سواد اوستایی فرمان به بنای دخمه کرده اند نه به وندیداد و نه به اوَستا و نه حتی موبدان ساسانی ارتباط ندارد .

  5. بنده از متن اوستا جمله ای نقل کردم که دستور تخریب دخمه است . دقیقا هم کلمه دخمه امده نه مترادف و چیز دیگر . لطفا شما یک جمله از کتب پهلوی یا اوستا ذکر کنید که در ان قرار دادن مرده در دخمه سفارش شده .رسم دخمه گزاری باور انحرافی پارسیان هند بوده و شاهد دیگری از انحراف در ایین پاک زرتشت اسپیتمان در گذر زمان در اینجا حتی دستور وندیداد موبدان را هم تخریف کرده اند .

  6. مسلمان وطن پرست

    دفن از اون دو روش خیلی بهتره اگه شهرداری قیمتو کم کنه

  7. یکی دیگر از شواهد اینکه دخمه گذاری حتی به دوره ساسانیان هم و زرتشتیان مربوط نیست ، عدم وجود شواهد تاریخی دخمه ها در ایران است ، در کل دو شاهد باستان شناسی در ایران برای گذاشتن مردگان مشاهده شده است .
    یکی همین دخمه های موجود است ، به صورت خلاصه تا قرن هشتم زرتشتیان ایران از نظر علمی بر هندیان برتری داشتند یعنی ایرانی ها موبد و پهلوی دان به هند می فرستادند بعد از آن شرایط برعکس شد یعنی در دوره قاجار وضع زرتشتیان ایران به دلیل جفاهای شاه سلطان حسین ملعون طوری شد که دیگر اصلا علم آموزی برایشان معنا نداشت و بیشتر باید خود را زنده نگه می داشتند . در زمان قاجاریه آن طور که از نامه های مانکجی هاتریا مشهود است ایرانیان زرتشتی نه پهلوی دان داشته اند و رسالت مانکجی بر علم آموزی هندیان و اصلاح آداب دینی ایرانیان متمرکز می شود . یکی از نقایص از نظر هندیان این بود که ایرانی ها چرا دخمه ندارند و در یزد و شریف آباد و چم تفت و تهران برایشان دخمه ساختند . پس دخمه های موجود را نه ایرانیان که هندی ها ساختند و ایرانی ها جمعشان کردند .
    اما دیگر هیچ نشان دخمه در میان زردشتیان نیست . در سفرنامه هایی مثل سفرنامه شاردن که همه جزئیات زندگی زردشتیان اصفهان را شرح داده و سایر سفرنامه های اسلامی هم خبری از دخمه نیست . تنها آثار باقیمانده دخمه در ایران مربوط به پیش از دوره هخامنشی و به روایتی اوایل دوره هخامنشی است که اصلا زرتشتی بودن ایرانیان آن دوره قطعی نیست . در نقش رستم آثار باقیمانده ای به نام استودان وجود دارد که استخوان های مردگان پس از اسمان سپاری را جمع کرده و در آن می گذاشته اند . کندن استودان کار ساده ای بوده ولی تمام استودان های ایرانی بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت دارند . و شاهان هخامنشی هم مقبره و قبر داشته اند .
    قبلا هم در کامنت هایی گفتم در هیچ جای وندیداد دخمه سازی و آسمان سپاری توصیه نشده که بالعکس توصیه به خراب کردن و به آب بستن دخمه ها کرده اند . یعنی موبدان ساسانی هم مخالف دخمه بوده اند که بندهای وندیداد در مخالفت با این موضوع در بالا آمده .
    اما اینکه آریاییها چرا آسمان سپاری میکردند : مشخص است وقتی ایشان در سیبری زندگی میکردند مانند تبتی های امروز راهی جز آسمان سپاری نداشتند . زمین سیبری تا ضخامت ۲ کیلومتر یخ است . برای دفن هر مرده باید یخ را می کندند تازه معلوم نبود سال بعد با کم وزیاد شدن ضخامت یخ مرده اشان دوباره هویدا شد یا نه . پس گزینه موجود برایشان همین راه یا سوزاندن جسد بود سوزاندن جسد هم برایشان سختی و هزینه داشت چون سوخت در سرمای سیبری غنیمت بزرگی است . نبود سوخت گاهی موجب مرگ مردم می شده .
    پس دخمه گزاری نه رسم هخامنشی ، نه رسم زردشتی و نه رسم ساسانی است که رسمی مخصوص پارسیان هند است .

    • در چندین جای وندیداد سخن از وجوب گذاشتن مرده در دخمه است. بعنوان نمونه ر. ک: وندیداد، دوستخواه، فرگرد ۵ ، بندهای ۱۳ و ۱۴

      و نیز:
      http://www.raherasti.ir/11628

      • در بند ۱۳ گفته شده که جسد را خورشید نگر کنند ، نه سخت از دخمه و نه از آسمان سپارینسان است ، جناب دوستخواه و رضی خودشان خورشید نگرش را به آسمان سپاری ترجمه کرده اند در حالیکه این وازه برای انسان زنده و طهارت لباس و اشیا هم در وندیداد به کار رفته ف خورشید نگرشن همان پاک کردن اجسام از طربق تابش آفتاب است که در احکام طهارت اسلامی هم امده ربطی به دخمه گذاری ندارد .
        اما نکته جالب در بند ۱۴ است که در انجا اصلا گفته وظیفه مزدا پرستان است که اجساد در دخمه گذاشته شده را از آنجا بیرون ببرند !!! نه اینکه داخل دخمه ببرند نکته جالب در ترجمه دوستخواه و رضی این است که در اینجا که خود کلمه دخمه به کار رفته آن را به دخمه ترجمه نکرده اند و در بند قبل که اصلا کلمه دخمه ندارد عبارت دخمه گزاری را وارد کرده اند . به هر حال نص بند ۱۴ می گوید که مزدیسنان باید جسد را از دخمه بیرون ببرند و مجازات بسیار سختی برای باقی گذاشتن جسد در دخمه معین کرده اند .

    • شگفت ترین و عجیب ترین ادعایی که تابحال دیده بودم … آنجا که گفت :
      « قبلا هم در کامنت هایی گفتم در هیچ جای وندیداد دخمه سازی و آسمان سپاری توصیه نشده »

      وندیداد ؛ فرگرد ششم بندهای ۴۴ و ۴۵ و ۴۶ ( ترجمه وندیداد جیمس دارمستتر ؛ مترجم : دکتر موسی جوان ) :

      ای آفریننده جهان جسمانی و ای مقدس [ منظور اهورامزدا است ] ، بگو بدانم ، جسد مرده را باید بکجا حمل کنیم و در کجا جای دهیم . اهورمزدا پاسخ داد و گفت ، جسد را هرچه بیشتر باید در ارتفاعات و بلندیها جای داد ، ای اسپیتمه زردشت . هرکس میداند که سگهای گوشت خوار و پرندگان لاشخوار همه وقت در بلندیها رفت و آمد دارند . در این مکان است که مزدا پرستان باید جسد را از پاها ، از موها بوسیله فلز ، بوسیله سنگ یا سنگ ریزه در زمین محکم نمایند والا ممکن است استخوان آنها بوسیله سگان گوشت خوار و پرندگان لاشخوار در زمین کشیده شود و آبها و گیاهان آلوده گردند .

      ترجمه اوستای دکتر دوستخواه ؛ وندیداد ، فرگرد ششم بندهای ۴۴ و ۴۵ و ۴۶ :

      ای دادار جهان استومند! ای اهوره مزدا! ای اشون!
      پیکر مردگان را به کجا باید برد و در کجا باید گذاشت؟
      اهوره مزدا پاسخ داد:
      ای زرتشت اشون!
      بر فراز کوه، در جایی که همیشه سگان و پرندگان مردارخوار بسر می برند.
      مزداپرستان باید پاها و موهای مرده را با مفرغ و سنگ و سرب در زمین استوار کنند؛ مبادا که سگان و پرندگان مردارخوار، استخوانها را برگیرند و در آب یا در پای درختان بیندازند.

      همچنین در فرگرد هشتم بندها ۱ و ۲ میخوانیم [ ترجمه دکتر دوستخواه ] :
      اگر سگی یا آدمی در خانه ای چوبین یا کلبه ای جگن پوش بمیرد، مزدا پرستان چه باید بکنند ؟
      اهوره مزدا پاسخ داد:
      آنان باید به جست و جوی دخمه ای برآیند. آنان باید همه گرداگرد خود را در پی یافتن دخمه ای جست و جو کنند.
      اگر بدن مرده از آن خانه برای ایشان آسان تر از جابجا شدن از آن جا باشد، باید مرده را از خانه بیرون برند …
      ترجمه جیمس دارمستتر :
      اگر سگ یا انسان در یک کلبه چوبی و یا کلبه نمدی بمیرد وظیفه مزداپرست چه خواهد بود .
      اهوره مزدا پاسخ داد و گفت ، مزدا پرستان باید در حوالی محل مزبور به جستجوی یک دخمه پردازند و اگر حمل جسد مرده سهل و آسان باشد بدخمه حمل میکنند و مسکن وی بحال خود باقی میماند …

      در وندیداد صراحتاً آمده است که جسد را باید در ارتفاع ببرند تا خوراک سگان و لاشخوران شود و خاکسپاری هم به شدت نهی شده است :
      فرگرد یکم بند ۱۳ ترجمه جیمس دارمستتر :
      دهمین کشور با نزهت که من اهورامزدا آفریدم رخج زیبا است . اهریمن پر مرگ بر ضد آن گناه بی توبه ، آفت دفن اموات، پدید آورد .
      بله ، گناه بی توبه دفن اموات .
      ترجمه دکتر دوستخواه فرگرد اول بند ۱۳ :
      دهمین سرزمین و کشور نیکی که من – اهوره مزدا – افریدم ، «هرهویتی» زیبا بود.
      پس آنگاه اهریمن همه تن مرگ بیامد و به پتیارگی ، گناه نابخشودنی «خاک سپاری مردگان» را بیافرید .

      وندیداد معتبر ترین سند برای احکام زرتشتیان است که از کتب تاریخی و حتی کتب پهلوی معتبر تر است ، وندیداد عقیده زرتشتیان بوده است و بخشی از کتاب مقدس آنان ، قداست وندیداد را به جز بقیه قسمتهای اوستا ، کتاب دیگری نزد زرتشتیان نداشته است چون وندیداد بخشی از اوستای آنان بوده است .
      حال ، این فرد که ذره ای هم اهل مطالعه نیست ، چطور به خودش اجازه میدهد این چنین اظهار نظرهای شگفتی را بکند و در موردی حرف بزند که ذره ای هم سررشته ندارد ؟ .

      • جسد باید در ارتفاع خوراک لاشخوران و سگان شود .
        خاکسپاری کاری اهریمنی است .
        اگر کسی مرد باید در جستجوی دخمه بر آیند .

        از ترجمه های دکتر دوستخواه و جیمس دارمستتر که در کامنت بیان کردم .

        در فرگرد های ششم و هشتم و یکم که گفتم ، خبری از خورشید نگر نبود ، بلکه خبر از دخمه گذاری و نهی خاکسپاری بود که در فرگرد هشتم بدان تصریح شد .

        خب ، حالا بیسواد چه کسی است ؟ ، ببینیم این فرد برای رد گفته های من چه استدلالهای بزرگ و محکمی آورد :

        خرافه پرستان و غالیانی مثل تو – عقاید خرافی و اشتباهات – خرافه پرستی – جن پرستی – قمه زنی – عربده کشی – حرکات شنیع – امامزاده سازی – خرافه پردازی است – همه چیز شکست خورد ه اید – داعیه انقلاب جهانی – سیر کردن شکم مردم هم بر نیامدید – دروغ – فساد – اختلاس – رباخواری – دزدی و مال مردم خواری – خرافه پرستی – ادعاهای غلو آمیز – ارتجاع مذهبی – هزینه ها که بر مردم تحمیل کردید – اگر جنگ بیست سال و صد سال طول بکشد -دروغ گفتید – نیرو و پول و توانتان ته کشید – قاتل جوانان ایران نامه زدید و طرح دوستی ریختید – بر سر سفره عمو ترامپ بنشینید – برای نجات زر و زورتان همه داشته و نداشته ایران را تحویلش دهید – دشمنی شما با ایران – خیانت امثال تو به ایران – تو که نو طلبه کوچکی – ۱۰ تا ۱۰ تا کامنت و مظلب می گذاری – غیر از زبان فارسی بلدی چیز دیگه ای هم بخونی ؟ – تازی نژاد و تازی مرام خود را بکشد .

        جواب من :
        من احمق ، تو عالم ، من بیچاره و بدبخت ، تو علامه و پروفسور ، فقط بگو فرگرد های یکم و ششم و هشتم وندیداد چه میگوید ؟ فقط بگو پروفسور کریستین سن و دکتر معین و آگاثیاس ( مورخ یونانی ) چه میگویند ؟ .

    • از شواهد دیگر درباره مردگان ایران باستان :

      به قلم پروفسور کریستین سن :
      ایران در زمان ساسانیان ، نسخه ویراستاری شده ، صفحه ۱۸ :
      در این کتاب [ وندیداد ] از انواع تعدی به موجودات اهورایی (انسان و سگ و بیدستر) و طریقه رفتار با اجساد مردگان و غیره سخن می رود. طبق این کتاب مردگان را باید در دخمه نهاد و طعمه پرندگان ساخت،(۱) چه تدفین یا سوزاندن اجساد باعث آلایش عناصر می شود و به این جهت حرام است.
      ۱ : آگاثیاس [ شاعر و تاریخ نگار یونانی ] (کتاب دوم، بند ۲۳ و بعد) صریحاً میگوید که به دخمه نهادن مردگان از عادات ایرانیان عهد ساسانی بود. هیون تسیانگ زائر بودایی چینی فقط اجمالا تذکر می دهد که ایرانیان غالباً اجساد مردگان خود را رها می کرده اند (بیل، ۲ ، ص ۲۷۸ ). … .

      شهید مطهری نیز میگوید :
      خدمات متقابل اسلام و ایران ، صفحه ۲۲۰ و ۲۲۲ :
      یکی دیگر از احکامی که در اوستای ساسانی سخت روی آن تکیه شده است‌ ممنوعیت دفن مردگان و آلوده کردن خاک است . در کتاب وندیداد که قسمتی‌ از این اوستاست بیش از هر موضوع دیگر درباره این موضوع اصرار و تاکید شده است . و چنانکه می‌دانیم تا کمتر از نیم قرن پیش زردشتیان ایران و هندوستان مردگان خویش را دفن نمی‌کردند ، آنها را در بالای برجی ( برج‌ خاموشان ) می‌گذاشتند که طیور آنها را بخورند . از نیم قرن پیش به این‌ طرف در اثر ممانعت دولتهای هند و ایران به لحاظ حفظ الصحه عمومی و در اثر بیداری و روشنفکر شدن خود زردشتیان تدریجا این کار غدغن شد . شنیده‌ام‌ هنوز در یزد آن برجهای مخصوص که مرده‌ها را بر روی آنها می‌نهاده‌اند موجود است .
      آقای دکتر معین در این زمینه می‌گوید : در آیین مزدایی بسیاری از معتقدات دین بودایی هندی منعکس است ، عامل‌ اساسی در اینجا آتش است ، آتش در محراب زبانه می‌کشد و با هدایای‌ دائمی از خاموشی آن جلوگیری می‌شود . . . با این حال شیوه ستایش در دین‌ ایرانی بیشتر آشکار است و درست به همین دلیل از سوزاندن و دفن مردگان‌ خودداری می‌شود ، زیرا عقیده بر آن است که نعش مردگان آتش و زمین را که‌ پاکیزه‌اند ملوث خواهد ساخت از این رو نعش مردگان را به دشتها برده و طی تشریفات خاصی در هوای آزاد قرار می‌دهند ” [۱] .
      … ایضا [ پروفسور کریستین سن ] در داستان مغضوب شدن ” ارتشتاران سالار سیاوش ” در دربار قباد می‌نویسد ، از جمله ایرادهای مهمی که انجمن بزرگ ( محکمه عالی به ریاست موبدان‌ موبد ) به او گرفت این بود که : ” سیاوش نمی‌خواسته است موافق عادات‌ جاریه زندگی کند و تاسیسات ایرانی را محفوظ نگه دارد ، خدایان جدید می‌پرستیده و زن خود را که تازه بدرود حیات گفته ” دفن ” کرده است ، بر خلاف آیین زردشتی که مقرر می‌دارد اموات را در دخمه بگذارند تا مرغان‌ شکاری آنها را بخورند [۲]
      ۱ : مزدیسنا و ادب پارسی ، صفحه ۵۳ – ۵۴ .
      ۲ : ایران در زمان ساسانیان ، صفحه ۵۲ – ۳۸۰ – ۳۴۹ ( پاورقی‌ ) .

      همچنین :
      ۱ : معراج السعاده ، نویسنده : المولى احمد النراقی ، صفحه ۶۰۱ :
      و کس به طلب داماد فرستادند از قضا داماد آن شب شراب بسیارى خورده چراغ عقل و هوشش مرده بود.در عالم مستى تنها از آن جمع بیرون رفته گذارش به گورستان مجوس افتاد،قانون مجوسان آن بود که مردگان خود را در دخمه نهادندى و چراغى در پیش او گذاردندى.

      ۲ : شرح دعای صباح ، نویسنده : رضی الدین محمّد بن بهاء الدین محمد بن حسن علی بن عبدالله تستری (از عالمان قرن ۱۱ و ۱۲ هجری ) ، ص ۲۱۴ :
      بدان که فقره شریفه ، دلیل است بر فساد و بطلان قول ثَنَویان و مجوسان … و بعضى گویند : نور ، زنده و ظلمت ، خواهد مُرد یا مُرده است ، و وطى مادر و خواهر و عمّه و خاله و آنچه از ایشان برآید ، حلال دانند ، و غسل جنابت نکنند ، و مُرده در خاک دفن نکنند و در دخمه اى گذارند .

      در کل ، دخمه گذاری چه در وندیداد و چه میان زرتشتیان وجود داشته است .
      البته شرح دعای صباح آنچنان منبع معتبری نیست و بیشتر به عنوان نقل قول آورده ام .

  8. هیچ تسکینی بر حضور انسان بر سر سنگ قبور بستگان در کار نیست
    بلکه برعکس انسان با فشار آوردن به قوه حافظه خود در مرور گذشته و گریه و زاری
    سعی دارد یک ارتباط احساسی با اموات خود برقرار کند و نشان دهد که بیاد او هست .
    در بعضی موارد زیاده روی احساسی در گریه زاری با حضور بر سر خاک اموات
    نه تنها تسکینی ندارد بلکه باعث بروز عوارض ناراحتیهای روحی روانی بازماندگان
    و حتی جسمانی میگردد .
    اینها فقط یکسری رسومات هستند که در کشورهای اسلامی ترویج و تلقین شده اند .
    در ضمن با کدام فرمول علمی و انسانی حقانیت اسلام به اثبات رسیده تا دنیا هم بداند ؟
    بلکه کاملا برعکس با مشاهده در کردار و پندار پیمبر اسلام و تهی بودن کتابش از دیدگاه
    الهی و ماورایی حکایت از عدم هرگونه حقانیتی دارد …….

    • افراط در گریه زاری برای اموات معمولی، کراهت دارد و لازمه ی حضور برقبر اموات گریه نیست. حضور بر قبر اموات گفته شد نه گریه زاری

      یکی از راههای اثبات حقانیت اسلام، قرآنه که کسی نمی تونه همانندش بیاره. اگر آورده بودند گوش فلک را کر کرده بوند

      کردارهای بد پیامبر اسلام ص را یکی یکی بگید تا بررسی کنیم

      http://www.raherasti.ir/15164

  9. واژه دخمک اوستایی فقط در اوستای نو یعنی وندیداد امده و از ریشه دخ به معنای محل سوزاندن و برامدن دود از جسد می باشد و وندیداد توصیه به تخریب دخمه ها کرده
    وندیداد فرگرد هفتم بخش ۴۹ زرتشت از اهورمزدا می پرسد . اگر زمان درازی جسد مرده در دخمه دفن شده باشد ایا ان زمین پاک می شود

    اهورمزدا در بخش ۵۰ پاسخ می دهد
    خیر تا زمانی که جسد و خاک یکی نشوند زمین پاک نیست . ای زرتشت به مزدیسنان بگو دخمه ها را ویران کنند
    مشخصا دخمه در اینجا معنی قبر و گور می دهد .
    در ادامه در بند ۵۲ اهورمزدا مژده رستگاری و بهشت به تخریب کنندگان دخمه می دهد .
    در بند ۵۶ اهورمزدا دخمه ها را جایگاه دیوان می خواند که بی شمار در دخمه ها گرد هم می ایند .
    در بند های ۵۷ و ۵۸ دفن مردگان در دخمه ها را عامل بیماری و مرض نام می برد
    در فرگرد دو بندهای ۱۶ و ۱۸ زرتشت در ستایش اهورمزدا اورا کسی می خواند که اب را بر جسد و دخمه و پلیدی و استخوان روان می کند و بدین وَسیله ناپاکیها را به دریای پوتیک می راند و در بند ۱۴ باز دخمه در کنار کلمه نسا و پلیدی به جهت پاک شدن ذکر شده که نشان از باور وندیداد به ناپاکی دخمه دارد .
    موارد فوق تمام موارد کاربرد کلمه دخمه در اوستایی است .

    توجه بفرمایید در موارد فوق صریحا کلمه دخمه در متن اوستا آمده . چه طور در وندیداد صراحتا در جایی که کلمه دخمه آمده امر به ویرانی آن کرده و آن وقت کم سوادانی می گویند : ” طبق این کتاب مردگان را باید در دخمه نهاد” بفرمایید در کدام بند از کدام فرگرد گفته شده مردگان را در دخمه بگذارند البته اگر سوادش را داشتید متن اوستایی را هم ذکر کنید جناب مدیر در مورد قرآن و احادیث همیشه امر کرده اند که اصل متن عربی آورده شود . بنده مسوول ترجمه بی سوادی مثل موسی جوان نیستم که دخمه را به قبر و کوه را به دخمه ترجمه کند در حالیکه خود لفظ دخمه کلمه ای اوستایی است و نمی شود اصل کلمه را به غیر از خودش ترجمه کرد و کلمه دیگری را جایش گذاشت .

    شاهد دیگر هم عدم وجود کوچک ترین اثر و بازمانده از حتی یک دخمه در دوره ساسانی و تا قبل از اقدام پارسیان هند است . ساخت و شکل دخمه و کاربردش همگی ابتکار پارسیان هند بوده و ربطی به وندیداد و موبدان ساسانی و ایرانیان زرتشتی نداشته است .

    اما شواهد مضحکی که به ادعایش چسبانده :
    بند اول نه از تحقیقات و مراجعات ایشان به کتاب اگاتیاس و نه به قلم کریستن سن که واو به واو از کدام پر غلط خدمات متقابل اسلا م و ایران مطهری رونوشت شده است (ص ۱۹۳) . رندانه و به دروغ سعی کرده آنرا به قلم کریستن سن بنمایاند . جالب است که اینها کتاب معروف و مقدمه مشخص دارمستتر که امضای او را هم دارد از او نمی دانند و بعد این چنین مطالب کتاب مطهری را به قلم کریستنسن بیان می کنند !!!!! حتی برای فریب دیگران منبع اضافه کرده به نام کتاب دوم اگاسیاس که گویا منظور تاریخ آگاسیاس است که کلا یک کتاب است . در این کتاب هم با وجود ذکر بسیاری کلمات پارسی و پهلوی نشانی از کلمه دخمه نیست و شرح اگاتیاس هم چگونگی برگزاری مراسم برای مردگان است و هیچ جایش خبری از دخمه سپردن نیست . ورود کلمه دخمه از مترجمین ایرانی است و اینکه مدام تاکید و می کنیم کسانی که توانایی خواندن و مراجعه و شناخت متون زبان اصلی ندارند آبروی خودشان را با استناد به ترجمه های پارسی نبرند برای همین است . مضحک است که کار از ترجمه های غلط موسی جوان گذشته و به نقل از کتاب مطهری از کریستن سن نقل قول می کنند !!! جل الخالق
    بند دوم که خو.دش گفته تماما از کتاب مطهری است
    یند سوم و چهارم از کتاب های علمای شیعه !!! دلیل بر مدعایش آورده !!!! جل الخالق جالب است که خودش معترف است که این کتابها اصلا معتبر نیستند و باز هم به ان استناد می کند .

    یعنی این جماعت خود گویند و خود خندند و ادعای هنرمندی هم دارند . عاجز از یک نقل قول مستقیم از کتاب اصلی یا بدون مراجعه به اصل کتاب هرچه مطهری گفته را بدون تحقیق می پذیرند و ادعا ی تتبع و تحقیق هم دارند . اما جز همین کتاب مطهری و مطالب بولتنی سایتهای حوزوی هیچ چیزی بلد نیستند .

    • بنده خدا ، من یک کلمه هم از حرفهای کریستین سن را تغییر ندادم :
      به قلم پروفسور کریستین سن :
      ایران در زمان ساسانیان ، نسخه ویراستاری شده ، صفحه ۱۸ :
      در این کتاب [ وندیداد ] از انواع تعدی به موجودات اهورایی (انسان و سگ و بیدستر) و طریقه رفتار با اجساد مردگان و غیره سخن می رود. طبق این کتاب مردگان را باید در دخمه نهاد و طعمه پرندگان ساخت،(۱) چه تدفین یا سوزاندن اجساد باعث آلایش عناصر می شود و به این جهت حرام است.
      ۱ : آگاثیاس [ شاعر و تاریخ نگار یونانی ] (کتاب دوم، بند ۲۳ و بعد) صریحاً میگوید که به دخمه نهادن مردگان از عادات ایرانیان عهد ساسانی بود. هیون تسیانگ زائر بودایی چینی فقط اجمالا تذکر می دهد که ایرانیان غالباً اجساد مردگان خود را رها می کرده اند (بیل، ۲ ، ص ۲۷۸ ). … .

      آقای دروغگو ، آقای بی تربیت ، آقای فحاش ؛ صفحات کتاب ایران در زمان ساسانیان را در وبلاگ قرار خواهم داد .

      ……………………………………………………
      وندیداد فرگردهاثی یکم و ششم و هشتم :
      جسد باید در ارتفاع خوراک لاشخوران و سگان شود .
      خاکسپاری کاری اهریمنی است .
      اگر کسی مرد باید در جستجوی دخمه بر آیند .

      از ترجمه های دکتر دوستخواه و جیمس دارمستتر که در کامنت بیان کردم .

      در فرگرد های ششم و هشتم و یکم که گفتم ، خبری از خورشید نگر نبود ، بلکه خبر از دخمه گذاری و نهی خاکسپاری بود که در فرگرد هشتم بدان تصریح شد .
      ………………………………………………………….
      خاکسپاری در وندیداد نیامده است ، برو و برای خودت حرف بزن ، خاکسپاری عملی اهریمنی است مگر وندیداد نمیخوانی ؟ مگر نمیخوانی ؟ . مگر چشمهایتان فرگرد یکم را نمی بیند ؟ جداً نمی بیند ؟ خاکسپاری عملی اهریمنی است ، میتوانی فرگرد هشتم را رد کن ، ششم را رد کن ، یکم را رد کن ، نمیتوانی بگو نمیتوانم چرا سفسطه میکنی ؟.
      ………………………………………………….

      در فرگردهایی که گفتی :

      تو معنی دخمه گذاری را نمیدانی ؟ بنده خدا ، مرده ها را در دخمه می نهند و سپس در وندیداد توصیه شده وقتی تعداد مرده ها در آن زیاد شد ، دخمه را تخریب کنند ، نه اینکه دخمه را خراب کنند ، دخمه های انباشته از مردار را فروریزند ، چشمهایت را بکار بیانداز . برای خودت چه میبافی ؟ تو که هستی ؟ انسان ؟ یا … چشمت را بازکن ، می گوید مرده را در دخمه بگذارید وقتی هم که دخمه پر از مرده شد و مردگان انباشته شدند آنوقت انرا تخریب کنید .
      ……………………………………………..
      نمیدانم این کامنت کی پخش میشود … اما بزودی در یک پست این دروغ تو را هم بر ملا خواهم کرد .

  10. توضیح دادن برای کسی که حتی الفبای اوستایی را نمی تواند بخواند البته ساده نیست و کسی که می گوید” در وندیداد توصیه شده وقتی تعداد مرده ها در آن زیاد شد ، دخمه را تخریب کنند ، نه اینکه دخمه را خراب کنند ”
    بله تخریب کنند نه اینکه خراب کنند !!!!!! قبلا هم گفتم شما در درک زبان پارسی هم مشکل دارید .
    اما داستانی که گویا به ایشان وحی شده یا به روش بسیاری از تفسیرهای قرآنی که ارایه می دهند ایشان وندیداد را هم تفسیر کرده که بله ” وقتی تعداد مرده ها در آن زیاد شد آن را خراب می کنند ” بسیار خوب اگر سند همین یکی را ارایه دادید که در وندیداد گفته شده باشد اول مرده را در دخمه بگذارید و بعد وقتی مرده زیاد شد خرابش کنید بنده همه ادعاهای دیگر شما را هم می پذیرم . مشکل این است که وسطش را از خودت در اورده ای یعنی هیچ جای وندیداد نیامده که وقتی مرده زیاد شد خرابش کنند بلکه صراحتا گفته دخمه ها را خراب کنند و اجر زیادی هم برای این کار قرار داده .
    قبلا از این آقا خواستم که یک نقل مستقیم (به متن اوستا نه ترجمه های پر غلط ) بیاورد که امر به دخمه گذاری کرده باشد . ایشان پاسخ داده :
    فرگرد ششم بندهای ۴۴ تا ۴۶ جالب است در این جا حتی در ترجمه ها هم اثری از کلمه دخمه نیست و تمام متن در مورد رها سازی مردگان است تا خوراک لاشخورها شوند .
    فرگرد هشتم بند یک و دو
    قبل از توضیح و ذکر این فرگرد بند ۸ همین فرگرد را به پارسی ذکر می کنم (سایر ترجمه ها هم مشابه بود )
    البته برای این مردگان ، مزدا پرستان آن زمین را گود کرده و در زمین سخت تا میان پا (زانو) و در زمین نرم تا میان تنه (کمر) بکنند . سپس کف ان را با خاکستر یا فضولات چارپا یا آجر یا قلوه سنگ یا خاک خشک از هرسو بپوشانند .

    در ادامه می گوید در این قبر جسد را تا خشک شدن زمین و رویش گیاهان و پس رفت آب روان نگاه دارند و در بند ۱۰ می گوید که در این همگام قبر رابشکافند و جسد را بر روی خاک خشک یا سنگ ریزه یا آجر قرار دهند تا خوراک حیوانات شود .
    مشاهده می کنید که وندیداد در این جا حتی در شرایطی امر به کندن قبر و دفن کردن موقت داده .

    اما دلیل همه اینها جلوگیری از آلودگی آب و هوا بوده . پس اصل عدم الودگی آب و آتش و هوا بوده نه دفن کردن یا دفن نکردن
    اما برسیم به بند یک و دو
    در بند یک سوال می کند که اگر در کلبه چوبی یا نمدی یا چادر سگی یا مردی بمیرد چه کنند ؟
    در بند دو می گوید دخمه ای را جستجو کنند یا آماده کنند . اگر مرده قابل حمل کردن باشد مرده را از انجا ببرند . سپس ان خانه را در دخمه رها کنند و از آلودگیها با بخور های گیاهی ضد عفونی کنند

    دلیل این امر در بند بعد به صراحت امده . که می گوید اگر خانه قابل حمل کردن بود نیازی به این کار نیست . می توانند انرا از ان محل ببرند و در جای دیگری با بخور ضد عفونی کنند . در این بند صراحتا می گوید که مرده را رها کنند ( نه اینکه دخمه بسازند و با تشریفات به دخمه حمل کنند !!!!)

    مساله کاملا واضح است . اینجا اصلا سخن از جسد نیست تمام این سه بند در مورد خانه است . که اگر قابل حمل باشد باید انرا ضدعفونی کرده و ببرند و اگر سنگین باشد و قابل حمل نباشد باید انرا در گودالی کاملا دفن کنند و محیط را ضد عفونی کنند . تازه از بند ۴ سخن از اینکه حالا با مرده چه کنند امده .
    شاهد دیگر این دلیل هم نوع مصالح خانه است که چوب یا نمد باید باشد و مثلا در مورد خانه سنگی حکم دیگری دارد .

    • چرا حرفهای پرت میزنید ؟ لینک وبلاگ کامل بیان کرده است که :
      فرگرد ششم :
      ۱ : جسد مرده را باید در ارتفاع برد .
      ۲ : خوراک سگان و لاشخوران شود ، پس خاکسپاری نبوده .
      ۳ : محلی در ارتفاع که روباز بوده است . [ دخمه ها تماما این ویژگی را دارند ] .

      گواه پروفسور کریستین سن را دیدید ؟ دروغت آشکار شد ؟ .
      گواه دکتر دوستخواه را دیدید ؟ .

      فرگرد هشتم :
      ۱ : بنده خدا ، چرا وندیداد نمیخوانی ؟ آن گودال از تفاله گاو برای وقتی است که نتوانستند مرده را دخمه بگذارند برای همین باید صبر کنند تا موقعش که رسید بتوانند در دخمه بگذارند . متوجه حرفهایت هستی ؟ جدا هستی ؟ . تازه اینها میگوید باید در دخمه گذاشت . چرا وبلاگ مرا کامل نخواندی ؟ چرا ؟ .
      ۲ : کلبه جگن پوش و … مرده است یا نه ؟ چرا وندیداد را در نظر نمیگیرید هیچ وقت ؟ وندیداد را کلش را باید در نظر گرفت چه مرده در هرکجا باشد اولویت با دخمه است.
      ۳ : چرا حرفهای پرت میزنید ؟ در انجا مرده باید بماند و سپس او را به ساختمانی میبرند که دستور ساختنش هم آمده است و همان دخمه است . یعنی نمیدانی دخمه چطور بوده است ؟ در فرگر هشتم جواب ترا داده اند . آنچنان که خود دکتر دوستخواه هم اشاره میکند در پاورقی که ساختمان دخمه را دارد میگوید بسازند .
      ۴ : کدام آلودگی ؟ مرده را باید در محلی باز بگذارند و در ساختمانی که دخمه است ، آنوقت این آلودگی هوا نیست ؟ خاک را نمیخواستند آلوده بکنند .
      ۵ : سگان و لاشخوران چجطور مرده را میخورند ؟
      ۶ : این ساختمان سنگ و … جز دخمه است ؟ که در فرگرد هشتم بدان تصریح شده است که بسازند ؟ یعنی نمیدانید که دخمه را چطور میسازند ؟ یعنی نمیدانید که فرگرد هشتم دستور به ساختن دخمه داده است ؟ .

  11. ادامه ……
    در مخالفت با همه این ادعاها توجه را به خواندن بندهای ۴۵ تا ۵۹ فرگرد ۷ جلب می کنم
    در بند ۴۶ می گوید زمین زیر لاشه مرده پساز یکسال تابش خورشید پاک می شود
    در بند ۴۸ می گوید زمینی که در ان لاشه مرده دفن شده پس از ۵۰ سال پاک می شود
    در بند ۴۹ همین سوال را در مورد دخمه از اورمزد می پرسد و در بند ۵۰ پاسخ می گیرد که زمین دخمه هرگز چون قبل پاک نخواهد شد . از اینجاست که امر می کند دخمه های بسیار ویران کنند . دخمه ها را مکان دیوان می خواند
    در بند ۵۸ دفن کنندگان مردگان در دخمه ها را رامش بخش دیوان می خواند . در بند ۵۹ انان را به کوته خردی متهم می کند .

    بله وندیداد دفن کردن مردگان را کاری اهریمنی خوانده ولی ساختن دخمه ها را دهها برابر بدتر می داند .
    امر وندیداد در مورد مردگان رها کردن ایشان در برابر حیوانات لاشه خوار است . حتی خورشیدنگر کردن فقط برای ضد عفونی جسد و وسایل مردگان و زمین زیر اجساد توصیه شده .
    جناب آفر شما که حتی نمی توانید کتاب ویراسته نشده کریستنسن به زبان اصلی را بخوانید و شما که نمی توانید متن اصلی کتاب اگاتیاس را در اینجا بیاورید با استناد به ترجمه های فارسی چیزی را ثابت نمی کنید . این ترجمه ها :
    اولا قدیمی هستند
    ثانیا غیر علمی هستند
    ثالثا بر متن اوستایی و تفسیر پهلوی مستند نیستند . در اوستا جایی که کلمه دخمه و صورت های صرفی اش امده امر به ویران کردن بوده و البته دخمه در اوستا دقیقا مترادف دخمه ای که زردشتیان ساخته اند نیست . مثلا برای مهبل زن نیز در اوستا از دخمه استفاده شده . مراد اوستا از دخمه روش دفن رایج مردگان در آن زمان یعنی مقبره سازی و نگاه داری جسد در مقبره بوده که با آن مخالفت کرده و چون مردگان را مورد حمله دیوان می دانسته از تجمع اجساد در هرجا شدیدا منع کرده نه اینکه امر کند دخمه بسازند .

    دیگر دلیل اینکه وندیداد که با این جزئیات به احکام طهارت پرداخته در مورد متولیان احتمالی دخمه یک کلمه هم چیزی نگفته . مگر می شود امر به ساخت دخمه و نگهداری بدهد و در مورد متولیانش هیچ چیز نگوید ؟

    • الحمد لله که دیگر چیزی برای گفتن ندارید :
      ۱ : زمینی که مرده در آن مانده و پاک میشود ، برای اهمیت آلوده نکردن خاک است ، نمیدانم ، چرا نمیرود و وندیداد بخوانید ، صریحا خاکسپاری را نهی کرده است و امر به دخمه گذاری داده . یعنی ندیدید بندهایی از وندیداد را که خاکسپاری را گناهی معادل کشتن یک انسان قرار داده است ؟ چه میگویید برای خودتان ؟ . اینها برای مرده ای است که خاکش کردند [ خواه غیر زرتشتیان اینکار را کرده باشند و یا زرتشتی این اشتباه را انجام داده باشد ] حال گفته است که چه مدت میگذرد تا زمین پاک شود .
      ۲ : من در وبلاگ بطلان این حرفها را اثبات کردم اما مثل اینکه این فرد نمیخواهد حقیقت را ببیند . خوانندگان وبلاگ را بخوانند صریحا بطلان حرفهایش روشن است .
      ۳ : فرگرد هفتم بند ۴۹ امر میدهد به دخمه گذاری [ مرده آدمی را در دخمه فروگذاردند ... ] و سپس میگوید وقتی خاک مردار با خاک زمین یکی شد دخمه ها را فروریزند ، از این روشنتر ؟ . تمام وندیداد دارد میگوید مرده را در دخمه گذاشته و سپس بعد از مدت زیادی که خاک مرده با خاک زمین یکی شد دخمه را خراب کنند . [ در وبلاگ با توضیحات مفصل است ].

      ۴ : در کـــــــجای وندیداد ساختن دخمه اهریمنی خوانده شده است ؟ در کجای وندیداد ؟ فرگرد هفتم اتفاقا بیان میکند که مرده باید در دخمه باشد تا مدتی و سپس دخمه را فروریزند ، این متن صریح فرگرد هفتم است .

      من از فرگردهای ۱ و ۳ و ۵ و ۷ و ۸ ، دلایلی محکم آوردم ، کجاست دلایل شما ؟ کجاست ؟ .
      من گواهی پروفسور کریستین سن و دکتر جلیل دوستخواه را بیان آوردم ، کجاست گواهی شما از پژوهشگران ؟ .

      ۵ : آنجا که گفت :
      « در بند ۵۸ دفن کنندگان مردگان در دخمه ها را رامش بخش دیوان می خواند . در بند ۵۹ انان را به کوته خردی متهم می کند . »
      در ترجمه دکتر دوستخواه خبری از این حرفها نبود . برای اطمینان ترجمه دارمستتر را هم دیدم باز خبری از این دروغها نبود . این حرف دروغ است . در وندیداد هیچ گاه دفن کنندگان مرده ها در دخمه و یا کسانی که دخمه میسازند
      را مذمت نکرده و اتفاقا تشویق هم به دخمه گذاری کرده است .

      ۶ : خوانندگان ، خوب ببینید ، این فرد حال که دید چیزی برای گفتن نیست ، گفت :
      « نمی توانید کتاب ویراسته نشده کریستنسن به زبان اصلی را بخوانید »
      ۱ : متن کتاب ویراستاری شده ، با متن اصلی بدون ویراستاری کاملا یکسان است و تنها تعداد صفحاتش فرق دارد چون مطالبش در یک صفحه بیشتر است . اینرا همه میدانند ، چه ویراستاری شده و چه نشده متنش هیچ فرقی ندارد . اگر بازهم مشکل دارید میروم میگردم و از متن ویراستاری نشده پیدا میکنم اما … بخاطر این تهمت باید مجازاتی در خور بشوید تا دیگر روی هوا و بدون دلیل سخن نگویید .
      ۲ : بنده خدا ، پاورقی از پروفسور کریستین سن است ، مگر نمیدانید وقتی پاورقی از مترجم باشد حرف « م » را در انتهای آن میگذارند ؟ نمیدانید ؟ .
      ۳ : یعنی پروفسور کریستین سن دروغگو است ؟ حواستان است ؟ جدا حواستان هست چه میگویید ؟ .

    • ۴ : آنجا که حرفی شگفت زد و گفت :
      « با استناد به ترجمه های فارسی چیزی را ثابت نمی کنید »
      ببخشید ، آقای رشید یاسمی هم دروغگو است ؟ جدا دروغگو است ؟ یعنی یک دخمه را هم کسی نمیتواند ترجمه کند ؟ شما به گوگل ترانسلیت هم سری بزنید میتوانید ترجمه کنید ، چه رسد به اینکه آقای رشید یاسمی بخواهد ترجمه کند . آقای مدیوماه ، شما چرا اینطور شدید ؟ چرا گواهی ها و ترجمه وندیداد را منکر میشوید ؟ چرا سخن از نسخه اصلی میزنید ؟ یکباره تمام ترجمه تمام کتابها را ببرید زیر سؤال تا خیال همه راحت شود .
      ۵ : آنجا که گفت :
      « این ترجمه ها :
      اولا قدیمی هستند
      ثانیا غیر علمی هستند
      ثالثا بر متن اوستایی و تفسیر پهلوی مستند نیستند . »
      با عرض پوزش از آقای مدیوماه اما ناچارم اینطور بیان کنم چون ادعایی شگفت کرد :
      آیا شما عددی هرچند ناچیز در زمینه آیین زرتشت و اوستا هستید ؟ آیا پژوهشگری ترجمه دکتر دوستخواه را زیر سؤال برده است ؟ آیا پژوهشگری ادعای شما را تأیید کرده است ؟ .
      آیـــــا شـــــــمـــــــا عددی هرچند ناچیز در زمینه اوستا و آیین زرتشت هستید ؟ آیا ولو یک دهم دکتر دوستخواه هستید تا ترجمه اش را زیر سؤال ببرید؟.

      « در اوستا جایی که کلمه دخمه و صورت های صرفی اش امده امر به ویران کردن بوده و البته دخمه در اوستا دقیقا مترادف دخمه ای که زردشتیان ساخته اند نیست . »
      این گفته شما خیلی آدم را خوشحال میکند ، چون همانجاهایی که گفته دخمه فروریزند همانجا گفته که مرده باید در دخمه بماند و وقتی انباشته شد فروریزند . شما نیاز داری انگار بازهم وبلاگ مرا بخوانی . من جامع و کامل توضیح داده ام . در فرگرد سوم هم میگوید مرده را تنهایی نباید در دخمه برد و ایضا فرگردهای ۵ و ۶ و ۷ و ۸ که تماماً میگویند مرده باید در دخمه باشد .

      آنجا که گفت :
      « و در مورد متولیانش هیچ چیز نگوید ؟ »
      مرده را در دخمه رها میکردند . جدای از این ، صراحتا دارد به ساختن ساختمانی از سنگ و ساروج فرمان میدهد ، شما چه میگویید ؟ من هنوزهم مانده ام در این حرفهای شما ، چون کلا دکتر دوستخواه و پروفسور کریستین سن و وندیداد را منکر شده اید ، چند بند از فرگرد هفتم که هیچ ربطی به نهی از دخمه گذاری دارد را گرفته و تمام بندهای دیگر را بطور کل رها کرده اید . متولیان دخمه ها ؟ من ندیدم کسی سخن از متولیان بزند ، یک مکان سر بازی را در ارتفاع از ساروج و سنگ و خاک میساختند که به آن دخمه میگویند و سپس مرده را در آن قرار میدادند [ آداب دیگری داشته تحقیق نکردم ] ، و بعد هم مرده ها را در آن رها میکردند و البته با چیزهایی محکم تا استخوانهایش را سگان و لاشخوران پراکنده نکنند و به خاک نرود و تا سگان و لاشخوران بیایند و بخورند . سپس وقتی دخمه پر از مرده شد و خاک مرده با خاک زمین دخمه یکی شد ، دخمه را امر میدهند فروریزند . این با استناد به متن صریح وندیداد است که در وبلاگ بطور جامع بیان کردم . متولی در کار نبوده است .

      این لحن صحبت شما در این دو کامنت اگرچه عجیب است اما بد نیست .
      با تشکر از آقای فاطمی که میدانم ایشان باعث این تغییر لحن شدند .

      در پایان :
      شما دو راه دارید :
      ۱ : زیر سؤال بردن پروفسور کریستین سن و دکتر دوستخواه و جیمس دارمستتر .
      ۲ : قبول دخمه گذاری در وندیداد و آیین زرتشت .

      راه نخست را انتخاب کنید تا … دیگر هیچ بحثی نماند و البته هم من و هم خوانندگان شما را بهتر بشناسیم .

      • http://offer13.blog.ir/post/115
        لینک فوق را کاملتر کردم . فرگرد سوم و یک مطلب از نسخه ویراستاری نشده ایران در زمان ساسانیان هم اضافه کردم تا خوانندگان بدانند هیچ فرقی با نسخه ویراستاری شده ندارد .
        و در انتهای لینک وبلاگ :

        چه کسی و با کدام دلیل میتواند این افراد برجسته و کتابهای معتبرشان را زیر سؤال ببرد که صراحتاً دخمه گذاری در اوستا و میان زرتشتیان ساسانی را بیان کرده اند :

        ۱ : پروفسور کریستین سن و کتاب ایران در زمان ساسانیان .

        ۲ : جیمس دارمستتر و ترجمه وندیدادش .

        ۳ : دکتر جلیل دوستخواه و ترجمه اوستایش .

        ۴ : استاد هاشم رضی و ترجمه وندیدادش .

        کدام پژوهشگری این کار را کرده است ؟ کدام پژوهشگر ؟ یک نفر با نامی مستعار و جعلی چطور به خود اجازه داده است به این راحتی آنهم وقتی عددی هم در برابر ایشان نیست ، اینان را با استدلالهای بی اعتبار خود زیر سؤال ببرد ؟ خوانندگان قضاوت کنید ، پروفسور کریستین سن و دکتر جلیل دوستخواه و جیمس دارمستتر و استاد هاشم رضی کجا … یک باستان ستای افراطی دروغگو کجا .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی