+
خانه / ایران / اسلام و ایران / اسلام آوردن ایرانیان / ترویج دین زرتشتی به زور شمشیر در ایران
ترویج دین زرتشتی به زور شمشیر در ایران

ترویج دین زرتشتی به زور شمشیر در ایران

به قلم عادل
قابل توجه کسانی که انتشار اسلام در ایران را به زور شمشیر می دانند.
پس از پیدایش و ظهور زرتشت در ایران و پذیرش این دین از طرف شاه وقت ایران گشتاسب این دین دینی حکومتی از سوی دستگاه حاکم اعلان شد و اسفندیار پسر گشتاسب و زریر برادر گشتاسب مبلغان این آئین گشتند.
وقتی خانواده سلطنتی و حکومتی طرفدار و مبلغ یک آئین و مکتب باشند طبیعتا کسی نمی تواند مخالفت کند و اگر کسی چنان کند بالطبع گردنکش شناخته می شود و به دار آویخته می شود. اسفندیار و زریر در شاهنامه می گویند:

کشیدند شمشیر وگفتند اگر
کسی باشد اندر جهان سربه سر

که نپسندد او را به پیغمبری
سر اندر نیارد به فرمان بری

نیاید به درگاه فرخنده شاه
نبندد میان پیش رخشنده گاه

نگیرد از او راه و دین بهی
مر این دین به را نباشد رهی (یعنی غیر از پذیرش این دین راه دیگری ندارد)

به شمشیر جان از برش برکنیم
سرش را به دار برین برزنیم

به صورت علنی گفته می شود که زرتشتیت از سوی خاندان گشتاسب به طریق زور و شمشیر گسترش یافت. بدین گونه زرتشتیت به وسیله ی زور و شمشیر خاندان حکومتی گشتاسب گسترش یافت….
این آئین تا آن حد غریب بود که رستم قهرمان شاهنامه مخالف آن بود و علیه گشتاسب شورید و گشتاسب سپاهی سوی او به فرماندهی اسفندیار فرزند خویش فرستاد و به او گفت:

چو آن‌جا رسی دست رستم ببند
بیارش به بازو فکنده کمند…

رستم آئین نوی دستگاه حکومتی را به تمسخر می گیرد و به طعنه از اسفندیار که اکنون زرتشتی شده است از او به عنوان نو آئین یاد می کند:

بدو گفت رستم که ای پهلوان
نو آئین و نوساز و فرخ جوان

از این گفته ی رستم مشخص است که رستم این آئین یعنی زرتشتیت را به رسمیت نمی شناسند و با آن می جنگد.

۶۲ نظر

  1. به این داستان توجه فرمایید :
    اسلام آنچنان برای عمر غریب بود که با شمشیر قصد جان خواهر و همسر خواهرش را نمود . از این داستان شیرین چه نتیجه می گیریم ؟ واقعا اینقدر دست شما کوتاه است که برای اثبات عقاید پوچ خود به اسطوره ها توسل می جویید ؟ رستم وجود خارجی نداشته و البته این واقعیت که هر دین تازه مخالفانی در ایین گذشته داشته قابل کتمان نیست . مشکل تفکری است که هر باورمند به دین دیگر را دشمن و گمراه و جهنمی بداند بر خلاف ایین مزدیسنا و گاتها که اندیشیدن و نیک اندیشی را در لباس هر آئینی می ستاید . از نگاه بهدینان مسلمان نیک اندیش از زرتشتی بد اندیش برتر است . از نگاه شما مسلمان دزد و قاتل و متجاوز صرفا چون مسلمان و شیعه زاده شده بر سایرین برتری دارد . ما برای این نگاه ستاینده مزدا هستیم .

    • مدیوماه حرفت راجب عمر درسته ولی ماهم مثل شماییم کی گفته ما هم دزد و قاتل و متجاوزو خوب نمیدونیم بخاطر اسما مسلمون بودن و شیعه زاده بودن

      • خیلی عجیب است که از شاهنامه سند می آورید. همانطور که گفتم زرتشتی گری اصلا با زور ترویج نشد ( جنگ گشتاسب هم بخاطر استقلال ملت خودش از زیر دست دیگران بوده)..در زمان کورش و داریوش یا حتی خشایارشا هیچ یک از مردم مصر یونان و بابل به زور تغییر دین ندادند. کمبوجیه به مصر تاخت و خشایارشا به یونان هیچکدام با این که اعتقاد داشتند تحمیل نکردند.حتی گعومات مغ نیز این چنین بود. در کشور ایران پناهنده می پذیرفتند و خداناباوران هم زندگی میکردند.

  2. فردوسی هم عجب آدم عجیبی بوده، من در کارش ماندم!

  3. دین زرتشت نیاز به ترویج نداشته زیرا این دین صرفا ورژن جدیدی از عقاید مردم اریایی بوده که ورژن دیگری از ان را در هند میبینیم این عقاید بر اثر زمان بین این مردم پدیدار شده و نیاز به ترویج انچنانی نداشته خوب حالا میخواهید چه نتیجه ای بگیرید؟ چون زرتشت با شمشیر تبلیغ کرد کشتار اسلام بدون عیب است؟ توجه کنید که دین زرتشتی تفکرات دوگانه دارد در حالی که اسلام عصمت دارد و از طرف خدا امده واقعا تفریج من شده سر زدن به سایت وزین شما امیدوارم هرچه زودتر حاکمیت منطق بر جامعه ایران بوجود بیاد

    • دین زرتشت نیاز به ترویج نداشته؟؟؟ چگونه میگوئید نیاز به ترویج نداشت ؟؟
      زرتشت در سال سی ام حکومت گشتاسب پدیدار شد و در سال سی هشتم حکومتش مرگش فرا رسید. چگونه در این چند سال کم ۸ سال . که منطقه حکومت گشتاسب کوچک و کم بود. زرتشت توانست گسترش پیدا کند در شاهنامه چنین گفته میشود؟؟جهان شد پر از راه و آیین او …؟؟!!
      غیر از این است که با زور و شمشیر و حمله گسترش یافت . ؟؟فردوسی میگوید..

      که گشتاسپ خوانندش ایرانیان ببست او یکی کشتییی بر میان
      برادرش نیز آن سوار دلیر سپهدار ایران که نامش زریر
      همه پیش آن دین پژوه آمدند از آن پیر جادو ستوه آمدند
      گرفتند از او سربسر دین او جهان شد پر از راه و آیین او

      فردوسی میگوید . اسفندیار پسر گشتاسب و زریر برادر گشتاسب که هر دو به اموختن زرتشتیت نزد زرتشت شدند.
      برادرش نیز آن سوار دلیر سپهدار ایران که نامش زریر
      همه پیش آن دین پژوه آمدند از آن پیر جادو ستوه آمدند
      وقتی زرتشتیت را خواندن ان دو سردار یعنی زریر و اسفندیار به گسترش زرتشتیت پرداختند. با زور و شمشیر
      کشیدند شمشیر وگفتند اگر
      کسی باشد اندر جهان سربه سر

      که نپسندد او را به پیغمبری
      سر اندر نیارد به فرمان بری

      نیاید به درگاه فرخنده شاه
      نبندد میان پیش رخشنده گاه

      نگیرد از او راه و دین بهی
      مر این دین به را نباشد رهی
      به شمشیر جان از برش برکنیم
      سرش را به دار برین برزنیم
      درباره فتح ایران و قبلا سخن گفته شده است.
      در ضمن اریائی ها ائین های زیادی داشتند. پرستش ارواح خبیسه تا به انان ضرر نزنند . پرستش ارواح نیک و فرشتگان تا از انان در برابر ارواح خبیس دفاع کنند و پرستش خورشید و ماه و ستارگان وووو زرتشت ورژن کدامشان بود؟؟

  4. اسلام آنچنان برای عمر غریب بود که با شمشیر قصد جان خواهر و همسر خواهرش را نمود . از این داستان شیرین چه نتیجه می گیریم !!!؟؟؟ عمر از مبارزه اسلام با بت پرستی که دین سابق عمر و اعراب بود ناراحت شد و حس میکرد که اسلام با مبارزاتش با بت پرستی دارد به دین انها توهین میکند شمشیر گرفت تا برود و پیامبر را بکشد که شخصی در راه او را دید و به او گفت کجا میروی؟ گفت میروم تا محمد(ص) را بکشم او به دین ما توهین میکند ان شخص به عمر گفت اگر راست میگویی اول از خانه خویش شروع کن که خواهرت و شوهرش مسلمان شده اند. عمر رفت تا خواهر و شوهرش را از اسلام بازگرداند .خواهرش به او سوره ایی از قران را داد و گفت بخوان اگر قانع نشدی هرچه میخواهیی بکن که عمر سوره را خواند و مسلمان شد… نتیجه ایی که شما از داستان گرفتی چیه؟؟
    رستم وجود خارجی داشت .. رستم یلی بود اندر سیستان خودم کردمش رستم دستان.. رستم وجود داشته فقط فردوسی شاخ و برگ او را اضافه کرده است..
    در اسلام تمام ادیان و مردم محترم هستند و سفارش شده است که با مردم چه کفار و مشرک و چه ادیان دیگری که با شما نمیجنگند. به نیکی و عدالت رفتار کنید..

    لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ
    خدا شما را از نیکی کردن و عدالت ورزیدن با آنان که با شما در دین ، نجنگیده اند و از سرزمینتان بیرون نرانده اند ، باز نمی دارد خدا کسانی راکه به عدالت رفتار می کنند دوست دارد

  5. جناب عادل
    اینکه نگاه اسلام به دیگر ادیان احترام امیز بوده مورد اتفاق اکثر تاریخ نویسان است . اشکال در نگاه متحجرانه بعضی از مسلمانان به این مقوله است و گرنه در قران و سنت پیامبر نمونه های بسیار از سفارش به تساهل و همزیستی با دگر اندیشان شده است و از این بابت اسلام خصوصا مکتب اجتماعی اسلام در زمان خود نمونه بی همتایی بوده . لذا سوء برداشت نشود .
    اگر از داستان رستم و دشمنی اش با ایین زرتشت بشود ایرانی نبودن زرتشت را نتیجه گرفت ایا می شود از داستان عمر در مورد پیامبر اسلام نتیجه مشابه گرفت . متاسفانه شما در تمام گزارش خود دائم به شاهنامه استناد می کنید . لطفا از میان ایران شناسان مطرح سه سده اخیر بفرمایید کدامیک به شاهنامه استناد کرده . در غیر واقعی بودن روایت تاریخی شاهنامه همین بس که در شهنامه از شاهان خیالی بسیار یاد می شود ولی اثری از کورش و هخامنشیان و اشکانیان و سلوکیان در شهنامه نیست . هیچ ایرانشناسی در اسطوره ای و تخیلی بودن شاهنامه شک ندارد حتی روایت شهنامه از دوران ساسانی هم روایت دقیقی نیست . لذا استناد به شاهنامه برای نتیجه گیری در باب زرتشت از اساس مورد ایراد است . مانند آنکه بخواهیم از داستان حسین کرد شبستری تاریخ صفویه درآوریم .

    • حدس من هم اینه که پیامبر(ص) و امامان نسبت به پیروان ادیان دیگر احترام آمیز برخورد می کرده اند و الا این همه به اسلام رو نمی آوردند و شواهد دیگر هم هست

      • تاریخ همواره تکرار می شود . در روزگار زرتشت ایرانیان پیرو ایینی بودند که ایزدان نیک و بد را با هم می ستود . زرتشت کوشید از پرستش بدیها جلوگیری کند . پس از زرتشت وقتی با استقبال پادشاهان محلی ایین او در میان ایرانیان گسترش یافت مغان که جایگاه طبقاتی خود را در خطر دیدند با پیوستن ظاهری به ایین او سعی کردند مقاصد اهریمنی خود را در پوشش مزدیسنی بجویند . اوج این انحراف در زمان ساسانیان با زروان پرستی که بازگشتی به عقاید پیشا زرتشتی بود نمایان شد و وندیداد که تمام دیدگاههایش مخالف عقاید زرتشت بود بر زندگی ایرانیان حاکم شد . متاسفانه تاریخ اسلام نیز چنین انحرافی را درست در روز وفات پیمبرش شاهد است و به نام اسلام قرنها نژاد پرستی عربی امویان حاکم می شود . پیرایش ادیان نیک اندیش از احکام اهریمنی و ارایه نظام اخلاقی اهورایی به تمام اختلافات مذهبی پابان خواهد داد . اگر روزی در مبان همه ما به جای احکام تحریفی ادیان که ساخته تلاش زور مداران و شیادان مذهبی است تظام اخلاقی و اجتماعی پیامبران راستین جایگزین شود از همه جنایاتی که به نام دین انجام می شود پایان داده خواهد شد . خواه این جانیان موبدانی باشند که به جرم سگ کشی کسی را اعدام کردند یا جنایتکاران داعش و امثالهم .

        • درباره ی ناشناخته بودن عمر با اسلام .. باید بگویم عمر با اسلام ناشناخته بود ولی پیامبر اسلام را به خوبی میشناخت زمانی که از پیامبر اسلام تاریخی بخواهیم تمام ادوار زندگانیش مشخص است از کودکی تا فوت و یاران و بعثت و ووووو .. ولی از زرتشت نه هیچی نیست

    • بحث ما اسلام است و نه رفتار مسلمان که ما خودمان هم از رفتار برخی تند روهای مسلمان دلگیر و ناراحت هستیم. ولی دلیل برخی از اینگونه رفتارهای متحجرانه .رفتار برخی از نو کیش های دیگر ادیان است . باید بگویم دشمنی رستم که قهرمان ایران زمین و کمک کننده دستگاه حاکم گشتاسب پیش از ظهور زرتشت یکی از دلایل است .. دلیل دیگر عدم وجود بیوگرافی از زرتشت در شاهنامه است .. و همه شاهنامه خیالی نیست مثلا همین گشتاسب شاهنامه در اوستا هم هست . منوچهر . اسفندیار . بهمن و غیره .. نمیتوان شاهنامه را خیالی دانست .بلکه در شاهنامه کمی غلو شده است ..شما اگر عدم وجود نام کوروش در شاهنامه را دلیل بطلان شاهنامه میدانید و سفارش میکنید تا از مورخین چند سده اخیر دلیل بیاورم . باید بگویم کوروش حتی برای مورخین چند سده اخیر هم ناشناخته بود .. همانند فرصت الدوله در زمان قاجار که مینویسد.
      فرصت‌الدوله شیرازی که پژوهش و گزارش مفصل و مصوری از آثار باستانی و تاریخ و جغرافیای استان فارس را در اواخر پادشاهی ناصرالدین‌شاه قاجار نوشته، در شرح بنای موسوم به مشهد مادرسلیمان آورده است: «بنابر آنچه مورخین فرنگستان را عقیده است، آن مقبره پادشاهی است که نام او کوروش بوده و او را چتریش نیز می‌نامیده‌اند». این عبارت و این تنها یادکرد از نام کورش در کتاب فرصت‌الدوله نشان می‌دهد که حتی در دوره قاجار و در میان پژوهشگران تاریخ و جغرافیا، نام کوروش تا این اندازه برای ایرانیان جدید و ناشناخته بوده است. این در حالی است که شرح حال بسیاری از پادشاهان پیش از اسلام در کتاب او آمده است.

      فرصت‌الدوله شیرازی، آثارالعجم در تاریخ و جغرافیای مشروح بلاد و اماکن فارس، به کوشش علی دهباشی، تهران، ۱۳۶۲، ص ۲۲۸.
      انگلیسی ها و امریکایی ها کوروش را ساختند.. میبینیم که فرصت الدوله با او ناشناس است .. شما هیچ قبر دویست ساله ایی را نمیتوانید پیدا کنید که نام فوت شده کوروش باشد .. و هیچ تا دویست سال پیش اصلا نام کوروش بر خود نداشت..
      شاهنامه شاید به مزاج شما خوش نیاید ولی برای محققین یک سند است..

  6. زرتشت کوشید از پرستش بدیها جلوگیری کند؟؟
    کدام بدی ؟ زرتشت انها را از پرستش ماه و خورشید به پرستش اتش کشاند .چه نیکی انجام داد؟
    شما به من بگوئید این ائینی که در ادوار زمان به وسطله ی هر کس و ناکسی تحریف شده است و در زمان ساسانی اوستا به ۲۱ نسک افزایش یافت . چگونه میتواند راهنما و روشنگر راه رهجویان باشد؟ چرا این ائین به پیروان خویش نمیگوید که قابل اعتماد نیست چرا که زیر و روی ان تحریف شده است ؟ اگر حقیقتا تنها راه در زرتشتیت حقیقت است؟ چرا زرتشتیت بجای گفتار حقیقت از احساسات جوانان برای جذب به این ائین استفاده میکند؟هیچکس نمیتواند به صورت قطعی ثابت کند که زوران به متعلق به چه ائینی و برهه از زمان تعلق دارد ..هرچند از زوران در اوستا نامی نیامده . ولی میبینیم که زرتشتیان قدیم او را پدر اهورا مزدا میدانستند. این مسئله از کجا پدیدار شد؟ مگر زرتشتیان خبر و اطلاع از ائین خویش نداشتند به واسطه اوستا. که اهورا مزدا پدری ندارد تا او را وارد ائین خویش نکنند؟ با وجود تمام اتفاقات و تحریفاتی که در ادوار مختلف بر سر اوستا امده است چگونه میتوان ثابت کرد که زروان در اوستا به نام ایزدی بزرگ وجود نداشت؟اگر در اوستا نامی از زروان وجود ندارد دلیل ان است که پیروان اوستا خدای خویش را اهورامزدا میدانستند . هرچند در یسنا که به معنای نیایش است از زروان یاد شده است که خود مهم است . چرا در نسک نیایش نام او امده است؟ زرتشتیان پس از ورود اسلام کتب خویش را با استفاده از فلسفه ی اسلامی و مسیحی از خرافات منزه کرده اند.
    عبدالحسن زرین کوب در کتاب تاریخ ایران ص ۱۶۶ مینویسد.شریعت زرتشت در پایان حکومت ساسانی چنان تهی و سست و ضعیف شده بود که وقتی اسلام وارد ایران شد و موبدان حمایت حکومت ساسانی را از دست دادند خود را ناچار دیدند تا در ائین اصلاحات نمایند بدین گونه با حذف خرافات و اوهام ان را به شکل و گونه ی دیگری در اوردند..و میبینیم که اگر این اصلاحات اگر نبود شاید شما هم همکنون زروان را میپرستیدید .. ولی این اصلاحات چقدر میتواند قابل اعتماد و اتکاء باشد؟ این اصلاحات سبب برخی تشابها بین اسلام و زرتشت شد … چرا که انها از اسلام الگو میگرفتند/
    اسلام به هیچگاه حتی در زمان بعد از فوت پیامبرش دوچار اختلالی نشد چون کتابش دست نخورد وجود داشت.. و توحیدش هم دوچار خلیلی نشد.. درباره ی خلافت بنی امیه . ویل دورانت از انان به نیکی یاد میکند و میگوید حکومت اموی چنان به ادیان دیگر و مردم اهل ذمه احترام میگذاشتند که حتی در زمان حال در دیگر بلاد هم نظیر ان را ندیدیم و جزه ایی بسیار اند و ناچیز از انان میگرفت.

  7. - گفته اید : ” زرتشت انها را از پرستش ماه و خورشید به پرستش اتش کشاند .چه نیکی انجام داد؟” سخنان زرتشت در گاتها برای من مبناست . در کجای این سخنان اتش پرستی سفارش شده است . توجه کنید گرامی داشتن با پرستش چیزی تفاوت دارد و گرنه من هم می توانم مدعی باشم که در اسلام نان پرستش می شده . لطفا با سند پاسخ دهید .
    – در خصوص تحریف : باور مزدیسنی جستجوی راستی از طریق خرد است . چنین باوری ( نه آیین یا دین ) قابل تحریف نیست اما شما به من در جهان ایینی نشان دهید که تحریف نشده باشد . ایا شما مذهب امروز سنیان را تحریف نشده می دانید ؟ پس اسلام هم مانند همه ادیان تحریف پذیر است چرا که وقتی انسانهایی مانند زرتشت و محمد با نوای دل جمعی از مشتاقان را به خویش می خوانند دیگرانی مانند مغان در زمان زرتشت و امویان در زمان صدر اسلام هستند که اماده انحراف باورهای راستین هستند . پیام زرتشت این است در هر زمان باورهای پلید و شیطانی را از ایین و اندیشه خود بزدایید .
    - باور مزدیسنی این است ” راه یکی است و آن راستی است ” شما مدعی شده اید که ” تنها راه در زرتشتیت حقیقت است؟ چرا زرتشتیت بجای گفتار حقیقت از احساسات جوانان برای جذب به این ائین استفاده میکند؟” لطفا با سند یکی از پیشوایان امروز زرتشتی که مدعی باشد تنها دین او حقیقت است معرفی کنید . بر عکس مزدیسنان معتقدند که هرکس می باید با خرد خود حقیقت را جستجو کند و بیابد و اسلام نیز همین عقیده درست را دارد .
    - در خصوص زروان به کتاب زنر مراجعه کنید . اریاییها زروان را در کنار ایزدان خوب و بد و خنثی می پرستیدند که زروان چزو ایزدان خنثی بود . زرتشت به پرستش دیوان پایان داد ولی مغان دست از عقاید انحرافی و خرافی خود نشستند چرا که منفعت انها در ترساندن مردم و وادار کردنشان به پرداخت قربانی و چشم زخم برای دوری از شر خدایان بد بود . لذا این ادعا که زرتشتیان زروان را پدر اهورا مزدا می دانستند نشان از بی اطلاعی شما حتی نسبت به ظهور دین زرتشتی و تغییراتی است که این دین در باور ایرانیان به وجود اورد . لطفا در این خصوص کمی بیشنر مطالعه کنید .
    - پرسیده اید این مساله یعنی بازگشت زروانیسم چگونه اتفاق افتاد . همانگونه که با همه تاکیدات قران بر انحرافات بنی اسراییل ، اسراییلیات وارد اسلام شد . توجه کنید که زروانیسم در زمان ساسانی تنها شاخه ای از دین زردشتی بوده و در اواخر دوره ساسانی و بعد از فتح اسلام کاملا از بین رفته مجددا تاکید می کنم اینکه بعضی از باورمندان یک دین منحرف شوند به اصل و اساس ان دین ارتباط ندارد مثلا وهابیت با اسلام راستین چه نسبتی دارد ؟
    - زروان در یسنا نام برده شده و منظور از زروان ایزد زمانه بی کران است . یسنا بخشی از نیایشهای کهن اریایی است که قسمتهای مربوط به دیوان به دستور زرتشت از ان زدوده شده است . لذا یسنا باور زرتشت نیست و در گاتها فقط اهور مزدا پرستش می شود . اما زروان و افسانه زاده شدن اهور مزدا و اهریمن در زمان ساسانی پدید امد نه در زمان زرتشت .
    - پس از اسلام زرتشتیانی که بر دین خود ماندند مسلمانان را در کتب و عقاید خود نمونه بد دین و فرزند اهریمن خوانده اند . زرتشتیان در زمان صدر اسلام عقایدی وندیدادی و متصلب داشتند که اسلام قابل نفوذ در ان نبود چون دشمن شماره یک ایین انها شمرده شد .اما اینکه همه ادیان چیزی از هم وام گرفته اند و در طول زمان تکامل یافته اند شکی نیست کما اینکه حکمت زرتشتی یکی از پایه های فلسفه اسلامی گشت و عرفان اسلامی هم ریشه در عرفان زرتشتی دارد .امروز هم زرتشتیان بخشی از مناسک مسلمانان مانند تدفین را پذیرفته اند .
    - حقیر مسلمان هستم و خدای یکتا را می پرستم به پیامبری رسولش و روز جزا ایمان دارم و باور دارم که کلام زرتشت کلامی اخلاقی و خدایی بوده . لذا در پیرایش باورهایم از کلام او کمک می گیرم . بعید می دانم چنین باوری بتواند رو به زروانیسم که سرشار از خرافه و دیو پرستی بوده بیاورد
    - کلام زرین کوب صحیح نیست در حقیقت زرتشتیان پس از اسلام عقاید باقیمانده خود را به صورت متعصبانه ای ادامه دادند و باور به وندیداد حتی امروز هم در میان بخشی از پارسیان هند وجود دارد . البته لاجرم هژمونی سیاسی مذهبی اسلام تاثیر خود را به صورت غیر مستقیم در طول قرنها بر ایین ایشان نهاده ولی اثری از عقاید اسلامی در ایین زرتشتی وجود ندارد .
    - گفته اید اسلام پس از فوت پیامبر دچار اختلال نشد . این اعتقادی است که اهل سنت دارند ولی شیعیان به این حدیث معتقدند “روزگاری می آید که از قرآن فقط خط های آن باقی می ماند و از اسلام نامش” نهج البلاغه سخن ۳۷۵ .
    - اما نغز ترین جای پاسخ شما دفاعتان از امویان به استناد سخن ویل دورانت است . کتاب داستان تمدن ویل دورانت که متاسفانه در ایران به نام تاریخ تمدن معرفی شده یک اثر ادبی و فلسفی است . نه یک اثر تاریخی معتبر و مستند به مدارک و تحلیلهای تاریخی . لذا بهتر است در این مورد به کتابهایی مثل تاریخ طبری و ابن اثیر مراجعه شود .
    http://www.hawzah.net/fa/magazine/view/6443/8103/106491/ در این صفحه ضمن شرح جنایات قتیبه ابن مسلم بر ضد دین و زبان مردم خراسان بیش از ۴۲ مرجع برای این جنایات در انتهای مقاله ذکر شده .

    • به دلیل طولانی بودن، مطالعه نکردم. کوتاه بنویسید

    • نظریان ژان کلنز اوستا شناس برجسته جهان ….

      ـــ زرتشت، خالق و نویسنده گاتها نیست (ص۸)؛ در واقعیت داشتن اصلاحات دینی او تردید وجود دارد (ص۵) و سرایش گاتها کار یک گروه دینی بوده است که از دو مکتب گوناگون برخواسته بوده‌اند (ص۱۰۹ و ۱۱۲)؛ زرتشت نه یک شخصیت تاریخی که یک افسانه است و در گاتها هم نام او همواره با صیغه سوم شخص آمده است (ص۱۱۳)؛ نام پدر زرتشت، پوروشسپ نیست و در گاتها اشاره‌ای به نام او نشده است (ص۱۱۴)؛ مطالعه مزدیسنا، هنگامی به نتایج بسیار دست می‌یابد که خود را از دست وجود بنیانگذار یا پیامبر رها کند، این شخص پیوسته اسباب دردسر بوده و مانعی در راه مطالعات است. او چیزی جز زیان ندارد و محققان را به دنبال نخود سیاه فرستاده است (ص۴۱).

      ـــ اهورامزدا تنها خدای مزدیسنا نیست (ص۶۳)؛ ثنویت، پیش از توحید به وجود نیامده، بلکه محصول توحید و پس از آن پدیدار شده (ص۲۶) و نمی‌توان ثابت کرد که در گاتها، اهورامزدا بر دیگر خدایان تفوق و تقدم داشته باشد (ص۳۹).

      ـــ گاتها، سرودها و راز و نیازهای یک شخص با خدا نیست، بلکه آنرا برای اجرا در مناسک مذهبی سروده بوده‌اند (ص۳۹ و ۸۱ و۹۳)، همچنین هیچ نشانی از دعوت مردمان برای گرویدن به دین در آن نیست (ص۴۱).

      ـــ بعید است که در گاتها سخنی از اخلاقیات شده باشد (ص۳۹)؛ در گاتها هیچ شاهدی بر تضاد خیر و شر نیست (ص۱۴) و وجه معادی دین مزدایی مذکور در اوستا، تا حد انکار ناچیز است (ص۵)، چرا که هیچ کلمه‌ای بر ثواب و عقاب و داوری پس از مرگ در آن وجود ندارد (ص۲۳)؛ همچنین هیچ اشاره‌ای در گاتها در محکوم کردن خشونت و ستایش صلح طلبی وجود ندارد (ص۶۶).

      ـــ در گاتها منظور از سوشیانت کسی است که از راه قربانی کردن به توانگری برسد (ص۲۱) و نیز همه کسانی که در کار قربانی شریکند (ص۱۰۹)؛ وهومنه/ بهمن، نیرو و عاملی آیینی است برای آوردن گاو به قربانگاه و آماده کردن آن برای ذبح (ص۸۴ تا ۸۶)؛ منیو/ مینو، فعالیتی است که مؤمنان بتوانند مناسک مذهبی را اجرا کنند (ص۹۴)؛ پیروان دروگه/ دروج، بد آیین‌هایی هستند که بجای روز در شب نیایش می‌کنند و نمونه‌ای از آنان جم/ جمشید است (ص۹۸)؛ چینود پل، نام کسی است که با چیدن سنگ‌ها بر روی هم، گذرگاهی می‌سازد (ص۲۳ و ۱۲۲)؛ اشی، به معنای سهم یا هر چیز تقسیم شدنی، و منظور از مگه/ مغ، اندام زنانگی است (ص۲۳).

      ـــ در گاتها، گشتاسپ نام یک شاه نیست، بلکه نام پسر زرتشت بوده (ص۱۰۵) و به احتمال شاعر هم بوده است (ص۱۰۹)؛ فرشوشتر و جاماسپ نیز وزیران گشتاسپ نبوده‌اند (ص۱۰۶)، بلکه اثر خلاقیت نویسنده‌ای متفنن هستند تا نام‌هایی واقعی (ص۱۱۴)؛ پوروچیستا دختر زرتشت نیست، بلکه بندی در گاتها که به او اشاره شده و دارای رنگ ملایم شهوانی است، به معنای شخصی است که مورد توجه کسان بسیاری واقع می‌شود (ص۱۱۶).

      ـــ اعمال نیایشی گاتهاخوانان، برگزاری مراسم نیایشی در روشنایی روز بوده و نیایش‌های شبانه عمل دیوان دانسته می‌شده است (ص۹۲)، در مراسم گاتهاخوانان، نه تنها آزار رساندن به گاو نهی نشده است، بلکه گاو را قربانی و ذبح می‌کرده‌اند (ص۹۲).

      ـــ بحث در باره زرتشتی بودن یا نبودن هخامشیان نادرست است، چرا که در آغاز باید بدانیم دین زرتشتی چیست (ص۳۸) و آیا اصلاً چنین دینی وجود داشته است؟ (ص۴۰)، آگاهی‌های ما از دین هخامنشیان- علیرغم کمبود- بیشتر از دین زرتشتی است (ص۴۰).

      کلنز معتقد است که مترجمان گاتها- به دلیل پی نبردن به مفهوم واژگان دشوار آن- اصطلاحات و معانی آنها را آنطور که پیش زمینه‌ای در ذهن خود داشته‌اند، نوشته‌اند تا بتوانند جمله‌ای معنادار بدست دهند (ص۴۱). او می‌گوید: باید پذیرفت که ما قادر به شناسایی هیچیک از خصوصیات اصلی مزدیسنای گاتها نیستیم (ص۴۰).

      • کلنز استاد مستقیم حقیر بوده در مطالعات ایران شناسی تخصص ایشان ریشه شناسی در افعال اوستایی و معروف ترین کتابش Verbe Avestique است که مرجع مشخص این شاخه از زبانهای ایرانی است . ایشان یک یهودی متعصب و دارای روابط مشخص و متعدد با مراکز دینی و خاخام های یهودی اسرائیلی است . تابعیت دوگانه اسرائیلی دارد و ….. لذا بنده اگر مثلا نیاز داشته باشم که ابهامی در صرف یکی از افعال اوستایی بر طرف کنم به ایشان مراجعه می کنم . احتمالا جنابعالی طلبه باشید . اگر یک استاد زبان عربی ادعایی مفهومی در قران مطرح کرد شما می پذیرید ؟ آیا رشته های دانشکده علوم قرانی با رشته زبان عرب یکی هستند ؟ ایا کسی به صرف خبره بودن در زبان اوستایی می تواند مدعی هر نظر شاذی در اوستا باشد ؟ البته شما با پاسخهایتان قبلا نشان داده اید که در بحث منطقی اسلام و قرآن را تافته جدا بافته میدانید ولی جسارتا برای گفنگو با زرتشتیان اول باید دلیل این تافته جدا بافته بودن را اثبات کنید .

      • جناب اقای عادل اگر تکیه گاهتان ژان کلنز است من هم میتوانم هزاران ادم برجسته مشخص کنم که قران را مبهم و ملال اور و مسخره خوانده است. در ضمن شما از یک یهودی متعصب یا همان صهیونیست یاری میگیرید ده ها هزار انسان می نویسم صهیونیست ضد اسلام سخن گفته اند باور می کنید یا نه؟؟

    • درباره ی این نوشتار….
      در خصوص تحریف : باور مزدیسنی جستجوی راستی از طریق خرد است . چنین باوری ( نه آیین یا دین ) قابل تحریف نیست اما شما به من در جهان ایینی نشان دهید که تحریف نشده باشد . ایا شما مذهب امروز سنیان را تحریف نشده می دانید ؟ پس اسلام هم مانند همه ادیان تحریف پذیر است چرا که وقتی انسانهایی مانند زرتشت و محمد با نوای دل جمعی از مشتاقان را به خویش می خوانند دیگرانی مانند مغان در زمان زرتشت و امویان در زمان صدر اسلام هستند که اماده انحراف باورهای راستین هستند . پیام زرتشت این است در هر زمان باورهای پلید و شیطانی را از ایین و اندیشه خود بزدایید

      امویان نه تحریف کردند و نه اسلام قابل تحریف است .. اسلام پی و مبانی اساسی دارد که در هیچکدام انان تحریفی وارد نشده است .. شاید حدیثی بسازند و نسبت بدهند ولی در خود اسلام قران تحریفی وارد نشده است..

      • درود
        اسلام مبین!!!!و قران قابل تحریف نیست!!!!!!!!!!!؟؟؟اینگونست که میفرمایید پس امام علی از کجا گفته که:«روزی برای مردم فرا خواهد رسید که چیزی جز نامی و نشانه ای از اسلام باقی نخواهد ماند»
        عجب!!!
        تحریف از این بالا و ریشه ای تر مگه میشه اخه؟؟؟
        لطفا در پاسخ بنده نزنید زیر صحت حدیث!!!!!در نهج البلاغه این حدیث موجوده.تحریف اساسی و کلی دیگه چجوری میشه پس؟؟؟!!!! ها؟

        • باید متن حدیث را دید. ظاهرا منظور اینه که اسلام در عمل کنار گذاشته میشه نه اینکه قرآن مفقود میشه

        • این حدیث پیامبر است که میفرماید .. سیئتی عله الناسی زمانون لا یبقا من الاسلامی الا اسمهو و لا من القرانی الا رسمهو مساجدهم بنا و هداهم خراب و فقهاهم شر الفقه ها .
          این حدیث درباره ی کم رنگ شدن اسلام و قران در زندگی مردم است و فقه های بدی که بلد نیستند هدایت کنند … و ربطی به تحریف ندارد

        • به گفته خداوند هیچگاه بر قران تحریفی وارد نمیشود ..
          لا یَأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزیلٌ مِنْ حَکیمٍ حَمیدٍ
          که هیچ گونه باطلی ، نه از پیش رو و نه از پشت سر ، به سراغ آن نمی آید چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است
          سوره فصلت ایه ۴۲

      • در خصوص ادعای عدم تحریف اسلام توسط امویان پاسخ شما را استاد مطهری از کلام امام علی داده

        دیدگاه علی (ع) در مورد امویان مبنی بر این که اسلام مورد تحریف و پشت رو کردن قرار می گیرد، عناصر غیر اسلامی وارد افکار مردم می شود:
        یکفا الاسلام کما یکفأ الاناء. (ص ۲۱)
        و (۱۶) لبس الاسلام لبس الفرو مقلوباً. (ص ۳۵)(۱۷)
        اسلام را می پوشانند به تن مردم اما آن چنان که پوستینی را وارونه بپوشانند. علی علیه السلام (۱۸) به خطر سلطه اموی زیاد اهمیت می داد و اعلام خطر می کرد ولی کمتر کسی متوجه می شد و خودش هم می فرمود: بعدها متوجه می شوید:
        فعند ذلک تود قریش – بالدنیا و ما فیها – لو یروننی مقاماً واحداً و لو قدر جزر جزور لا قبل منهم ما اطلب منهم الیوم بعضه و لا یعطوننیه.(۱۹)
        از جمله راجع به فتنه اموی فرمود:
        ان الفتن اذا اقبلت شبهت، و اذا ادبرت نبهت…(۲۰)
        ایضاً:
        ایها الناس، سیأتی علیکم زمان یکفأ الاسلام کما یکفأ الاناء بما فیه…(۲۱)

        البته برای شما درک اینها خیلی راحت نیست چون اول باید تفاوت قرآن و اسلام رو بفهمید و اینکه قرآن به باور مسلمانان تحریف نشده به معنی این نیست که اسلام هم تحریف نشده در خصوص تحریف اسلام دهها و صدها کتاب در همین حوزه علمیه منتشر شده لطفا مراجعه فرمایید به اونها

        • درباره ی تحریف .. تحریف یعنی تحریف کتاب و توحید و نبوت و معاد ائین است و نه ساختن احکام و احادیث .. اینان تحریف نیست چرا ؟؟ به این دلیل که وقتی حدیث و یا حکمی غیره اسلامی را بسازید به راحتی با رجوع به کتاب ان ائین یعنی قران و میتوان فهمید که ان حکم و یا حدیث باطل است .. تحریف ان است که اساس دین را هدف گیرد . توحید معاد نبوت . کتاب ..اینکه روزی حاکمی بیاید و فلسفه ی خویش را جای فلسفه ی اسلام جا بندازد تحریف نیست چرا که اگر مناظره ایی بین حاکم و یک مسلمان قران خوان رخ دهد با استناد به قران میتوان ان فلسفه را از بین برد و رسوا کرد..

    • در خصوص این بخش از نوشتار شما
      باور مزدیسنی جستجوی راستی از طریق خرد است . چنین باوری ( نه آیین یا دین ) قابل تحریف نیست …
      باید بگویم که این فقط یک شعار زیبا ولی پوچ و نشانه ی ضعف است ..
      ضعف در شرح و تفصیل و قانون گذاری و راهنمایی است و انسان را رها کرده است به حال خودش ..
      اگر انسان میتوانست از خرد خود به نیکی استفاده کند . که اکنون وضعیت جهان چنین نبود ..
      مثلا من بگویم خب من از خردم اسفتاده میکنم و با اینکه چراغ راهنمایی قرمز است ولی خرد من میگوید حرکت کن .!!!
      مگر میشود .. باید قانون گذاری و راهنمایی ایجاد شود .. در اسلام هم قانون گذاری شده است و هم به استفاده از عقل سفارش شده است . و بارها گفته است درباره ی این قرانی که برایتان فرستادیم تفکر و برخی جاها گفته شده تعقل کنید. و نمونه ی دیگری از سفارش به تعقل در اسلام همین ایه زیر میباشد

      الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِکَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ
      به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان (۱۸)

      • ” ضعف در شرح و تفصیل و قانون گذاری و راهنمایی است …. ”
        میدانید مجموعه قوانین ایالات متحده و ۵۱ ایالت آن چه قدر است ؟ بیش از ۱.۵ میلیون قانون بالغ بر ۵۰ میلیون ماده و تبصره قاونونی و بیش از ۲۵۰ میلیون رویه قضایی .

        حالا لطفا بفرمایید در آن بخش تحریف ناپذیر اسلام یعنی قرآن مجموعا چند دستور و قانون وجود دارد ؟ پس بنا بر حرف شما نبود بسیاری از قوانین در قران و اسلام یعنی ضعف انها ؟!!!!
        قرار نیست که ادیان برای هر رفتار بشر قانون وضع کنند . بنابر تجربه بشر تلاش ادیان برای وضع قانون مانند تورات ، تجربه شکست خورده ای است چرا که قوانین بشری به موضوعیت شرایط ایجاد می شوند و با تغییر شرایط نیاز به قوانین جدید پیدا می شود . وظیفه ادیان فراتر از این ایجاد یک نظام اخلاقی است که قوانین بشری بر بستر ان ایجاد شود نه اینکه برای هر امری از دین مایه گذاشته شود .
        همین قانون چراغ قرمز لطفا بفرمایید در کجای اسلام امده که در دین زرتشتی نیامده . در هر دو چنین قانونی موجود نیست .

        اما در زمانیکه هیچ نظام قضایی قانونمندی در دنیا وجود نداشته زرتشتیان ایران ساختاری قانونمند مشابه نظام های مدرن قضایی امروز داشته اند . لطفا به کتاب مادیکان هزار دادستان مراجعه فرمایید و اگر می توانید تا سده پنجم هجری نمونه اسلامی قوی تری ارائه دهید . شما که مدعی ضعف دین زرتشتی در قوانین هستید .

        • بحث قوانین ایالت های متحده با بحث قوانین دینی فرق دارد .. قوانین ایالت های متحده در مرور زمان و به نسبت اتفاقات و در شرح مبسوطی نوشته شده است … اسلام قوانین کلی را در قران نازل کرده است . و تبصره ها را بر عهده ی پیامبر با الهام وحی اللهی گذاشته است .. شما هم اگر کتب موجود از امامان که بر کتب ۴۰۰ گانه نامگذاری شده اند را جمع اوری کنید شاید مسائل مطرح شده در ان از قوانین امریکا و ایالت ها ی ان بیشتر باشد ..و یا احادیث موثق و متواتری که با قران و احکام قرانی یکسان باشد.. در اسلام هم احکام اجتماعی بر حسب زمانه و با انطباق با قران و سیره ی راستین پیامبر بیشتر میشوند .. میبینیم که در اسلام نیازی به ۵۰ میلیون قانون نیست .. و ۱۴۰۰ سال است که اسلامیان با استفاده از یک کتاب و سیره پیامبر خویش و تعقل قوانین مدنی خویش را دریافته و اجرا مینمایند.. به قول شما ایالت های ۵۱ گانه . که هر یک از یک تمدن و قوانین اجتماعی و غیره تبعیت میکنند .. به این دلیل است که تعداد تبصره ها و قوانین زیاد است ..

          پیامبر میفرماید .. برای دینی فرستاده شدم که سه خصلت دارد . اسان است . با گذشت است و حق گرا …

          اسلام دینی است اسان و اسان بودن ان و قوانینش سبب جذب ایرانیان و دیگر اقوام شده است ..

      • درود. این شعار زیبا پوچ نیست بلکه ازادی اراده و اختیار انسان هارا نشان میدهد و برای دستشویی رفتن محدودیت ایجاد نمی کند!!!!!!! بخاطر همین است قران به خاطر کلام گول زننده و دل نشینش تعریف شده ولی گاتها به پرمغز بودن و شیوایی و رسایی.. این قانون گذاری اسلامی شما هم توسط بزرگان تاریخ از فرانسوا ولتر و دنی دیدرو تا فردریش نیچه و بلز پاسکال مسخره اعلام شده است!! همین کانت و هگل بودند که اندیشه شان پیروی اندیشه زرتشت بود!! ولی گوته شاعر المانی هم قران را بخاطر اشعار زیباش دوست می داشت!! فقط بخاطر اهنگ و نوا وگرنه اسلام هیچ اندیشه نویی به جهان هدیه نداد ( ادیان زنده جهان . رابرت هیوم) حالا می فهمیم واقعا کی توسط چی فریب میخوردند ! زرتشت ۱۰۰۰ سال توسط دانشمندان یونانی و رومی به عنوان نماد جاودانه ی خرد و اندیشه معرفی شده !! ولی محمد را می ستایند بخاطر اشعاری که فقط بخاطر قافی هایش به ان جذب میشوند!! برخی ها فکر می کنند چون مثلا این مطلب خیلی با اهنگ و زیبایی توصیف شده بهشون القا میشود این درست است!!

    • در این خصوص
      باور مزدیسنی این است ” راه یکی است و آن راستی است ” شما مدعی شده اید که ” تنها راه در زرتشتیت حقیقت است؟ چرا زرتشتیت بجای گفتار حقیقت از احساسات جوانان برای جذب به این ائین استفاده میکند؟” لطفا با سند یکی از پیشوایان امروز زرتشتی که مدعی باشد تنها دین او حقیقت است معرفی کنید….
      همین تبلیغ های اریایی و پیامبر ایرانی و اینکه اسلام دین اعراب است و ایران خود دین دارد و وووو استفاده از احساسات است که بسیار رواج دارد.. خصوصا در فضای مجازی

      • درود
        چه نظرات گهرباری واقعاً!!!!
        پیامبر ایرانی از احساسات مردم استفاده میکنه یا پیامبر عربی به وسیله گریه زاری انداختن و به سر رو کله زدن و خرافاتی بس عجیب تر ؟؟؟؟!!!!!!
        البته از کسی که میگه : مرد وقتی موهای بدنش به هر دلیلی میریزه و صدا و رفتارهایش زنانه میشه از این بیشتر نباید انتظارات داشت کلاً!!!!!!!!!!!!!!!!!!
        براستی کدومشون از احساسات برای جذب و پایبندی جوانان استفاده میکنن؟؟؟؟؟؟
        نگرانم برای جوانان مملکت با وجود امثال شما فرهیختگان!!!!!!
        بخداااااا

      • لطفا سند ادعای خودتان را ارائه دهید وقتی شما ادعایی مطرح کنید و طرف مقابل مطالبه سند می کند تا وقتی سند ادعایتان را ارائه نداده اید طرح ادعای جدید یعنی شیادی و فریبکاری . شما مدعی شدید که زرتشتیان اعتقاد دارند تنها دین آنها حقیقت دارد . پس لطفا سند این ادعا را نه از کمنتهای اینترنتی از سخن یکی از بزرگان زرتشتی ارائه دهید . مسلمانان در مورد دین خود چنین ادعایی دارند و اسنادش در تمام کتب درسی مدارس تا گفته های مراجع محترم مذهبی موجود است . سند شما کجاست ؟؟

    • در این خصوص
      لذا این ادعا که زرتشتیان زروان را پدر اهورا مزدا می دانستند نشان از بی اطلاعی شما حتی نسبت به ظهور دین زرتشتی و تغییراتی است که این دین در باور ایرانیان به وجود اورد …
      اگر زروان از پیشین در زرتشتیت وجود نداشت به عنوان پدر اهورا مزدا . چطور میشود که به هنگام ظهور او در زمان ساسانی و یا غیره به قول شما . هیچ مقاومتی از سوی زرتشتیان وجود ندارد که مثلا بگویند ما زا پدران خویش نشنیدیم که اهورا مزدا پدری دارد و یا اینکه بگویند در اوستای گذشته پدری برای اهورا مزدا قرار داده نشده است؟؟ ایا زرتشتیان از خدای خویش بی اطلاع بودند که مغان و دیوان به یکباره برای خدایشان پدری بسازند؟؟؟

  8. من نسبت به اینکه زرتشت ، آیینی هست که از طرف خدا آمده یا نیامده ، احتیاط میکنم و در این مورد نظری نمیدم

    ولی به دو نکته میخوام اشاره کنم:
    اولا ورود اسلام به ایران در زمان عمر اتفاق افتاد . عمر هم به هیچ عنوان نماینده اسلام واقعی نبوده
    پس اینکه نتیجه گیری کنیم که اسلام با زور شمشیر وارد ایران شده عبارتیست مضحک و غیرعلمی
    مثلا میتونیم بگیم : افرادی خشنی که خود را مسلمان میپنداشتند (در ظاهر و در باطن اسلام نداشتند) با زور شمشیر وارد ایران شدند و خواستند تا ایرانیان نیز مسلمان شوند درحالیکه خودشان تعلیمات واقعی اسلام رو بلد نبودند

    ثانیا اینکه زرتشت هم به زور شمشیر وارد ایران شده میتونه همون نتیجه عبارت بالا رو ازش گرفت که در واقع اسفندیار و زریر همان عمر و ابوبکر امت زرتشت هستند که در ظاهر زرتشتی هستند ولی هیچ گونه توجهی به تعلیمات زرتشت نداشته اند

  9. کمی به ساختار ادعای خودتان دقت کنید . اگر سر و کار با حوزه علمیه و منطق دارید حتما با مبانی منطق کلامی اشنا هستید .
    استتنتاج شما : چون هیچ مقاومتی از زرتشتیان در برابر عقیده زروان صورت نگرفت پس زروان قبلا در عقاید انها بوده !!!!!
    بر مبنای چنین منطقی من می گویم : چون ایرانیان در برابر مسلمان شدن ( به اعتقاد شما ) هیچ مقاومتی نکردند پس عقاید اسلامی از قبل در ایین انها بوده !!!!
    این چه طور استنتاجی است ؟!!!!
    جدا از این مقدمه استنتاج شما هم سر شار از غلط است . چه کسی گفته ایرانیان در مقابل زروان گری مقاومت نکردند . زروان گری تنها در بخشی از موبدان بروز کرد و عمر کوتاهی داشت چنانکه در زمان ظهور اسلام هیچ نشانی از ان در میان ایرانیان وجود نداشت . باور زروان گری نتیجه تاثیر عقاید یونانی در باورهای کهن ایرانی است و از زمان اشکانیان تا ابتدای ساسانی وجود داشته و بعدا از بین رفته .

    • شباهت دادن مقاومت نکردن مردم ایران در خصوص ورود زروان به دینشان را با مقاومت نکردن ایرانیان در مقابل اسلام . یک سفسطه و سردرگمی شدید ناشی از عدم وجود پاسخ است .. اگر همین الان پادشاهی در ایران بود و میخواست خدایی را در زرتشت به عنوان . پدر خدای زرتشت یعنی اهورا مزدا وارد زرتشتیت کند ایا زرتشتیان در مقابل ان قیام نمیکنند ؟
      ولی اگر کسی به پادشاه و حکومت همان شاه ظالم حمله کند و قصد سرنگونی ان را داشته باشد و کسی مقاومت نکند دال بر ان است که مردم از پادشاهی ان شخص دلگیر میباشند و از برندازی او خوشنود..

      • این استنتاج شماست و سفسطه بازتاب نوع تحلیل شما در اینه نظرات من است .
        عدم شناخت شما از کشاکش حق و باطل و اهورمزدا و اهریمن در طول تاریخ مایه این استنتاج است . هر جا خرد ادمی او را به راه راستی دعوت کرده باورهای اهریمنی در پوششی نو پدیدار شده اند در داستان موسی و سامری . اسلام و سقیفه به باور شیعه و زردشت و مغان . پس ریشه باورهای غلط لزوما در تفکر اصیل ان باور نیست اگر سامری بنی اسراییل را فریفت یا معاویه مسلمانان را یا مغان زردشتیان را به باور اصیل خدشه نتوان وارد کرد .

      • زروانیسم در اسلام هم وارد شد و دهریون بر اساس زروانیسم تحریفی زودگذر در اسلام وارد کردند ولی عقایدشان تا به امروز در اندیشه اسلامی باقی مانده و نگاه قضا و قدری و جبری گری ریشه در زروان گری دارد و یا عرفان اسلامی که اندیشه های زروانی را وام گرفته . حال بفرمایید این انحراف در اسلام هم ریشه در اصول دین اسلام داشته یا صرفا انحراف و التقاط مفاهیم اسلامی با عقاید کفر امیز بوده ؟

        • این عقیده ی جبر مسئله ایی است که کتاب خداوند(قران) ان را نفی میکند .. خانم عزیز شما به نوشته های بنده خوب دقت کنید .. من میگویم ساختن فلسفه ایی به نام اسلام ولی کاملا غیره اسلامی کار هر ننه قمری میتواند باشد .. و این چیزی نیست . چرا ؟ چون ساخت فلسفه و غیره تحریف نیست .. تحریف باید در پایه های اساسی دین رخ بدهد . و چون در پایه های اساسی دین اسلام تحریفی وارد نشده است . هر فلسفه ی ساختگی و غیره اسلامی را با رجوع به قران و تعالیم ان میتوان باطل ساخت .. که این امر درباره ی زرتشت چنین نیست زیرا کتاب زرتشت کاملا از بین رفته است . و زرتشتیان نمیتوانند بر اساس کتابشان چیزی بگویند .

  10. اقای فاطمی در پاسخ به شما
    شما دارین صرفا تحلیل خودتون را درباره حدیث بیان میکنید!!!(مردم ظاهرا اسلام واقعی رو کنار میگذارند چیه دیگه؟!!)
    برید حدیث رو بخوانید لطفا.فرضا حرف شما درست باشه اصلا.!!!این هم معنیش میشه تحریف ریشه ای و اساسی که.
    اسلام واقعی و غیر واقعی کنار گذاشته بشه هر کسی میتونه هر بلایی خواست سر دین بیاره.این یعنی تحرییییف
    ایا الان نشانه و جرقه ای از این کنار گذاشتن اسلام در ایران و در جهان نمیبینید؟؟؟؟
    من که دارم خیلیییی میبینم نشانه کنار گذاشتن اسلام رو!!!عجیبه که شما نمیبینید یا نمیخواهید ببینید!!!

    • در این خصوص
      شما دارین صرفا تحلیل خودتون را درباره حدیث بیان میکنید!!!(مردم ظاهرا اسلام واقعی رو کنار میگذارند چیه دیگه؟!!)
      برید حدیث رو بخوانید لطفا
      حدیث میگوید روزی بر مردم میرسد که اسلام از میان مردم میرود . رفتار و کردار انسان غیره اسلامی میشود .. همانند کارهای این دوره زمانه .. معنای تحریف را خوب بفهمید .. اسلام واقعی = قران . تا روز قیامت همچنین بدون دستخوردگی پا بر جاست ..
      اینکه حدیث میگوید ما یبقا من الاسلامی الا اسمهو = از اسلام چیزی جز نام نمیماند .. این وعده ایی است که برای ظهور حضرت حجت گفته شده است که زمانی ظهور میکند که تعداد مومنان بسیار اندک میشود .

      ما یبقا من الاسلامی الا اسمهو = یعنی دیگر کسی نماز نمیخواند روزه نمیگیرد از حرام ها دوری نمیکند . ووووو

      • درود
        خب بله میدانستم!
        حالا که نشد یا نتوانستید بزنید زیر صحت و درستی حدیث شما هم مانند اقای فاطمی صرفا تحلیل و نظر شخصی خودتون رو درباره حدیث بیان کردید!
        شماها یا نهج البلاغه علی رو قبول ندارید یا قران را قبول ندارید و یا نه اصلا پیامبرتون را!!!!کدومش؟؟؟
        عین متن حدیث نهج البلاغه:روزگاری بر مردم فرا میرسد که از قران جز نشانه ای(نوشته ای)و از اسلام جز نامی(گفتاری)چیزی باقی نخواهد ماند.مسجدهای انان در ان روزگار از لحاظ عمران وساختمان عمران و رونق دارد ولی از نظر هدایت و سازندگی خراب و ناکارامد است!!!!!!!!!!!
        خب این متن چی رو میرساند به ما؟؟؟؟!!!!
        دینی که اینگونه به گفته خوده حدیث دچار هرج و مرج کم و کاستی در دین-قراااان-پیروان و خیلی چیزهای دیگر میشه اسمش رو چی چی میشه گذاشت استاد!!؟واااااا عجبااااا!!!!
        با این تفاسیر شما متاسفانه معنای تحرییییف را هم نمیدانید!!!!
        کلا قانع نشدم

  11. در پاسخ به کامنت دومم.
    اولا اقای فاطمی عزیز چرا بحث رو سیاسی میکنید شما اخه؟!!!
    بنده به اشخاص و انقلاب کاری ندارم که!! بنده بحثم دین هست کاملا
    گریه و زاری و بر سر و کله کوبیدن یک روز میشه دو روز میشه اصلا ده روز میشه نه که هر دوازده ماه سال که!!!!!!!!!!!!
    دین پیامبر ایرانی کجاش عزا و گریه و زاری داره؟؟؟؟؟انسانها شاد افریده شدندددددد
    ضمنا شما که خودتون رو پیرو امام حسین میدونید چرا نمیاید به سخنانش عمل کنید امام حسین گفته منو کشتن بزنید تو سر.و کله خودتون؟؟؟؟!!!!!!و یا نه امام حسین گفته قمه بردارید خودتونو تیکه پاره کنید؟؟؟!!!!!!!
    رفتار شما ها عین رفتار یزید و شمر هست خودتون خبر ندارید!!!فهمیدنش اصلا کار سختی نیست بخدا…

    • کسانی که گریه و زاری میکنند . بر واقعیت ان واقف هستند و میدانند چرا گریه و زاری میکنند.چرا که بحث اعتقادی است و ان شخص میداند کسی که او برایش گریه میکند بخاطر دین و مذهب او بود که دوچار چنین ظلمی شد .. و این کار زنده نگه داشتن عقاید مذهبی است .

      • نگه داشتن عقاید مذهبی با گریه و زاری و بر کله و مغز!!!! کوبیدن؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
        اصولا گریه نوعی برون ریزی و انتقال احساسات فیزیولوژی بدن در مقابل حوادث بیرونی و تحریک عواطف از سوی امثال شما است!
        شما متاسفانه معنای عواطف و احساسات را هم با این حرفهاتون نمیدانید!البته برای شخص بنده چیز عجیبی نیستش ها.
        در دینداری چه نیازیست به گریه و زاری و قلاده به گردن بستن و صدای سگ در اوردن؟!!!!!!!!!!!!!
        دین باید موجب ارامش درونی فرد بشه نه موجب ناراحتی و نگرانی اش.
        گریه عز روی ارامش درونی کجا و گریه از روی استرس و فشارهای دینی که بر فرد القا میکنید کجااااااا!!!!
        شما دارید جوانان این مملکت رو روانپریش و استرسی و عصبی بار میارید…..
        ایا اینها نوعی شگرد و فریبکاری و تحریک عواطف و احساسات برای پایبند ماندن بر دین مبین تان نیست؟؟؟!!!!
        اصولا شما به این تعصبات مذهبی به شدت نیازمند هستید.چون منافع تون در گرو اونهاست…..!!!!

    • در این مذهب شیعه هیچکس کسی را وادار به گریه کردن و زاری برای امامان نمیکنند و افراد به میل خویش به تکیه ها میروند و گریه میکنند مصیبت را میشنوند .. اسلام هم دین شادی است .. بلعکس دین زرتشت است که دین اجباری برای شرکت در مراسمات است

      طبق تعالیم زرتشتی شرکت در گاهنبارها[۲۳] واجب است و ترک آن در مواردی منجربه اعدام می شود! در خرده اوستا ۲۳۰ ، ۲۴۱ – ۲۴۲ / ۷ – ۱۳ و ویسپرد ۱۵۲ در احکام گهنبارها آمده است : اگر بهدینی در نخستین گهنبار شرکت نکرد و میزد[۲۴] را نداد ، در میان مزدیسنان در خور بندگی نباشد و اگر در دومین گهنبار شرکت نکرد و میزد را نداد در میان مزدیسنان پیمان شناس نباشد و با او داد و ستد نباید کرد . اگر در سومین گهنبار شرکت نکرد و میزد را نداد در محاکم قضایی ادعای او پذیرفته نیست . اگر در چهارمین گهنبار شرکت نکرد و میزد را نداد به اتلاف ستور برگزیده محکوم است یعنی گاو و استر و شتر او باید کشته شود و اگر در پنجمین گهنبار شرکت نکرد و میزد را نداد ، به اتلاف بهره ی جهانی محکوم است یعنی همه ی اموال او هدر است. اگر در ششمین گهنبار شرکت نکرد و میزد را نداد از دین بیرون است و بدون اینکه گناهی باشد باید بر او خروشید و او را راند و بدون اینکه گناهی باشد محکوم به اعدام است و باید او را کشت .
      در آیین زرتشتی یکی از بهترین راهها برای طهارت مراسمی است که توسط موبدان اجرا می شود و مراحل آن چنین است

    • کجا مردم هر ۱۲ماه سال و عزاداری میکنن این عزاداری بخاطر ظلم وستم به این خاندان و درس گرفتنه درضمن قمه زدنو قلاده بستن اکثر علما قبول ندارن بعد در وجود انسانه هم غمه هم شادی گریه برای اهل بیتم آدمو به آرامش میرسونه کلا گریه آدمو سبک میکنه

  12. اقای عادل!
    اگر شما بخواهید رفتارهای اشتباه موبدان زرتشتی رو نقد کنید که همه ی این سایت پرمحتوا!!!!!نقد موبد زرتشتی هستش نه اصل دین زرتشتی!!!!متقابلا ما هم میتونیم رفتارهای روحانیون مسلمان !!!که در شرایط حاضر عجیب تر و خرافاتی تر هم میزنه تو چشم؛ در ایران خودمااااان و حتی جهان را بریزیم بر دایره هااااا!!!!!!
    پس حواستونو خوب جمع کنید خواهشاااا….

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی