+
خانه / ایران / ایران باستان / اثبات بی علاقگی زرتشتیان پیش از اسلام به علم(۱) / پزشکی
اثبات بی علاقگی زرتشتیان پیش از اسلام به علم(۱) / پزشکی

اثبات بی علاقگی زرتشتیان پیش از اسلام به علم(۱) / پزشکی

به قلم زرتشتی پژوه مهدی رستمی

مقدمه:

در قاموس کتاب مقدس ذیل کلمه مجوس آمده است که «علم ایشان بر قواعد صحیحه بنا نشده بود». برخی نیز مدعی شده اند که در کتاب دانیال نبی، باب ۱ آیه ۲۰، مجوسیان بر حکمت و دانش توصیف شده اند! اما حقیقت این است که وقتی به فَقَره مذکور از کتاب دانیال نبی (در عهد عتیق) مراجعه می‌کنیم دقیقاً خلاف این را می‌یابیم. چه اینکه متأسفانه مجوسیان را با جادوگران و رمّالان در یک جا توصیف کرده و ثانیاً علم آنان (مجوسیان) را در مقابل دانش پیامبران و اوصیای بنی اسرائیل ناچیز شمرده است: «نبوکدنصر با هر یک از آنها گفتگو کرد. دانیال، حننیا، میشائیل و عزریا از بقیه بهتر بودند؛ پس پادشاه ایشان را به خدمت گماشت. پادشاه هر مسئله ای را که مطرح میکرد، حکمت و دانایی این چهار جوان (که از بنی اسرائیل بودند) را در پاسخ دادن به آن، ده مرتبه بیش از حکمت تمام مجوسیان و جادوگران آن دیار می یافت.»[1]

۱. پزشکی

آیا زرتشتیان پیش از اسلام به نشر و ترویج و اعتلای دانش پزشکی خدمتی کردند ؟ همانگونه که آنان خود میگویند، دانش پزشکی در ایران از عصر پیشا اوستایی وجود داشته است. لذا داشته‌های پیشا زرتشتی را به نام اشو زرتشت و پیروان او تمام کردن، غیر منصفانه و مصداق بارز تحریفِ تاریخ است. گذشته از این، مبلغین زرتشتیگری می‌کوشند که در باب پیشرفته علم طبابت برای خود کارنامه‌ای دست و پا کنند. در این مسیر به کتاب وندیداد استناد می‌کنند عجیب است که این عزیزان حاضر نیستند که انتساب تعالیم این کتاب به اشو زرتشت و زرتشتیان را پذیرا شوند، ولی هرجا که منفعتی باشد، وندیداد را نیز به دیده منت پذیرفته و کتاب آباء و اجدادیِ خود معرفی می‌کنند. پس عزیزان زرتشتی ابتدا باید به این تناقض رفتاری پاسخ دهند.

در ادامه استناد به وندیداد، موضوع درمان با کارد و چاقو[۲] می‌پردازند و آن را نمادی از پیشرفت دانش پزشکی در آیین زرتشتی می‌شمارند. در پاسخ باید بگوییم:

این امر نمی‌تواند به معنی پیشرفت دانش پزشکی در آیین زرتشتی باشد، چون اولاً مصداق و توضیحی درباره آن نیامده است. مثل اینکه کسی ادعا کند که به وسیله چاقو دیگران را درمان می‌کنم، به صرف همین کلام می‌توان او را یک پزشک جراح کارآمد دانست؟! روشن نیست که منظور از «درمان با کارد» چیست. آیا همانند برخی قبائل سرخپوست و یا قبائل بومی افریقا، با کارد برخی رگ‌های بدن را می‌بریدند تا دیوها از بدن بیمار خارج شوند؟! یا شیوه ای دیگر…؟ روشن نیست! ثانیاً این کلامِ وندیداد اگر به معنی درمان به شیوه علمی باشد، به معنی سقوط اخلاق پزشکی است. چون در این کتاب می‌خوانیم کسی که به وسیله کارد، درمان میکند، ابتدا باید بر روی چندین نفر از افراد غیرزرتشتی، امتحان کند و اگر موفق بود،‌آنگاه به درمان زرتشتیان بپردازد![۳] این یعنی از انسان‌های غیر زرتشتی به عنوانِ نمونه آزمایشگاهی استفاده (یا بهتر است بگوییم سوء استفاده) می‌کردند.

همچنین عزیزان در ادامه به داستان تولد رستم دستان در شاهنامه اشاره می‌کنند که یک موبد زرتشتی، شکم مادرِ رستم را به وسیله عمل جراحی باز کرد و رستم را بیرون آورد (عمل سزارین!) لیکن عجیب است بدانیم که اولاً شاهنامه اشاره‌ای به زرتشتی بودنِ آن پزشک نمی‌کند، در ثانی رستم دستان، پیش از ظهور آیین زرتشتی متولد شد! حال چگونه میتوان این عمل سزارین را به دانشمندانِ زرتشتی نسبت داد؟! به تعبیری دیگر، در زمان تولد رستم، آیین زرتشتی هنوز وجود خارجی نداشت و لذا تولد رستم (اگر به صورت عمل جراحی و شیوه‌های علمی صورت گرفته بود) حقیقتاً ربطی به موبدان زرتشتی و دانش پزشکی زرتشتی نداشته است.[۴]

عزیزان باستانگرا، در ادامه به دانش پیشرفته پزشکی در شهر سوخته اشاره می‌کنند، لیکن جای تعجب است که شهر سوخته چه ربطی به زرتشتیان دارد؟ مگر مردم شهر سوخته زرتشتی بودند؟ می‌دانیم که مردمان آن شهر هزاران سال پیش از آیین زرتشتی می‌زیستند و هیچ ارتباطی با زرتشتیگری نداشتند.

در بحث گیاهان دارویی نیز باید دقت نمود که اولاً تمسک به این گیاهان قدمتی بس کهن‌تر از آیین زرتشتی دارد. ثانیاً مقدس‌ترین گیاه دارویی در آیین زرتشتی، هوم نام دارد که در آیین‌ها و مراسم زرتشتی نقشی بسزا دارد و بارها در اوستا مورد ستایش قرار گرفته است.[۵] لیکن جالب است بدانیم که این گیاه، جزو گیاهانی است که از شیره آن مواد مخدر به دست میآید. (هر چند تبدیل آن به مواد مخدر کاری ویژه بوده، به شیوه‌های خاصی نیازمند است). از دیگر گیاهانی که در آیین زرتشتی بسیار مورد توجه است، حشیش (منگ/ بنگ) است که در منابع زرتشتی بسیار مورد توجه است.[۶] آیین آیا این گویای دانش پزشکی در آیین زرتشتی است؟ هَلْ مِنْ مَزید؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱]. تورات، کتاب دانیال نبی، باب ۱، آیه ۲۰ (ترجمه قدیم و همچنین ترجمه تفسیری مؤسسه عیلام)

[۲]. در اوستایی: kereñtu/ kereñtât/kereñt، بنگرید به:

 Dictionary of most common AVESTA words, Joseph H. Peterson, avesta.org

[۳]. اوستا، وندیداد، فرگرد ۷، بند ۳۷-۳۹

[۴]. بنا بر متن شاهنامه رستم در زمان حکومت منوچهر متولد شد: فردوسی، ابوالقاسم (۱۳۸۹)، شاهنامه (بنا بر نسخه مسکو)، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، گفتار اندر زادن رستم، ص ۹۶، بیت ۳۴۰۲-۳۴۵۰

از سویی دیگر می‌دانیم که اشو زرتشت در زمان کی‌گشتاسپ ظهور کرد. بنگرید به: فردوسی، ابوالقاسم، همان، ص ۶۴۷، بیت ۲۳۵۴۵ به بعد…  همین نکته به خوبی نشان مید‌هد که رستم پیش از زرتشت متولد شده بود، و لذا محال است که پزشک جراح (؟!) مادرِ رستم، یک زرتشتی بوده باشد.

[۵]. موبد اردشیر آذرگشسب، خرده اوستا، تهران، ۱۳۵۴، ص ۷۴،۸۲،۹۷

[۶]. برخلاف تصویری که اسلام از انبیاء نشان میدهد، متأسفانه منابع زرتشتی گویای این هستند که زرتشت برای ترویج آیین خود از گیاه حشیش (بنگ) استفاده می‌کرد، بدین صورت که برای مثال، به کی‌گشتاسب بنگ خوراند و بدین وسیله حقانیت خود را به او ثابت کرد. بنگرید به:  ژاله آموزگار، احمد تفضّلی، اسطوره زندگی زردشت، تهران: نشر چشمه، ۱۳۸۶. ص ۴۱-۴۵،۱۰۰-۱۰۱و۱۴۹ بر اساس دینکرد هفتم، فصل چهارم، بند ۸۲-۸۴ ؛ روایات پهلوی، فصل ۴۷، بند ۱۳ همچنین موبدان زرتشتی (از جمله ارداویراف) نیز از این گیاه دارویی برای اثبات حقانیت آیین زرتشتی و درمان دردهای معنوی جامعه استفاده می‌کردند:

ارداویرافنامه، ترجمه رشید یاسمی، بند ۲، همچنین بنگرید به

The book  of ArdaViraf, Chapter 2, Translated by Prof.‎‎ Martin Haug, of the University of Munich, revised from the MS.‎‎ of a Parsi priest Hoshangji.‎‎ From The Sacred Books and Early Literature of the East, Volume VII: Ancient Persia, ed.‎‎ Charles F.‎‎ Horne, Ph.D.‎‎, copyright 1917.

۳۸ نظر

  1. زادگاه علوم یونان بوده و بس .زرتشتیان چه قبل از اسلام چه بعد از اسلام اجازه پیدا نمیکردن رایطه ای با علم داشته باشن علاوه بر اون دیگران رو هم باز میداشتن که حتی منابع متاخر زرتشتی هم این باور هارو داشتن مثل روایتی که نویسنده دبستان مذاهب آورده

    موبد را باید لغت پهلوی غیر را نیاموزد چه یزدان به زردشت گفته است که این علم را به فرزندان خود تعلیم کن .دبستان المذاهب، ص ۱۱۱

  2. پارسیان‌، جز هنر زندگی‌، هیچ‌ هنری‌ به‌ فرزندان‌ خود نمی‌آموخته‌اند. ادبیات‌ در نظر ایشان‌ همچون‌ تجملی‌ بود که‌ به‌ آن‌ کمتر نیازمند بودند، و علوم‌ را همچون‌ کالاهایی‌ می‌دانستند که‌ واردکردن‌ آنها از بابل‌ امکان‌پذیر بود؛ گرچه‌ تمایلی‌ به‌ شعر و افسانه‌های‌ خیالی‌ داشتند، این‌ کار را برعهده‌ی‌ مزدوران‌ و طبقات‌ پست‌
    اجتماع‌ می‌گذاشتند، و لذت‌ سخن‌ گفتن‌ و نکته‌پردازی‌ و لطیفه‌گویی‌ در گفت‌ و شنید را برتر از لذت‌ خاموشی‌ و تنهایی‌ و مطالعه‌ و خواندن‌ کتاب‌ می‌شمردند.

    تاریخ تمدن ویل دورانت علم و هنر پارسیان

  3. در قرن سیزدهم میلادی یعنی در زمانی که جهان اسلام کتابخانه‌ای با ششصد هزار جلد و یا به قولی یک یا سه میلیون کتاب خطی داشت، بزرگترین کتابخانۀ‌خارج از جهان اسلام کتابخانۀ کنتربری انگلیس با حدود دو هزار جلد کتاب بود.

    تاریخ تمدن ویل دورانت ج۶ ص۱۹۲

  4. مطالب خوبی بود منابعش بهره بردم خدارو شکر نمردم و دیدم بک روحانی به غیر از خودمون شیعیان و اهل سنت اظهار لطفی هم به بقیه کردن

    زرتشتی ها دانشمند و عالمشون کجا بود؟؟از ابتدای آفرینش تا برپایی محشر کسی یک نفر زرتشتی به من نشون بده که با علمش تغییری ایجاد کرده باشه بنده اسم خودم رو از سهیل به سگ تغییر میدم

    اگر از گیاه هوم استفاده نکنند که نمیتونن ابن همه داستان سرایی کنند

    • به نام خدا
      ۱. مهد علم بابل و شهر سوخته بوده نه یونان
      ۲.بهتر است از این پس نام خود را به سگ تغییر دهید وبا این نام کامنت بگزارید
      و من هم شما را با این نام صدا خواهم زد چرا که خود خواسته اید
      (یحیی بن ابی منصور دانشمند زرتشتی که مسلمانی را ترجیح داد)
      در باب ایجاد تغییر==> لازم نیست حتما تغییر ایجاد شود چرا که هم اکنون نیز نظری هایی داده میشود و هیچ تغییری ایجاد نمیشود (او از جمله منجّمانی بود که در سال ۲۱۵ ق مأمون به آنها مأموریت داد تا ابزار رصد در آن عصر را اصلاح کنند.
      این آثار از آن اوست: «الزیج الممتحن» و «مقاله فی عمل ارتفاع سدس ساعه لعرض مدینه السلام» و کتابی شامل رصدهای او، نامه های او به عده ای در مورد رصد. ابوعلی یحیی در سال ۲۳۰ ق درگذشت و در حلب دفن گردید.)
      منبع: الأعلام – خیر الدین زرکلی – ج ۸ – ص ۱۷۳

    • و لا تقف ما لیس لک به علم
      از آنچه بدان آگاهی نداری پیروی مکن (اسراء ۳۶)

  5. ایرانیان باستان مردمی باغیرت به نوامیس وصاحب تمدن وعلم وم مختلف بودن …این برکسی پوشیده نیست فساد در یونان و حجاب مردم ایران باستان رو نگاه کنید …بعد از یونانیها (غربیها)طرفداری کنید.تحریفات ی که در زرتشتیگری امده هرچه باشد مانند یهودیان ومسیحیان انواع واقسام تهمتها وتوهین هارا نبه پیامبران نکرده اند….
    تعصب عقل را نابود میکند…
    دین زرتشتی دچار انحرافات زیادی است قبول ولی نباید اینگونه ایران باستان راخالی از همه چیز دانست وتاریخ کشورمون رو به بیهودگی بگیریم.

  6. به نام خدا

    نقدی براثبات بی علاقگی زرتشتیان پیش از اسلام به علم(۱) / پزشکی

    ۱.ابتدا باید عرض کنم این مقاله ی شما سعی دارد اثبات کند که زرتشتیان از علم بیزار بوده و هیچ علاقه ای به علم نداشته اند که این کاملا اشتباه است.و خود نویسنده بار ها به آن اقرار کرده
    ۲. در این جا تناقضات زیادی میبینیم در جایی گفته آنها هیچ علاقه ای به علم پزشکی نداشتند در جایی دیگر از گیا هان دارویی و کارد پزشکی سخن به میان آمده

    • ۱. هدف نویسنده را از کجا فهمیدید؟ به مطلب توجه کنید. هدف هر کس به خودش مربوط است. به فرض که هدف نویسنده آن باشد که شما گفتید، باز هم چیزی از سخنانش کم نمیکند. چون حرفش را با سند همراه کرد.
      ۲. آن گیاهان داروی که شما نام بردید همگی در جهان باستان، مصرف دوگانه داشتند. هم مصرف دارویی و هم مصرف عیاشی. اینکه ادعا میکنید لزوماً مصرف دارویی داشته نیازمند دلیل است. تناقض اگر باشد در منابع زرتشتی است، که برای گیاهان دارویی (به ادعای شما) مصرف عیاشی و خوشگذرانی نام برده اند.

      • ۱.هدف نویسنده را ازکجا فهمیدم؟ یعنی شما هنوز متوجه سخنان ایشان نشده اید.
        هدف هر کس به خودش مربوط است ؟؟چرا چرند میگویید. بهتر بود ابتدا دیدگاه های بنده را میخواندید خانوم جواب به نگاره ۱۱۱.
        این بحثی بود بین بنده و مدیر سایت ایشان در سخنی گفته بودند که بنده در کامنت هایم کاملا رد کردم و جناب آقای مهدی رستمی این پست را قرار دادند در ابتدا در پیوست این مطلب بی علاقگی زرتشتیان پیش از اسلام به علم نیز بود اما حالا نیست و من مجبورم در آخر دوباره کامنت هایم را بگزارم.
        باید بگویم که درست است که با سند و مدرک سخن گفته اند اما مدارک سخن ایشان را تائید نمیکنند.من نیز حرفم را باسند همراه کردم چرا سخنان من را نمی پذیرید؟شاید کم آورده اید.

        ۲.اتفاقا شما باید ثابت کنید که لوزوما مصرف عیاشی داشته اند در این جا سخن از درمان است ثانیا تمامی گیاهان مصرف عیاشی نداشته اند.

  7. ۳.در قاموس کتاب مقدس ذیل کلمه مجوس آمده است: ایشان علما و دانشمندان قوم فارس بوده فلسفه و هیئت و علوم ریاضی را که در آن زمان معروف بود تعلیم می‌دادند.هرچند علم ایشان بر قواعد صحیحه بنا نشده بود.مگر تالس که گفت آب تنها عنصر سازنده جهان است یا ارسطو که گفت آتش و آب و خاک جزو عناصر هستند علمشان بر قواعد صحیحه بنا شده بود.بار دیگر میگویم که این نشان میدهد که آنها به دنبال علم بوده اند هر چند از دیگران بیاموزند

    ۴.من برای بار دوم عرض میگویم که هدف اثبات بی علاقگی زرتشتیان را به علم است. و این جمله شما(آیا زرتشتیان پیش از اسلام به نشر و ترویج و اعتلای دانش پزشکی خدمتی کردند ؟) چه ربطی به علاقه داشتن یا نداشتن دارد اگر
    آنها بی علاقه بودند چرا به رمالی و جادو گری روی نیاوردند و به دنبال پزشکی بودند هر چند که من و زرتشتیان اقرار کرده ایم که این دانش در ایران از عصر پیشا اوستایی وجود داشته است.

    • ۳. سخن تالس و ارسطو که شما ذکر کردید، قاعده نیست. بلکه فرضیات و نظریات هستند. این با “قواعد علمی” متفاوت است. قواعد علمی-فکری شامل اصول و مبانی اندیشه و نظریه پردازی است. اگر کسی (مثل ارسطو و تالس) به نتیجه اشتباه رسید، دلیل بر این نیست که قواعد علمی اش نادرست بوده، بلکه ممکن است ابزار مورد استفاده اش او را به خطا انداخته باشد. لیکن در قاموس میبینیم که قواعد (اصل و ریشه و مبنای) علمی مجوسیان، خطا شمرده شده است. یعنی از ریشه مشکل داشته است. نه صرفاً میوه و برگهایش…
      ۴. متأسفانه در پی رمالی و جادوگری هم رفته بودند. البیته این به معنی بد بودن همه زرتشتیان باستان نیست.

      • ۳.در مثال که جای مناقشه نیست خانوم جواب به نگاره ۱۱۱
        خوب مثالی دیگر میزنم جناب آقای لورد کلوین طبق این قاعده که هر جسم گرمی اگر به آن گرما نرسد سرد میشود سن زمین را ۴۰ میلیون سال محاسبه کرد در این جا علم ایشان بر قواعد صحیحه بنا نشده بود.هرچند که قاعده قاعده ی درستی است
        در یک جا توصیف کردن که نشد دلیل اگر من شما را انسان بد و پستی بدانم و آقای رستمی را خوب و والا بدانم چون در کنار هم توصیفتان کردم آقای رستمی نیز انسان بدی میشود.
        در قاموس کتاب مقدس ذیل کلمه مجوس آمده است: ایشان علما و دانشمندان قوم فارس بوده فلسفه و هیئت و علوم ریاضی را که در آن زمان معروف بود تعلیم می‌دادند و با پادشاه به میدان جنگ می‌رفتند و هر چند که علم ایشان بر قواعد صحیحه بنا نشده بود با وجود آن دانیال ایشان را به حکمت و دانشمندی توصیف می‌نماید (دانیال: ۱، ۲۰) و از برای ایشان نزد نبوکد نصر وساطت نمود (دانیال: ۲، ۲۴) و خود رئیس ایشان گردید (هاکس، ۷۸۵).

        اگر جادوگر بودند دانیال نبی رئیس ایشان نمیگردید.
        ۴.قرار شد بحث علمی داشته باشیم به قول مدیر سایت رو هوا خیلی حرف ها میشه زد این جور حرف زد علمی نیست.
        این مقاله فقط جواب به بخش کمی از دیدگاه های من درباره علم درایران در پیش از اسلام بود برای رد بی علاقگی زرتشتیان به علم آوردن کلمه پیل بغداد کافیست این نشان دهنه جهش علمی بزرگ است.

  8. ۵. بنده هیچ گاه مبلغ زرتشتی گری نبوده نیستم و نخواهم بود .
    ۶.زرتشتیان کتاب وندیداد را به اشو زرتشت (ع) نسبت نمیدهند اما این کتاب را زرتشتیان نوشته اند و این کاملا واضح و مبرهم است چراکه(مسیحیان یا مسلمانان یا یهودیان ) ننوشته اند
    ۷. دانش پزشکی یک علم است و زرتشتیان به دنبال آن بوده اند.
    و کاملا مشخص است که منظور از «درمان با کارد» چیست .داستان تولد رستم دستان و دانش پیشرفته پزشکی در شهر سوخته نشان دهنده ی این است که این سخن شما کاملا اشتباه است:
    ((همانند برخی قبائل سرخپوست و یا قبائل بومی افریقا، با کارد برخی رگ‌های بدن را می‌بریدند تا دیوها از بدن بیمار خارج شوند؟!))

    ۸.اگر منظور از عزیزان باستان گرا این جانب است که این بدترین فوحشی است که تا به حال شنیده ام.
    ودر باب شهر سوخته و تولد رستم در چند خط پیش توضیح دادم

  9. ۹.در بحث گیاهان دارویی به هوم اشاره شد و شما گفتید که از آن مواد مخدر به دست می آوردند در حالی که امورز از تریاک که مواد مخدر است دارو های متعددی مثل مورفین-کدئین- نوسکاپین و…… به دست می آورند.

    ۱۰.درجایی دیگر نویسنده خود اقرار کرده که دانش کارد پزشکی را داشت اند در جای که میگوید:
    ثانیاً این کلامِ وندیداد اگر به معنی درمان به شیوه علمی باشد، به معنی سقوط اخلاق پزشکی است. چون در این کتاب می‌خوانیم کسی که به وسیله کارد، درمان میکند، ابتدا باید بر روی چندین نفر از افراد غیرزرتشتی، امتحان کند و اگر موفق بود،‌آنگاه به درمان زرتشتیان بپردازد![۳] این یعنی از انسان‌های غیر زرتشتی به عنوانِ نمونه آزمایشگاهی استفاده (یا بهتر است بگوییم سوء استفاده) می‌کردند.
    بحث ما بر سر اخلاق نیست چرا که در حال حاضر نیز در دانشگاه های ایران جنازه های هندو از هند وارد میکنند و آنها را کالبد شکافی میکنند
    ۱۱.من در مورد شهر سوخته و تولد رستم لفظ ایران و ایران باستان را به کار بردم و نه اینکه آنها زرتشتی بوده باشند
    فقط یرای این که بفهمانم این دانش خرافاتی نبوده وپیش از زرتشتیان سابقه داشته و زرتشتیان به آن علاقه مند بودند
    در وندیداد فرگرد ۷ بند ۴۴ آمده:
    ای زرتشت ،اگر پزشکانی گوناگون درمان بخش یکی با کارد درمان بخش ، یکی با دارو ، یکی با سخن ایزدی درمان کننده، آن کس که با سخن ایزدی(مانتره) درمان کند درمان بخش ترین درمان کنندگان است.
    اگر به آن علاقه مند نبودند این سخن نباید در کتابشان میبود

    ((درآخر از شما می خواهم یا بر این نقد من جوابی بنویسید و بر دانش من بیفزایید یا این پست را بر دارید))
    وسلام
    در ضمن *****این یعنی دشمنی با زرتشتیان*****

  10. رد بی علاقگی زرتشیان به علم:
    (۳):فناوری:
    ۱.قنات:قنات ریشه در قبل از دوران هخامنشی در ایران قدیم دارد. بزرگ ترین و قدیمی ترین قنات در شهر گناباد است که پس از ۲۷۰۰ سال هنوز آب کشاورزی و آشامیدنی ۴۰ هزار نفر را فراهم می‌کند.

    ۲.باتری:ایرانیان احتمالاً اولین نوع باتری را که به پیل بغداد مشهور است در دوران ساسانیان یا اشکانیان اختراع کردند.
    از سده نوزدهم میلادی تاکنون، الکساندر ولتا به نام مخترع باتری شناسایی شده‌است، حال آن که یافته‌های باستان‌شناسی در مناطقی از عراق کنونی نشان داده‌است که نزدیک دو هزار سال پیش از ولتا (۲۰۰ سال پیش از زادروز مسیح)، باتری در امپراطوری اشکانیان (درمناطقی که امروزه جزو عراق کنونی است) ساخته شده‌است.

    فرضیه‌های ارایه شده در زمینه یافته‌های باستان شناسان همگی بر این مطلب صحه گذاشته‌اند که این مجموعه در راستای کاربردهای الکتروشیمیایی از آن میان آبکاری فلزها ساخته شده که کشف ظرف‌های آبکاری شده در نزدیکیهای محل کشف این باتری، موئدی بر این مطلب است؛ یافته‌ای که به نوبه خود از یک جهش علمی تاریخی سرگذشت دارد.

    کاربرد این مجموعه جهت فرآوری جریان الکتریکی (فرضیه منبع نیرو)، آبکاری زر بر دیگر فلزات (فرضیه آبکاری زر) و بهره گیری در درمان امراض با شوک الکتریکی (فرضیه کاربرد پزشکی) شده که همگی مؤید کاربری این مجموعه در مصارف الکتروشیمیایی است.

    ۳.اسیاب های بادی و……

  11. در پزشکی اولین بیمارستانی که در آن دانش پژوهان علوم پزشکی تحت نظارت پزشک، به طور روشمندی بر روی بیماران کار می‌کردند در دانشگاه جندی شاپور بود. برخی متخصصین پا را از این هم فراتر نهاده و معتقدند کل اعتبار سیستم بیمارستانی را باید در ایران قدیم مشاهده کرد.
    تراکاشت اعضای بدن حیوان در بدن انسان (به انگلیسی: xenotransplantation) ریشه در ایران دوران هخامنشی دارد.

    و اولین همایش علمی در دربار انوشیروان بوده است.

  12. رد بی علاقگی زرتشیان به علم:
    (۲): نجوم:
    دانش ستاره‌شناسی در ایران مانند دیگر نقاط جهان پیشینه طولانی دارد. از آن جا که ابزار کار این دانش آسمانی پاک و چشم تندرست است، از نخستین علومی است که مورد توجه انسان قرار گرفته است.

    برخی پژوهشگران، چندی از نقوش تخت جمشید را نشانه‌ای بر آشنایی سازندگان آن‌ها با اخترشناسی می‌دانند؛ از این میان است نقش حمله شیر به گاو که در بسیاری حجاری‌های تخت جمشید هست.

    مطالعاتی هم روی جهت‌گیری چهارطاقی‌های بجا مانده از آتشکده‌های کهن نشان داده است که می‌توان رابطه‌هایی میان ساختمان آن‌ها و طلوع و غروب جرم‌های آسمانی یافت.
    ایرانیان در دوران باستان در علم ستاره شتاسی مهارت های خاصی داشتند و چنان که در لوحی که از زمان اشکانیان به دست آمده پیش گویی کرده اند که دنباله دار هالی چند وقت به چند وقت دیده میشود.
    اصطلاحات ستاره‌شناسی در پارسی میانه:

    ستَویس یا سَدویس: به ظن قوی نام ستاره سهیل

    تیشتَر: نام ستاره شِعرای یَمانی

    روزآهنگ و شباهنگ: نامهای سیاره زهره در زبان عامیانه

    دیگپایه: صورت فلکی شَلیاق

    هَشتبَر: صورت فلکی تَنَیُّن، اژدها

    موشپر و موشپار و موشپاریک: “ستاره”دنباله دار

    نیزک و نیازک: شهاب ثاقِب

    کَندَر: حرکت رِجعی

    نوماه: هلال

    پُرماه: بدر

    نیم ماه [نیما] و نیم پُری: تربیع

    سروش: نام ستاره عَیّوق

    ماهیگیر: نام ستاره α دَلو

    روجینه: ستاره وسطی کمربند جبار

    چشم شیر: ستاره وسطی از سه ستاره که در گردن اَسَد اند.

    و……….

    • ۱۱۱ جان
      اینکه ساسانیان آموختن علم و دانش را برای طبقه خاص منحصر کرده بودند مشهور است (داستان تقاضای مرد کفاش از انوشیروان برای علم آموزی پسرش و مخالفت شاه در شاهنامه است) ضمناً من جایی خواندم که پزشکان و دانشمندان در آن دوره غیر ایرانی و غیر زرتشتی بوده اند.
      این همه دانشمند بعد از اسلام داریم که در همه جهان مشهورند در دوره ساسانی اگر داریم چرا مشهور نیستند

  13. به نام خدا
    مهدی جان توجه داشته باشید که:
    ۱.ساسانیان آموختن علم و دانش را برای طبقه خاص منحصر کرده بودند .
    این سخن شما نشان دهنده بی علاقگی زرتشتیان به علم نیست
    خوب اگر از علم تنفر داشتند چرا همه جامعه را از اندوختن علم منع نکردند ثانیا طبقات پایین دست نیز میتوانستند خود به تنهایی به دنبال علم تجربی باشند
    مسئله دیگر این است که فقط ساسانیان این کار را کردند چرا در دوره اشکایان و قبل تر از آن به این صورت نبود
    ۲.تا جایی که من میدانم پسر کفاش میخواست به دربار راه پیدا کند.
    ۳.کجا خواندید این را اثبات کنید که تمامی پزشکان و دانشمندان آن زمان زرتشتی نبودند.
    ۴.شهرت چه ارتباطی با علاقه به علم دارد مگر در حال حاظر که تعداد و شهرت دانشمندان مسیحی و یهودی بیشتر است ما میتوتنیم نتیجه بگیریم که مسلمانان بی علاقه به علم هستند. یا در دانشگاه های ما دانشمندانی هستند که مشهور نیستند با این تفاسیر پس نسبت به علم بی علاقه هستند.در ثانی جهان چه تعداد از دانشمندان ما را
    می شناسد.؟
    امام خمینی (ره)گفته است:(هی می‌گویند مغزها دارند فرار می‌کنند. به جهنم که فرار می‌کنند.
    این دانشگاه رفته‌ها، اینها که همه اش دم از علم و تمدن غرب می‌زنند، بگذارید بروند. ما این علم و دانش غرب را نمی‌خواهیم. اگر شما هم می‌دانید که اینجا جایتان نیست فرار کنید. راهتان باز است)
    حال این نشان دهنده بی علاقگی مسلمانان به علم است
    من نمیدانم که شما همان آقای رستمی هستید یا نه اما بهتر است نگاهی به پست نشانه های کم آوردن در بحث بیندازید.
    برای رد بی علاقگی به علم آوردن واژه باتری(پیل بغداد )کافی است که نشان دهنده جهش علمی بسیار بزرگ است
    اگر بخواهید میتوانم داشتن علاقه به علم .در دیگر شاخه های علم را نیز برایتان اثبات کنم.

    • به نام خدا
      اصلاً به شهرت کار نداریم از زمان ورود اسلام به ایران تا حمله مغول این همه دانشمند می شناسیم: ابن سینا ، محمد زکریای رازی ، ابوریحان بیرونی ، فارابی و … که اگر بخواهیم نام آنها را ذکر کنیم اینجا گنجایش ندارد. ولی در دوره ساسانی من حتی یک دانشمند ایرانی زرتشتی نمی شناسم. دانشگاه جندی شاپور هم برای اهل کتاب بوده است.
      (بحث مقایسه است): اگر مقایسه کنیم فاصله علمی ایران در قرون سوم تا پنجم با دروه ساسانی مثل تفاوت شب و روز است.
      مثل مقایسه پیشرفت علمی کشور در دوره جمهوری اسلامی با زمان محمدرضا شاه ، گرچه در دوره قبل دانشمندان قوی داریم ولی اگر پیشرفت علمی کنونی در کشور را در نظر بگیریم ، پیشرفت علمی دوره قبل بسیار ناچیز است. ولی اگر ایده آل را در نظر بگیریم پیشرفت کنونی خیلی ناچیز محسوب می شود
      من ذه جلد آخر صحیفه امام را مطالعه کرده ام و آن جمله که ما علم غرب را نمی خواهیم را نخوانده ام
      آن کفشگر هم فقط می خواست تنها فرزندش درس بخواند ولی انوشیروان مثل سایر شاهان ساسانی ترسیدند یک کاوه آهنگر جدید درست شود.

  14. با نام خدا
    من میخواستم به این حدیث پیامبر عمل کنم که میفرمایند:
    خَیرُکمُ المُدافِعُ عَن عَشیرَتِهِ ما لَم یأثَمْ؛ (سنن أبی داوود، ج ۴، ص ۳۳۲، ح ۵۱۲۰)
    بهترین شما کسی است که از عشیره ی خود دفاع کند، به شرط آن که با این کار مرتکب گناهی نشود

    ۱.این که چون شما یا من نام دانشمندی را در ایران پیش از اسلام نمیشماسیم دلیل بر بی علاقگی زرتشتیان به علم نیست.من باز مثال خود را میزنم :ببینید قطعا باتری که ساخته شده است مخترعی داشته و این شخص قطعا از علم استفاده کرده و ساخت آن را ازطبیعت فرا نگرفته چرا که طبیعت در حال حاضر چنین چیزی را ندارد
    از آزمون و خطا وتجربه هم نبوده چرا که قرار گرفتن اجزا آن با این روش و رسیدن به نتیجه تقریبا غیر ممکن است و احتمال آن صفر است.
    تنها راه فرا گرفتن علم و به کار بردن آن برای اختراع باتری است اما ما نام مخترع آن را نمیدانیم واین دلایل زیادی میتواند داشته باشد مانند نوشته شدن روی مواد فساد پذیر و یا سوختن کتاب و نام آن ها اما این دلیل بر بیعلاقگی به علم نیست.
    ۲. مثال شما کاملا مضحک است اصولا نمیتوان در این باب دو حکومت را بایکدیگر مقایسه کرد چرا که مثلا پیشرفت علم در دوره پهلوی نسبت به قاجار بسیار بسیار بیشتر از پیشرفت علم در حکومت اسلامی نسبت به دوره پهلوی است امروز تمامی دانشگاههای بزرگ ایران در آن دوره ساخته شده است.
    ۳.من در سایت ویکی پدیا دیدم فکر کنم در سخنرانی هایشان بود
    ۴. کجا خواندید این را اثبات کنید که تمامی پزشکان و دانشمندان آن زمان زرتشتی نبودند ودانشگاه جندی شاپور هم برای اهل کتاب بوده است.
    ۵.متن شاهنامه را آورده همراه با آدرس .

    ۶.با توضیحات من اگر باز ادعای خود را تکرار کنید بنده شما را دارای کفایت در بحث علمی نمیدانم فکر کنم خود نیز بر این امر واقف هستید.

  15. به نام خدا
    آقای رستمی از باب مباهته استفاده برده اند و تهمت و افترا و بهتان را به زرتشتیان و ایراننیان پیش از اسلام زده اند

    من از دوستان و خوانندگان این مطلب میخواهم توجه داشته باشند ما مسلمانان در فقه بابی داریم تحت عنوان «مباهته». مطابق با این بابِ فقهی، اگر مردم به دور کسی جمع شوند که محبوبیت و نفوذ زیادی دارد و در عین حال خلاف اسلام سخن می‌گوید و نمی‌توان مردم را از اطراف او پراکنده کرد، می‌توان به او «بهتان» و «تهمت» زد و شخصیت او را تخریب کرد و از این طریق با او در پیچید و از نفوذ و تأثیرش کاست.

    نتنها این مطلب بلکه بیشتر مطالب این سایت بهتان است.

  16. به نام خدا
    ۱.قضیه معلوم نیست آنطور باشه که من فکر میکنم به همان اندازه هم معلوم نیست که آنطور باشد که شما فکر میکنید
    برخی هم بر این باورند که میتوان بهتان زد
    ۲.در حدیث با توجه به معنای واقعی واژگان قبلی معنای تهمت و بهتان زدن نزدیک تر است چنان که برخی از فقها دلالت این حدیث را بر جواز بهتان زدن به اهل بدعت، پذیرفته‌اند.
    شیخ انصاری در توضیح این حدیث می نویسد:
    [جمله «باهِتُوهُم» که در حدیث فوق آمده،] به این معناست که: آنان را متّهم کنید و به ایشان گمان بد برید، به چیزی که متّهم کردن مؤمن به آن، حرام است. مثلاً گفته شود که: شاید زناکار باشد یا دزد باشد و امثال اینها و بالاتر از اینها که در آن مبالغه نباشد و احتمال دارد که آن [جمله] را بر ظاهرش ابقا کرد، یعنی این که به خاطر مصلحت، دروغ بستن بر آنها جایز باشد؛ زیرا مصلحت دور کردن و رماندن مردم از این گونه افراد، قوی‌تر از مفسده دروغ است.

    علامه مجلسی گفته: احتمال دارد که به معنای بهتان زدن مصلحتی باشد؛ زیرا بیشتر مردم، بسیاری از بدی ها و معایب را حسن و خوبی می شمارند، بویژه عقاید باطل را.
    و………

    ۳.در حال حاظر نیز میبینیم شما و آقای رستمی این راه را در پیش گرفته اید و در جایی از ازدواج با محارم کوروش و حرمسرای او می گویید و در جایی تهمت تنفر و بیعلاقگی به علم را به آنان میزنید و درجایی آنان را با مشعل المپیک به تمسخر گرفته و این بهتان ها را به آنان میبندید و درسایت شما چیزی جز این نیست . مگر آن که خلافش ثابت شود.

    و ما میدانیم که بسیار دروغ گویید.

    • حاضر درسته نه حاظر

      • سپاس
        ساعت۱۲ شب به زور چشمانم را باز نگه داشته بودم
        شما به جای غلط املایی گرفتن به دیدگاه من پاسخ دهید و بر آگاهی من بیفزایید
        اگر مباهته درست باشه دیگه هر آنچیزی که گفته ی مسلمانان است سندیتی نخواهد داشت
        حتی اگر معصومی آن را گفته باشد
        در ضمن اینکه من گفته ام مطالب این پست افترا و تهمت است آیا اشتباه است یا نه واقعا شما توهین کرده و تهمت زده اید؟

        • خیال کردی به ضعف مهمی دست یافته ای و خیلی شلوغش کردی! 

          اولا همانطور که در ترجمه ی حدیث آوردید، باهتوهم یعنی مبهوتشان کنید نه به آنها تهمت بزنید

          ثانیا به فرض که باهتوهم یعنی به آنها بهتان بزنید، حدیث در مقام مقابله با بدعتگذاران در اسلامه نه اینکه مجاز به بهتان به هر غیرمسلمان باشیم. اگر چنین بود، فقها تهمت به غیرمسلمانها را جایز می شمردند. 

          باید نویسنده ی این پست پاسخگو باشه نه من

          • السید أبوالقاسم الخوئی، مصباح الفقاهه ج۱، ص ۷۰۰

            أما هجوهم بذکر المعائب غیر الموجوده فیهم من الاقاویل الکاذبه، فهی محرمه بالکتاب والسنه، وقد تقدم ذلک فی مبحث حرمه الکذب، الا انه قد تقتضی المصلحه الملزمه جواز بهتهم والازراء علیهم، وذکرهم بما لیس فیهم افتضاحا لهم، والمصلحه فی ذلک هی استبانه شؤونهم لضعفاء المؤمنین، حتى لا یغتروا بآرائهم الخبیثه واغراضهم المرجفه، وبذلک یحمل قوله (علیه السلام): وباهتوهم کی لا یطمعوا فی الاسلام. وکل ذلک فیما إذا لم تترتب على هجوهم مفسده وفتنه، والا فیحرم هجوهم حتى بالمعائب الموجوده فیهم، السید أبوالقاسم الخوئی، مصباح الفقاهه،
            ج۱، ص ۷۰۱

  17. به نام خدا
    باید بگویم که جمله نخست شما کمی جنبه تمسخر آمیز داشت
    خیر بنده نمیخواستم ضعفی را از اسلام نشان دهم بلکه این خود شما بودید که از من خواستید هر جایی ایردی میبینم
    باز گو کنم .گفتید که هر جا نسبت دروغی را به زرتشتیان زده ام بگویید تا اصلاح کنم.ودلیل زدن نسبت دروغ مباهته است.که این اجازه را میدهد.

    إذا رَأَیتُم أهلَ الرَّیبِ وَ البِدَعِ مِن بَعدی ، فَأَظهِرُوا البَراءَهَ مِنهُم وَ أَکثِروا مِن سَبِّهِم وَ القَولِ فیهِم وَ الوَقیعَهِ وَ باهِتوهُم کَی لا یطمَعوا فِی الفَسادِ فِی الإِسلامِ وَ یحذَرَهُمُ النّاسُ وَ لا یتَعَلَّمونَ مِن بِدَعِهِم، یکتُبِ اللّهُ لَکُم بِذلِکَ الحَسَناتِ وَ یرفَع لَکُم بِهِ الدَّرَجاتِ فِی الآخِرَهِ.[۴]
    پس از من، هر گاه شکّاکان و بدعتگذاران را دیدید، از آنان بیزاری نشان دهید و بسیار به آنان ناسزا گویید و در باره‌شان بدگویی و افشاگری کنید و آنان را مبهوت [و محکوم ] سازید تا به تباه کردن اسلام، طمع نکنند و مردم از آنها بر حذر باشند و از بدعت‌هایشان چیزی نیاموزند. برای این کار، خداوند برایتان ثواب‌ها می‌نویسد و در آخرت بر درجات شما می‌افزاید
    ۱.در حدیث شکاکان نیز آورده شده که میتوانند غیر مسلمانان باشند.
    ۲.به واژگان قبل از مبهوت نگاه کنید: ناسزا گفتن به چه معناست؟ بدگویی کردن به چه معناست؟ باهِتوهُم نیز میتواند معنای به آنها تهمت بزنید را داشته باشد.
    ۳.اتفاقا میتوان به زرتشتیان هم تهمت زد.(مخالفین میتوانند غیر مسلمانان باشند)
    سید ابوالقاسم خویی در ذیل مبحث هجاء المؤمن، هجاء مخالفین و مبدعین در دین را جایز می‎شمرد. سپس این پرسش را مطرح میکند که آیا هجوشان به امری که متصف به آن نیستند و کاذب است، جایز است یا نه؟ خویی اگرچه به دلیل حرمت کذب، تهمت و دروغ بستن به آنان را نیز حرام میشمرد، اما در صورت وجود مصلحت ملزمه، بهتان و تحقیر و دروغ بستن را جایز می داند؛ روشن شدن هویت بدعتگذاران برای ضعفای مومنین و جلوگیری از فریب خوردن مؤمنان، مصلحت بهتان و دروغ بستن است.

    ۴.اگر هم سخن شما درست باشد میتوان به باستان ستا های مسلمان تهمت وافترا زد.مثلا به باستان ستای مسلمانی که میگوید اشهد ان علی ولی الله جزو اذان هست.
    این مطلب را شما نشر دادید و باید در مقابل پرسش من پاسخگو باشید شما در پست بی علاقگی زرتشتیان پیش از اسلام به علم از سخنان ضهید مطهری دفاع کردید پس باید درباره این پست پاسخگو باشید

    ۵.من شما را حکم قرار میدهم باتوجه به آنچه من گفتم و آنچه جناب آقای رستمی گفته اند این مطلب تهمت به نیاکانمان نیست و آیا نسبت دروغی به زرتشتیان نزده اند.
    ۶.اگر ممکن است دلیل نشر ندادن دیدگاه هایم را بگویید تا در کامنت هایم اگر اشتباهی رخ داده اشتباهم را تکرار نکنم
    به چه دلیل نظرات قبلی من را نشر ندادید.؟

    • زرتشتی ها اهل بدعت در اسلام نیستند و نمی توان به آنها بهتان زد (به فرض که این حدیث در مورد جواز بهتان باشه)

      عبارت آیت الله خویی را نقل کنید. آنچه من در سخنان فقها دیده ام، غیبت غیرمسلمان ها را جایز می دانند نه تهمت

      الان دقیقا یادم نیست که چرا حذف کردم حدس می زنم یک علتش این بود که چیزی را که جواب داده بودم دوباره زیر پستهای مختلف تکرار کردید و قصد شلوغ بازی دارید
      بارها گفته ام که کوتاه بنویسید

      • السید أبوالقاسم الخوئی، مصباح الفقاهه ج۱، ص ۷۰۰

        أما هجوهم بذکر المعائب غیر الموجوده فیهم من الاقاویل الکاذبه، فهی محرمه بالکتاب والسنه، وقد تقدم ذلک فی مبحث حرمه الکذب، الا انه قد تقتضی المصلحه الملزمه جواز بهتهم والازراء علیهم، وذکرهم بما لیس فیهم افتضاحا لهم، والمصلحه فی ذلک هی استبانه شؤونهم لضعفاء المؤمنین، حتى لا یغتروا بآرائهم الخبیثه واغراضهم المرجفه، وبذلک یحمل قوله (علیه السلام): وباهتوهم کی لا یطمعوا فی الاسلام. وکل ذلک فیما إذا لم تترتب على هجوهم مفسده وفتنه، والا فیحرم هجوهم حتى بالمعائب الموجوده فیهم، السید أبوالقاسم الخوئی، مصباح الفقاهه،
        ج۱، ص ۷۰۱

  18. به نام خدا
    سال از مدیر سایت آیا این پست اهمت و افترا نیست؟

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>